Dororo

Dororo (どろろ)

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Specials

Julkaisutiedot

Dororo E05 (OpusSub)
Kommentaari m@hsa
m@hsa :زیرنویس از | Opus-Sub💎

Tunnisteet

other
Julkaistu: 2019-02-17
Lataukset: 47
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

144 ensimmäistä riviä.

تقدیم می‌کند opus-sub تیم ترجمه‌ی «Dororo»

«مهمونی تموم شده»

«ولی من هنوزم دلم میخواد برقصم»

«حتی نمی‌تونم بخوابم»

«یه روزی آتش اشتیاقم، خاموش میشه»

«...از همون اولش می‌دونستم»

«یه روزی این شعله خاموش میشه»

«فکر می‌کردم به هیچی احتیاج ندارم»

«ولی حتی الانم، من خیلی جدی‌ام»

«هنوز وقت دارم موفق بشم»

«ولی میخوام بسوزونمش، عزیزم»

«ببخشید عزیزم، اونقدرا آسون نیست»

«ولی مطمئناً اونقدرا هم بد نیست»

«بهم آتش بده»

«روشنش کن، عزیزم» «چون من قراره بسوزونمش»

«مهمونی تموم شده»

«ببخشید عزیزم،‌عجله کن» «هنوز وقت دارم موفق بشم»

«ببخشید عزیزم،‌عجله کن» «هنوز وقت دارم موفق بشم»

«بهم آتش بده»

«روشنش کن، عزیزم» «چون من قراره بسوزونمش»

«قسمت پنجم: نغمه‌ی موریکو: بخش اول»

مهســــــا :ترجمه‌ی زیرنویس از

به کانال تلگرام ما بپیوندید @OpusSub

!داداش

هیاکیمارو

هی

حالت خوبه؟

هنوز واست خیلی شلوغه، نه؟

ولی اینجا به قدری ساکته که باعث میشه وحشت کنم

صدا

شوکه‌کننده ترین حسی که هیاکیمارو تا به حال تونسته بود پس بگیره

صدا بی وقفه در سرش می‌پیچید‏

نمی‌دونست از بین صداهای بیشمار باید کدوم رو برای گوش کردن انتخاب کنه

هیاکیمارو در سیلی از صدا غرق شده بود‏

داداش، میگم شاید بهتر باشه دیگه دنبال هیولاها نگردیم

پاداشش چشم‌نوازه ولی انگار واست مناسب نیست

چیزی اونجاست؟

!یه هیولای پرنده‏، چه بزرگه

هیاکیمارو، نگرانِ صداش نباش

!سمت چَپ

مراقب باش

!راهب

شما دوتا اینجایین؟ عجب تصادفی

هی، داداش

یالا، به خودت بیا

چت شده؟

....هی

که اینطور، پس شنوایی رو پس گرفته؟ خوب شده

هیچم خوب نشده

حالا که می‌تونه بشنوه از قبل ضعیف‌تر شده

چطور؟

یعنی، از هیولایی که حتی تو هم تونستی بکشی، شکست خورد

عجب تعریفی، ممنون

حالش خوب میشه، مگه نه؟

داره زمان سختی رو می‌گذرونه

اگه یه مقدار دارو داشتیم می‌تونستیم ازش استفاده کنیم

من میرم یه مقدار گیر میارم

اون‌طرف رودخونه یه شهر بزرگ هست

بهتره نری شنیدم اونجا جنگ درگرفته، خطرناکه

انگار قبیله‌ی ساکای، که بر این منطقه حکومت می‌کنه، به هم‌پیمانش خیانت کرده

ارتشِ هر دو قبلیه شمشیر کشیدن

برای غریبه‌های مثل ما نزدیک شدن به اونجا مثل خودکشی می‌مونه

واسه همین از اون مسیر برگشتم و به پُست شما دوتا خوردم

لعنتی! سامورایی‌ها چرا اینقدر کشته مُرده‌ی جنگیدنن؟

ببخشید، خیلی بلند حرف زدم

تکون نخور، زخمت سر باز می‌کنه

پسر جون

شبیه یه جونور زخمی شدی که تو غارش مخفی شده

می‌شنوی؟ این صدای انسان هاست

بقیه‌ی صداها، از موجودات جنگل آتش و باد ـه

باید بهشون عادت کنی

تا بتونی از غارت بیای بیرون و تو این دنیا زندگی کنی

...هیاکیمارو

اون زخمی شده مجبورش نکن

برای عادت کردن، به زمان احتیاج داره

چه صدای ملایمی

هنوز نباید از جات بلند شی

هی، افسوس

این گوشت سفته، نمی‌تونم بخورمش

...یه گُل سرخ بچین»

...تا لابه‌لای موهایش جا دهی...

...چهره‌اش شکوفا می‌شود و می‌خندد...

« ...به مانند خورشیدِ تابان

زخمی شدی؟ حالت خوبه؟

...اوه، نمی‌تونی ببینی

دیدی؟ من اینجام

چی شده؟

حتما تب داری

نباید تو آب بمونی. بیا بریم

وای نه، طاقت بیار

!داداش

تا حالا اینقدر ضعیف ندیده بودمش

باید به خاطر زخم‌هاش باشه

تو این مدت تونسته خیلی چیزا رو از شیاطین پس بگیره

شاید هنوز نتونسته کاملا خودش رو وفق بده

اینا یه سری پارچه‌ی قدیمی ولی تمیزه

ممنون - شما میو سان بودی، نه؟ -

می‌بخشید که اینقدر مایه‌ی زحمتت شدیم

هیچ زحمتی نیست تا وقتی حالش خوب بشه، همینجا بمونید

می‌تونیم؟

البته. خیلی از مردم مثل برادر بزرگت اینجا زندگی می‌کنند

ما دیگه بهش عادت کردیم

بچه‌ها خجالت نکشید بیاین داخل و سلام کنید

جنگ وحشتناکی اتفاق افتاد

ما همگی خونه و دار و ندارمون رو از دست دادیم

واسه همین اینجا درکنار هم زندگی می‌کنیم

پس هیچ‌کدوم از بچه‌ها پدر و مادر ندارند؟

درسته. ولی همگی بچه‌های فوق‌العاده‌ای هستن

با اینکه همه بچه‌های کوچکی هستن یه‌طوری تونستیم از پس خودمون بربیایم

آبجی میو، تو که هنوز بیداری؟

بچه‌ها برین بیرون

آبجی میو، بهتره تا میتونی یکم بخوابی

من مراقب این مرد زخمی هستم پس تو برو استراحت کن

باشه، باشه

پس اگه چیزی نیاز داشتین به تاکبو بگین

زود باش. من صبحونه آماده کردم قبل از خواب یکم بخور

باشه، می‌خورم

یکمم برای شما آماده کردیم

حریره‌ی سیب‌زمینی ـه. بخور

ممنون

کمک نمیخوای؟

نه، تو مراقب داداش خودت باش

تو مرامم نیست همینطوری بشینم و هیچ‌کاری نکنم

بذار حداقل به اندازه‌ی غذایی که بهمون دادین واستون کار کنم

انگار پسر خوبی هستی

با وجود اینکه مثل بچه‌ها واسه داداشت گریه می‌کردی

گریه نکردم. حتی یه قطره اشکم نریختم از خودت حرف در نیار

هیس، آبجی میو رو بیدار می‌کنی

ببخشید، ولی چرا الان خوابیده؟

چون شب‌ها کار می‌کنه

لشکر ساکای نمیدونه کی ممکنه جنگ شروع بشه

واسه همین یکی باید موقع کشیک شبانه بهشون خدمت کنه

به‌علاوه، دستمزد شب‌کاری بیشتره

آبجی میو واسه به‌دست آوردن غذا سخت کار می‌کنه

واسه همین باید بذاریم در طول روز استراحت کنه

تو هم پسر خوبی هستیا

راهب، داری کجا میری؟

میرم دنبال راهی بگردم تا در طول مسیر به میدان جنگ برنخوریم

زود برمی‌گردم

ولی اگه برنگشتم، یعنی یه راهی پیدا کردم که یواشکی از منطقه خارج بشم

باشه

چی؟ مگه اون همراه شما نیست؟

گاهی راهمون بهم می‌خوره آدم عجیبیه

!یعنی قراره یه جنگ دیگه در بگیره

More Farsi Persian subtitles for Dororo

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left