200 ensimmäistä riviä.
رشوه نیست، ایتان
یه جور نقشه احتیاطیه
برای وقتی که شاید لازم باشه "هیوم" عضو شورا رو راضی کنیم
تا اسم "بلینگهام" رو بیاره بالای لیستِ
رقبای توسعهدهنده
من با این کار راحت نیستم، شان
ایتان، میدونم هنوز اینجا تازهواردی
ولی کمک مالی به کمپینهای انتخاباتی
بخشی از بیزینس توسعه و ساختوسازه
بخشی که بهتره باهاش کنار بیای
وگرنه از بقیه عقب میافتی
خب، من دیگه میرم بالا
برای این جلسه زود رسیدیم
پس یکم وقت داری بهش فکر کنی
ولی نه خیلی زیاد
انتخاب درست رو بکن، ایتان
نمیتونم
هی
میای بالا؟
اوم، مرسی
داری به حرفم گوش میدی؟ هان؟
گفتم شب کریسمس امسال میشه ۲۰ سال
باید برای جشن گرفتنش یه کاری بکنیم
اوه، ۲۰ سالِ چی؟
سال چی شده؟ ۲۰
اوه، آره عزیزم، خیلی معذرت میخوام، معلومه که یادمه
یادت رفته بود، نه؟ چی؟
اینکه تو آسانسور با هم آشنا شدیم و گیر کردیم
چهار ساعت تمام، اونم وقتی تو داشتی سعی میکردی
نفست بند نیاد؟ آره
مگه میشه یادم بره؟
اوه
فقط میگم اون شب باید یه کار خاصی بکنیم
خب، نمیشه، آخه دقیقاً همون شبیه که
مهمونی کریسمس شرکته
اوه، راست میگی
آخه کی مهمونی کریسمس اداره رو میذاره
شبِ خود کریسمس؟
خب، فکر کنم شان، رونا رو متقاعد کرده
که اینجوری بیشتر حال و هوای جشن داره
نه، بیشتر به خاطر اینه که شان کسی رو نداره
که کریسمس رو باهاش بگذرونه، واسه همین اصلاً
به ذهنش نمیرسه که بقیه شاید داشته باشن
آره، احتمالا. زود باشین بچهها، باید بریم
کالین! تریشا! بدویین
مامان، لطفاً به تریشا بگو
که قرار نیست اون بابا رو تا ایستگاه قطار ببره
یا ما رو تا مدرسه
مامان، بابا، لطفاً به کالین یادآوری کنین
که من دیگه گواهینامه موقتم رو گرفتم
کالین، تریشا الان گواهینامه موقت داره
تریشا، کالین رانندگی میکنه چون بابات دیرش شده
ممکنه به قطارش نرسه
و ما به یه راننده باتجربه پشت فرمون نیاز داریم
بابا، شنیدی مامانت چی گفت؟
بسه دیگه. ندوید، ندوید
دعوا هم نکنید
خب، من دیگه باید برم
وایسا، یه لحظه، یه لحظه. اوه
اوه. خب، مرسی عزیزم
ولی این کوکیها رو فراموش نکن
کالین درستشون کرده. کالین؟
آره، که بهت گفته بودم
نصف تیم فوتبال مدرسه ترم پیش کلاس آشپزی برداشتن
و کالین عاشقشه
اوه، یادم رفته بود. درسته
آشپزی میکنه. مرسی. فعلاً
بریم
اوه
بابا، میتونی امشب کمکم کنی فرم درخواست بورسیه رو
برای کمپ فوتبال تابستونی پر کنم؟
ظرفیتش داره پر میشه
الان که دسامبره
تیم "رد استارز"ـه و همه اونجان
خواهش میکنم
میدونی چیه، از مامانت بپرس
اون توی این کارها خیلی از من بهتره
صبح بخیر
آخیش، حالا شد کریسمس
من عاشق کوکیهای جویسم
راستش، اینا رو کالین درست کرده
تو فاز شیرینیپزی افتاده
اگه این کوکی نشونهاش باشه
پس انتخابش درست بوده
درسته، ارزونتر از اون فاز دکتریه که
بهار پیش توش بود
هوم، شنیدم رونا داشت حرف میزد
"لئون لوید" توی شرکت "کاهیل" کار پیدا کرده
اون دیگه رفته، واسه همین پست معاونت خالی شده
آره، خب، خوش به حال هر کسی که نصیبش بشه
تو نمیخوای تلاشت رو بکنی؟
من دیگه زیاد از حد توی این بازی گول خوردم
اگه رونا میخواست من رو از مقام مدیر پروژه
بالاتر ببره، تا حالا این کار رو کرده بود
نه، فقط بهشون بگو این بهترین پیشنهادیه که
از طرف ما بهشون میشه، باشه؟
هی، شان. رژیمِ قند گرفتی؟
بالا میبینمت
"تد." هوم
بچهها. رونا اومد
صبح بخیر، شان
تد، ایتان. رونا
اوه، مرسی
بیا، اینجوری نمیریزه
مرسی
خب، اوضاع پروژه مرکز "بیکسبی" چطوره؟
ماه دیگه کلنگزنی داریم. طبق برنامه پیش میریم
"لاتی فلدمن" پیشنهادمون رو قبول کرد
تموم شده فرضش کن
فکر نمیکردم قبول کنه. این پروژه بزرگیه، شان
حتماً خبرنگارها رو خبر کن
همه جا پر از خبرنگار میشه. باشه
اوه، در ضمن ایتان
داشتی روی چی کار میکردی؟
نوسازی مجتمع ورزشی "جوو"
چه جالب
باز هم رادیاتور؟
آره
توی انباری یکم ضدیخ هست
قول میدم این کادوی کریسمست نباشه
تو برو تو و حواست رو بذار روی جمعآوری اسباببازیها
منتظرتن. باشه؟
من ردیفش میکنم. مرسی سونیا
آره، ممکنه به کارت بیاد
تو بهترینی
سلام عزیزم. سلام
امم، رادیاتور دوباره خراب شد
این دفعه سومه، ایتان
میتونی بسلامت برسی خونه؟
آره. امم، سونیا بهم مایع رادیاتور داد
سونیا؟ سونیا
همون مسئول مرکز جوانان رو میگم
جایی که یک ماهه دارم برای
جمعآوری اسباببازی کریسمس کار میکنم
آره، آره، معلومه. ببخشید عزیزم
به هر حال، من حالم خوبه
ولی مطمئن نیستم رادیاتور حالش خوب باشه
داشتم فکر میکردم، میدونی
بیا امسال فقط برای بچهها کادوی کریسمس بگیریم
نه برای خودمون. باشه؟
ایتان؟ یه لحظه وقت داری؟ یه خواهشی دارم. بیا اتاقم
عزیزم، باید برم. ببخشید
آره، خودم انجامش میدادم ولی سرم خیلی شلوغه
ولی تو به رونا گفتی که کلنگزنی
پروژه بیکسبی ماه دیگهست
لاتی فلدمن پشیمون شده
مگه نگفتی تموم شدهست؟
فکر میکردم هست، ولی دوباره چک کردم، دیدم نیست
این لاتی فلدمن کی هست؟
اون تنها کسیه که توی پروژه بیکسبی مقاومت کرده
مشکلش چیه؟
احتمالا مثل همیشه
پول
اون نسل سومِ یه
خانواده دکهداره، واسه همین
میدونی که، این روزا درآمد زیادی نداره
تنها کاری که باید بکنی اینه که راضیش کنی تخلیه کنه
فقط کافیه از کلماتی مثل شکایت و ورشکستگی استفاده کنی
من اینجوری کار نمیکنم
خبر داری که پست معاونت خالی شده، مگه نه؟
آره، قبلاً هم توی این مسیر بودم
نه با توصیهنامه من
ترفیع گرفتن به ردههای مدیریتی همه چیز رو عوض میکنه
کارها رو راحتتر میکنه و دیگه مجبور نیستی
کلاً پنج دست کتوشلوار رو پشتسرهم بپوشی
پس یعنی تنها کاری که باید بکنم
اینه که کاری کنم لاتی فلدمن بره؟
آره. تخلیه کنه
اونوقت پروژه به موقع پیش میره
منم جلوی رونا مثل یه ستاره میمونم و تو هم
توصیهنامه میگیری؟
یه بازی دوسر بُرد
سربلندم کن، ایتان
واقعاً حس میکنم این دفعه یه شانس واقعی دارم
منظورم اینه که یه توصیهنامه از طرف شان
یعنی معاونت دیگه دور از دسترس نیست
خب من به اون آدم اعتماد ندارم
اون سالها وقت داشت که تو رو پیشنهاد بده
میدونم
تو هم دو برابر اون زحمت میکشی
چون اون همش دنبال میانبر زدنه
آره، خب، شاید منم باید همین کار رو بکنم. اینجوری نگو
فقط میگم شان از وقتی اون پروژه "جانوس" رو گرفت
توی شرکت بلینگهام ستاره شد
و این کار رو هم با زدوبند با عضو شورا انجام داد
الانم با راننده شخصی میره سر کار، نه با پسرش
اون که اصلاً پسر نداره
تازه، منم که فقط تو رو تا ایستگاه قطار میرسونم
دیدی؟ من حتی کل مسیر رو هم با ماشین نمیرم
چی؟ مگه زندگیت رو دوست نداری؟
من هیچوقت همچین حرفی نزدم
شرط میبندم آقای دویل کاپکیک کریسمس درست نمیکنه
هی! اینا برای تیم فوتبالمونه
منم مسئول کنترل کیفیتم
اعتراف کن، جویس
بد نبود اگه چیزهای بهتری داشتیم
نه این ماشینی که یه خط در میون جوش میاره
یا مثلاً یه فراری
یه چیزی بین این دوتا
و دیگه نگران شهریه کالین
No comments yet. Be the first to leave one.