200 ensimmäistä riviä.
ارائــــه ای از تــیــم تــرجمـه ایـــرانفـیــلم
...ميتونيم سوار ماشين بشيم
.منتظر ميمونيم
واسه تولد جناب نماينده چيزي گرفتي ؟ - .ـ نه
.براش دکمه سرآستین گرفتم
... ـ نقرهاي، با حروف .ـ درمورد تولد حرف نميزنيم
.ـ کادو نميديم ـ چرا که نه ؟
.بهتره که دکمههای سرآستین رو پس بدي
."داگ"
.سعي کردم بهت زنگ بزنم
... ـ گوشیم رو جا گذاشته .ـ بايد صحبت کنيم
ـ چی شده؟ ."ـ "کريستينا
.ـ تازه باهاش حرف زدم ـ کار "زوئي" بوده؟
.آره و همهش اين نيست
.رد "ريـچل" رو هم گرفتن
."فـرانسيس"
.درباره "ريـچل" برام بگو
کجاست ؟
.تحت کنترل دارمش
.چیزی که پرسیدم این نبود
.رسوندمش خونه
.لازم نيست نگرانش باشيم
.درمورد خانم "اسکورسکي" هم، همين رو گفتي
پاي کس ديگهاي هم درميونه؟
."فقط "جنين" و "زوئي
،درباره بازداشت "روسو" سوال داشتن
.و از رفتنش به دیدار "کاپنياک" مطلع هستن
.گمون کنم فقط تا اينجاش رو فهمیدن
.گمونهزنی نکن
.به "بارني هال" هشدار ميدم
ـ ميخواي درمورد "زوئي" چيکار کنم ؟ .ـ "زوئي" رو بسپار به من
.ـ به کارت برس .ـ چشم قربان
.من خاليش کردم
.دوشنبه که بياد، يه سال پيرتر شدي
.و نبايد يه معاون رئيسجمهور سيگاري داشته باشيم
ـ ميشه تمومش کني؟ ـ چي؟
.کافیه
چي شده ؟
.هيچي. فقط گفتم تمومش کن
... نميخوام زود تموم ... اگه تو
.باشه، خب
.حالا هرچي
...زوئي"، من کاري کردم که باعث شده تو"
.نه
... زوئي"، نميشه که همينطوري بگي"
.تمومش کن" و بعدش هيچي نگي"
."خیالت راحت باشه "زوئي .من مثل اون نيستم
."صبح بخير، "جکي
.صبح بخير
ريچارد راسل"؟"
لايحه منع تبعیض نژادی، سال 1963
.طرفِ درستِ تاريخ ایستادن کار هرکسی نیست
،تو اون دوران حتي کار "لیندون جانسون" هم نبود
ولي بدون اون هیچوقت .نميتونست رهبر اکثريت حزب بشه
خب، ساختمون سنايی .به اسم "جانسون" که نداريم
نه، مجبور شد که به کتابخانه .رياست جمهوري بسنده کنه
بالاخره بعد از مدت ها .فرصت کرديم که گپي بزنيم
."قائم مقام برجستهاي بودي "جکي
خيلي مؤثرتر از همقطار های باتجربهترت
... به موقعش ائتلاف کردي
.و وقتي که مجبور بودي، جنگيدي
بهم بگو که چه مسيری پیش روت میبینی؟
میخوام که در آينده براي رياست .نيروهاي مسلح اقدام کنم
.يا امنيت ملي
تا حالا در نظر گرفتي که در راس اصلي حکومت، خدمت کني؟
.اون رو برای هشت تا ده سال ديگه درنظر گرفتم
اگر بهت بگم که ميتوني توی همين دوره در راس حکومت خدمت کني، چي؟
.که جانشین من بشی
به عنوان دبیرکل حزب
.قراره معاون رئيسجمهور بشي
.بيا فرض کنيم که حقيقت داره
،با عقل جور درمياد
ولي من دبیرکل حزب بشم ؟
.بله
نمايندهای که سه دوره در کنگره بوده ؟
نمايندهاي که همه تحسين ميکنن
.و ضمناً براي کشورش در ميدان نبرد، جنگيده
.وب"، گزينه جایگزینه"
."يا "باکوالتر
.فقط تصورش کن، واسه يک لحظه
.براي هم رای جمع میکنن
.نميگم که رسیدن بهش آسونه
.ولي مايلم که مهماتت رو فراهم کنم
.بيا اينجا
اين چيه ؟
."پروندههاي من در مورد "وب" و "باکوالتر
چرا يه نگاه نميندازي؟
.چند روز ديگه صحبت ميکنيم
!اوه، راستي، يه پرونده هم از تو هست
.شايد بهتر باشه که با اون شروع کني
جنين" چي گفت؟"
.استریپ کلاب هنوز باز نشده
دنبال "کاپنياک" گشتي؟
.اگه باشه، پيداش ميکنم
.منو جولی "مترو سنتر" پياده کن
نمیری دفتر ؟
.ميخوام با "ريـچل" صحبت کنم
،همه چي رو انکار ميکنه
.مثل ديشب
نميتونه انکار کنه که سوار ماشين .استمپر" شده. تو ديديش"
شايد بهتر باشه يه نـسخه از .داستان پدرش رو براش بفرستي
.هيچکس منتشرش نميکنه
.ريـچل" که اينو نميدونه"
"گفت :"هر غلطی میخوای بکن، عوضی
.جواب نميده. بايد باهاش رو در رو بشم
!تبريک ميگم
.ـ مفتخر شدیم .ـ متشکر
"خواستم که "باب" و "تـری .رو شخصا در جريان بذارم
.خب. بريم سر اصل مطلب
ـ تا کي بايد عازم "پیتسبورگ" بشم؟ .ـ بيست دقيقه ديگه
،دور نهایی حمايتم از "جيم"ـه .به چندین کمپین باید سربزنم
.موفق باشي اونجا
.بسيار خب. ولي نبايد اصلا ريسک کنيم
."و حالا جانشينت به عنوان دبیرکل حزب، "فرانـک
.باب" يه سري از نظراتش رو در ميون گذاشته"
.ـ من از "هاوارد وب" خوشم مياد .ـ "وب" انتخاب معرکهايه
تا حالا به "وس باکوالتر" فکر کردي ؟
.باکوالتر" عجـوله"
ميتوني با "وب" کنار بياي، "فرانـک"؟
،وب" آدم با تدبيريـه"
.ولي کارش سرانجام نداره
...مشکل "باکوالتر" اينه که
.زودجوشه. اخلاق خوش نداره .کلي هم دشمن داره
انتخاب سومي هم وجود داره ؟
،دو تا از قديميترين اعضاي حزب هستن .نوبتی هم باشه نوبت اوناست
آقاي رئيسجمهور، چطوره اجازه بديم که انتخابات درون حزبی انجام بشه؟
.بذاريد که يه نبرد آزاد عمومی باشه
.هر دوشون صلاحيت دارن
.رهبری حزب باید متفق القول باشه
.نباید از نامزدهاي دیگهای حمایت کنیم
پس کنار میایستیم و از .کسي حمايت نميکنیم
.خوشم اومد
حزب هم به کسي احترام ميذاره .که به روش سنتی انتخاب شده باشه
.خب. آقايون. تصميم با شماست
.بين خودتون به نتيجه برسيد
.ـ من رو از نظر نهاييتون آگاه کنید .ـ ممنون آقاي رئيسجمهور
.منو به وزير "لوييس" وصل کن
.فرانـک"، نميخوام سر اين مسئله باهات جدل کنم"
.ـ قبلا هم اين راه رو رفتیم .ـ منم کاملا موافقم
.يه انتخابات آزاد، منو نگران ميکنه
.ببين، اين فقط يه پيشنهاد بود
.ـ دربارهاش فکر ميکنم .ـ متشکر
.بذار ... بذار روش کار کنم
.موفق باشي
اينجا چيکار ميکني؟
.سفارشم رو بگیر
انتخاب کرديد، آقا؟
.ميخوام که از شغلت استعفا بدي
.به "لئون" بگو که امروز، روز آخرته
چرا؟
.طبيعي رفتار کن
ـ سالاد هم ميخواين؟ .ـ يه بار پيدات کردن
.نميتونيم ريسک کنيم که دوباره پيدات کنن
ـ تأمین مخارج رو چیکار کنم؟ .ـ همین که گفتم
.برو خونه و وسايلت رو جمع و جور کن
.حول و حوش ساعت ده ميام پيشت
... ـ یعنی من هيچ حق انتخابي .ـ تمومش کن
.فقط يه چمدون. همين
...ـ ميشه حداقل بهم بگي ...ـ لازانیای گوشت و سيبزميني
.با سالاد کلم بروکلي ميخوام
.که ببرم
.نميخوايم به دادگاه کشیده شه
.وکلاش هم نميخوان به دادگاه کشیده شه
.ولي خانم "کول"، حرف حساب به خرجش نميره
با اين وجود، اگه يه کم ... بيشتر به من وقت بدي
،اگه ميخواد موضوع رو دادگاهي کنه
.پس بيا اين فرصت رو براش مهیا کنيم
اینکه در حال حاضر غيرمنطقيه ... دلیل نمیشه که
... اون - .ديگه بسه -
.اين يه واکنش بیخردانه ـست
.هيچوقت تو رو آدمي غيرمنطقي یا عجول نميدونستم
...بذار بازم با وکلاش صحبت کنم
سريعترين زمان براي گرفتن وقت دادگاه کِی میشه؟
."ـ "کلـير .ـ يه محدوده زماني بهم بگو
.شش ماه، در سريعترين حالت ممکن
.به آدمهاش اطلاع بده
.و بعدش هم ارتباطت رو قطع کن
به عنوان وکيلت، وظيفه دارم که .شديدا تو رو از اين کار منع کنم
."متوجهم و متشکرم "اوليور
.متشکر
خب؟
.اطلاعات تماس شخصي رو بهم ندادن
ولي اين ليست همه دکترهايي هست که .تو سه سال گذشته در آفريقا خدمت کردن
واسه بيمه خدمات درمانيش چطور؟
.يه رضايتنامه لازم داري
.تو بسته هست
ميتونم کمکتون کنم؟
.آره. دنبال "ريـچل پوزنر" ميگردم
.اينجا نيست
ـ بعدا مياد ؟ ـ چطور ؟
.ميشناسمش
.رفيقت بدجوری من رو پیچوند
چي شد ؟
.ول کرد رفت، اونم وسط شيفتش
مجبور شدم که سرپيشخدمت رو ! واسه گارسوني بفرستم سر ميزا
.ببين، من نگرانم
.ريـچل" بدجوري تو دردسره"
.برام مهم نيست که مشکلات شخصيش چيه
.فقط ميخوام بدونم کجا زندگي ميکنه
.فکر کردم که ميشناسيش
No comments yet. Be the first to leave one.