200 ensimmäistä riviä.
آنچه گذشت در ویل ترنت
امشب میری پیش کیلب؟
نمیدونم. خونوادهش خیلی شلوغ و پلوغن
میدونستی کوسهها اصلاً استخون ندارن؟ بدنشون فقط از غضروفه
جدی؟
جیمز آلستر خیلی از ما جلوتره
میدونیم که آلستر آدم بانفوذ و خوشزبانیه
ممکنه از بقیه برای کمک گرفتن استفاده کنه و ما میخوایم بدونیم اون آدما کیان
خب، آلستر تا حالا دو تا نامزد داشته
مرتیکهی خیانتکارِ دو رو
ممکنه نفر سومی هم در کار باشه؟
این مرد از لحظهای که به دنیا اومدم، تمام زندگیمو کنترل کرده
باید تمومش کنم
چی شده؟
آلستر اونو از اردوگاه روزانهش دزدید
و بعدش، طبق گفتهی کالوین، عمو ویل خودشو با اون عوض کرد
وقتِ مردنه
چی برام آوردی؟
بازرسهای آتشسوزی گفتن کلی مواد اشتعالزا توی ماشین بوده
همهی شواهد نشوندهندهی قتل و خودکشیه
هی، پیت. حرفتو بزن
هنوز نمیتونم نظر قطعی بدم، ولی هر دو جسد مَرده
ارزیابیهای اولیه با چیزی که انتظار داریم مطابقت داره
یعنی جیمز آلستر و مامور ویژه ترنت
تا جایی که بتونیم سریع کار میکنیم
میخوام ببینم
انجی، ما هنوز داریم صحنه رو بررسی میکنیم
پیت، بذار ببینه
یه چیزی به سینهش چسبیده و ذوب شده
این چیه؟
این یه
یه گوشی تاشوئه؟
مال ویل نیست
بیشتر از یک ساله که از این استفاده نکرده
پیت، ویل یه مدال طلا گردنش میندازه، گردنبند مادرش
چیزی پیدا کردین؟
ما هیچ جواهری پیدا نکردیم
مطمئنی؟ آره
این اون نیست. این ویل نیست
اون یکی جسد هم آلستر نیست
اینا همهش صحنهسازی بوده
آلستر میخواسته حواسمون رو پرت کنه و وقتمون رو بگیره
اما نمیدونسته که ویل گوشیش رو عوض کرده
ویل هنوز ممکنه زنده باشه
همین برای من کافیه
بریم پیداش کنیم
به مارشالها میگم راهبندانها رو برندارن
وقت مردنه
حالا کلیدهاتو میگیری
بپا
ویل، پاهام رو حس نمیکنم
دیگه بهشون احتیاجی نداری
بیخیال... بیخیال شو، ویل
این کارا شبیه تو نیست
تا صد قدم دیگه، بپیچ به راست
بپیچ به راست
از خروجی رد شدی
برای رسیدن به مقر جیبیآی
ادواردو، مسیریابی رو لغو کن
مایلید مقصد جدیدی رو تنظیم کنید؟
کجا داری میری، ویل؟
کجا داری میری، ویل؟
کجا داری میری، ویل؟
نمیدونم، ادواردو
آدمبده رو گرفتم، ولی باید بهت بگم
حسش نیست تحویلش بدم
هی، داری با کی حرف میزنی؟
انگار داری خودت قانون رو اجرا میکنی
شاید
شایدم هنوز کارم باهاش تموم نشده
ویل، پام رو حس نمیکنم
خونم داره لخته میشه
تونستی بخوابی؟
صبح بخیر. چه کمکی از دستم برمیاد؟
خب، یه مشکلی داریم
تو نیروهای جیبیآی رو برای جستجویی فرستادی که من به مارشالها واگذارش کرده بودم
ما الان داریم دنبال مامور ویژه، ویل ترنت میگردیم
آره، ولی تو نیستی که تصمیم میگیری. من میگیرم
ما هنوز حتی هویت جسدها رو هم نمیدانیم
من صحنه جرم بودم. به اندازه کافی دیدم
و من تصمیم گرفتم چون تو خواب بودی
آماندا، اینجا شیر تو شیره، خب؟ فقط یکیمون میتونه رئیس باشه
اوه، ببین، مرخصی استعلاجی من همین الان تموم شد
پس بذار اون یه نفر من باشم
واگنر، وایسا. میخوام به حرفم گوش بدی
میفهمم. فکر میکنی من یه مدیر پشتمیزنشینِ بیخاصیتم
خب، منم فکر میکنم تو یه هیولای ناقض قوانین اداری هستی
ولی نمیخوام ببینم که به خودت صدمه میزنی
اونا تو اتاق کنفرانس منتظر منن، بیل
میگم کارولین وسایلت رو جمع کنه
این دارن تورنسونه. هماتاقیِ نامزد شماره سه، جکی وگل
اون دیروز ناپدید شده و به احتمال زیاد همون جسدیه که پشت فرمونه
منطقیه. هیکلش با آلستر همخوانی داره
آره، با اطمینان کامل میگم که مسافر همینه
تو یه اداره چند تا بلوک اونورتر از خونهی جکی وگل کار میکرد
بعد از وقت ناهارش دیگه برنگشته بود
آلستر چون کتوشلوار مناسبی تنش بود، اونو انتخاب کرد
اگه آلستر همهی اینا رو صحنهسازی کرده باشه
یعنی یه نقشهی جدید برای خروج از کشور داره
تیم کالب موقعیت پورشهی ویل رو پیدا کردن
چی؟ تو یه پمپ بنزین رها شده بود
مایلیِ اینجا. همین الان آدرس رو برای همهتون میفرستم ۲۰
از منابعتون درست استفاده کنین
رو یه سرنخ دو نفری کار نکنین و با اورموود هماهنگ باشین
اون در اختیار همهست
داریم قضیه رو برعکس میبینیم
موها، خونِ این پشت... ویل، آلستر رو بازداشت کرده بود
ماشین اینجاست. گوشی اینجاست. پس خودش کدوم گوریه؟
بیشتر از نصف باک بنزین داشت. نیازی به بنزین زدن نداشت
ایدهای داری رمزش چیه؟
رو امتحان کن. تاریخیه که بتی رو آورد پیش خودش ۱۳۲۳
۰۶۳۰، آدرس همون خونهی گروهی
اوم... ۷۴۹۹؟ ۱۱۰۶؟ ۱۱۰۴؟
خودشه
پولاسکی، برو سراغ پارتنر سابقش. این سلاح مخفیمونه برای پیدا کردنش
من فقط یه یارو رو دیدم
حالش خوب نبود، هی اینور اونور میرفت و پشت تلفن داد میزد
داشت درباره چی داد میزد؟ به من ربطی نداشت
مغازه رو بستم و انبارگردانی کردم. وقتی برگشتم، رفته بود
اصلاً به فکرت نرسید به پلیس زنگ بزنی؟
یه کلینیک ترک اعتیاد دقیقاً بالای همین جاده هست
همیشه یه سری آدم خلوچل میان اینجا. فکر کردم اینم یکی مثل اوناست و برمیگرده
به فیلمهای دوربین مداربستهت نیاز داریم
همین الان یه شیفت دوبل رو تموم کردم
من دیگه نیستم. به رئیسم زنگ بزن
اگه همینطور به این مسخرهبازیهات ادامه بدی، میفهمی یه روز چقدر میتونه طولانی بگذره
به من نگاه نکن. اون کلانتره
اون نشان یعنی به هیچکس جواب پس نمیده
میتونه ماشینت رو بخوابونه و خودت رو هم بندازه زندان
من بیشتر به یه بازداشت جنجالی به جرم پورنوگرافی کودکان فکر میکردم
اوه. حتماً. خب، عجب حرکت جسورانهایه
باشه، باشه
خدایا
اوناهاش، خودشه
داری چیکار میکنی، ویل؟
نمیخوام به حرفت گوش بدم، باشه؟
راستش زدم کنار که یه گوشی جدید بگیرم. یکی که دست از سرم برداره
حق با تو بود. ویل، آلستر رو گرفته بود
داشت کجا میبردش؟
لازمه بهت یادآوری کنم که تو به شکل وسواسگونهای آدم وظیفهشناسی هستی؟
آره خب، آدمها میتونن عوض بشن
درسته، میارمش اینجا، بعدش چی؟ ها؟
دوباره فرار میکنه. آدمهای بیشتری میمیرن. اونوقت تقصیر کیه؟
مال اون. نه، مال منه
اون یه ویروسه، یه شکارچی، خب؟
و اون ولکن نیست، ولی من میتونم همین الان تمومش کنم
ویل، هر فکری تو سرته، بیخیالش شو
تو برخلاف من، وجدان داری
کسی با تو حرف نمیزنه
حالا این خانمه دیگه کیه؟
میخوای برات یه لیست از کارهایی که برای ماستمالی کردنِ یه قتل لازمه، ردیف کنم؟
اوه، بذار روشن بگم، این قتل نیست
اگه من جیمز اولستر رو بکشم، قطعاً یه جور دفاع از خوده
اوه! اوه
ام... نگران نباشید خانم. فقط یه مسئلهی رسمی مربوط به GBIـه
کمک
من... میدونم همهی اینا ممکنه خیلی عجیب به نظر بیاد
در واقع دارم یه مجرم خیلی خطرناک رو منتقل میکنم
هی، باید ساکت باشی، فهمیدی؟ کمک
وای، خدای من
هی، میشه خفه شی؟ داری این خانم بیچاره رو میترسونی
کمک
عجب گیری کردیما، ویل. اوه! چه افتضاحی
این چه کوفتیه؟
همدیگه رو میشناسن؟
نزدیک بود همهچیز رو خراب کنی! چطور گذاشتی گیر بیفتی؟
عزیزم، چیزی نیست. هیچکس نمیدونه ما اینجاییم
نقشه هنوز ردیفه
اون هیچوقت صورتش رو جلوی دوربین نمیاره
میتونم زوم کنم
مراقب باش
ما هیچ ایدهای نداریم که اون کیه و چی میخواد
تا الان دیگه میتونن هر جایی باشن
هی، هی، هی، هی! آخ
اون زنه کیه، جیمز؟
اسمش سوزانه
اون نامزدِ عزیزمه
ما رو کجا برده، هان؟
داره من رو به اون زندگیِ آزادانهای میبره که واقعاً لایقشم
آره؟ پس چرا به پات پابندِ شوکر بسته، هان؟
مطمئنم حتماً دلیلِ خوبی داره
بذار من ردیفش کنم
اون کاملاً تو مشتِ منه
سوزان، فرشتهی من
من در مورد اون زنهای دیگه میدونم، جیمی
اونا اصلاً اهمیتی نداشتن
اونا فقط پلهای بودن برای رسیدن به عشق ابدیِ ما
وقتی رسیدیم کانادا، توضیح میدم
کانادا کنسله
کاملاً تو مشتت بود، نه؟ هوم؟
انگار یه مشکلی داریم. ممم
اگه فقط تو جاده میموندی و من رو میبردی به GBI
اگه تو از همون اول توی زندان میموندی
سلام، پسرا
رو کمترین درجه گذاشتمش تا اولِ کاری معلوم بشه رئیس کیه
کسی خودش رو خیس نکرد؟
آره؟ نه؟
سلام، امم، خانم سوزان
من مامور ویژه، ویل ترنت، از جیبیآی هستم. امم
میشه دوتایی با هم یه خلوتِ کوتاه داشته باشیم؟