200 ensimmäistä riviä.
آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...
من جالوتم.
یه نژاد بیگانۀ دیگه روی زمین هست که دارن برنامهریزی میکنن...
تا زمین رو تصاحب کنن.
چی...
نمیدونم کی هستن و اینجا چیکار دارن.
خیلی خطرناکه.
باید این بچه رو پیدا کنم...
تا بتونم ادامۀ پیغام جالوت رو ببینم.
آدمفضایی!
اون بچه مال منه!
بیا پیش من.
فرار کن، بچه.
و یادت باشه که موقع رد شدن از خیابون هر دو طرف رو نگاه کنی.
یه خبر خوب دارم.
شرکت برای ساخت اقامتگاه توی زمین گریدیلند...
- پیشنهاد رسمی داده. - چه اقامتگاهی؟
نمیشه تو پیشنس اقامتگاه بسازین.
درمورد ایثن درست میگفتی.
آدمفضایی نیست.
فکر میکنم آدمفضایی واقعی ممکنه هنوز تو پیشنس باشه.
اولش که به زمین اومدم...
مجبور شدم برای همرنگ شدن با انسانها از بدن هری وندراسپیگل استفاده کنم.
ولی با گذشت زمان اون بدن...
دیگه فقط یه راهی برای مخفی شدن نیست...
بلکه شده کسی که هستم.
و بهش وابسته شدم، همونطور که به آستا وابسته بودم...
و همونطور که هنوز به یاد و خاطرش وابستهام.
آستا سالها پیش مُرد.
و بعد این همه سال...
کنار گذاشتن این پوسته برام سخته...
چون یادم میندازه که زندگی قبلاً چهجوری بود...
قبل اینکه همهچی عوض بشه.
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما CinamaSub@
«کاری از بهادر و صاحب» «Bahador_Sub & @SAHEB@»
نوزادها تو سیارۀ من وابستگی ایجاد نمیکنن.
وابستگی یه خصیصۀ کاملاً انسانیه.
پس مشخصه که بخش انسانی ضعیفتر اون بچه...
باعث شده به حرف دوست مکس گوش کنه...
اون تیکه گوشت پیچیدهشده تو لباس بچهها.
سحر بهش گفت از دست من فرار کنه.
ولی من یه چیزی دارم که سحر نداره.
من و اون بچه همزبونیم.
احساس میکنم شدم ارین براکویچ...
آزمایش آب و حل کردن جرم و جنایت.
شاید یه روزی از رو منم یه فیلم بسازن.
اگه همچین فیلمی ساختن...
میخوام نقش خودم رو بازی کنم...
یه کلانتر خوشقیافه و قوی که کوچه و خیابون رو امن نگه میداره...
تو یه شهر قشنگ تو ایالت کلرادو...
تا اینکه پاگنده میاد که همه رو بکشه.
ولی من میبینم ذات پاکی داره...
بعد بهش انگلیسی حرفزدن یاد میدم.
اونم بهم یاد میده که گیتار بزنم.
عجب فیلمی شد.
بهنظر فیلمی میاد که فقط درمورد شماست...
و ربطی به عدالت زیستمحیطی نداره.
به این ربط داره کل آمریکا میخوان ببینن من با پاگنده...
آواز دونفره میخونم.
یا خدا. این که خیلی زیاده.
آره.
این آب سم خالیه.
شاید بد نباشه نقشه رو یه نگاهی کنیم...
و ببینیم جریان آب از کجا رد میشه که ممکنه بتونه باعث این بشه.
نه، کار پلیسی با نقشه انجام نمیشه.
کار پلیسی بیشتر حسیه.
کار پلیسی تو دنیای واقعی انجام میشه.
بیا. بریم.
هی میدونی چیه؟
شاید تو فیلمم یه دستیار قابلاعتماد داشته باشم که...
همۀ کاغذبازیهای اداری رو انجام میده.
همینجوری دارم از خودم ایده میدم...
ولی شاید دختره فیلم رو ملایمتر کنه...
چون دائم میخوره به در و دیوار.
دیدی؟ دیدی گفتم «دختره»، مگه نه؟
چون به برابری مرد و زن اعتقاد دارم.
آره، شما یه قهرمان واقعی واسه زنهای تمام دنیا هستین.
باید باهات حرف بزنم.
هالووین رو خیلی دوست دارم!
بهنظرم بامزهست که آدمها دوست دارن از جنازۀ بقیۀ آدمها...
واسه دکور استفاده کنن.
دارم وانمود میکنم که این آقا...
قبل اینکه به قتل برسه تو یه فروشگاه موادغذایی کار میکرده.
چه جالب.
ببین، درمورد این نژاد بیگانه که گفتی میخوان زمین رو بگیرن...
اطلاعات بیشتری لازم دارم.
چند روز پیش اینترنت رو میگشتم...
و دیدم یه چیزی به اسم «اینسکتوید» هست...
که یه جور موجود حشرهطورِ فضاییه.
اصلاً... این یعنی چی؟
خوشم نمیاد یه موجود حشرهطور فضایی منو له کنه.
تو اینترنت اشتباه نوشته.
اِ... خب پس.
خوبه.
نه، اینکستویدها کسی رو له نمیکنن...
دوست دارن موجودات دیگه رو...
در حالی که هنوز زندهان و دارن دستوپا میزن، بخورن.
داری بدترش میکنی.
نژادهای بیگانۀ زیادی وجود داره.
مثلاً سفیدهای قد بلند، آرکتوریانها.
مرغهای آبی رو داریم که خیلی خوشگلن...
اگه چهرۀ پرندهها برات جذابیت داشته باشه...
که معلومه واسه من جذابیت داره.
تا وقتی که بقیۀ پیام جالوت رو نبینم، نمیتونم بفهمم که...
کدوم نژاد از بیگانهها روی زمین هستن.
میتونی از دوست احمق مکس واسه دخالتکردنش تشکر کنی.
نباید سحر رو مقصر بدونی.
اون فقط میخواست از بچه مراقبت کنه.
اول من داشتم ازش مراقبت میکردم.
وقتی صدای فضایی درآوردم...
باید میپرید تو بغلم.
خب، شاید صدای فضاییت دیگه مثل قبل جواب نمیده...
چون خودتم دیگه به اون اندازه فضایی نیستی.
این حرف خیلی بدیه که بهم میزنی.
باید قبولش کنیم، هری.
هر یه روزی که اینجایی، بیشتر انسان میشی.
یه چیز حتمی و قطعیه.
منظورم اینه که ببین جالوت چی شد.
اونم فضایی بود و ببین چهقدر انسان شده بود.
نه، من فضاییام.
حسی ذاتی و درونیم میگه فضاییام.
جالوت ضعیف بود. من ضعیف نیستم.
تا وقتی هم که تو این سیاره باشم...
یه فضایی میمونم که از...
فضاییهای دیگه که قیافۀ پرندهطور دارن، خوشش میاد.
که نفس داغ، جذاب و سکسی دارن...
و باد به پرهایی که تو موهاشون دارن، میوزه.
مرسی که هیچ کمکی نکردی.
«من کمربند ایمنی نمیبندم.»
چی؟
اینکه داریم میبینیم چیه، معاون؟
آهان، آره، یه آبگیر مصنوعیه.
شرکتهای معدنی ضایعاتشون رو اینجوری دفع و مخفی میکنن.
تو دل مادر طبیعت؟
یعنی میگی تمام این آب سمیـه؟
آره و قانونیه.
تمام شرکتهای معدنی این کار رو میکنن.
ضایعاتشون رو توی این آبگیرهای ساخت دست انسان دفن میکنن.
مگه اینکه...
آره، همینه، خودشه.
هیچی رو بیشتر از...
یه «مگه اینکه» کاملاً بهموقع دوست ندارم.
انگار... مثل قاشقی میمونه که کرده باشن تو سوپ.
ادامه بده، اون قاشق سوپ رو بذار تو دهانم، معاون.
مگه اینکه نشتیای اتفاق افتاده باشه...
و اونا سعی میکردن مخفیش کنن.
تا حالا بهت گفتم که باهوشی؟
نه، قربان.
میبینی، یادته که نمیخواستم...
همینجوری الکی نقشه رو نگاه کنم، نه؟
و بعد هوش تو باعث شد...
هوش فوقالعادۀ من خودش رو نشون بده.
یه بار دیگه قهرمان داستان خودتون شدین.
سلام!
میخوای بعد مدرسه بریم فروشگاه کتاب مصور...
تا آخرین کتاب دکتر مکنینجا رو بخریم؟
آه، بچهها واقعاً زندگی بی دغدغهای دارن.
من تو عمرم انقدر بچه بودم؟
شرمنده، سرم به نجات دادن دنیا گرمه.
بعد مدرسه میخوام برم تو جنگل.
امیدوارم بچه فضایی برگرده به مخفیگاه.
خوبه، منم واسه کمک باهات میام.
نه، ممنون.
تنها میتونم برم.
ببین، میدونم چون قضیه بچه رو به هری گفتم...
به من اعتماد نداری.
قول میدم ایندفعه بهش نمیگم.
باشه، ولی این آخرین فرصتته.
لطفاً چیزهای مفید رو نذار.
آه، بیخیال، مکس.
باید هرچی تو بشقابت هست بخوری.
هویج؟
برات مفیده.
اون اسمت رو از کجا میدونست؟
اوه، بعد از اینکه رکورد تاکو رو شکوندم...
خیلی اینجاها معروف شدم.
هیچی اینجا نیست.
خبری از بچه نیست.
این خیلی بده.
اگه هیچوقت برنگرده چی؟
هنوز بهش یاد ندادم بند کفشش رو ببنده.
کاش منم میتونستم مثل هری...
اون صداها رو در بیارم تا بیاد پیشمون.
آخ.
چی شده؟
دلم، درد میکنه.
ممکنه نیست مسمومیت غذایی باشه، هردمون خوردیم.
وای نه.
چی شده؟
راجعبه اون آشپز جدید، اگنس...
چیز عجیبی حس نکردی؟
نسبت به بقیه آشپزها صورتش کمتر مو داشت؟
آره، ساعتش هم شبیه آشپزها نبود.
ساعت نظامی بود.
ممکنه از مردان سیاه پوش باشه.
احتمالاً واسه همین اسمت رو میدونست.
شاید تو غذات ردیاب انداخته باشه.
باید ردیاب رو دفع کنی.
نمیتونم.
No comments yet. Be the first to leave one.