Being Human

Being Human

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 3

Julkaisutiedot

Being Human Us Season 03 - All Episodes
Kommentaari AliRezA P

Tunnisteet

other
Julkaistu: 2019-04-07
Lataukset: 31
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

... آنچه گذشت

.ببندش

! خائن

.اون زير ديگه نميتوني خيانت کني

.تو کاراي ... وحشتناکي کردي

جاي ديگه بودي ؟ - .برزخ -

!و درد مي کشيدم

... انگار براي هميشه

.گير افتاده بودم

.بايد برم برزخ

.بايد "نيک" و "استيوي" رو نجات بدم

ايدين" ؟" جاش" ؟"

! گمونم يه اشتباه بزرگ کردم

.تو بودي

،اگه "ري" رو بکشي ...کسي که تورو به گرگنما تبديل کرده

...فقط خودت رو درمان نميکني

!نه، نه! برو بيرون - !واي خدايا -

.هرکسي که تبديل کردي هم درمان ميکني...

!بندازش

"نورا"

... فکر کنم اشتباه باشه که

بذاريم يه گرگنماي يهودي .پوستِ خرچنگ رو بکنه

.من گفتم - جدي ؟ -

آره - ايولا -

حالا اينکه مردمت درمورد ،پوستش چي فکر ميکنن رو کنار بذاريم

.اصلاً بلد نيستي با چاقو کار کني

اصلاً بهتر نيست توي آب بجوشونيمش ؟

اينجوري هم سريع تره .هم باعث ميشه ساقه مغزي بي حس بشه

اوه، واقعاً ؟

بنظر من که آره .اينطوري ميگن

.بفرما، آينده علم پزشکي

.خب واسه مُردن، راه بدي نيست

،اونقدي که من ميگم بد نيست

يه مشت گرگنما واسه ورزش کردنشون .شکارش ميکنن

... آه

.يادش بخير، آره

ميدونين چه چيز ديگه اي آدم رو ميخکوب ميکنه ؟

چي ؟

وقتي که فکر ميکني بهترين دوستت

واسه کشتن "ري" قراره

،تورو توي جنگل ببينه

،و اون جدا ميشه ،و تورو زخمي و داغون ول ميکنه

.و تنهاي تنها توي جنگل رو به موتـي

.بنظرم زيادي بهش فکر ميکني

پيام اخلاقي داستان اينه که .هممون مي ميريم

.طبيعت همه چيز همينه

.آه، نه، نه، نه، نمي ميريم

.مجبور نيستيم بميريم

،جدي ميگم، سربه سر "سالي" نذار ... چون بدجوري درمورد

.تعادل جهان خلقت جديه

.اوه، بيخيال

.اينجوري که ميگي، انگار بدجور جدي هستيا

.نه. نه، ما نمي ميريم .مجبور نيستيم بميريم

.ايدين" شرمنده رفيق جون" .هممون بايد بميريم

.حتي تو، جيگر طلا

.نه، نه. نه، نمي ميريم .مجبور نيستيم بميريم

.نبايد بميريم

.نبايد بميريم

.نبايد بميريم

.نبايد بميريم

.نبايد بميريم

.نبايد بميريم

.نبايد بميرم

،خب قبلاً موفق شدي

...که با اون دنيا

ارتباط برقرار کني ؟

.خيلي دلت ميخواد دوستت رو پيدا کني

.احساس مي کنم پاي علاقه شديدي درميونه

چندمدته ؟

.بيشتر از يه سال ميشه

،به تموم واسطه ها، ميانجي ها

.نجواگرايان ارواح تماس گرفتم

.منطقي نيست

.به همتون زنگ زدم

، و ... نميدونم

کم کم دارم ميترسم

.که نکنه خيلي دير شده باشه

.بايد ذهنت رو باز بذاري

.باشه

"جاش"

جاش" ؟"

بله ؟

ميخوايم شروع کنيم ؟

.آره

.خيلي خب - .ببخشيد -

.پيش واسطه ها زيادي رفتيم اينو گفته بودم ؟

...ميخوام بگم قبل از اينکه

، قبل از اينکه شروع کنيم

من نميخوام

... نميخوام شمع

.يا چاي بخرم

خيله خب، شروع کنيم ؟

... جنگل رو

.ميبينم

.يه دعوايي شده

"نورا"

به من شليک کني !يعني به اون شليک کردي، جيگر

.نورا"، درست ميگه"

.به من شليک کن، خودتو نجات بده

!شليک کن

!يالا بزن

! "يالا، "جاش - چي ؟ -

! اسلحه رو بردار

! واسه درمان جفتمون، تنها راهه

.داره مي ميره

!براي همين تو بايد تمومش کني

چي ديدي ؟

.تاريکي

.و بعد صداي خنده

.آره، ترس و بعدش خوشحالي

چي ؟

.خندست که هميشه شمارو نجات ميده

.از درون مُردم

،بخدا، اگه قرار بشه پيشِ يه واسط ديگه بريم

کاري ميکنم که واسه ارتباط با من .از توي اون دنيا تلاش کني

ولي آخه مگه آدمايي مثل ما

چقدر ميتونن کسايي مثل "سالي" و "ايدين" رو پيدا کنن ؟

ميدوني چي ناراحت کنندست ؟

: همش با خودم اين فکرو ميکنم

خب، دوستِ روحِ من، اون فقط توي برزخ ـه "

" پس بايد بتونيم پيداش کنيم، مشکل خاصي نيست

ولي دوستِ خون آشامم " خدا ميدونه کجاست

اگه زنده باشه چي ؟

.هي

واسه زنده بودنش شمع روشن کردي ؟

.بيا اينجا

ما وجود داريم، خب ؟

... "سالي"، "ايدين"

.وجود دارن

که يعني توي دنيايي هستيم که

.پيدا کردنشون ممکنه

.آره

!زود باشين

! سالي"، وايسا"

.جواب نميده

شايد اون حقيقتي

که درمورد همون چيزي که هربار وارد در ميشيم

گريبان گيرمون ميشه .که مارو به اين روز انداخته

شايد بايد يه بار بدون اينکه

توي صورتم داد بزني بگي .جواب نميده" امتحانش کنيم"

فقط دارم ميگم ،اون 784 بار ديگه اي که سعي کردي

.هم جواب نداد

يعني اين همه داريم انجامش ميديم ؟

.حالا يه چندصدتا روش گذاشتم

اقلاً وقتي که اينجاييم .باهمديگه ايم

... دفعه هاي ديگه

.بهت که گفتم

،يکي از اين بارها

"ايدين" و "جاش" اونجا منتظرمونن

.و اين قضايا تموم ميشه

فقط بايد باور کنيم، باشه ؟

! نه ! نه

! ايدين"، ! "جاش" ! من اينجام"

! من همينجام

! به يه پرستار نياز داريم

اين کيه ؟

.توي ميدون "پورتر" پيداش کرديم .گردنش زخميه

.توي راه دچار تنش شد .حتي نتونستيم اعضاي حياتي بدنشو ثابت نگه داريم

.ميدوني چيه ؟ من مي برمش

ايدين ويت"، ميشناسي ؟"

.قبلاً همه ميشناختنش

کجاست ؟

فکر کردي من تحت نظر دارمش ؟

.يه چيزي ميدوني

.ديگه هيچکي هيچي نميدونه

اين بيماري چيه ؟

.توي خون آشام هاي ديگه هم ديدمش

بدنتون زخم ميشه و بعد از دو، سه روز .به اين روز ميافتين

قضيه به خون مربطو ميشه، درسته ؟

راه درماني هم هست ؟

ميدونه "ايدين" کجاست ؟

.نه

! نزديکم نشو

چرا نميذاري توي آرامش بميريم ؟

ببخشيد

... نه، من

نميتوني، به اندازه کافي

پوسيده شدنمون رو نگاه کني ؟

!گرگنماهاي لعنتي

اگه جاي تو بودم .مواظب خودم بودم

.باشه، همينه

خب تا تکميل شدن ماه صبر ميکنيم . تا ببينيم چي ميشه

اگه "برايان" اشتباه کرده باشه چي ؟

"اگه کُشتن "ري

درمانمون نکنه چي ؟

.هنوزم گرگ باقي ميمونيم

... واي، من

.من بهت گفتم بکشيش

.نه

.آره، من گفتم - نه -

.نبايد اينو بهت ميگفتم

واسه نجاتِ تو .بارها و بارها اينکارو ميکنم

... ولي اگه جواب نده

.جواب ميده

"نورا"

نورا" ؟" ! اوه، خديا، باورم نميشه

اينايي که خودشون به محل هم ميان خوبنا، نه ؟

يه واسط ميشناسم .که عشقش سفر کردنه

تقريباً مثل همين حق اشتراک مجله

حدود 10.000 بار سرمونو کلاه ميذارن .ولي حرف تو گوشمون نميره

More Farsi Persian subtitles for Being Human

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left