Horton Hears a Who!

Horton Hears a Who!

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

Horton Hears A Who 2008 1080p BRrip x264 YIFY
Kommentaari poladstar
من فقط هماهنگ کردم

Tunnisteet

brrip
x264
1080
Julkaistu: 2014-04-13
Lataukset: 63
Kuulovammaisille: Yes

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

در روز پانزده ماه مي

در جنگل نول

در گرماي روز

در آب خنک برکه

.اون داشت آبتني مي کرد و از خوشي هاي جنگل لذت مي برد

.و فيل هورتون يه صداي خيلي ضعيف شنيد

!هورتون- !هورتون-

.صبح بخير، بچه هاي کلاس شما آماده ايد؟

!آره

!بپريد بالا

!مواظب باش، پايينو بپا

.تامي سوار شد

کيتي، تو اونجايي؟

.ها...ها- خيلي خوب-

.ايناهاش

.اين يکي از عجيب ترين مخلوقات جنگله

.حشره برگي شکل

براي محافظت از خودش در برابر شکارچي يا

خودشو به شکل يه برگ درمياره

.اين يکي بدجوري گير افتاده

!يالا دوست کوچولو !خجالتي نباش

.فکر کنم اشتباه کردم بچه ها

معلومه که اين دور و ورا حشره هاي درختي شکل وجود ندارن

.اوه، آره- .حتي يه دونه...اوه! اونا روي منند

نگاه کنيد، اينا حشره ها هستند

فکر کنم که قورتش دادم

!بيا بيرون .آه نمي ياد

.بکشش بيرون

.آه، باشه

. اينکه دماغشو پيف کرد کانگروي بدعنق بود

از اون کسايي که ادعا مي کنن بهتر از شما مي دونن

او همه قانون ها رو مي نوشت و بعدشم اونا رو اجباري مي کرد

.چون خودشو سر دسته جنگل نول مي دونست

چرا من نمي تونم با بقيه بچه ها بازي کنم مامان؟

چند دفعه بهت گفتم؟

.جنگل جايي نيست که اداي حيووناي وحشي رو درآري

خداي من، اين هورتون واقعا عجيب غريبه

.و بچه ها ازش خيلي چيزا ياد مي گيرن

.يادشون مي ده که يه دسته حيوون کم عقل بشند

و به خاطر همينه که رودي مدرسه ش تو کيسه خودشه

خوب، کانگرو هنوز پوزخندش رو لبش بود

.هورتون، اين بهترين لحظه زندگيم بود

بعدش مي خواي بهمون چي نشون بدي؟

.يکبار ديگه اون ذره درست از کنار گوش هورتون رد شد

.و اون دوباره صدا رو شنيد

،يه صداي فرياد خيلي ضعيف بود .انگار چندتا آدم کوچولو داشتند کمک مي خواستند

و مي دوني اون چي فکر کرد؟

چيزي که اون فکر کرد اين بود که بايد يه کسي .روي اون ذره خاک وجود داشته باشه

.يا حتي يه خونواده .ميتونه اينجوري باشه

.يه خونواده با بچه هايي که تازه شروع به بزرگ شدن کردند

!مي خوام زنده بمونم

.بايد برم .کيتي، تو حواست به کلاس باشه

!صبر کن

!برگرد

،يکي ديگه،يکي ديگه .يکي ديگه، يکي ديگه

.آه، يکي داره مي ياد- .بدش به من-

!صبر کن- !زنگ خطر رو بزن-

!ببخشيد !پامو به زمين کوبيدم

.ببخشيد، ويکرشمس

!قول بدم که بعدا تميزش کنم

!تيرا رو بياريد

.من عاشق بوي موز توي صبح هستم

!موزا رو پرتاب کنيد

!بس کنيد رفقا! ما همه مون پستانداريم

!واو

.حس مي کنم که جريان ديپلماتيک داره شکست مي خوره

.ايناهاش

.مي گيرمت. مي گيرمت

.سلام بچه ها- !واو-

خوب

.حالا جات امنه

.من مي دونم که تو يه چيزي گفتي

.فقط مي دونم

کجايي؟

هورتون؟- .اووه، ببخشيد-

.من فقط...آه

.اين ذره بود

.و ...براي کمک داد کشيد

...و من- ...ذره-

براي کمک داد کشيد؟

خوب ذره که خودش نه. منظورم اينه که

.اين احمقانه س

فکر کردي منظورم اين بود؟

.نه يه ذره که نمي تونه براي کمک داد بزنه .بس کن

!واقع بين باش

.نه

.آدماي کوچيکي که روي اون ذره هستند به کمک من احتياج دارند

.مسخره س

.آدماي کوچيک وجود ندارن

.واو، شايد اونا کوچيک نيستند

...شايد

.ما بزرگيم

!هورتون- .نه! جدي مي گم، فکرشو بکن-

شايد يکي هم

،اون بالا باشه

.و داره به دنياي ما نگاه مي کنه

. و براي اونا، ما ذره باشيم

بعدش يکي ديگه شون مي ياد و مي گه

".اوه آدماي کوچيک نمي تونن وجود داشته باشند"

و اون اولي مي گه

"به من مي گي دروغگو؟"

و دومي مي گه

،حرف حساب جواب نداره"

". و اين يکي که حرف حساب نيست

. و اون اولي از سر جاش بلند مي شه

.و براي قسمت بعد مي توني رو کتک کاري حساب کني

!خيلي خوب چاقالو

...يه کم از اون- هورتون؟-

.تو اون ذره هيچي نيست

.اما من خودم شنيدم

شنيدي؟ !واقعا؟ اوه خداي من

.پس چه طوريه که من نمي شنوم

خوب؟

اگه نتوني يه چيزي رو ببيني، بشنوي يا حس کني

.اون چيز وجود نداره

و اعتقاد به آدماي کوچيک خيالي .اون چيزي نيست که ما بهش اعتقاد داريم

.يا اينجا تو جنگل نول تحملش کن

جدي؟

چون داشتم بررسي مي کردم که تلاش کنم

کسي رو پيدا کنم

.که اون چيزي رو که دارم مي گم رو باور کنه .تو هيچوقت اينکارو نمي کني-

. تو درباره اين دروغ به هيچکس هيچ حرفي نمي زني

.مخصوصا بچه ها

.نمي خوام ذهن اونا رو با اين اراجيف پر کني

. جامعه ما استاندارهايي داره، هورتون

اگه مي خواي بخشي از اون باشي .بهت پيشنهاد مي کنم که از اونا اطاعت کني

.روز خوبي داشته باشي

!خيلي خوب پس

.من اونو...به عنوان يه نصيحت قبول مي کنم

. واقعا ازت سپاسگذارم

.نمي فهمم

.مي دونم که صداتو شنيدم

.به روشني خرطوم روي صورتمه

.فهميدم

!شايد نمي توني صداي منو بشنوي

.گوشاي شما بايد خيلي کوچيک باشه

!بايد بلندتر حرف بزنم

!س-ل-ا-م

شايد چند تا از آدما

فکر کنم بدونم کي

با حرف کانگروي بدعنق موافق باشند

"آدمايي که به اندازه موش کوچيک هستند نمي تونن وجود داشته باشند"

.خوب مي تونن .و وجود دارند

.چون هورتون درست مي گفت

!سلام

اون "سلام" تا اون پايين رفت

،توي اون ذره، توي گل ها .توي اون شهر کوچيک

شهري که اسمش هوويل بود چون که ووزها توش زندگي مي کردند

،از امنتيشون خيلي خوشحال بودن ،فقط خبراي خوبو مي شناختند

از اينکه دنياشون يه ذره روي يه شبدره بي خبر بودند

بي خبر از اينکه زندگي شيرينشون مي تونه تموم بشه

شهردار هوويل يه مرد به اسم مک داد بود

.که مخلص و بي طرف و يه خورده هم غير عادي بود

. شهردار و زنش يه چند تا بچه هم واسه زاپاس داشتند

.نود و شش تا دختر، چندتا اينجا، چندتا اونجا

،نود و شش تا دختر براي دوست داشتن .نود و شش تا دختر براي آموزش

.اما شهردار وقت کمي براي هر کدوم از اونا داشت

. پدر من تو امتحان درس داستان هوو عالي بودم

.اوه، داستان هوو. خيلي خوب يادمه

.دختر خوب خودمه

از شونه من استفاده کردي؟

تو از شونه من استفاده کردي

!اونجا رو نگا

.آها،حالا بهتر شد

مي شه يه هووتلفن داشته باشم، بابا؟

.همه تو کلاسمون يکيش رو دارند

اوه، واقعا؟ همه؟

.او! بعدا روش فکر مي کنم- !بابا نگاه کن! بابا نگاه کن-

!دندون

.با تي اچ مي نويسن "دندون"

در سنت هوويل که مشابه شهر من و شما نيست

بچه بزرگ شهردار، شهردار بعدي خواهد بود

و بزرگترين بچه شهردار کي بود؟

،جوجو بود، پسرش .کوچکترين اونا

خوب، جوجو، چه خبرا؟

چه اتفاقا افتاده؟ دنيا چطوره؟

براي شما يا من، کاملا روشنه

.که جوجو شغل پدرش رو نمي خواد

اما شهردار اهميت نمي ده .اين براش مسخره س

و جوجو فقط اونجا نشسته بود و هيچي نمي گفت و براش مسخره بود

!اوه،جوجو

هي! چرا اون بايد وقت بيشتري داشته باشه؟- !اين بي انصافيه-

!پسرم! هي

و چرا اون حرف نمي زد؟

، خوب فکر مي کنم که مي ترسه اگه حرف بزنه

.پدرش رو مايوس کنه

مي دوني چي خيلي شگفت آوره؟

!اين خيلي شگفت آوره

.فقط به خانم ها و آقاهايي که به اين ديوار آويزونن نگاه کن

تو، پسر من، بخشي از ميراث اين خانواده هستي که قرن ها قدمت داره

مي دوني چيه؟

.پدربزرگت شهردار هوويل بود

. و مادر پدربزرگت هم همينطور، درسته

همه اجداد تو تا

پدر

نه خيلي پدر

پدر، پدر

پدر،پدر،پدر

!پدر

!پدربزرگت

More Farsi Persian subtitles for Horton Hears a Who!

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left