158 ensimmäistä riviä.
حالا، خوب گوش کن
من همه چی رو به عهده تو میسپارم
مطمئن شو کسی که خونه منو اجاره می کنه مطمئن باشه
کسی که بهش اطمینان کنی
بله، قربان
خیلی خوب، خوب، خداحافظ خداحافظ، سرهنگ
... و فراموش نکنین که بهم بگین
خدا رو شکر، اون رفت
آفریقای جنوبی فکر من بود
موضوع چیه؟
بگو، کلی، دیدی دو تا رفیق از این طرف بدون؟
البته، دو نفر می رفتن اینطرفی مشکل چیه؟
داشتن سعی می کردن بیرون پارک شهر هتل درست کنن
اونها حتی یه جفت نیمکت گذاشته بودن کنار هم
طوری که اونا می تونستن تخت دونفره داشته باشن
اوه، آره؟ آره
و وقتی بهشون گفتن حرکت کنن
کوتوله کلاشو برداشت و بهم گفت بله، خانم
این چیزیه که منو ناراحت کرده
اون رفته، بیا از اینجا بریم بیرون
خوب، اینم یه دردسر دیگه اس که منو انداختی توش
بله، خانم
بیا، یه راهی پیدا کنیم
حالا، مطمئنی همه چی رو برداشتی؟
اوه، مطمئنم همه چی رو برداشتم
قبل از اینکه قایق و از دست بدیم راه میافتی؟
اوه، خیلی خوب اوه، بیا، زودباش دیگه
راه بیافت، راه بیافت خیلی خوب، دارم میام
ولی، گوش کن، تو واقعا فکر می کنی این درسته که همینطوری بذاریم بریم
و اینجا رو تا دوشنبه ول کنیم
اوه البته، سرهنگ حداقل تا شش ماه دیگه بر نمی گرده
و چه فرقی می کنه اگه ما خونه رو امروز بدیم اجاره یه هفته دیگه؟
این همونه خیلی خوب، برو، برو
تو همیشه آماده ای که یه بحثی رو شروع کنی بیا، عجله کن
اوه، و تو همیشه منو سرزنش می کنی
برو بیرون، زود باش
بیا از پنجره کناری بریم بیرون
پرده ها رو بکش
خوب، این باید همینجا باشه این کاملاً عالیه
منو یاد خونه های قدیمی انگلستان می اندازه همینطوره
پلیسه؟
سرهنگ باکشات کیه؟ چه شکلیه؟
من کوچکترین نظری ندارم من هرگز ملاقاتش نکردم
اوه، امیدوارم اینجا رو به ما اجاره بده
اومدن اینجا رو اجاره کنن
چیکار کنیم؟ چیکار؟
فقط از مغزت استفاده کن
لباس مستخدم ها رو بپوش و بهشون بگو سرهنگ خونه نیست
ساده است
... آره، ولی اگه اونا بیا دیگه
صبر کن، صبر کن، آمبروز فکر کنم شنیدم یکی داره میاد
اینجا خونه سرهنگ ویلبورفورس باکشاته؟
بله، قربان
خوب، من متوجه شدم اینجا برای اجاره است
هست؟ منظورم اینه که هست، بله
البته که هست
من لرد لئوپولد پلومتری هستم کارتم
هی
... سرهنگ خونه نیست، شما می خواهین
شما می خواهین سرهنگو ببینین؟ چرا، دوست دارم
سرهنگ باکشات
اوه، اولی، اوه، سرهنگ باکشات
همینجا بمونین
سرهنگ باکشات
چیه، هایوز؟
لرد اَپلِتری، می خواهد یه اتاق اجاره کنه
نه، نه، عزیز من پلومتری، پلومتری
لرد لئوپولد پلومتری
و می خواهم کل خونه رو اجاره کنم
اتاق سولاریوم رو نشونشون بده
من به زودی میام پایین
از این طرف، قربان
صبح بخیر خیلی، خیلی، خیلی صبح به خیر
این افتخار و دارم که بتونم با ویلبورفورس باکشات ملاقات کنم؟
نه دیگه، سرهنگ باکشات در خدمت شماست
من لرد لئوپولد پلومتری هستم
مفتخرم همسرم
خوشبختم
من و همسرم از ماه عسل برگشتیم
هتل پر بود همسر عزیز کوچیکم پیشهاد داد
خونه مبله اجاره کنیم
متوجهین بله، بله، بله
بنابراین می خواهیم بلافاصله ساکن بشیم
افتخاری از این بالاتر برای من نیست
آه، به غیر از این پیشخدمت شما خدمتکار دیگه ای هم دارین؟
آه، بله، بله، بله
می خواهم خدمتکار و ببینم، لطفا
فقط یه لحظه
اوه، هایوز، اگنس و صدا میزنی؟
کی؟ اگنس و صدا بزن
اوه، اگنس
ببخشید، فقط یه لحظه
برای چی بهشون گفتی سرهنگ خونه اس؟
من نتونستم کمکشون کنم
تو منو انداختی تو این دردسر خوتم باید نجاتم بدی
منظورت چیه؟ برو لباس خدمتکار و بپوش
و از دستشون خلاصمون کن ... من نمی رم بپوشم
چه پیانو دوست داشتنی
زیباست، اینطور نیست؟ شما مینوازین، سرهنگ؟
خوب، آه، بله و نه
آه، برامون بنوازین
خوب، سعی می کنم
اوه، می گم، می گم
منو ببخشین، لرد فیگتری
پلومتری، پلومتری لرد لئوپولد پلومتری
کارتم
اوه، هزار بار معذرت اشتباه من بود
ببخشید، باید پستچی باشه
با اینا چیکار کنم؟
بپوششون، بکنشون تنت
اوه، شما چیز دیگه هم بازی می کنین، سرهنگ؟
اوه، بله من توی کروکت خیلی ماهرم
شطرنج و بیلیارد
اوه
شما یه اتاق بیلیارد دارین؟ اوه، البته، البته
باید از دیدنش خوشحال بشم
بله حتماً
اگه ممکنه دنبالم بیاین
منو ببخش، عزیزم خیلی خوب، عزیزم
اگنس، میاد اینجا متشکرم، سرهنگ
بیا
اتاق بیلیارد
بالا سمت راست
حالا، درست این طرف
اینجا یه شاهکار زیبای قدیمیه
عنوان این قطعه هنر چیه؟
فیزیک در خلال آه، می بینم
اتاق بیلیارد آه، بله، اتاق بیلیارد
اوه، اون صندلی خیلی قدیمیه
اونجا یه عکسه که باید نشونتون بدم
اوه، اون گاندولاست داشت از کانال پاناما رد میشد
در ونیز
حالا، اتاق بیلیارد
اتاق بیلیارد بله
اگنس، ارباب جدیدتو ملاقات کن لورد فلگپول کربتری
پلومتری، پلومتری لرد لئوپولد پلومتری
کارتم درسته
ببخشید، شما با پیشخدمت نسبتی دارین؟
آه، بله، بله، اونا دوقلو هستن
می دونین، یکیشون در دتروید و اونیکی در میامی به دنیا اومده
من اصلاً نمی فهمم
اوه، مشکلی نیست، اونا هم همینطور
آگنس، ممکنه بری بله، قربان
اوه، آگنس، وقتی همسرم و دیدی سلام منو بهش برسون
بله، قربان
بیایین بریم اتاق بیلیارد
اوه، آگنس
پس تو اگنسی؟
بله، خانم
من یه شباهت قابل توجهی بین تو و پیشخدمت میبینم
بله، خانم می دونین، من دوقلوئم
چقدر عالی
می خواهم یه مقداری جزئیات این خونه رو بدونم
بله، خانم ... بهم بگو، آگنس
چند وقته اینجایی؟ حدود نیم ساعت
... اوه، آه
چه احمقیم
خیلی دستپاچه ام منظورم اینه، نیم سال
No comments yet. Be the first to leave one.