200 ensimmäistä riviä.
کی بود؟ ندیدم
لخت بود؟ آره
هه هه
خیلی گلی
آخ! هه هه
گرفتیمت رفیق. بیا
ایول جیم-جمز
خوبی؟
تهِ دیوونهبازی بود. ای بابا رفیق
خیلی وحشتناک بود
جیمز، یه سوال
چرا لختِ مادرزاد؟
خب، مگه همهمون نباید اینطوری باشیم؟
خودت گفتی بدون لباس بهتره
رفیق، تا شش ماه باید
دونههای غلات رو از تو باسنت دربیاری
پشمام
و تو... تو هم میتونی برگردی اون تو
بریم دنبال آنی؟
آره
اومدم
نه، نه! هیچی حس نمیکنی
نه! اون چیه؟
و هیچی هم نمیبینی
آخ! هه هه هه
خب، کال نوبت توئه
برو دیگه
دیدی؟ موفق شدیم
خب، بعداً میای بیرون؟ بعداً؟
آره. اه، لوس نشو دیگه، تینا
کلی کار داریم. حسش میکنم
گرگها دارن زوزه میکشن
تو واقعاً دیوونهای
کی میاد؟
من اول پرسیدم... البته
بقیه هم لابد پایهان
سعی میکنم پسره لخته رو راضی کنم
ولی اون نمیاد
وایسا، بهت گفتم پایین رو نگاه نکن
همه پایین رو نگاه میکنن. من نه. هیچوقت نکردم
واقعاً هم همینه، مگه نه؟
آره. خب، تینا خودت که میدونی چقدر دوستت دارم
منو تو رودربایستی نذار، کال
و میدونی که عملاً مثل برادرت میمونم
نه! دارم این کار رو به خاطر تو میکنم
و البته به خاطر خودم. آخ
ایول
اوه
لعنتی
پایین رو نگاه کردم
اومدم
دیشب کی اومدی خونه؟
وقتی فهمیدم بابای همیشه مهربونم
در رو روم قفل کرده
دوباره میخوابی؟
اوه، تینا. واقعاً فکر خوبی نیست
اوه، گندش بزنن
آخ
آخ
بدو دیگه
نه
بعضیا کلی پول میدن که اینجوری از خواب بیدار بشن
آره؟
مگه اسب رو با برس سیمی شستن؟
اگه اینجا بودی میفهمیدی. جفتتون دیر کردین
انصافاً الای دیر نکرد
سرِ کار خوابش برده بود
الای، تو برو سراغ کرولی جیمز
تینا، تو بلکاوت رو بردار
خبر داری که حدود شش ساله
هیچ اتوبوسی از این شهر رد نشده؟
من خوشبینم که شاید اوضاع عوض شه
صبحانه میخوری؟
یه نوشابه و یه بسته خانواده شکلات مارس دارم
صبحانهی قهرمانان
جوونمرگ میشی
قبل از رژیم غذایی، مواد منو از پا درمیاره
راست میگی. میری خونه یا میای بیرون؟
میرم خونه. خوابیدی اصلاً؟
یا خواب بودم و خواب دیدم یه مرد
با صورت موشی و بادکنکهای قرمز دنبالم بود
یا واقعاً یه مرد با صورت موشی و بادکنکهای قرمز
داشت دنبالم میکرد
بادکنکهای قرمز؟
یکییکی میترکیدن
عجب
لابد داشتم خواب میدیدم
هه! آره
تو چی شدی؟
امم، کاملاً مطمئن نیستم
ولی قطعاً بادکنک کمتری توش بود
خب، پس من برم یه کم بخوابم
تو هم که شغلی نداری که بخوای بری سرش
آره، بخند. آره
مسخره کردن آدمهای بیکار کار خوبی نیست
شب خوبی بود
جزو بهترین شبها بود
نگهش دار تکون نخوره تا بتونم دستمو ببرم تو
دستم به گوساله میرسه
وارونهست. تو دامپزشکی، یه کاری بکن
چه خبره؟ همهچی ردیفه مامان
چرا به من خبر ندادی؟
به جنین زنگ زدم. شیفت صبح با منه
داریم نجاتش میدیم
فکر کنم پارگی داره
چطور متوجه نشدیم؟
نمیدونم. متاسفم
جنین مقصر نبود، من بودم
خواب موندم
خیلی دیر زنگ زدم
تقصیر اون نیست، تقصیر منه
اون عدلهای یونجه تو زمین شرقی
دیشب خیس شدن
قبل از اینکه بپوسن ببرشون تو
داره خونریزی میکنه
لطفاً هر کاری از دستت برمیاد بکن
آخ
کال، منم
با این داداش بزرگترِ بدعنق و بیحالت هستم
کجایی؟
دیشب کجا غیبت زد؟ گمت کردیم
پیام رو دیدی زنگ بزن
حرف نمیزنی
داداشت هم که جواب نمیده
عجب صبح کسلکنندهایه
خب آره، من که کال نیستم، هستم؟
اون کار خودشو میکنه، منم کار خودم رو
هه هه هه! چه ناآرامه
یه اسب مسابقه تمامعیاره. میخواد بتازه
به سواریِ من حسودیت میشه، الای؟
مال تو نیست. دام نمیذاره باهاش مسابقه بدی
نه؟ حداقل تا وقتی قرارداد نبستی نه
بذاریم یه کم بتازن؟
نه
تینا
تینا، وایسا
اون هنوز آماده نیست
منظورت اینه که خودت آماده نیستی؟
ببخشید! آروم باش دختر
هی
نمیای الای؟
تینا، به اسب صدمه میزنی
به اسب صدمه میزنی
بتاز
تینا! تینا
وو هو
آره
معلوم هست داری چه غلطی میکنی؟
هر وقت دلت خواست میتونی پیاده شی
فقط میخواستم یه کم تاختنش رو ببینم
مشکل اینجاست که مثل موتور باهاش برخورد میکنی
نه مثل اسب
همونطوری میرونمش که خودش دوست داره
از اسب مسابقهی میلیون پوندیِ من بیا پایین، تینا
باید یاد بگیری
با بقیه مهربون باشی، دامینیک
تو هم باید یاد بگیری پا از گلیمت درازتر نکنی
تینتین؟
تینتین
تینتین
خوبی؟
نه اصلاً. تو اون کوفتی چی بود؟
یه جور محلول صنعتی
برای تمیز کردنِ پسماندهای کشاورزی
یه ایرلندی خوشتیپ بهم پیشنهادش داد
ابروهام میخارن
حس میکنم دارن رو هوا معلق میزنن
خوب نبود؟
نه، خوب نبود
بهتری؟
سرم داره میترکه
فکر کنم دارم سکته میکنم
یا آسمم گرفته
پس حتماً یه طوریت شده؟
خیلی آدم بدی هستی
هه هه! آره، آدم بدیام
پشیمون هم نیستم
نامهای چیزی برات نیومده؟
قرار بود جوابهای پذیرش دانشگاهت بیاد
آره. در واقع
از اون هم بهتر شد
پذیرش گرفتم. قبولش هم کردم
آموزش زبان انگلیسی
در دانشگاه وستمینستر
جدی؟
آموزش زبان انگلیسی؟
آره، اینطور بهم گفتن
مامانت زنده زنده پوستت رو میکنه
تو هم توشی
تو آیندهم
آیندهی من
کائنات بهت لبخند میزنه، تینتین
آره، اگه تو و موادت زودتر منو به کشتن ندین
دوباره! نه! باز نه
خیلی بدی
میخوام این یکی تو آمار نیاد، خب؟
باشه. چهل تا کافیه؟
نمیتونم واسه یه حیوون مرده پول دامپزشک بدم
چهل تا خوبه
حداقل گوساله رو نجات دادیم
No comments yet. Be the first to leave one.