200 ensimmäistä riviä.
سلام؟
حالت خوبه؟
انگليسي حرف ميزني؟
.خدايا
.اوه خدايا! بيا اينجا
بيا بريم داخل
به دکتر زنگ ميزنم
همينجا دراز بكش
تو خوبي؟
دراز بكش
اوه خدايا
.لعنتي
.اوکي
باشه
.اوه خدايا
نه
.خواهش مي کنم
.خواهش مي کنم اينکارو نکن
.من هر کاري بگي انجام ميدم .خواهش مي کنم
الکس"؟"
الکس"؟"
چيه؟
تشنه اي؟
.آره
.باشه
.باشه
.مراقب باش
.ممنون- .خواهش ميکنم-
.از همتون مچکرم
.خيلي خوب،خيلي خوب
الکس" آخرين قسمت رو اجرا ميکنه"
.خبر بد اينه که دوستمون مي خواد از پيشمون بره
.اون تصميم گرفت که آشيانه اش رو ترک کنه
..و به هر جا دوست داره پرواز کنه
خب.1،2،3،4
.فقط به يه دليل مي توني يه خونه بزرگ رو خيلي ارزون بخري
.چون اون تو جاي بديه
.هنوز تصميمي راجبش نگرفتم
منظورم اينه که اون يه روز ميخواد بره،روز بعد ميخواد بمونه
.همشون توي نقشه پراکنده شدن
اثرات بارداري
اگه فکر ميکني فکر خوبيه،چرا وايسادي؟
.ميدونستم
.تو نميخواي بري
تو نميخواي بري- .من مشکلي ندارم-
سه ساعت فاصله؟
.هرگز نمي بينمت
.نميتونم بزرگ کردن يه بچه رو توي شهر تصور کنم
.اين خونه مثل خونه رويايي باربي توي "ماليبو "هست
.اين براي من طراحي شده،نه براي مشتري ها
و "الکس" موافقه؟
.البته
،اون داره يه نسخه آزمايشي رو تموم ميکنه
و با اينکه مقدار کمي از پول پرداخته شده،اون ميتونه به من کمک کنه
.خيلي خوشحالم
ممنون
اوه خدايا
ميدوني چطوريه،نه؟
.آره
.اگه پول کم آوردي داشتي بهم خبر بده
اما اون با يه حلقه نامزدي کاملا خوشحال بود
.نميخوام اونجور مردي باشم
.نميخوام بهش هيچي ندم
...خيلي خب.من فکر ميکردم
.يکي از اونايي هستي که به ازدواج اعتقاد ندارن
پدر و مادرت ازدواج کردن،درسته؟
.هر کدوم سه دفعه
حالا ما يه چيزي رو فهميديم
اوه ببخشيد
،وقتي حرف ميزنيد و مارو نگاه مي کنيد
.ميفهمم درباره ما داريد حرف ميزنيد
.زنا قدرت شگرفي دارن
ميتونم برات يه آبجوي بدون الکل بگيرم؟
...نه،ما بايد برگرديم اداره
که کارو تموم کنيم...
کار؟- آره-
.آره،اونا مي خوان به باشگاه "چيپندلز" برن
جايي که يکي تو رو ميخندونه
.من مجبور نيستم بخندم
.خداحافظ
ميتونم؟
شايد چي؟ چي کار داري...؟اوه خدايا
.آه،کمرم
.به هيچ کدوم از اينا قبلا فکر نکرده بودم
من برادري ندارم
،خواهر هم ندارم .حتي وسايل بچه رو نداشتم
.و حالا درمورد همه چي نگرانم اگه با سر بيفته بندازمش پايين چي؟
.نه،جدي ميگم
.سر با جمجمه پوشيده شده
.مادرم يه فاجعه بود
منظورم اينه که ممکنه اينا ارثي باشه؟
ممکنه اين ناتواني ها رو از مادرم به ارث بردم؟
."فکر نميکنم ژني براش باشه،"پني
پني"؟"
پني"؟" .اوه خدايا
اوه خدايا
.آره !خدايا
"لعنت "مايکل چرا تلفن رو جواب ندادي؟
اگه هنوز پيش "الکس" هستي،بهش بگو ما بيمارستان هستيم
داشتيم مر رفتيم اداره و .بچه "پني" داره به دنيا مياد
.وقتي پيغامم رو گرفتي بهم زنگ بزن
خوبه
.همه چي درست ميشه .خوبه
حذف
.اون صحنه رو از دست دادم
.خيلي سريع اتفاق افتاد
.باورم نميشه اون لحظه رو از دست دادم
.بيا اينجا
.سلام
.خوبه
.ممنون
.سلام
.همه چيو برام تعريف كن
.واقعيتش اينه كه هيچي يادم نمياد
.از قبلا همه چيو فراموش كردم
.خيلي نازه
.تو خيلي نازي
.اين پدرته
.سلام
.اين پدرته
الان ديگه بايد آماده باشيم تا اوضاع رو درست کنيم،درسته؟
. از اين قسمت بده
سلام ميدونم داري كار ميكني، ولي من با ماموراي .استانتون" حرف زدم"
،گفتم اگه كميسيون نصف شد
.ميتونيم معامله رو الان تموم كنيم
.اون مطمئنا از چونه زدنم براي معامله بيزاره،چون انتظارشو داشت
.فكر ميكنم بايد انجامش بديم
.اين فقط يه معامله هست
.خيلي دوست دارم اينو تمومش كنيم
.فكر ميكردم ميتونم يه چيز عالي ازش درستش كنم
.دارم برميگردم خونه يه چيزايي از "كارماين" ميخرم
.ميتونيم جزئيات رو به مرحله نهايي برسونيم
.فقظ ميخواستم مطمئن شم كه موافقي
اگه مرددي،منو كه ميشناسي،ها؟
.دوست دارم
.فروخته شد
.توي پاييز يه ذره ترسناك به نظر مياد
...ولي توي بهار با گياه ها و درخت ها،اين يعني كه
ميتونيم نقاشي كنيم،رنگ آجري
"از طرف "مايكل
بذار اين درخت زيبا عشق در حال رشدتون رو نشون بده
"... اميدوارم بيشتر بشه و"
واقعا نوشته "و...."؟ آره
"تانر"
.هي رفيق
به نظر آشنا مياي؟
.آره
الهام بخشه؟
يه چيزي هست كه نميخوام از دستش بدم
.آره يه چيزي كه توي شهر نميشه پيدا كرد
چطوري ميخوايم كباب بزنيم؟
ببخشيد،حالت خوبه؟
.ببخشيد
.اونو بنداز دور
.ميترسم مجبور شيم يه بچه رو بپزيم
.اصلا جالب نبود
.اين براي آشپزخانه هست
اين براي اون پشته و .اين براي اتاق دومي هست
.هي،وايسا
.كمكت ميكنم ببريش
من در رو باز ميكنم
!منو مسخره كردن
!بايد تميز مي بود
ميتونيد اينا رو از اينجا ببريد؟
!نه،بايد يه رفتگر بياري
!نميتونم پيانوم رو بين اين چيزا بذارم
خب كه چي؟همين جا بذاريمش زمين؟
!واقعا كثيفه
.ببخشيد
حال اين كوچولو چطوره؟
.خوبه داره چرت ميزنه
كاري ميتونم انجام بدم؟
.نه،ولي شايد بعدا بتوني تو تنظيم مانيتور بهم كمكم كني
.باشه
.دختر بيچاره
حتما تعجب ميكني كه اون چي كار كرده كه لياقتش اينه؟
.اينجا يه عالمه آشغال هست
!لعنتي
!نه
!لعنتي
؟Bهستي ياAكانال
.Bكانال
.گرفتم
بايد بذارمش پشت تاقچه؟
لازم نيست داد بزني .از مانيتور صداتو ميشنوم
آه،خيلي خوب
.آره بذارش پشت تاقچه
فكر كنم اشتباهي گذاشتيش به سمت سقف .بايد بذاريش به سمت تخت
.خيلي خب.حالا يه ذره ببرش چپ
چي شده؟
اوه خدايا
عكسشو كجا ميبري؟
.ببخشيد عزيزم
.مادرتو دوست دارم ،ولي از توي دوربين يه ذره ترسناكه
مانيتور چي؟ .خوبه
.يه ذره ببرش راست
مشكلش چيه؟
.نميدونم ولي نميتونم برم پيشش
.پس هيچيش نيست
.خداي من
No comments yet. Be the first to leave one.