200 ensimmäistä riviä.
واسه ماست؟ نه، واسه توئه
این چیه؟ تلهی آدمگیره
قدیما برای گرفتن شکارچیهای غیرمجاز ازش استفاده میکردن
سلام، ایمی
سلام، چارلی. کجا بذاریمش، آقای سامنر؟
اوه، همینجا پشتِ ماشین. سنگینه ها، آقای سامنر
تعجب میکنم هنوز منو یادتونه
ایمی، کجا بذاریمش؟
هر جا دلت میخواد. کادوی تولدته
تولدت مبارک. ممنون
خط ننداز روش. چرا تعجب کردی؟
چند وقت گذشته، چارلی؟ سه بار تعطیلات تابستونی توی شش سال
این دوست قدیمیمه، چارلی ونر
شوهرم، دیوید سامنر
آقای ونر. لطفاً چارلی صدام کنین
همین دور و بر کار میکنی؟
بعضی وقتا
یه کمکی بهم میکنی، لطفاً؟ آره
دیوید ریاضیدانه. چی میخوای شکار کنی؟
آرامش و سکوت. معلمِ حساب؟
خب، اوم... نه
داره یه کتاب درباره تحلیل کامپیوتریِ اجرام آسمانی مینویسه
تلاش خوبی بود. ایمی، چرا اینو نمیذاری تو صندوق عقب؟
بیا، بذار من
دیوید، شاید چارلی بتونه تو تعمیر گاراژ کمکمون کنه
آره، فکر خوبیه. این پسره، نورمن
اسکات. آره. خیلی لفتش میده
من و بابی براتون ردیفش میکنیم، آقای سامنر
من و پسرعموم، برتی، فردا میایم. براتون راهش میندازیم
خب؟ چقدر میشه؟ اوه، منصفانه
باشه، ممنون. ما توی... همون مزرعهی ترنچر هستیم
اونجا میبینیمتون، قربان
خوبه. خوبه
کجا داری میری؟
دیوید؟
کجا میری؟ سیگار بگیرم
باشه
دوتا پاکت از هر سیگار آمریکایی که دارین، لطفاً
وقت تمومه آقایان، لطفاً
نوشیدنیتونو تموم کنین. لیوانا رو بدین به من
هنری نایلز
فکر میکردم فرستادنش تیمارستان
ما اینجا خودمون هوای همدیگه رو داریم. همیشه همینطوره
یادت میاد من چطوری هواتو داشتم، ایمی؟
ولی نداشتی. یادت نیست؟
یه زمانی بود خانم سامنر
که حاضر بودی واسهاش بهم التماس کنی
دستتو از رو من بردار
آقایان، بخورین تموم شه. لیوانا رو بدین به من
خیلی زود داری میبندی، هری
هری
فکر کنم یه لیوانِ دیگه لازم دارم
شرمنده بابت عموم، هری. فکر کنم یه کم زیادی زده بالا
اوه
خیلی عذر میخوام جناب آقای هری ویر
پول سیگار این آقای آمریکایی رو من میدم
اوه، نه ممنون، مشکلی نیست
نه، حله. خودم حساب کردم، قربان
گاراژ چطور پیش میره؟
نورمن داره خوب ردیفش میکنه؟ آره
پولِ اون لیوان رو هم میدم
حتی پول اون یه ذره چسب زخمی که قراره بزنی رو انگشتتم میدم
ولی واقعاً فکر میکنم یه لیوان دیگه لازم دارم تا بتونم برم خونه
بار بسته است، تام
بیخیال شو، تام. اوه
پس بسته است، آره؟
حالا میبینیم
آروم باش پیرمرد! به من میگی پیرمرد؟
خیلی خب، تام
بازیتو کردی. پولِ طرفو بده و برو
اوه
خیلی عذر میخوام جنابِ قاضی
من هر چی که هستم، همینه که هست
چقدر شد، هری؟
بگو یه پوند، تام
بیا بگیم
سی شیلینگ
خوبه دیگه، مگه نه جناب سرگرد؟
تام، برو خونه، باشه؟
وگرنه با یه اتهامِ جدید باید بیای پیشِ من
یالا پسرها. کلی کار داریم
امشب میبینمت، هری. باشه، تام
حالشو گرفتم، مگه نه پسرها؟
حساب شدن، قربان
الان دیگه آره
مادهگاوِ احمق! گمشو
اون دیگه چی بود؟
اون یارو گندهه که ریش داشت کی بود؟
چطور؟
نسبتی با دوستت چارلی داره؟
آره
چقدر این پسره ونر رو میشناسی؟
اذیت نکن دیگه
هیچوقت باهاش بیرون رفتی؟ تمومش کن
ولم کن! بس کن
وایسا. بهم بگو
ماشینو نگه میدارم. فقط میخوام بدونم. بهم بگو
نگه دار. دارم بهت میگم
خودت خواستی. باشه
خیلی خب، رانندگیتو کن
اوه... اوه
خودت خواستی! ترسو
تو دیوونهای! وحشتناکی! تو خیلی بدجنسی
اوه، راستی، ونر یه بار سعی کرد پا از گلیمش درازتر کنه
آره؟ خب بعدش؟
هیچ اتفاقی نیفتاد
سلام
فردا چند نفر میان کمکت
چارلز ونر و پسرعموش میان که کار گاراژ رو تموم کنن
کار گاراژ رو تموم میکنیم، قبل از اینکه کریس موشها رو از اونجا بیرون کنه
سلام خانم. کریس؟
آره، کریس
اوه، بله، آقای کاوزی. همون موشگیره
کمک میخواید قربان؟ بله
این یه عتیقهی واقعیه، قربان
کمیابن. خانمم کلکسیونرِ این چیزاست
ولی آخرش وبالِ گردن من میشن
به نظر من واسه شکارهای من یه کم بزرگه، قربان
اصلاً به کار نمیآد. روش حساب نکن
از اینجا خوشتون میآد، قربان؟ خیلی زیاد
شنیدم اوضاع تو آمریکا خیلی خرابه، قربان
خودتون چیزی دیدین، قربان؟
بمبگذاری، شورش، تکتیراندازی، تیراندازی به سیاهپوستها؟
نورمن، میگن حتی نمیشه تو خیابون راه رفت
شما هم قاطیِ این چیزا بودین؟ منظورم اینه که، شرکت داشتین؟
دیدین کسی رو با چاقو بزنن؟
فقط بینِ پیامهای بازرگانی
میخوای بذاریش اون پایین؟
نه، فقط خوشحالم که اینجام، جایی که ساکته
و آدم میتونه هوای تازه تنفس کنه
و آبی بخوره که مجبور نباشه از بطری بیاد
چیزی که من از بطری میخورم آب نیست، قربان
اون دو نفر فردا میان اینجا برای کمک
کیتی
نورمن، میخوای مخشو بزنی؟
نه. ده ماه حبس واسه هفت پشتم بسه
چیزی دارن که ارزشِ دزدیدن داشته باشه؟ نه
به جز، اوم
اینا
احمقِ لعنتی. اینا که چیزی نیست
بیشتر از یه دوجین از اینا داره. پر از عطره
از غنیمتِ من خوشت میآد؟
گند بزنن به غنیمتت. من چیزی رو میخوام که توشونه
منم بدجوری دنبالِ یه همچین چیزیام، نورمی
چارلی ونر
اون سالها پیش که این دختره با پدرش اینجا بود، یه فیضی ازش برد
ونر یه دروغگوی لعنتیه، تو هم همینطوری
بهش بگو، بوش کن، تو زیرزمین حبسش کن
کیتی، کیتی. کجایی؟
کیتی
کیتی، کیتی
چیزی میخوری بنوشی؟
نمیتونم گربه رو پیدا کنم. هر چی صداش میزنم جواب نمیده
مگه من جواب میدم؟
بهتره بدی
چرا چارلی ونر رو استخدام کردی؟
من نکردم. تو کردی
کیتی
اگه تو اتاقِ مطالعهام باشه، میکشمش
چی؟
هیچی
اون صندلیِ باباته؟
تمامِ صندلیها مالِ بابامه
خوشحالم که اومدیم
داری چیکار میکنی؟ بوسم کن
تو یه حیوونی
چرا بخاریمو از تو اتاق مطالعه برداشتی؟
چون داره میره طبقه بالا
چی شد؟
نمیره طبقه بالا؟ اون تو داره یخ میزنه
سلام. میبینم که دارین با سرعتِ تمام کار میکنین
اون تو داره درس میخونه؟
بهتره یه کاری بکنین
شوهرم فکر میکنه همهی انگلیسیها تنبلن
بذارین من کمک کنم، خانم
هی
آره، بیا اینجا. از این طرف
مواظبِ انگشتات باش، کریس
چی واسهشون انقدر خندهدار بود؟
اونا فقط فکر میکنن تو عجیبی
چرا؟ چون آمریکاییام؟
نه. نه
فقط عجیبی
تو هم فکر میکنی من عجیبم؟
گهگاهی
مثل یه بچهی ۱۴ ساله رفتار میکنی
هستم دیگه
میخوای ۱۲ رو امتحان کنیم؟
هشت چطور؟ من هلاکِ هشتسالههام
دیوید! هان؟
میشه لطفاً بری یه کم کاهو بگیری؟
باشه
اون توسترِ لعنتی رو هم درست کن
فکر کرده من اینجا دارم چیکار میکنم، خاله بازی؟
مگه اینجا دبستانه؟
یا عیسی مسیح
ما دیگه داریم میریم. آقای ریداوِی میرسونتمون
خوبه
داشتم به خانمتون میگفتم که یه جورِ عجیبی
خودم رو به موشها نزدیکتر از آدمها حس میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.