200 ensimmäistä riviä.
... آنچه در نقشها گذشت
.تو و "مک کامبز"و من اونجا بوديم
کجا اين عکس رو گرفتيم؟ - .يه جايي تو عراق -
.من هيچوقت اونجا نبودم - .آره،بودي -
.اون تويي،مرد .درست اونجا
.و تاريخ 2004 روش مهر شده
فوريه ي 2004 من کجا بودم؟ - يادت نمياد؟-
.تو با ماشين تصادف کردي
چطور بود؟
.تو يادت نمياد .منم نميتونم به خاطر بيارم
.مک کامبز" هم يادش نمي يومد"
.مک کاميز" ديگه مرده"
.حتماً يه دليلي وجود داره که يکي ميخواسته اون بميره
.اين يارو ميدونه برامون چه اتفاقي اونجا افتاده
،اينو تو پرونده ي عراقش پيدا کردم
."يه چيزي که بهش ميگن" عمليات آتش باران
الان اون کجاست؟ - .هيوستون -
.دابسون" آدم بديه"
هِي،گفتي اسمت چي بود؟
."لِن بارلو" .من دنبالِ جوابم
!حرکت کن! برو تو
ترجمه نشده -
ترجمه نشده -
.ما بايد بريم
.بلند شو
.من تير خوردم... من تير خوردم
.اونها ميخواستن تو رو بزنن ولي منو زدن
.بلند شو - !باهات بيام جهنم -
!من تير خوردم
.بلند شو
.سنگينيتو بنداز رو کول من
ترجمه نشده -
.هِي،من کمبل هستم
.من بايد با رئيس صحبت کنم
.بگو ،گاوچرون .خط امنه
.وضعيت در حالت دلتا قرار داره
."يه نفر" دابسون رو گرفته
،من نميدونم کدوم خريه
.ولي اون همه ي آدمهاي منو کشت
.ما احتياج به پشتيباني و تجهيزات داريم
.ما منطقه رو جستجو مي کنيم
.اونها به شرق موقعيت من رفتن
!منو برسون بيمارستان،لعنتي
داري منو کجا ميبري؟
،تو بايد بري بيمارستان
.منم دنبال جوابم
.من بايد يه لحظه صبر کنم
.ما بين منطقه ي چهارم و جکسون هستيم
.هيچ اثري از هدف ديده نميشه
.خُب،اين خوب نيست
..:: نقش ها ::.. ..:: قسمت ششم ::.. :: دعوت به مبارزه ::
مترجم :عابد alinejad_emrooz
.سلام،متاسفم عزيزم
.آره،ميدونم،ميدونم
.نه،نميدونم کارمون کي تموم ميشه
آره
.بي خيال،اگه کارم تموم شه،ميام خونه
چي؟
نه نه
.ببين،ممکنه يه چندساعتي طول بکشه
الو؟
ترجمه نشده -
هِم
.متاسفم
همه چي خوبه؟
تا حالا ازدواج کردي؟
.خيلي کوتاه بود... خيلي وقت پيش
برات خوب بود،ها؟
.سازمان عمليات سري عين يه ساعت عقربه اي ميمونه که در حال حرکته
.يه جورايي براي ازدواج خوب نيست
.ميدوني،"گيتز" يکي از اون مجردها ست
چيزي پيدا کردي؟
...نميدونم ،اين
.يه تيکه هايي از دفترچه هايي که "ايوانس" نگه ميداشته
.اينو بخون
.من زير تخت خوابم،از خواب بيدار شدم "
.نميدونم چطوري اومدم اينجا"
.اونها ميخوان منو بکشن "
".من تو يه کابوس دارم زندگي ميکنم
.ننوشته که منظورش از اونها کيَن
.آره،" مک کامبز" هم يکي چيزي مثل اينو تو بيمارستان گفت
چه اتفاقي براي اين آدمها افتاده؟ - .نميدونم -
.ميتونه تصادفي باشه
اودوم"چي؟" اون هم تا حالا همچين چيزي گفته؟
.نه،در واقع،اون ياد گرفته که چطوري احساساتش رو مخفي کنه
.اون مثل يه کتاب بسته است
.و منم ميدونم اون هيچوقت از عراق اسم نبرده
.چند شخصيتي،ديوانگي
ميدوني همچين آدمهايي مثل اون نميتونن براي هميشه احساساتشون رو مخفي کنن،آره؟
،دير يا زود .کتريشون ميجوشه و سرريز ميشه
.آره،اون ميتونه با يه نقش حفظش کنه
.ميدوني،اون يه چيزهايي رو داره مخفي ميکنه
هرچيزي که از "مک کامبز" و "ايوانس" در عراق توسنتم .پيدا کنم اينجاست
اينه؟ - .آره -
"عمليات آتش باران"
.آتش باران"؟صبر کن،اين چيزي نبود که "مک کامبز" در موردش حرف ميزد"
.اين نميتونه تصادفي باشه در واقع،همه چيز تو پرونده
.مخفي شده است - رمز اون پرونده -
.بالاترين درجه ي مجوز رو داشت
...ما داريم از 5 نفر صحبت مي کنيم
.و يکي از اونها حضور نداره
.همچنين، بين سالهاي 2003 تا 2005 چيزي ثبت نشده
.همه اشون پوشيده شده ان اون مثلِ
.اين مي مونه که دو سال از زندگيشون پاک شده
آره،يه نفر درگير مشکلات زياديه
.که همه ي اينها رو ناپديد کنه
آره
.رئيس
...اين مامور
.رايس"ِ. ميدونم کيه"
چرا بر نگشتي به سازمان عمليات سري،مامور "رايس"؟
.قربان،من ازش درخواست کردم که تو يه پرونده کمکم کنه - کدوم پرونده؟ -
.دو قتل
.که به نظر مياد اونها حرفه اي به قتل رسيدن
وچرا اين به ساز مان عمليات سري مربوط ميشه؟
.چون پاي "مارتين" هم وسطه
...تو و من، ما ميتونيم در موردش در لحظه مناسب با هم بحث کنيم
.بعد از اينکه من با مامور"رايس" تنها صحبت کردم
.قربان،"مارتين" از اينجا رفته، و بعد غيبش زده
.مطمئنم که براي انتقام تحت نقشي به اسم"لِن بارلو" رفته
.تو. بيا دفترم،الان
.گفتي منو شناختي
از کجا مي شناسي؟
.نميدونم
.من چهره ات برام آشناست
.يادم نمياد کجا،ولي ميدونم براي چه زمانيه
.بايد در فوريه 2004 در عراق باشه
...نميدونم.من در تمام کشور بودم
بصره، شايد،خوبه؟
بصره،چيکار ميکرديم؟
.من براي يه شرکت نفت کار ميکردم
خوب،براي کي؟
اسم شرکتش چي بود؟
براي کي کار ميکردي؟
ببين،به سوال جواب بده
!يا اينکه تو همين چاله خاکت کنم
ميشنوي؟ - باشه،باشه -
باشه
.تو منو به يه بيمارستان برسون،من هم همه چي رو بهت ميگم
.خيلي خوب،بريم
.من ميبرمت بيمارستان - !با اتوبوس؟ -
داري شوخي ميکني؟
ميتوني سريعتر راه بري؟
.هِي،تو يارو آمبولانس ميخواد
.آره،حق باتوئه،دوست من
،من مامور"اف بي آي" هستم .اين اتوبوس تحت فرمان منه
!اون داره دروغ ميگه
.بشين،خفه شو
.اون بهم شليک کرد
!من به بيمارستان احتياج دارم - .بيا،بريد عقب -
.اون عقب جا زياده
ترجمه نشده -
اينجا دکتر داريم،ها؟ پرستار چي؟
.اين آدم خون زيادي از دست داده
!لعنتي،من بايد برم بيمارستان
کارت شناسايي داري؟ - .من نامحسوس دارم کار ميکنم -
هِي،چرا خودت اتوبوس رو نميبري؟
من اين آدمو
.خودم ميبرم بيمارستان
.اون زندانيِ منه
.نبايد از جلوي چشم دور شه
.حالا برون
.من فکر کردم به تفاهم رسيديم
...تفاهم، منظورت
زمانيه که اومدي خونه ام و منو تهديد کرديه؟
.بامزه بود
.فکر ميکني تهديد بود
.هر طور دوست داري صدا کن
.بزار تمومش کنيم
مدرکي پيدا کردي که "مارتين اودوم " رو به اين قتل ربط بده؟
.خُب، اون پرونده وسيع تر شده
.من زياد قبول ندارم که "اودوم"،"مک کامبز" رو کشته
.من بايد عذرخواهيت رو نشنيده باشم
ترجمه نشده -
...من.. اگه عذرخواهي کنم .سوءتفاهمي پيش مياد
.من فقط دنبال حقيقت هستم
،ولي ما الان دو تا قرباني داريم
.و من ميدونم که "اودوم" مظنون نيست
.ولي پاش اين وسط گيره
.آه،اين اثرات رو ميشه ديد
چرا من حس مي کنم که تو نميخواي من رو وارد اين ماجرا کني؟
.ببين، من از مامورم حمايت مي کنم
.و من تورو نمي شناسمت
.نميدونم بحثت چيه
.نميدونم توطئه اي تو کارت هست يا نه
من بهت اعتماد ندارم و اعتماد
.همه چيزيه که تو اين حوزه است
.خُب،بحثي ندارم
.و تله اي هم در کار نيست
.فقط صداقته که وجود داره
صداقت؟ - و صداقت -
چيزيه که "اودوم" گرفتارشه
.چيزي که باعث شده دو نفر کشته بشن
.مامور تو تو يه مشکل جدي گرفتار شده
،حالا،تو به من اعتماد نداري .تو منو نمي شناسي... فهميدم
.ولي من هم مثل اونم
.ميخوام کمکش کنم
.اون غيبش زده
.موبايلش خاموشه
.مارتين" زنده است"
No comments yet. Be the first to leave one.