200 ensimmäistä riviä.
قلمرو کامپسن، آنطوری که محلی ها صداش می کردن
زمانی شامل 260 هکتار جنگل و مزارع بود
و زمینی که زمانی مرکز شهر جفرسن می سی سی پی می شد
خانه کامپسن در دهه 1850 به خانه فرماندار معروف بوده است
زمانی که کوئنتین مکازلین
به درجه فرمانداری رسید
او تبدیل به آخرین کامپسن می شد
که به دلیل سرنوشت یا بخاطر خون خود، توانایی آن را داشت که
به هرچیزی که به آن دست می زد شکستی در آن نباشد
پسر فراماندار ژنرال می شد
جیسن دوم که در سال 1962 در شیلو شکست خورد
و دوباره در سال 64 در رزیکا شکست خورد
و نیز جیسن دوم بود که در بریگادیر شکست خورد
جایی که 40 سال بعدی را می گذراند
و با فروش قطعات زمین خانوادگی
وام آن را بازپرداخت می کرد
پسر او جیسن لیکارگوس سوم
کسی است که به مراحل نهایی از
تباهی طولانی خانواده نظارت می کرد
آنچه از 260 هکتار باقی مانده بود
اکنون صرفا بعنوان کامپسون پلیس شناخته می شد
ملک وسیعی که زمانی به طبیعت
همسایگان و خود شهر در حال توسعه جفرسون دست اندازی کرده بود
کارولینا باسکومپ کامپسون، همسر او، با او ازدواج کرد
برای نام کامپسون و تمام آنچه وعده داده شده بود
و همین نام را برای بقیه روزهای زندگی خود نفرین می کرد
اون پدر چهار فرزند می شد
و آخرین تکه از زمین مراتع اطراف را
برای تامین هزینه ازدواج دخترش
و تحصیل پسر بزرگش در هاروارد می فروخت
و سپس او در اثر میخواری و اندوه می مرد
زندگی سایه لرزانی بیش نیست؛ یکی بازیگری بی نوا که ساعتی با جوش و خروش بر صحنه می خرامد و دیگر صدایی از او نمی آید. داستانی است که از زبان ابلهی گفته می شود سراسر خشم و هیاهو مکبث؛ پرده 5، صحنه 5
!کدی
کدی، کدی بوی درخت ها را می داد
کدی
او بوی درخت ها را می داد
گوش کن تو هیچی نیستی
یه مرد سی سه ساله یه نگاه به خودت بکن
اگه ساکت نشی نن جون برات تولد نمی گیره
و من همه کیک تولدت را به همراه شمع هاش می خورم
حالا زود باش کمکم کن اون ربع دلاری را پیدا کنیم
یالا، ای پیر خرفت
صبر کن
دوباره مثل تمام دفعات قبلی
به اون میخ گیر کردی
اوه بنجی دوباره به اون میخ گیر کردی
همه دست هاتو کثیف کردی
وایسا، بذار تمییز کنم
اینجا، مثل این، دیدی
هی کدی، خیلی دور نرید
او بوی درخت ها را می داد
من به اون ربع دلاری نیاز دارم دیروز همین جا بودیم
باید یه جایی همین اطراف باشه
یالا بنجی
او بوی درخت ها را می داد
ایناهاش، بچه گنده بگیرش
بس کن بنجامین
بهش یه گل بده، همینو میخواد آرومش می کنه
بچه بیچاره
چرا بهش بچه میگی؟
اون یه مرده به گندگی ورش
داریم میریم گورستان
می دونم که نمیای ... اما کاش می اومدی
چی؟
اگه می اومدی احساس امنیت می کردم
امنیت نسبت به چی؟
تمومش کن مادر قبل از اینکه وسط خیابون
اون گریه زاری لعنتی را شروع کنی
ساکت شو بنجامین
راه بیفت راسکوس
کدی، کوئنتین، راسکوس
دیلسی گفت اونا رفتن کجا رفتن؟
هیچ کدوم از شماها یه ربع دلاری این پایین ندیدین؟
ربع دلاری؟
آره، همونی که دیروز اینجا داشتمش
اگه پیداش نکنم نمی تونم امشب به اون نمایش برم
کدی
چرا داره ناله می کنه؟
کی می دونه همیشه در حال ناله کردنه
بدتر از معمول
فکر کنم بخاطر اینه که امروز تولدشه
چند سالشه؟
منظورت اینه که اون سی ساله که سه ساله مونده
نمی دونم فقط همینی که نن جون گفته را میگم
یالا بنجی بذار بیارمت تو آب
شاید همین ساکتت کنه
آره، همینه
پیرمرد مرموز
فقط یکم زل بزن به اون پاها
آب سرد بود ما کوچک بودیم
کدی گفت آب همه چی را بهتر می کنه
جیسن، زود باش
بدو، بیا با ما بازی کن
اوه از شنا کردن متنفرم
جیسن همیشه تنها بود
کدی، حالا مامانت شلاقت می زنه لباست را خیس کردی
نشده از کجا می دونی؟
می دونم چون می دونم کوئنتین تو چی می دونی؟
من می دونم چون از تو بزرگترم و مدرسه میرم
خوب من هفت سالمه و سال بعد مدرسه میرم مگه نه ورش؟
کوئنتین
نکن بس کن بس کن
امیدوارم الان خوشحال باشی حالا هردو شلاق می خوریم
برام مهم نیست فرار می کنم
معلومه می کنی
معلومه، فرار می کنم و دیگه برنمی گردم
ساکت من فرار نمی کنم
من همیشه پیشت می مونم باشه بنجی؟
او بوی درخت ها را می داد
کوئنتین
کوئنتین
کوئنتین کجا رفت؟
زیر درخت اخم کرده برا خودش
کوئنتین بیا
آه بذار اون مارمولک پیر اگه دلش میخواد همونجا بمونه
کوئنتین عاشق سایه ها بود
یالا بنجی یکی دیگه
یالا
تو انبار پره
میدیم دان همه را بخوره سگ باهوشیه
شایدم شامپاین بخوره
یکی دیگه
می دونی این عروسی چی میخواد بنجی؟
یکی از اون خرس های رقاص
حالا بشین بهش فکر کن بنجی
یکی از اون خرس هایی که همین جا تو طویله راه میره
بنجی، برام خرس شو یالا بنجی، برام خرس شو
یالا یالا بنجی پاشو بلند شو بنجی
زود باش بنجی
یالا بنجی باهام خوش بگذرون
یالا خرس شو
ورش
کوئنتین چرا اینقدر اخمات تو همه؟
یه مرد باید تو عروسی خواهرش خوشحال باشه
خفه شو دهنت رو ببند ورش
خفه شو دهنت را ببند
یکم شامپاین بخور
خفه شو ورش می کشمت ورش
ورش، گم شو بیرون تا شلاقت نزدم
زود باش، همین الان یالا گاو گنده
بذار کمکت کنم رو پات وایسی افرین همینه
یالا بنجی
حالا بچه ها شما باید همه تون ساکت باشید
چرا؟ نگران دلیلش نباش
زمان خوب پروردگار خودتون متوجه دلیلش می شید
یالا، بخور
دیلسی بله جونی
من از کی شروع به حرف زدن کردم؟
گمونم تو همیشه در حال حرف زدن بودی
کوئنتین چی؟
برای چی؟ چرا می پرسی؟
بنجی کی شروع میکنه به حرف زدن؟
خوب کدی خانم شما نگران بنجی نباش
زمان درستش اون خودش شروع به حرف زدن خواهد کرد
به هرحال همه شما به اندازه کافی حرف می زنید
بنجی شاید حرف نزنه اما همه چی را می دونه
چطوری؟ چطوری همه چی را می دونه؟
چطورش را نمی دونم آقای کوئنتین اما مطمئنم می دونه
مامان گریه کرد وقتی مامان بزرگ خوابید
بنجی اگه پیداش نکنم نمی تونم برم دیدن نمایش
چطور شما همه تون بیرون هستید؟
مهمون داریم
تشییع جنازه مامان بزرگت را شروع کردن یا نه؟
فرونی کدوم تشییع جنازه؟
جایی که گریه می کنند و آواز می خونن و از این حرف ها
آهان اون مال کاکاسیاه هاست سفید پوست ها تشییع جنازه ندارن
سفید پوست ها فرونی
مگه ننه جون نگفت چیزی درموردش نگیم
سفید پوست ها هم می میرن
درمورد چی داره صحبت می کنه؟
کجا داریم می ریم؟
بالای درخت، بیایید
کدی، ما اینجا چکار می کنیم؟
کدی مراقب باش
من یه اردک احمق هستم
میخوام بهش بگم
کدی چی داری می بینی؟
هیچی مادر دوباره داره گریه می کنه
مامان بزرگ هم خوابیده
چرا بیدار نمیشه؟
مادر خوابید اما بیدار نمیشه
پدر خوابید اما بیدار نمیشه
یالا
میشه لطفا ببریش بیرون
هیشکی نمیتونه با اون همه صدای بلند بخوابه
این همان کاریه که من میخوام بکنم
یکی داره تخت را آماده می کنه ... بعد میتونه بخوابه
حالا ساکت باش بنجی، باشه؟ برو پایین راه پله
یالا بنجی همه چی درست میشه
اشکالی نداره بنجی
همینو می خواستی حالا کل شب را وقت داری
و کل ده هکتار مزرعه را که توش عر بزنی
شاید بهتره همین الان اینکارو بکنی تا کلش را تبدیل به میدان گلف نکردن
راسکوس گفت در چراگاه صداها خاموش میشه
چمن بوی عسل می داد
وقت تموم شد. بریم جیسن به زودی میاد خونه
می دونی که دوست نداره تو رو این بیرون ببینه که داری مردم را تماشا می کنی
میریم جنگل را بگردیم
یالا، کپه گنده
می دونی که بعد مرگ مادرت می فرستنت جکسون، مگه نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.