200 ensimmäistä riviä.
خانم، تعطیلات مبارک
مرد: کریسمس مبارک. از دیدنت خوشحالم
خب، جف. تا ۵ ثانیه دیگه ضبط زنده شروع میشه
بزن بریم
دو، یک
مجری: دوباره برگشتیم با کسی که
انگار از پس هر کاری برمیآد. اون استاد سبک زندگیه
عجوبهی کارهای هنری و متخصص روابط عاطفی
اون میتونه بهتون یاد بده چطور یک جشن بینقص راه بندازید
و بعدش هم مطمئن بشه که موقع جشن تنها نیستید
جوانا مورت، صبح بخیر و تعطیلات مبارک
آه، کریسمس مبارک سارا
خیلی خوشحالم که اینجا هستم
خوبه، عالیه. ممنون که اومدی
و باید بهت تبریک بگم
به خاطر کتاب پرفروشت، "حسابرسی عشق"
ممنونم
حس خیلی خوبیه که میبینم خوانندهها باهاش ارتباط برقرار کردن
و دارن قرار عاشقانه میذارن
و قرار میذارن، بله
این کتاب راهکارهای عملی و فوقالعادهای داره
برای پیدا کردن و نگه داشتن عشق
خب، چون عشق یک موضوع عملیه
من واقعاً معتقدم که عشق، یک نوع تلاشه
منتظر نمونید تا عشق شما رو پیدا کنه. خودتون برید و پیداش کنید
ایدههای جسورانهایه
خب، حالا که حرف از ایده شد
یه چیزی دارم که میخوام با شما عزیزان به اشتراک بذارم
خیلی خب
این کاریه که میتونید
با اون آدم خاصِ زندگیتون انجام بدید
تا نشون بدید که عاشق تعطیلات هستید
خیلی قشنگه
و درست کردنشون هم خیلی راحت و سرگرمکنندهست
حالا که حرف از زوجها شد
میدونیم که هویت دوستپسرت
یک رازه، ولی دلمون میخواد بدونیم
برای کریسمس چه برنامهای دارید؟
و اسمش چیه؟
سارا، سارا
برف و کلی خوشگذرونی در راهه
و کلی حال و هوای تعطیلات
و بله، این هم از این
پیدا کردن عشق و شاد موندن
با جوانا مورت بیهمتا
خیلی خب. مثل همیشه، از دیدنت خوشحال شدم
منم همینطور. خیلی ممنون. خب
عالی بود. خانم مورت؟ سلام
سلام، من کمرون هستم. دستیار تد
از دیدنت خوشبختم. بذار کمکت کنم. ممنونم
ما قبلاً هم رو ندیده بودیم
اوه، اون عالیه. البته خیلی سرش شلوغه
هی. من نگران بخشِ "ویژه نویسندگان" هستم
خیلی کلیه؟
میخوام درباره بخش سال نو باهاش گپ بزنم
همه چیز ردیفه. همینجا منتظر بمون
وقتی کارش تموم شد میتونی باهاش حرف بزنی
ممنونم
اوه. چی میشه اگه ما
میدونی، من... یه لحظه صبر کن
باید اینو... (صدای بوق گوشی)
سلام. نه، نه
هنوز فرصت نکردم که
عزیزم، نمیتونم همینطوری ول کنم بیام
حق با توئه
آره، باشه. رو موارد ۱۷، ۱۲، ۱، ۲ و ۳ کار میکنم
واقعاً باید برم، باشه؟
وقتی رسیدم خونه درباره اینکه چقدر
از امتیازها عقب هستم حرف میزنیم
چی؟ صدات رو ندارم
داری قطع میکنی
رابطهمون رو؟
همه چیز روبهراهه؟
آره
هوم. باشه
هی! گلدِی، سلام. تو
دیر کردی. متاسفم
دفترم گفت که مثل همیشه معرکه بودی
ممنونم. دادم برام ضبطش کنن
تا بتونم نبینمش و بعداً بهت بگم نظرم چیه
خب، فکر کردم به خاطر کارهای من
یه جای مجلل مشغول ناهار کاری هستی
راستش، باید با هم حرف بزنیم
عزیزم، یادمه اون اوایل که شروع کرده بودی
فقط دورهمیهای کوچیک خونگی راه میانداختی
جوانا مورتِ عزیزم، تو دیگه فقط یک اسم نیستی
تو یک برندی
خیلی خب. داری زیادی مهربون میشی
و این داره منو میترسونه
طرفدارهات عاشقتن
باشه؟ ما مدام نامه دریافت میکنیم
درباره اینکه زندگیشون چقدر رضایتبخشتر شده
اون هم به خاطر وبلاگها و کتابهات
کتابهای "پرفروشت"، این رو هم اضافه کنم
گیج شدم. میخوای یه کتاب کریسمسی دیگه بنویسم؟
میخوام ازت یه ستاره بسازم
اوه. خب، بذار برنامهم رو چک کنم
سرگرمیهای مکآلن
اون تهیهکننده تلویزیون؟
همون تهیهکننده تلویزیون
من با دِل مکآلن ملاقات کردم
رئیس بخش توسعه و تولیدشون
و اون اشاره کرد که فکر میکنن
شاید برای برنامه اختصاصی خودت آماده باشی
خب. حس میکنم الان وقت بغل کردن نیست و باید بذاریمش برای بعد
ببین، هنوز قطعی نشده، باشه؟
اونا عاشق کارت هستن، ولی این یه فرآیند سه مرحلهایه
و با سمینارت شروع میشه
ببخشید. با چیِ من؟
اونا حامیِ مالیِ
جشنواره "کریسمس در فضا" هستن
و از قضا به یه سخنران دیگه نیاز دارن
تو یه صحبت کوتاه درباره پیدا کردن عشق
و استفاده از استراتژیهات انجام میدی
خیلی خب. سمینار، حله
مرحله دوم؟
مهمونی شب نشینی مکآلن
صبر کن، صبر کن. اون مهمونیِ بزرگ؟
همونی که تو مجلهها دربارهش مینویسن
و مردم برای دعوت شدنش سر و دست میشکنن؟
اوهوم
آره، شنیدم
خوبه، چون تو قراره برنامهریزیش کنی
صبر کن. اون که کمتر از یه هفته دیگه است
اوه، و تو مهمون هم هستی
پس دیگه لازم نیست سر و دست بشکنی
اما اون شبِ عید کریسمسه
حاشیه نرو، اینها جزئیاته
گلدِی
بحث نکن، باشه؟
اونا این رو به چشمِ تستِ تو میبینن
جوانا مورت که با مهارت، خلاقیت
و تواناییِ "ردیف کردنِ کارها" قراره
مهمترین رویداد سالشون رو برگزار کنه
تا بهشون نشون بدی مرده و حرفش
و اونا هم بتونن کمکت کنن تا این رو
به میلیونها بیننده تلویزیونی نشون بدی
هر روز، در سراسر آمریکا
هوم
اما هنوز مرحله سوم مونده
مگه از این دیوونهوارتر هم میشه؟
هوم. جالبه که این رو گفتی
اونا میخوان که تو همراه با
همراه با
دوستپسرت بیای
اوه. (خنده) اوه
واو
واو. باشه. من میتونم سخنرانی کنم
و میتونم برای یه مهمونی برنامهریزی کنم
اما چطور میتونم
گلدی
مردم چی فکر میکنن؟
اگه بفهمن
مردی که تمام معیارهای تو رو داشت
توی اون "راهنمای بینقص برای عشق"، ولت کرده؟
گلدی، من و برایان ماهها پیش با هم بهم زدیم، و
اوه عزیزم، قبلاً در این باره حرف زدیم، باشه؟
فقط زمان مناسبی نبود که این موضوع لو بره
اون هم درست وقتی که داشتی کتابت رو معرفی میکردی
ولی بیا با واقعیت روبرو بشیم. منظورم اینه که، دلایل بدتری هم
برای پیدا کردن یه دوستپسر برای کریسمس وجود داره
آره
فقط برنامهریزی برای بهترین مهمونی سال
ارائه یه سمینار و پیدا کردن عشق
مطمئن نیستم جوانا مورت بتونه از پسش بربیاد
خب، من هستم
مرد: شیرین باشه یا نه؟
هر جور راحتی، نوش جان
من تد دامروز هستم. اوهوم
و شما هم جوانا مورت هستید
نویسنده، متخصص روابط و استاد کریسمس
با کارهای من آشنایی داری؟
راستش نه، ولی من تهیهکننده این بخشم
ممم
شوخی کردم. اوه، کارت رو میشناسم
هوم
ممنون که امروز توی برنامه بودی
خواهش میکنم، باعث افتخارم بود. خب، میخواستم
باید... ببخشید
تو بگو. بفرما
خب، فقط میخواستم بگم واقعاً لذت بردم
اوه، متاسفم
من، خب، یه نفر
ازم خواست بهت یادآوری کنم که چقدر طرفدارته
و بابت تمام توصیههای خوبت ازت تشکر کنم
آخی، چه مهربون. کی هست؟
دوستدختر سابقم
میتونم به تشکرم، یه معذرتخواهی هم اضافه کنم؟
احتیاط میکنم و فقط میگم
قطعاً روزهای آرومتری هم داشتم
علاوه بر این، اگه با حرف زدن با اون
توی دردسر افتادم
زدن همون حرفها به نویسنده کتاب "حسابرسی عشق"
امتیازی برام نداره
من چیزی رو خلق کردم که ممکنه از نظر بعضیها
مثل یه فرشته نجات برای زندگیِ عاطفی باشه
درحالی که بقیه منو بیشتر شبیه به، اممم
اون عمهی کنجکاو و رو اعصاب توی مهمونی شام میبینن
که ترجیح میده بگه چرا مجردی
تا اینکه بگه "از غذات لذت ببر"
No comments yet. Be the first to leave one.