200 ensimmäistä riviä.
شما براي آمبولانس تماس گرفتين؟ - بله -
چي مصرف کرده؟ - هروئين -
(نارکان توش هست؟ (ماده اي براي اوردوز - آره -
!الو
مادربزرگ، جي هستم
کي؟ - جاش -
اوه، جاش
حالت چطوره عزيزم؟
خوبم
...مامان اوردوز کرد و مُرد و خوب
تو خوبي؟
...آره، من خوبم، متاسفم
احتمالا بايد يخورده آرومتر اينو ميگفتم
و همينجوري يهو نميگفتم
واقعا نميدونم الان بايد چيکار کنم
الان کجاست؟ - اونا بردنش -
يه آمبولانس اومد
پليس چي عزيزم؟
اونا هم پيداشون شد و از من بازجويي کردن
ولي من گفتم که هجده ساله هستم
و الان، واقعا نميدونم بايد چيکار کنم
درسته، درسته
ميدوني، اونا چيزي نگفتن
درباره اينکه من الان بايد مراسم کفن و دفن رو ترتيب بدم
نميدونم بايد چيکار کنم
با اون همه کاغذ بازي
و برنامه ريزي براي اينجور چيزا
آره
...يادم مياد وقتي که پدربزرگ مُرد
شما همه کارها رو مرتب ميکردين
...خوب، ميدوني، تماس گرفتم که
گوش کن عزيزم، قطع کن من ميام پيشت، باشه؟
...باشه، خوب
يادت مياد که ما کجا زندگي ميکنيم؟
البته که يادمه، عزيزم
همونجا بمون، زود ميام اونجا
خوب، باشه
خداحافظ
...اوه
وسائلت رو جمع کردي؟
بيا اينجا عزيزم
برو کيفت رو بردار
مامان منو از خانوادش دور نگه ميداشت چون اون ترسيده بود
من تا اون موقع، اينو نفهميده بودم
ولي همه اونا ترسيده بودن
حتي با اينکه در ظاهر نشون نميدادن
فکر ميکنم حتي بري براون هم ترسيده بود
حتي با اينکه اون هم بروز نميداد
همه در کنار باز احساس امنيت ميکردن
...اگه کسي بخواد جلوش رو بگيره
وقتي که اون ...در حال يه سرقت مسلحانست
نه هزار و چهارصد تا
...و تو، بين اون و راه فرار قرار بگيري
در له کردنت، شک نميکنه
صبح بخير عزيزم
ولي اون براي من خوب بود
و همچنين براي بقيه
آب ميوه ميخواي؟ آبميوه اسمارف
سلام دايي دارن
واقعا ديگه نبايد منو دايي صدا کني باعث ميشه مورمورم بشه
دارن فقط چند سال از من بزرگتر بود
وقتي ما بچه بوديم اون مثل بهترين دوستم بود
ما عادت داشتيم به سمت ماشينها سنگ پرتاپ کنيم و از اينجور کارها
موتورش هم يجورايي از مال من بهتر بود
ديزي، بيا اينجا
موتور من افتضاح بود
بيا اينجا، دختر خوب، بيا
بيا، بيا - چيکار ميکني؟ -
به نظر دارم چيکار ميکنم؟ برو بيرون
همينجا بمون
همينجا بمون
اوه، مامان، لعنت، واقعا که
چي شده؟
کي گفته که ميتوني اون چيز پر سر و صدا رو بياري توي خونه من؟
اين مال توئه - نه، نيست، مسخرست -
معلومه که هست اينو زير سينک پيدا کردم
آب ميوه نميخواي؟ - نه -
دايي کرگ، خيلي سريع ...حرکت ميکرد، انگار که
سعي ميکرد جلوي چيزي بايسته
کرگ؟ - چيه؟ -
بيا اينجا - کار دارم -
...و مادربزرگ اسمارف
چه کاري؟ - کار دارم ديگه -
بيا اينجا و يه بوس به من بده
اون فقط ميخواست جايي باشه که پسر ها هستن
و فقط ميخواست دور و بر هر کاري که پسر ها ميکنن، باشه
ولي همشون ترسيده بودن حتي اگه در ظاهر نشون نميدادن
حتي اگه خودشون هم درست نميدونستن
حتي اگه مجبور ميشدن کارهايي رو انجام بدن که کلاهبردارها، هميشه انجام ميدن
که جلوگيري از چيزهايي بود که بايد ميدونستن
...بايد ميدونستن که
کلاهبردارها هميشه يه کار ناتمام دارن
هميشه
توي هر کاري
...در اين زمان، توي ملبورن -يه مدت قبل تر-
تيم مبارزه با سرقتهاي مسلحانه خارج از کنترل بودن
اونا، خواه نخواه، به بچه ها شليک ميکردن و به خاطر اين کار، مجازات نميشدن
و ماه ها بود که مراقب باز و بقيه خانواده بودن
...ولي کسي اونا واقعا دنبالش بودن ...کسي که واقعا ازش متنفر بودن
دايي اندرو بود
ولي بقيه اونو پاپ صدا ميکردن
اون توي اتاق يه متل مخفي شده بود
چون شنيده بود که نفر بعدي، اونه
اينا براي شماست
ممنون رفيق
اون اينجا نيست شما دارين وقتتون رو حروم ميکنين
کي اينجا نيست؟
خودتون ميدونين منظورم کيه
من که نميدونم درباره چي حرف ميزني
کرگ، مواد ميفروخت
خيلي هم زياد ميفروخت
برادرت شنيده که سر و صداي تيم ضد سرقت مسلحانه، دراومده؟
آره
گفت که اونا ميخوان بگيرنش پس يه جايي مخفي شده
يکي از مامورهاي گروه مواد مخدر براي اين کار بهش کمک ميکرد
کسي به اسم راندال روچ
اين تمام مواد اندروئه؟
نه، نصفشه بقيش هنوز در توقيفه
بعدا درباره اين صحبت ميکنيم بچه هاي من توي ماشين هستن
من بايد براي تمرين فوتبال برم
اونا همديگرو توي يه مغازه ماهي فروشي در فوت اسکيري ملاقات ميکردن
چون کرگ، عاشق ماهي بود
اونا چي عليهش دارن؟
خوب، اونا ميخوان کلا از بين بره
ميدونن چيزهايي که دارن نميتونه توي دادگاه بدرد بخوره
پس ميخوان خودشون اين ماجرا رو حل کنن
و ميخوان با پاپ چيکار کنن؟
باز و دارن چي؟ - لعنت، من چي ميدونم -
تو ميدوني که اينجور آدما چجورين اونا مثل کابوي ها هستن
هر کاري که دلشون بخواد ميکنن - اون بايد چيکار کنه؟ -
فقط بهش بگو آفتابي نشه، رفيق
همه چي داره تغيير ميکنه
تيم ضد سرقت، تقريبا داره منحل ميشه و همه چي از بين ميره
فقط بهش بگو آفتابي نشه
اون آفتابي نميشه کسي هم نميتونه مثل اون مخفي بشه
رفيق، حتي اگه من هم ازت پرسيدم تو بايد آدرس اشتباهي رو بگي
لعنت
نميدونم اين چيزا براي من غريب بود
ولي نه هميشه
ميدونين منظورم چيه؟
بچه ها سر جاهاشون هستن
و هر کاري که دلشون بخواد ميکنن
اينجا، جايي بود که من بودم و اين کاري بود که من ميکردم
بعد از مرگ مادرم، اين تنها دنيايي بود که واردش شدم
هي رفيق، هي
چراغ سبز شده، احمق
چشمات مشکل داره رفيق؟ به چي داري نگاه ميکني؟
بيا منو بگير
برو بگيرش - هي -
و بعدش چيکار کنم؟
بهش نشون بده کي شاهه
بيا، بيا بيرون
ميخوام لهت کنم، بيا بيرون
بيا احمق، بيا بيرون
هي، هي، برادر
آروم باش، فقط ميخواستم باهاش حرف بزنم، باشه؟
خونسرد باش برادر
لعنت
گورمون رو گم کنيم
چه حسي داشت؟
حس قدرت داشتي؟ آره؟
يخورده تفريح کرديم، درسته؟
بهت صد دلار ميدم
بجنب
بهت صد دلار ميدم - عزيزم، مردم دارن نگاه ميکنن -
دويست دلار
ميشه به دوست دخترت بگي اين کار رو بکنه؟
رفيق، بيخيالش شو - آره؟ -
خوب، بازش کن، دويست دلار
خوب، همينه
عاليه
لعنتي بعش رسيد
هي، نيکول خيلي باحاله
اونو از کجا پيدا کردي؟
توي مدرسه
کجا ميري؟ - چي؟ -
دستات رو شستي؟
نه
تو دستت رو زدي به آلتت
هر وقت که دستت به جايي نزديک ...آلت و ماتحتت خورد
بعدش اونارو بشور
عجب، بجنب
يخورده صابون بزن
آره، بذار کف صابون بره
با آب بشور
خوب، کافيه
حالا بگيرش زير اون
من نامرئي هستم اين وسيله منو نميبينه
هيچکس نامرئي نيست رفيق
تو بايد دقيقا بگيريش زير اون
بفرما
ببخشيد
صورت حساب
روچ گفت که سَرت توي کار خودت باشه
گفت همه بايد اين کار رو انجام بدن
آقا، اينجا نميتونين سيگار بکشين
متاسفم، فقط يخورده
اونا مراقب تو نيستن
تو نميتوني جلوشون رو بگيري؟
يه چيزي بهشون بده
No comments yet. Be the first to leave one.