200 ensimmäistä riviä.
اهالي شهر "هُنُلولو" ، چه خبرا ؟
. خب بياين برنامه رو باهم شروع کنيم
. سلام، رفقا، به برنامه راديويي "بابي رينز" خوش اومدين
، من همون "بابي رينزِ" ذکر شده هستم
، همونطور که بيشترتون ميدونين
فقط محض يادآوري، بايد عرض کنم که ، اگه ميخواين واسم نامه بفرستين
، اسمتون رو با مدادِ ابرو روش ننويسين
! چون من بازش نميکنم
... تنها کاري که بايد بکنم اينه که
. اونجا فضله خرگوش پيدا کنم و ويروسش بهم منتقل ميشه
ممنون
، امروز با ساحلِ "اسنارک آرک" 5 مايل فاصله داريم
. از همين رو پامُ رويِ ساحل نميذارم
. من همچين کاري نميکنم
. ديگه نميتونم توي شهر برم
. شرمنده ام
، بچه هايي که توي اون جنبشِ مشتغلان هستن
. وقتي که پيششون رفتم، بدجور منو عصبي کردن
... واسه من، ظاهراً به دو گروه
. تقسيم ميشه "عمو "فستر
، مواظب اون بچه صخره نورده بودي
... هموني که چند مرتبه بيشتر از
... بروبچه هاي "باب مارلي" توي ، کنسرت "فيش" با اينو اون سرو کله ميزدن
يا اين که، بچه مايه داره رو ناراحت کردي ... هموني که ميخواد نشون پدرم بده
. که من هيچ بخشي از اون ماشين نيستم
. و پات رو توي کفشش کردي
. و پات رو توي کفشش کردي
. من از اين کارا زياد کردم
ميخواي چي بگي، "بابي" ؟
. چيزي که دارم ميگم اينه : ديگه تموم شد
، وقتشِ که "زمبوني" دست از آب کردن يخ ها برداره
. و اين بچه هارو از اونجا در بياره
همونطور که ميدونيم يه نفر داره جهان رو نجات ميده
. در مقابلش، يه نفر ديگه داره ولگردي ميکنه
، حالا هم ميخوام بگم که ... من تورو به چشم متصرفي ميبينم که ظاهراً
هيچ حدو مرزي سرت نميشه، باشه ؟
. زيادي باهاش مدارا کرديم ، بچه ها
. وقتِ خونه رفتن شده
برگرديم به زير زمين، باشه ؟
... و ، ميدوني ، هميشه منو با
..." خب، تو دلت واسه غريبه ها نميسوزه"
. چوبکاري ميکنن
اِي بابا ، دستم انداختي ؟
. ميخوام به درمونده ها کمک کنم
. نميخوام به افرادِ نادان کمک کنم
. و تو هم رسماً زمان جاهليت رو سپري کردي دوستِ من
، گوش کن ببين چي ميگم ... تو داري به زماني فکر ميکني
. که وقتي اونا باسليقه بودن، تو نبودي
. وود استاک" هيچ جنبه ي مثبتي نداشت" افتاد رفيق ؟
. تو آدم خيال بافي هستي . بقولي، خر که شاخ و دُم نداره
... و متاسفم
، که گيجِت کردم . موج سوار نقره اي کوچلو
. ولي حدس بزن چي شد
... توي تاريخ زمانش فرا رسيده که
. مغزت استحقاق ترکيدن رو داره
:مترجمين « AliRezA » & AleX-DooM (MorteZa) : مترجمين فصل دوم قسمت هجدهم
!يالا ميمون يالا بيا پايين
داري شلپ شولوپ ميکني
!گريس من اين پايين منتظرم !زودباش
!دست تکون نده ، زودباش
چيکار کردي؟
يه دوست جديد پيدا کردي؟
نه ، اون دالان از بچه ها مدرسه ـست
.مامانش اينجا کار ميکنه
دالان ! ها؟
اره ! باحالترين پسر مدرسه ـست
شرط ميبندم بزرگ بشه "کريس راک" ميشه
کي؟
گوش کن ببين چي ميگم ! خب؟
ميخوام يه چيزي بهت بگم ميخوام که گوش کني
قبلا هم بهت گفته بودم
بايد مراقب پسرا باشي ! فهميدي؟
...دنو
نه نه نه گوش کن
.نميتوني به همه پسرا اعتماد کني نميتوني
..اونها ..ممم...اونها
چي؟
واسه هر کاريشون هدفي دارن
هميشه همينطور بوده
نميخوام که تورو از
پسرا بترسونم و فکر کني همه پسرا بدن ، خب؟
...اما اين بچه فقط يه دوسته
بده ! خب؟ گفتم بده
خب؟ فهميدي چي گفتم؟
اين پسره خوب نيست
.اگه فهميدي سرتو تکون بده
دوستت دارم زودباش
هي ، امروز استخر هتل هيلتون نبودي؟
چرا ! بودم ! گريس اونجا رو دوست داره خوبه
شايدم يکمي بيشتر دوست داره
نميخواي در مورش حرف بزني؟
نه ! نميخوام
خب... حالا بايد چي رو بررسي کنيم ؟
."مقتول "بابي رينز
اون مَرده تو راديو؟
.اره
اوه پسر
ميشناختيش؟
آره ! رينز نابغه ي کمدي بود
قبلا تو نيويورک اجرا داشت
هميشه گوش ميکردم
متاسفم
چي ازش ميدونيم؟
هنوز داره تحقيق ميکنه S.I.S
اما شبيه يه انفجاره
مثل يه چيزي که بد عمل کرده باشه؟
بيشتر شبيه بمبِ
خونوادش چي؟ بهشون گفتين؟
طلاق گرفته يه دختر داره
هميشه ازش تعريف ميکرد
چين داره ميارش
اصلا لازم نيست اينجور چيزي رو ببينه
از اطراف اينجا دور نگهش دارين؟
باشه
بمب مستقيم وصل بوده
از مواد منفجره با قدرت کم استفاده کرده
مواد منفجره و بمب بزرگي نبوده
اين بمب جوري کار گذاشته شده که
هرکسي که روبرو نشسته باشه رو ميکشته
بمب هاي مستقيم معمولا
فقط باعث جراحت ميشن
...مقتول خونريزي زياد و
پارگي قسمت حفره قفسه سينه و سر داشت...
فورا مرده
کي تو اتاق بوده مکس؟
تهيه کنندش
از پشت بهش صدمه وارد شده ! نه؟
درسته
اما فقط يه زخم هاي سطحي داشت چون
توي اتاق ضبط نبوده
.بريم پيداش کنيم
واقعا شانس آوردي وقتي بمب منفجر شد
توي اتاق نبودي
ميخواستم برم
بخش بعدي ميخواستم برم داخل
نميتونم باور کنم بابي مرده
متاسفم
...غير از تو
کي به اون داخل دسترسي داره؟
.هيچکس
ما دونفر فقط اونجا رو راه مينداختيم
من ميساختم بابي هم حرف ميزد
کس ديگه اي فکر نميکني
که به داخل قايق دسترسي داشته باشه؟
وقتي اينجا لنگر انداختيم
من ، بابي نگهبان لنگرگاه
کسي بدون کارت نميتونه بياد و بره
فکر ميکني کسي ميتونسته
اين کار رو بکنه؟
بابي کتاب قانون کاري که بايد
تو راديو کرد رو نوشته
و هميشه با فکر و خيال خودش حرف ميزد بعضي از مردما دوست نداشتن
فکر کنم اومد اينجا که بازنشسته بشه
اره
"اما آدمي مثل "رينز
فقط پشت ميکروفون خوشحال بود
همه پولاي تو دنيا رو داشت
اما دلش واسه دستياراش تنگ شده بود
دستيار؟
به جاي طرفدار اينو ميگفت
خب بيا موضوع رو روراست کنيم
بابي از زندگي خوب خسته شده بود
واسه همين اومد ميکروفن رو برداشت و شروع کرد به اجراي دوباره ! درسته؟
اره اون دزد ادبيات بود
بابي همه سيگنالهارو خريد هروقت حال ميکرديم ميرفتيم واسه پخش
...درجه ي ما باور نکردني بود
يعني ما ساکن و با يه سيگار دستمون داشتيم مسابقه ميداديم
ساکن ؟
اره! اون اصلا برنامه منظمي نداشت
طرفداراي جون جونيش زنگ ميزدن به پايگاه رينز و
هيچوقت دلشون واسه رينز تنگ نميشد
رفت! رفت وايسا وايسا
در مورد چي داري حرف ميزني؟
!بدن بابي ! رفته
يعني چي رفته ؟
يکي ون منو با
جسد داخل دزديده
اول از همه لطفا آروم برو
اصلا نميدونيم از کدوم راه رفته
اين تنها راه خروجي "مارينا"ست
!اروم باش، خواهش ميکنم
آروم آقاي راننده مسابقه، ها؟
اين ماشين واسه همينجور
کارا ساخته شده
ميشه نگه داري؟ !کمکي نميکني
فرماده من شخصاً مسئوليت جسد رو قبول ميکنم
پس اگه ميتوني سرعتت رو زياد کن
کونو الان وقتش نيست
مزاحم کُشتن مردُم شدي
دنبال ماشين مرده کش ـين درسته؟ از کجا ميدوني؟
دوتا از طرفداري رينز جسد رو بردن
آنلاين همه چي رو توييت ميکنن و دارم تلفنشون رو رديابي ميکنم
بالاخره اينترت يجا بدرد خورد
اين احمقا کجان؟
"برين سمت برج "آلوها
اونجا ميتونين بگيرينشون
!خودشه
هي ! دستاتو بذار رو ماشين !رو ماشين
هي تو تو از ماشين بيا بيرون
دستاتو بذار پشت سرت
No comments yet. Be the first to leave one.