200 ensimmäistä riviä.
"باهوش"
چرا نماد حزب جناسنا رو کشیدین ، مجتهد؟
نماد حزب پاوراستار پاوان کیلیان که نیست محل سیاره اس
گوپتا من 4 دارم
چرا صدف ها رو بهم ریختی؟- چرا بهم ریختی؟-
فکر کردم داره باهاشون بازی می کنه
با گوپتا بازی نکن همینطور با طالع
این یه طالع عادی نیست
این طالع کیه ، پاپا رائو؟- مال پسرمه-
شاید تو افتخار کنی ولی سیاره ها شیون می کنن
متوجه نمیشم ، آقا
مردم طبق حرکت سیاره ها حرکاتشون رو تغییر میدن
ولی سیاره ها ، حرکاتشون رو طبق جنبش پسر شما عوض می کنن
یعنی چی ، گوپتا؟
یعنی دوران بدت شروع شده
سیاره هات خیلی ضعیفن ، پاپا رائو
باید نیروبخش استفاده کنم ، آقا؟
نیروبخش بهت انرژی میده ولی قدرت سیاره ای تو بیشتر نمیشه
...این خونه که تا حالا مثل شیرفروشی آروم بود
قراره یهو مثل باجه رای گیری شلوغ بشه...
با تاثیر سیاره ای ، کل نقشه هات به فنا میره
یادت باشه ، خواهر باید خیلی مواظب باشی ، پاپا رائو
واقعا؟
نه ویسواناتان آناند در شطرنج اشتباه می کرد نه من در حدس زدن
...یک جمله اش کنم
پسرت مثل یه موشک شلیک شده اس
اگه بگیریمش ، می سوزیم
...اگه ولش کنیم- مردم رو می سوزونه-
اون خطرناک تره. نه؟
هر قدمش خطرناکه ، پاپا رائو
! وایسا
! وایسید
هرکی جرات کنه جلو بیاد خطوط سرنوشتش پاک میشه
اگه جلو بیایید ، مثل گل لگد می خورین
در گل هم دفن می شین
مجتهد و این حرفا؟ ! برو پی کارت
! برین
! خدا
"قیافه اش مظلومه" "حرفاش هوشمندانه اس"
"وقتی بزنه ، ناک اوت می کنه"
مردی که خواهرم رو برد رو نگرفتین و اونجا وایسایدین؟بیایید
بیا- نکن-
ظاهرا نباید از این خط بگذریم
انگار کسی که اون طرفه یه آدم عادی نیست
کی گفته؟- مجتهد گفت-
اون کیه؟ اون میتونه جلوی افراد بابجی رو بگیره؟
وقتی مشتش رو گره می کنه حتی صاعقه هم پناه می گیره
هرکی باشه ، لهش می کنم
گلدان گلی نیست که له بشه اون یک مین زمینیه
روش قدم بزاری ، منفجر میشی
بگو بیاد ببینیم
اون یک مجتهد قلابیه؟
برادر. منو نزنید- چی شده؟-
من بی گناهم- کی بهت گفت؟-
اون پول و جواهر داد تا این چیزا رو براش بگم
ولی این واسه چیه؟
اون قول داد اگه اینطوری غرق رنگ بیفتم بهم 5000 روپیه میده
اون کیه؟ کجاست؟
پانزده دقیقه قبل
دختره رو که آوردم ، تماس می گیرم. آماده باش خب؟
نیتو وارد محل شدم
بسه
همه برین خودم میام
رو خط باش
چقدر طولش میدی؟ سریع بیا
اومدم
تو؟- کی؟-
داماد- داماد؟-
بله. من دامادم
پس فکر کردی کی ام؟
چرا عصبی هستی؟ کسی اونجاست؟
برات سورپرایز دارم چشاتو بند
چشماتو ببند ، لطفا
من این عطر رو از فرانسه مخصوص تو خریدم
عطر؟
من عاشق عطرم
چه بوی حقی هم داره
برادر ! یکی داره خواهر رو می بره
زمان حال
ونکی بدون اینکه کسی رو تو خونه ام بزنه منو آورد اینجا ، میدونید؟
من همیشه از مغزم استفاده می کنم فقط اگه لازم شد ، از ضرب و شتم استفاده می کنم
بیا سریع سوار شو ، نیتو
من می برمشون حیدرآباد تا با هم ازدواج کنن و میگذارمشون خونه عمو آناند
برین خونه ام و بهشون خبر بدین مخصوصا بابام که خیلی حرف می زنه
! باشه
گمش کردیم ، برادر
...اگه میتونه با وجود این همه آدم ، خواهرمو ببره
مطمئنم یک مخبر بین ماست...
! پیداش کنید
اون خود خواهره ، برادر
بله. بدون حمایت خواهر اون نمیتونست یک قدم برداره
هرکی باهاش در ارتباطه ، مثل والدین ، دوستان یا فامیلشو پیدا کنید
برین- بیایید بچه ها-
یک جوان ، خواهر بابجی را ربود
خبر فوری رسیده
...یک مرد جوان ، خواهر بابجی
رهبر وارانگال را ... درست قبل از ازدواج ربود
این حادثه ، وارانگال را در شوک فرو برده است
مردم از پیامدهای این حادثه وحشت دارند
افراد بابجی در حال گشتن وارانگال به دنبال آن مرد جوان و خانواده اش هستند
! شربت بگیر
اخبارو دیدی؟
چیه؟ کوهلی یک 100 زد؟
نه یکی زده تو صورت بابجی
یکی تو ازدواج ، با خواهرش فرار کرده
...وقتی صورت بابجی رو تصور می کنم
اون به ما چه ، آخه؟
عمو داره می رقصه خبرا رو شنیدی ، عمو؟
میدونم. یکی با خواهر بابجی فرار کرده
میدونید کار کی بوده؟
کی بوده؟- پسرتون-
! شوهر جان
مثل مایکل جکسون می رقصیدی یهو نقش زمین شدی
پسرت کار عادی می کنه مگه؟ الان کجاست؟
از شهر رفت ، عمو
افراد بابجی افتادن دنبال خانواده و دوستای اون جوان
اگه مدرک پیدا کنن سرمون می پره
مدرک؟
چه کار می کنی ، شوهرجان؟
! شوهر جان
چه کار می کنی ، عمو؟
اون پسر من نیست منم دیگه پدرش نیستم
شما هم دوستان اون نیستین ! دیگه اینجا نیایید
! برین
مادر- کجایی عزیزم؟-
حیدرآباد
وضعیت اینجا خیلی بده ، عزیزم
تا نگفتم ، نیا
نگران نباش ، مادر من چند روز پیش شایملای خودمون می مونم
خب؟ بای
هی شایملا. چرا مثل دختر طولش میدی؟ سریع باش
مگه روشن کردن 108 چراغ ساده اس؟
اگه 8 هفته اینکارو بکنیم به قول بابابزرگم ، زن خوب گیرمون میاد
بهت اعتماد کن و یک چراغ روشن کن تو هم یک زن خوب گیرت میاد
من از این احساس ها ندارم تمومش کن و بیا
خواهی داشت مطمئنم
هی چاندو بیا اینجا
الان باید خاموش میشد؟
بیا
خیلی خب تموم شد. درسته؟ بریم
من با کل خداهای اینجا خداحافظی می کنم
"بعد از دیدن تو برام اتفاقی افتاد"
"زندگی ناگهان به سمت مسیر تو پیش میره"
"لحظه ای که دیدمت"
"قلبم از همون لحظه تو دردسر افتاد"
"تو جلوی منی" "تو پشت منی"
"تو کنار منی" "تو اطراف منی"
"خیلی تیز هستی" "چشمانت مست کننده ان"
"ناگهان به من تزریق شدی"
"با لبخندت ، یک تور پهن کردی"
"قلب من مثل ماهی درونش گیر افتاد"
"اوه خدا" "چهره ات مثل طلاست"
"کاری می کنه فقط به یاد تو باشم"
"زندگی چطور میتونه از من دورت کنه؟"
چه دختر خوب و زیبایی
! چه بد که باید اون رو هم بکشم
ولی نمیشه کاریش کرد
! بکشش
شانکار. ناجور نکشش جالب بکشش
میخوام شور و ذوقت رو در قتلش ببینم
میخوام سال ها انتقامم رو درونش ببینم
باید سال ها غم خودمو تو جنازه اش ببینم
این همه آدم ، نتونستید جلوی یک مرد رو بگیرین؟
اون حواسش بود هیچ سرنخی از خانواده یا دوستانش باقی نگذاره
خیلی از شماها بهتره
! کثافتای بی مصرف
برادر- ! خفه شو-
فکر کردم اگه داماد خونه بشی مواظب خواهرم هستی
وقتی داشت زیر دماغت اونو رد می کرد کجا بودی؟
هیچ سرنخی از قیافه اش نمیتونی بگی
سرنخ
چی شد؟- تلفن کار نمی کنه-
تلفنت رو بده ، سریع
کجا گذاشتمش؟
سیپی با ماشین بیا سمت چپ ساختمون
سریع خب؟
تلفن برادر. اون با تلفن من برای گرفتن ماشین تماس گرفت
زنگ می خوره
بله؟ سیپی ام
الو؟ الو؟
الو؟
تویی؟
گفتی من خواهر بابجی رو می دزدم و تو شوهرش میدی
کردی؟ اینکارو کردی؟
گفتی اون اوباشه اینقدر آدم شاخیه؟
ظاهرا قبلا سیگار می فروخت
چرا داد می زنی؟
هی. من بابجی ام- ! بابجی-
تو کی هستی؟ خواهرم رو کجا بردین؟
نمیدونم آقا به خدا ، من چیزی نمیدونم
پس کی اونو برد؟- من نمی شناسمش ، قربان-
من از حیدرآباد اومدم دنبالش
گفت بیام دنبالش ولی هنوز نیومده
شماره اش رو بده
شماره اش رو هم ندارم ، قربان
میدی یا می میری؟
! اگه بگم نه ، منو می کشه
آقا صبر کنید آقا
شماره رو بهتون میگم
لطفا بنویسید ، آقا- صبر کن یه دقیقه-
No comments yet. Be the first to leave one.