200 ensimmäistä riviä.
سه لایه کیک اسفنجی شکلاتی
روی سه لایه کیک لیمویی میذاره ...و تمشک تازه ویطش قرار میده
گل رز از خامه کرهای درست میکنم
مهارتهای هنریم رو دارم نشون میدم
.دوست دارم ارائه رو درست انجام بدم احتمالا برعکس کیمجوی
آره، فکر کنم از تزئین خوشم میاد
...احتمالا محبوبترین بخششه
بیخیال، بچهها - تو میتونی، راهول -
.این فکر نکنم بمونه پشتش از هم پاشیده
...قنادها
پشتش از هم پاشیده
قنادها، یه دقیقه وقت دارین
خیلی خب، کمک لازم دارین؟
چیزی نیست. خودم میتونم
.فکر کنم دلبوی رو سربلند کردم سعی میکنه این رو چند پوند بفروشه
.وضعیتش رو ببین چه وضعیتی
.وحشتناک به نظر میاد همه جاش داره ذوب میشه و از هم میپاشه
اینم از این. تموم شد
تموم شد، بچهها. خیلی ناراحت شدم
متاسفم، قنادها، ولی وقتتون تموم شده
این پایان چالش کیک گیاهیه. آفرین
وای خدا. نه - فکر کنم کیکت افتاد -
!نه، نه، نه، نه، نه
!نه
آخرین بازری که کسی رو کشتی کِی بود؟
چند هفته پیش
جدی میگی؟ کی رو کشتی؟
یه یارویی که توی اسکله دردسر درست کرده بود
.معمولا وقت نمیذارم اسمشون رو بپرسم چطور مگه؟
تقریبا 30 ساله که کارم اینه. تف توش
قبلا وقتی اوضاع خطناک میشد بهم زنگ میزدن
حالا فقط خبرم میکنن تا گندکاری بقیه رو تمیز کنم
کاری که بهمون میگن رو انجام میدیم
شاید سعی دارن از دردسر دور نگهت دارن
مثل یه جور نماد احترام
لقب من «چکمه خونی»ـه
نباید گاهی چکمههام رو خونی کنم؟
داداش، وقتی به خودت لقب میدی اینطوری میشه دیگه
انتظارات رو زیادی بالا میبره
الانم چکمههات خونی شده
خفه شین
.عجله کنین کمتر حرف بزنین، بیشتر از شر جسدها خلاص بشین
من همسایه دارم
لعنتی، چیزی رو سوزوندی؟
بابا
نباید الان مخفی شده باشه؟
نگرانت بود
چیزی سوزوندی؟
چرا فقط سه تاست؟
تو رو میشناسن
و میدونن چیکار میتونی بکنی
چرا فقط سه نفر فرستادن؟
و چرا به اینجا فرستادن؟
وقتی از ماشینت پیاده میشی ،بهتر میشه حمله کرد
تا اگه مشکلی پیش بیاد بتونن فرار کنن
...یا
وقتی از آسانسور خارج میشی
راهرو تنگه و نمیتونی از برتریت استفاده کنی
شاید توی کارشون حرفهای نیستن
باید یکی رو واسه بازجویی زنده نگه میداشتی
زیادی از کشتن لذت میبری
مطمئنم «اسلیپی چان» فرستادتشون
احتمالا برای تلافی احمقی که زینگ توی اسکله کشت
،همیشه پیچیدهترین احتمال رو در نظر بگیر
بعدش کمکم برو سراغ واضحترین جواب
اونطوری هیچوقت غافلگیر نمیشی
چشم
چی شده؟
!تکون بخورین - !پوششمون بده -
!پوششمون بده - !برین ماشین رو بیارین -
...سیائو
هان
شیشهها رو ضدگلوله کنین
و زیر شاسیها محافظ بمب فولادی بذارین
!زود باشین
خبری از بیمارستان نشده؟
بهتره انگلیسی حرف بزنیم
نمیدونیم به کی میشه اعتماد کرد
از جراحی بیرون اومده
به کما رفته
،جریان خون به مغزش نرسیده
واسه همین نمیدونیم به هوش میاد یا نه
«اسلیپی چان و پسر عوضی و مغرورش «دراوزی رو زنده میخوام
هیچکس به جز من نمیتونه اونا رو بکشه
...باشه، ولی
ازم به عنوان طعمه استفاده کردن تا پدرم رو از مخفیگاهش بیرون بیارن
اسلیپی چان از دوم بودن بین خانوادهی قدرتمند سهگانه خسته شده
،میخواد جای ما رو بگیره حتی شاید خودش رو رئیس «اژدها» اعلام کنه
ولی مطمئن نیستیم اسلیپی چان پشت قضیهاس
.هیچکس نمیتونه حملهکنندهها رو شناسایی کنه آدمهای جدیدی هستن
یه گروه جدید هوش و شجاعتش رو داشت که پیدام کنه
و حملهی پیشرفتهای مثل این رو ترتیب بده؟
امکان نداره
چارلز
پدرت اگه اینجا بود بهت میگفت احتیاط کن
سریع نتیجهگیری نکن
،اگه این کار اسلیپی چان نباشه
ممکنه بیدلیل یه جنگ تمامعیار رو شروع کنی
کلهشق نباش، باشه؟
پدرم قبل از اینکه بهش شلیک کنن متوجه یه چیزی توی جنازه شد
میدونی چی بوده؟
نه، ولی شنیدم بعد از اینکه تیر خورد چی بهت گفت
اسم مادرت
چارلز
پدرت همیشه چی بهت یاد داده؟
از خانواده محافظت کنم
اگه اتفاقی براش بیفته بدون تردید برم دنبال مادرم بگردم
باید به هر قیمتی شده از مادرت محافظت بشه
اون کلید قدرت ماست
ببین، اون به خاطر وظیفهاش رفت
...تا - تا از خانواده محافظت کنه -
میدونم
مادرت و بروس اون بیرون تنهان
میخوای یکی رو باهات بفرستم؟ - نه -
نمیخوام توجه کسی رو به خودم جلب کنم
و قراره برادرم پیشم باشه - فکر نکنم کمک زیادی بهت بکنه -
با این سبک زندگی بزرگ نشده
پس باید سریع یاد بگیره
اون یه «سان»ـه
پشمام
اوناهاش. ماشینمون رسیده
سلام، خانمها
...چه خبرا؟ شماها
!اوه
...اوه
!نه، نه، نه! نه! نه، نه، نه
!اوه
کِی پیتزا خوردی؟
!بروس! بیدار شو
!دیرت میشه
دارم میام
دیشب تا دیروقت بیرون کار میکردی؟ - آره -
فقط کار میکردی؟
آره، مامان. دیگه از اون یکی کارها نمیکنم
قسم میخورم
لپ تپلی من. خیلی بهت افتخار میکنم
وقتی رسیدی دانشگاه بهم پیام بده - چرا؟ -
چون من میگم
برو باهوش شو
خیلی خب
هنوز 20 دقیقه زمان مونده
ولی تموم شدم
امتحان قبلی رو هم زود تحویل دادی و نمرهات کم شد
با نمرهی 19 هم میشه مدرک گرفت
نه
فقط یه مهلت کوچولو لازم دارم تا پول رو جور کنم
بروس، تنها مهلتی که ازت میخوام
اینه که دستت رو دراز کنی و یه خودکار برداری و چک شهریهات رو بنویسی
تا فردا وقت داری در غیر این صورت چارهای نداریم
جز اینکه این ترم درسیت رو باطل کنیم
باشه
...فقط
این چقدر تحصیلات برام میخره؟
هفت دلاره
و این اسکناس بوی استفراغ میده
پیشپرداخته
با 7 دلار حتی نمیتونی توی کافهتریا ساندویچ بوقلمون بخری
شاید مشکل همینه
شاید باید همهامون شهریه پرداخت نکنیم
تا دانشگاه
به بیعدالتی اقتصادی این موسسه توجه کنه
کی با منه؟
!از سر راه برو کنار
!ریدی، رفیق. برو کنار - بعدی -
!هی
!دستها بالا، عوضی - !دهنت سرویس -
پسر، ممکن بود بهت شلیک کنم
اسلحه داری؟
نه، ولی اگه داشتم، ممکن بود بهت شلیک کنم
چه خبر، عشقی؟ - چه خبر؟ -
!اه
.هی، به موقع رسیدی میخواستم یکم گل بکشم
و با رفیقم کیانو توی «سایبرپانک» بچرخم
با مواد خودت نئشه میکنی؟
من روانگردان و کوکائین میفروشم
ماریجوانا قانونیه
پسر، کمکم فکر میکنم انگشتهای شستم بدجوری سریع هستن
در حد «خولیو جونز» سریعه، ولی فقط شستهام
الکسا، آهنگهام رو پخش کن
حله
...میشه
یه لطفی میخوام
جون بخواه، داداش
میخوام یکم پول قرض بگیرم
بروس
چند وقته میشناسمت؟ از کلاس پنجم؟
عملاً انگلیسی رو خودم بهت یاد دادم
داداش، دوستهایی مثل ما از هم قرض نمیگیرن
همینطوری پول میدن
حالا چقدر میخوای؟
پنج هزار تا
دلار؟ - واسه دانشگاهه -
بهت پس میدم - مگه مامانت پول دانشگاه رو نمیده؟ -
آره، ولی پول شهریهی این ترم رو واسه یه چیز دیگه خرج کردم
.فکر کردم دیگه از اون کارها نمیکنی به مامانت قول دادی
اونجا بهترین کلاس بداههگویی توی لسآنجلسه
!ویل فرل و ریچل درچ اونجا شاگردی کردن
پنج هزار دلار رو خرج کلاس ادا در آوردن کردی
بهش میگن بداههگویی، خیلی خب؟
یه نوع هنره
No comments yet. Be the first to leave one.