Blind

Blind

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

블라인드Blind E11 WEB-DL Sunflowermag
Kommentaari sunflowermag
@sunflowermag کاری از تیم ترجمه مجله گل آفتابگردان

Tunnisteet

other
Julkaistu: 2022-10-23
Lataukset: 34
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

"کوری"

"...این سریال ساختگی‌ست و افراد، مکان ها، سازمان ها"

"...حوادث، گروه ها، و شرایط هیچکدام" "بر اساس واقعیت نیستند"

...هیونگ

شماره 11 بود؟

"تماس ها، هیونگ"

"هیونگ"

مشترک مورد نظر در حال حاضر در دسترس نمیباشد

لطفا پس از صدای بوق پیغام بگذارید

هی، سوک گو

میشه موقعیت الان هیونگم رو ردیابی کنی؟

آره، همین الان

"قسمت 11: سوءظن نهایی"

...تنصیب بحث برانگیز وزارت سلامت و رفاه

بالاخره به پایان رسید

کاندیدا نا گوک هی، که به خاطر پسرشون مورد انتقاد قرار گرفته بودن

وزیر جدید سلامت و رفاه شدن

... وزیر تازه تنصیب شده نا، به عنوان کارمند دولتی

در وزارت سلامت و رفاه کارشون رو شروع کرده بودن

تا متخصصی در زمینه رفاه بشن

ایشون سیستم رفاهی رو ساختن که به افرادی که ... از لحاظ اجتماعی ضعیف هستن کمک میکنه تا

این دیگه چجور مهملیه؟

منظورت از فرزندخوندگی چیه؟

نمیدونم چی و از کجا شنیدی ولی حقیقت نداره

... تو و برادرت

هردو پسرهای خونیم هستین که به دنیاتون آوردم

این عکس هیونگ جلوی پرورشگاهیه که توش زندگی میکرد

هنوزم میخوای منکرش بشی؟

...تو اینو

از کجا آوردی؟

چرا بهم دروغ میگی؟

دلیلی هست که باید این حقیقت که هیونگ به سرپرستی گرفته شده، مخفی کنی؟

...خب

...به خاطر اینکه

!مامان

همش به خاطر برادرت بود

حتی اگه دنیا عوض هم شده باشه

اگه مردم بشنون که به سرپرستی گرفته شده مردم میخوان پیش داوری کنن

اینجا هنوزم اینجوریه

من و مادرت نمیخواستیم که مردم سونگ هون رو به این چشم ببینن

میخواستیم به خوبی بزرگش کنیم

دلیل دیگه ای وجود نداره

چجوری درباره مرکز بهزیستی امید خبردار شدین؟

نمیدونم. چجوری خبردار شدیم؟

...خب

کاملا تصادفی باهاش آشنا شدیم

رئیسش دستگیر شد

به خاطر همین کسی نبود بخواد مدیریتش کنه

شنیدیم بچه های بزرگتری هستن که جایی برای رفتن ندارن

...راستشو بخوای

چون سونگ هون بزرگتر بود اولش دودل بودم

...ولی

...ولی، سونگ جون

...میدونی چرا من

تصمیم گرفتم برادرتو به سرپرستی بگیرم؟

به خاطر تو بود

چون همیشه تنها بودی دلم برات میسوخت

تا که دیگه تنها نباشی

... سونگ جون

شاید این حرف خیلی شوکه ات کنه

ولی همشو فراموش کن، باشه؟

الان دیگه چه اهمیتی داره سونگ هون فرزنده خونده ست یا نه؟

بیست سال آزگار باهم یه خانواده بودیم

و درآینده هم خانواده میمونیم

فقط فراموشش کنم؟

چیش مهمه؟ خانواده ایم؟

...من توی این 20 سال گذشته

تو 20 سال گذشته چی؟

...فکر میکردم که شما

پدر مادر واقعیم نیستین

!فکر میکردم منم که به سرپرستی گرفته شدم نه هیونگ

منظورت چیه؟

چرا آخه تو باید چنین فکری کنی؟

نمیدونم ...من دلم میخواد بدونم

که چرا چنین فکری کردم

من نمیدونم کی ام

آیگو

...درباره فرزندخوندگی سونگ جون هنوز نمیدونه، نه؟

خدای من- خیلی خنده داره-

مگه نه عزیزم؟- خدایا، تمومش کن-

... سونگ جون

فقط کاری نکن و ساکت سرجات بمون، باشه؟

اینجوری میتونی به مادرت کمک کنی

چونکه همیشه دردسر درست میکنی

تا کِی ما باید نگران تو باشیم؟

اگه سونگ هون گفت که کارت خوب بوده یعنی واقعا همینطوره

مگه نه؟

... از اینکه تو با سنت مادر پدر رو نگران کنی

خجالت نمیکشی؟

درست رفتار کن

بله سوک گو

گوشی قاضی ریو خاموشه

به خاطر همینم نمیتونیم ردیابیش کنیم

ولی آخرین جایی که استفاده شده بود رو ردیابی کردیم

آخرین مکان کجا بوده؟

مرکز کودکان

...و اینکه سونبه

توی حیاط مرکز کودکان ردِ خون پیدا کردیم

ردِ خون؟- آره-

بده باهاش حرف بزنم

صبرکن. گوشی رو میدم دست فرمانده

مرسی

... هی، سونگ جون

خون زیادی نیست، خیلی کمه

نزدیک در اصلیه

یه دوربین امنیتی هم نزدیک ورودی هست

ولی یکی از قصد خرابش کرده

فکر میکنم مجرم از همون اول اون کی رو هدف قرار داده و یواشکی وارد شده

خیابون هایی که از جاده اصلی به سمت مرکز میان

اینجا و اینجا هستن

قفط این دوتان

قثط یه ماشین بوده که حوالی ساعت 9 شب از اینجا اومده

این ماشین رو چک کنم؟

نه، میدونم ماشین کیه

لطفا جهتی که ماشین رفته بود رو چک کنین

اوه، باشه

نمیتونم از این بیشتر ردیابیش کنم

به نظر میرسه ماشین وارد منطیه ای شده که دوربین امنیتی نداره

این آخرین جایی هستش که ماشین موردنظر تو دوربین افتاده

اون کی کجاست؟

اون کی کجاست؟

چرا؟

...فکر میکنی ممکنه اون کی رو دزدیده باشم

و تو زمین چالش کرده باشم؟

مرده کنار جاده پیداش کردم

نمیتونستم همینجوری از کنارش بگذرم

کارآگاه ریو

بله، فرمانده

جو اون کی رو پیدا کردم

بله، جزئیاتش رو بعدا میگم

چی شده؟- ...خب، چیزه-

...اگه چنین اتفاقی افتاد

باید به من زنگ میزدی یا میرفتی سراغ پلیس

من بهش گفتم که بهت نگه

نمیتونم به پلیس اعتماد کنم

چی؟

اونوقت خودت چی؟ چرا رفتی مرکز؟

باید درباره یه چیزی با اون کی حرف میزدم

درباره چی؟

چرا؟

به خاطر رازیه که من نباید بدونم؟

معلوم هست کی هستی؟

چرا این همه راز داری؟

خب الان چی میخوای بگی؟

مرکز بهزیستی امید

شماره 11

تویی

چرا مخفبیش کردی؟

!پرسیدم چرا مخفیش کردی

چرا مخفیش کردم؟

اگه میگفتم که شماره 11 ام چی میشد؟

معلومه که همه بهم شک میکنن

اگه تو من بودی، میتونستی به زبون بیاریش؟

واقعا نمیتونی به من اعتماد کنی؟

حتی الان تو هم مشکوکی که من مجرمم

!باشه، من شماره 11 ام

اگه بتونم پاکش کنم، همه رو تماماً پاک میکنم

این خاطرات همینقدر وحشتناکن

مرکز بهزیستی امید؟ آره

من اونجا بودم

...ولی

من مجرم نیستم، چه باور کنی یا نه

انتخابش دست خودته

"تماس گیرنده محدود شده"

"به خاطر توئه"

"تماس گیرنده محدود شده، 22مِه ، 12:44صبح "

کوان یونا

کوان یونا تو خطره

یونا چی؟- آخرین دفعه کجا دیدیش؟-

توی مرکز بود ...باهم حرف زدیم و رفتش

لعنتی

مدام سعی کن به یونا زنگ بزنی

من از اون سمت میرم- باشه-

!یونا

اون کی

!یونا

نه

"ایستگاه پلیس مویونگ"

چرا مجرم اون پیام رو برات فرستاد؟

حتما عصبانیه

کارشو بی اثر کردم

چرا رفتی مرکز؟

میخواستم به عنوان حامی یونا درخواست بدم

اون کی بهتر از هرکسی ممیدونه که یونا به چه جور کمکی احتیاج داره

...پس رفتی مرکز

و اتفاقی مجرم رو دیدی؟

چهره اش رو دیدی؟

نه- حتی نمیتونی حدس بزنی کی بود؟-

اصلا

کِی فهمیدی که یون جه مرده؟

مدت کوتاهی بعد از اینکه به فرزندخوندگی گرفته شدم

با خواهر بزرگتر یون جه رفتی مرکز بهزیستی امید

خواهر یون جه الان کجاست؟

نمیدونم

همین که به مرکز بهزیستی رسیدیم از هم جدا شدیم

و از اون به بعد چیزی ازش نشنیدم

شماره 12 چی؟

چیزی درباره اش میدونی؟

اصلا

...اونجا ما

More Farsi Persian subtitles for Blind

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left