Father and Master (Padre Padrone)

Father and Master (Padre Padrone) (Padre padrone)

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Julkaisutiedot

Padre Padrone 1977 720p TinyMoviez
Kommentaari RAMINO
با نسخه ی 720 تاینی موویز تنظیمش کردم

Tunnisteet

720p
720
Julkaistu: 2016-10-27
Lataukset: 51
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

: نویسندگان فیلمنامه و کارگردانان پائولو و ویتوریو تاویانی

، این گاوینو لداست .سی و پنج سالشه

. تا هجده سالگیش ، یه چوپان بی سواد بود

... اما امروز ، اون متخصص زبانه و همینطور نویسنده ی یک کتاب پرفروش

... که تو کتابش زندگینامه ی خودش رو شرح میده ...

. که این فیلم از اون کتاب اقتباس شده ...

... داستان از دهکده ساردنی شروع میشه

. وقتیکه گاوینو به مدرسه ابتدایی میرفت ...

... در صبحی که پدرش با عجله رفت به شهرداری

. جاییکه چند تا از اتاقاش تبدیل به کلاس های درس شده بود ...

. همچین چوبی همیشه دستش بود

. که اینطور ، ممنون

!!خانم معلم ؟ . اومدم پسرم رو ببرم

. برای نگهداری گوسفندها به کمکش احتیاج دارم

. اومدم اونو با خودم برم . برای نگهداری گوسفندها احتیاجش دارم

. اختیارش با منه

... مجبورم موقع تحویل شیر به صاحباشون یا برداشت محصول و جمع کردن هیزم

. گله رو همینطوری به امان خدا ول کنم...

... پولی که من در میارم به زور پول لباس هامون رو

. یا هر چیزی که چوپان ها نمیتونن تولید کنن رو میده ...

... این اولین دلیل بود

!! و اما دومیش ...

. همین الان که من اینجام گوسفندهام ولن و هر لحظه ممکنه طعمه گرگ ها یا راهزن ها بشن

. گاوینو باید بیاد و ازشون مراقبت کنه

گاوینو در برار گرگ ها و دزدها؟ . اما اون فقط یه بچه است

تو درباره ی چوپانی چی میدونی ؟

. اونا بدون بال توانایی پرواز کردن دارند

...اون وقتی هجده سالش شد

. ادامه تحصیل میده . درست مثل خودم

آخه دولت این همه دانش آموز میخواد چکار ؟

!!اونا میخوان جلوی مردن بچه هام از گرسنگی رو بگیرن ؟

، من پسرم رو میبرم . چون احتیاج به کمکش دارم

. من با کسی مشکل ندارم . اما مثل اینکه قانون باهام سر جنگ داره

. مدرسه رفتن بچه ها رو اجباری کردن . اما فقر با این مسائل حل نمیشه

. اینم سومیش بود ...

. اما اون نمیتونه بره

...بیا

. خیلی زودتر از دوستات میتونی خرج خودت رو در بیاری

. تو چوپان خیلی خوبی میشی

!!نبینم کسی گاوینو رو مسخره کنه

!! دستها روی میز

!! روی میز

... امروز نوبت گاوینو بود

. ولی فردا نوبت شماست ...

. امکان نداره . هرگز این اتفاق برای من نمیفته

. مامان قسم خورد که این اتفاق قرار نیست بیفته

. ما ثروتمندیم ، ما دو تا گاو داریم

... خدایا ، کاری کن پدرم بمیره

. تا برای همیشه راحت بشم ...

. کاری کن که الاغ یه لگد محکم تو شکمش بزنه

، نه . بزنه تو سرش ، جوری که نفهمه از کجا خورده

. اول نوبت برادرمه

... اون ده ماه بزرگتره

. اگر چه قدش از من کوتاهتره ...

. اول نوبت اونه

، به محض اینکه به خونه رسیدم . یه چهارپایه میزارم نزدیکه پنجره

. ازش بالا میرم و فرار میکنم

... موقعی این کارو میکنم که همه سر میز غذاخوری باشن

. اینجوری متوجه من میشن و مامان جلومو میگیره ...

... وقتیکه یه نفر به تنهایی اون بالا باشه

... و هیچکس اطرافش نباشه ...

... به معنای واقعی ، تنهای تنها

، من میدونم چجوریه ...یه بار منو بردن

، سکوت اونجا پر از صداست ... . باور کن

... آدمو غرق خودش میکنه

. مثل وقتیکه ناقوس مرگ به صدا در میاد ...

ترسیدی ؟

... میدونم که ترسوندمت

. اینطوری خیلی زودتر برمیگردی این پایین ...

. قبل از اینکه به چهل سالگی برسم

...طفلکیه شوشول گنجشکی

اون بالا چکار میخواد بکنه ؟

!! زود باش . باباته

. میریم جاییکه سیب های وحشی رشد میکنن

. اونجا مجبوری زمین رو با دستات بکنی تا به میوه ی این درخت برسی

، اگه تیزو بز باشی . بهت یاد میدم که چطوری با کمندت خرگوش ها رو بگیری

فندق دوست داری ؟ . اونجا کلی فندق میتونی پیدا کنی

، میتونیم بریم بالای صخره ها . تا بچه کلاغ بگیریم

...دیروز پشت آغل گوسفندا

. یه لونه ی توکا پیدا کردم که توش جهار تا تخم گذاشته بود

... در طول روز باید حواست رو جمع کنی و خوب تمرکز کنی

. اما شب ها گوشات هستن که باید خوب کار کنن . سعی کن مراتع و جنگل ها رو خوب بشناسی

...اکثر وقتها تو تنهایی .باید خودت یاد بگیری که چطوری

. راه خودت و گله رو پیدا کنی ...

صدای خش خشی که میاد رو میشنوی ؟

. باید این صداها رو خوب تشخیص بدی

. حتی با چشم های بسته

. چیزی نمیشنوم

. با دقت بیشتری گوش کن

. یک درخت بلوطی هست که محدوده ی چراگاه ما رو مشخص میکنه

. سرتو برگردون

...اما این . این صدای رودخونه ایه که از پشت جنگل میگذره

. از کنارش رد شدیم

... و این

. سباستیانوه که با اسبش داره برمیگرده به دهکده

...او سیگارشو برعکس میذاره تو دهنش

. بخاطر اینکه شبها مورد سوء قصد قرار نگیره ...

. یه کینه ی قدیمی باعث شده که اون همیشه احتیاط کنه

... سعی کن صدای طلوع رو بشنوی

. صداهای زیادی داره ...

...اگه قدرت یه مرد رو داری

. باید بتونی اون ظرف شیر رو به تنهایی بلندش کنی ...

. بدون اینکه چیزی ازش بریزه . از ششهات (ریه) کمک بگیر

. امشب اینجا تنها میمونی

. خوب حواست به گله ها باشه

!!برو توی آغل

برگرد به آغل گوسفندا

!! اونجا یه مارهست

. اون پشت

. نباید بترسی . اونا بی خطرند

...حتی اگر هم داشته باشند

، این مرتع ماست ... ... همینطور گله

باید ازش دفاع و بهره برداری کنیم ...

. بهت نشون میدم با مارها چیکار کنی

. از آغل بیرون نرو

آنتونیو

!! برو پی کارت

... برو دیگه

. هیچکس اجازه نداره به اینجا بیاد ...

. آروم . صدامون رو میشنون

... اگر پدرم بفهمه که ما اینجاییم

. این بلا رو سرم میاره ...

!!تقصیر گاوینو بود

!! اون مقصر بود

!!تقصیر گاوینو بود

. برو اون یکی سطل رو بیار

!! جووانا

... دیگه کتکت نمیزنم

. دیگه دست روت بلند نمیکنم ...

...ای حرومزاده

... میخوای دوباره اون کارتو تکرار کنی...

... یه چفت و بست اساسی میزنم به کونت ...

، اول شیرتو میدوشم ... ... بعد با گه خودت

. دهنت و چشمها و گوشهات رو میبندم ...

. بزار نوبت من برسه ، خوب به خدمتت میرسم

...منو میزنی

... منم میرینم تو شیر ...

. تا پدرت برینه به تو ...

. جرئتش رو نداری

. یه جوری کونت رو میبندم که دیگه نتونی برینی

، من کارخودم رو میکنم . چون تو خیلی بیشعوری

. تو میلرزی . عرق میکنی . بوی گه میدی

. با اون دستهای تاول زدت نمیذارم شیرم رو بدوشی

، گاوینو لدا ... اگه به نوک پستونام آسیب بزنی

. دوباره میرینم تو شیر ...

گاوینو در سن بیست سالگی

. لیزا ، خوب هوای گله رو داشته باشه

. داریم به یه جشنی توی موروس میریم

. راهمون رو گم کردیم

ماروس کدوم طرفیه ؟

. مثل اینکه لاله

... وایستا

. چقدر شبیه تارزان میدوه

. اینو با اون عوض میکنم

با آکاردئون ؟

. ارزشش ، از یه بره بیشتره

. ولی اون آکاردئون داغونه - . بهش بگو -

. حداقل ، دو تا بره

. دو تا ، نه

. چرا ، دو تا

... همه ی آکاردئون هامون

. صدای زیبایی دارن ... . گوش کن

... ازهمون طرف

...که دزدها دو تا بره بردن

. و لبت رو هم بریدن ...

... قسم میخورم

!! قسم خوردم

پس دیگه از چی میترسی؟

... به تلافی اون دو تا بره

. من شکر و پنیرت رو میبرم...

!! نمک توی شیرت بریز تا حالشو ببری

. حالا برو بخواب

...موروس...جشن...از اون طرف

...صدای زیبا...آکاردئون

...بره ها ...آکوردهای زیبا...زیبا

...جشن...زیبا

...یه نفر به دادم برسه

...کمکم کنید ...

من گاوینو هستم

...پسر افزیوی چوپان

. که اونم پسر ، لوکای چوپان بود

...سرما آغل رو

پر از کک کرده...

...چاق ترینشون

الان رو زیربغل منه

، من الیجیو هستم ...پسر جیووانیه چوپان

...که اونم پسر یک تفنگدار

. به اسم انریکو بود

...من باید پنیری رو میخوردم

... که بخاطر تازگیش ...

. وقتیکه در دهانم قرار میگرفت آب میشد ...

فرشته های بهشتی

که اینقدر خوب میرقصید

: من ماتئو هستم ، و ازتون خواهش دارم که

برایم ظاهر کنید

یک لگن پر از آب داغ

تا پاهایم را در آن قرار دهم

وگرنه از سرما میمیرم

ازتون خواهش میکنم

گاوینو داره از دستم میپره

More Farsi Persian subtitles for Father and Master (Padre Padrone)

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left