The Mighty Nein

The Mighty Nein

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

The Mighty Nein S01E07 Belonging 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-playWEB
Kommentaari warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 The Mighty Nein 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tunnisteet

webdl
Julkaistu: 2025-12-21
Lataukset: 37
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

آنچه در «مایتی ناین» گذشت

به فرمان پادشاه

بدین‌وسیله به جرم خیانت در بازداشت هستید

اون «بیکن» رو دزدیدی و بعدش زل زدی تو چشمام و دروغ گفتی

من پیروزی رو تضمین می‌کنم

بهم نشون بده

اِسِک. جونت در خطره. باید بریم

تو بیکن رو دزدیدی

می‌دونی که ملکه اعدامت می‌کنه

اگه بفهمه تایفروس دست توئه

آه، بالاخره. رسیدیم به مقصد

ما در واقع با «جنتلمن» کار داریم

لوسین. یعنی جواب داد؟ مراسم رو می‌گم؟

چی باعث شده گذرتون به این گوشه از دنیا بیفته، مایتی ناین؟

یه، اوم، طلسم محافظ

واسه در امان موندن از چشم‌های فضول

مامان می‌گه با داشتن یه قلب پاک و یه رفیق

می‌تونی هر کاری رو از پیش ببری

مسافر؟ همون دوست خیالی

که تو زندان همش براش وراجی می‌کردی؟

اون خیالی نیست

کاپیتان وندرن

نفس بکش

خائنی که پشت حمله به پادگان راک‌گارد بود

همونی که این جنگ رو با سلسله شروع کرد

جنگ جادوگرها؟

حواست به پشت سرت باشه

به جرم شهادت دروغ

حبس غیرقانونی و حمله وحشیانه

علیه یکی از جادوگرهای ارشد مجمع سربِروس

اعدام در ملاءعام ایده جالبی بود

حدس می‌زنم کار خودت باشه

منو خوب می‌شناسی، وِس

مجازاتش مرگه

«کوبالت سول» آخرین جایی بود

که می‌تونست جلوی اون وایسته

حتی اونم یه توهم بود

حالا دیگه همه متعلق به ارباب هستن

امیدوارم بدونی که من توی این قضایا فقط یه پیام‌رسان بودم

پادشاه گفت که مرتکب خیانت شدی

البته، تو هم مجبور بودی اطاعت کنی

خب، پس ترنت ایکیتون حالا باارزش‌ترین اثر باستانی «کرین»

و توجه پادشاه رو با هم داره

حرکت بعدیش چیه؟

هوم. فکر کنم هر کاری که دلم بخواد

اعلی‌حضرت

می‌دونید، من به عنوان جادوگر ارشد آثار باستانی

می‌تونم اطلاعات روشنگرانه‌ای درباره این بیکنِ شما بدم

چقدر بزرگوارانه

ولی فکر کنم خودم از پسش برمیام

اوم. و دقیقاً همینجاش جالبه

رئیس تبلیغات و استاد جاسوس‌ها

یه جوری بزرگترین راز جادویی دوران ما رو کشف می‌کنه

اونم تنهایی

خب، همه ما یه سری راز داریم، مگه نه؟

و اگه دوباره پاتو

تو کفش من بکنی، وِس

کارت تمومه

مثل همیشه، ترنت

دلم می‌خواد ببینم چه غلطی می‌تونی بکنی

طلسم «دیدن» رو روی برن اجرا می‌کنم

بازم؟ سال‌هاست داری امتحان می‌کنی

دارم بهت می‌گم، یه جوری جلوشو می‌گیره

جواب داد. دیدمش

توی زاداش

پس امشب می‌ریم و با برن تسویه حساب می‌کنیم

واسه همیشه

قطب‌نمای نایداس

واقعاً انجامش دادی

به سلامتی! برای اینکه توسط سربازهای امپراتوری

و تله‌های باستانی سلاخی نشدیم

بزن قدش! و برای تو، که امروز یکم کمتر عرق کردی

ما الان دستمزدمون رو می‌گیریم

اگه ممکنه، اون طلسم رو بدید

هوم. خب، اِم

دقیقاً می‌خواید با این چیز قدیمی چیکار کنید؟

این «چیز قدیمی» توی بازار سیاه

قیمت خیلی بالایی پیدا می‌کنه

حالا که حرفش شد، شاید یه ماموریت خیلی سخت‌تر

و پرمنفعت‌تر داشته باشم

برای یه گروه که استعدادشون اینقدر خاصه

اوه، اِم، ما واقعاً باید رفع زحمت کنیم

«پرمنفعت» رو برام معنی کن

مولی

توی مقیاس یک تا صد، چقدر سخت؟

صد و یک

علاقه‌ای ندارم

منابع من می‌گن که پادشاه دوِندال

قراره توی جشن پایان درو شرکت کنه

ظاهراً قراره به مهمون افتخاری، یعنی جادوگر ارشدِ

امورِ

فلان و بیسار

نفوذ، ترنت ایکیتون، یه جایزه بده

شایعه شده که ایکیتون یکی از آثار باستانی کرین رو داره

یه غنیمت جنگی باارزش

اگه بتونید اون رو به دست من برسونید

دیگه تا آخر عمرتون لازم نیست حتی یه روز هم کار کنید

شب‌ها چی؟

اون‌ها هم همین‌طور

هوم

دایرون مدرک علیه ترنت ایکیتون داشت

به پادشاه هم گفتن

برای یه دروغگوی حرفه‌ای، مدرک پشیزی ارزش نداره

ولی شاید اگه این اثر باستانی رو بدزدیم

بتونیم قدرت ترنت رو ضعیف کنیم

بی‌خیالش بابا

وایسا، کجا داری می‌ری؟

اگه ترنت ایکیتون آزاده، پس یکی از آشناهای من تو دردسر افتاده

خب، فکر کنم وقتشه ما هم راه بیفتیم

صبر کن، چی؟

پس اون پیشنهاد کاری نون و آب‌دار چی؟

من به مامان جستر قول دادم که اونو برسونم به زاداش

و خب، رسیدیم

پس، آره دیگه، دوران... دوران جالبی بود

خداحافظ فسقلی

اوه

اوم

همین؟

همین‌جوری می‌ذاری می‌ری؟

فورد راست می‌گه

مامان منو فرستاد یه جای امن و الان اینجام

دلم برات تنگ می‌شه، ناتِ شجاع

هیچ‌وقت کسی عجیب‌تر از تو پیدا نمی‌کنم

یه چیز خوشگل برام بدزد، باشه؟

اوم

موفق باشی

یه حموم هم برو

مولی

اوه

آشوب و شادی

پیش خودت نگهش دار. یکی دیگه می‌سازم

دلم برات تنگ می‌شه مولی

خداحافظ

خب، انگار سه نفر دیگه خیلی زیاده

کسی حرف از «جشن پایان درو» زد؟

به نظر می‌آید اونجا به یه مولی‌ماک تی‌لیف نیاز داشته باشه

نه به یه «لوسین»؟

فکر کنم بهتره گذشته همون‌جایی که هست بمونه

برای هردومون، مگه نه؟

و تو، هیچ‌وقت از آدم‌های شاد دزدی نکن

اوه. اِم، خب. اگه این‌طوریه

هوای اونو داشته باش

تازه داشتیم باهاشون آشنا می‌شدیم

ما اصلاً اونا رو نمی‌شناسیم. به هیچ وجه

بیا، بهتره از توی خیابون بریم کنار

باشه، می‌تونیم چندتا از اینا رو به عنوان مواد اولیه بفروشیم

هر چیز دیگه‌ای هم لازم داشته باشی می‌تونم بدزدم

نقشه چیه؟

نقشه‌ای در کار نیست

ولی... ولی پس ترنت چی؟

اون باعث شد قدرت‌هات رو از دست بدی

اگه بکشیمش، می‌تونی به تمام پتانسیلت برسی، مگه نه؟

اون‌وقت دیگه هیچ‌کس جلودارت نیست

نات، تو چرا اینجایی؟ هوم؟

چرا مثل بقیه نرفتی؟

تو به من نیازی نداری. من فقط برات دردسر درست می‌کنم

من... من می‌خوام بهت کمک کنم

نه. چرا اینجایی، نات؟

فکر می‌کردم تابلو باشه

چون ما با هم رفیقیم

قبل از اینکه باهات آشنا بشم، فقط دنبال یه گودال می‌گشتم که توش بمیرم

ولی... خب

انگار از اون روز توی فروشگاه حیوانات خانگی، دیگه دنبال گودال نگشتم

تو این کار رو برام کردی، کِی‌لب

پس من به خاطر تو اینجام

اوه

بسیار خب

به چندتا وسیله نیاز دارم

بیا، اینم لیست

اِم، عجله نکن. فردا صبح

می‌ریم سراغ ترنت

آره

اِم، ناراحت نمی‌شی بقیه پول رو برای خودم بردارم و یه نوشیدنی بگیرم؟

فکرشو می‌کردم

کووِنث اومی‌یو

فِلینث-مانیس

می‌دونیم کجاست، رفیق قدیمی

همونی که مادر و پدر رو کشت

و تو رو

درسته

من اون‌ها رو کشتم

ولی اون کسیه که «برن» رو کشت

اون گابلینه؟

نه، این‌طوری فقط اونو تو خطر میندازم

خب رفیق، برای یه ماجراجوییِ آخر آماده‌ای؟

خداحافظ، ناتِ شجاع

تو بیکن رو دادی به اونا

وِرات، خواهش می‌کنم

این تنها راهی بود که می‌تونستی بفهمی

اِسِک، تو روح‌ها رو به نابودی محکوم کردی

مقدس‌ترین اثر ما رو دستی‌دستی دادی به امپراتوری

تو یه جنگ راه انداختی

امپراتوری چی می‌تونست بهت بده که این خیانت رو توجیه کنه؟

جونِ مادرم رو

اونا مثل ما از «دینامانسی» نمی‌ترسن

نیاز به کمک داشتم... تا راهی برای حفظ کردن روحش پیدا کنم

و پیدا هم کردم

می‌تونم نجاتش بدم، وِرات

خودش با این نقشه موافق بود؟

معلومه که نه

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left