200 ensimmäistä riviä.
مترجم: iredprincess
- سلام - صبح بخیر
خروپف کردم؟
گاهی وقتا مثل یه حیوون خروپف میکنم
نه، شبیه فرشتهها خوابیده بودی
توی خواب داشتی حرف میزدی
- جدی؟ - اوهوم
چی میگفتم؟
چیزی نفهمیدم اما هی میگفتی متاسفم
- عجیبه - آره
راستش یه جورایی ناراحت بنظر میرسیدی
خب، عجیبه...
چون الان خیلی احساس شادی میکنم
خیلهخب، میدونم که سرآشپزی
اما میتونم برات صبحونه درست کنم؟
کوکوی بدجنسی درست میکنم
واقعا چقد بدجنس؟
خیلی بدجنس
مثل اختلالات شخصیت مرزیها
خب من مشتاقم که کوکوی متجاوزت رو امتحان کنم،
اما باید زود برم بازار
فصل قارچه و...
مردم رد میدن
فکر کنم نباید بری. خطرناکه
فکر میکنم که باید اینجا پیشم بمونی
- میخوام - منم ازت میخوام
ترک کردنت خیلی سخته
خوبه
باید برم...
اگه دوست داشتی
قهوه و آسیاب و قهوهساز روی میز هست
خیلی دوست دارم
باشه پس برو اونجا
دوست دارم
سلام
نه بابا
لعنتی
سلام! صبح بخیر
چی... دیوونگیـه
یعنی اینکه چه شانسی وجود داره که هردوی ما میشل رو بشناسیم؟
من اینجا زندگی میکنم و شش سال باهاش دوست بودم، پس من بیشتره
آره، چه شانسهای محکمی
تو میشل رو از کجا میشناسی؟
- فهمیدم - آره عالیه
- نوچ - باشه
قهوه میخوری؟
- اسپرسوی خودم رو بهم تعارف نکن - باشه، متاسفم
تیشرت باحالیه
رو مُده دیگه الان
- پاهای قشنگیم داری - خفه شو
باشه
- اونو میخوای جواب بدی؟ - چیزی که میخوام اینه که از خونم بری
باشه، متاسفم
میشه به میشل بگی که...
بهش تکست میدم
چی؟
سی و هشت. سرعت غیرمجاز
چهل و دو. غیرقانونی!
شونزده، خیلی شله دیگه
واسه یه علامت ایست مسخره خیلی کار داره
خیلهخب، اولا که کار زیادی نیست
زور زدن برای خارج شدن سرت از توی مهبلم کار سختی بود
چه چندش
تو داری بهم میگی
و دوما، این کار خوبیه که داریم انجام میدیم
خیلهخب، فکر میکنم مهمه که تاثیر مثبت توی جامعهات داشته باشی
مخصوصا وقتیکه اشتباهاتی انجام دادی
شدی شبیه جودی
میدونی تو شبیه کی هستی؟
...جودی
- میخوای جاها عوض؟ - آره باشه
خیلهخب، بگیر
هی، پس...
داستان اون یارو چیه؟
کدوم یارو؟
همون یارو بن
مشتریه
یه جورایی خنگه
آره همینطوره
اما آدم خوبیه
خب، در کنارش خونسردی
چون خونسردم
من اکثر وقتا خونسردم
هی آروم برو حیوون!
- کثافت! - آره واقعا خونسردی
ببین...
ازش خوشم میومد. بن
توی بازی کروسین ورلد به فناش دادم
خب، بخاطر اینه که سرعتت بالاست
دقیقا
اثباتش کن
اونو بده بهم. اثباتش کن. برو
بجنب، برو برو برو برو! بجنب هاردینگ!
تکون بده به خودت!
گرفتم، گرفتم
- اونقدرام بد نبود - خیلهخب بذار ببینم
فکر کردی میتونی تندتر بری؟
بیخیال عزیزم
من یه زن میانسالم که کفش پاشنه بلند پوشید و پشتش درد میکنه. قرار نیست...
صبر کن. من آماده نیستم، صبر کن
- سلام! - خب سلام
خجالتت رو کشیدی؟
توی این بازی خجالتی وجود نداره
دیشب بهت خوش گذشت؟
شب معرکهای داشتم
مثل...
بگذریم. آره خوب بود
خوبه
خب شما دوتا خیلی به هم میاین
- جدی؟ - بعله
اون...
معرکهست
اما...
یه چیزی هست
- وای نه، مشکلش چیه؟ - نه نه، هیچ مشکلی نداره
حرف نداره
- باشه - اما...
فقط اینکه یه هم اتاقی داره...
هم اتاقی داره؟
- مسخرهست - فقط...
انتظار چیزی رو نداشتی
آره
و...
مثل یه همگرایی دیوونگیـه که
که بطور شانسیه، اینطوری میشه گفت...
حتما بنـه
چرا اینجاست؟
چندتا خونه اجارهای میخوام بهش نشون بدم امروز
گفتم خوشگل کردیا
چی؟ خوشگل نکردم اینا لباسای کارمان
آره، معلومه که میخوای کار کنی!
میدونی چیه؟ بیا کونم و بخور جودی
اینکار رو میکردم اما الان با یکی دوستم
خب فکر میکردم اینجا ببینمت
خب نباید...
- نه قرار بود. فقط داشتم... - چون فکر کردم گفتی...
- تو گفتی... - بیخیال، فقط بیا داخل
فقط باید بقیه وسایلم رو...
آره متاسفم. من فقط...
احتمالا یکم شوکه شدم تازه یه خبری بهم رسیده
- خبر؟ - چجور خبری؟
...ماشین استیو رو پیدا کردن
جدی؟
آره وسط ناکجاآباد بود کاملا سوخته، اصلا چیزی ازش نمونده بود
چه وحشتناک
- آره خیلی وحشتناکه... - خدای من
از اونجایی که سوخته بود، چطوری فهمیدن که ماشین استیوه؟
- شماره شناسهی ماشین - شماره شناسهی ماشین
- معجزهست - درسته
- آره - گمونم ایجاد حرق عمدی بوده،
چون هرکسی که داشته اون ماشین رو آتیش میزده دقیقا میدونسته که داره چیکار میکنه
واقعا؟
اما خب اونا که... نمیدونن کی اینکار رو کرده، درسته؟
نه نه هنوز، اما گفتن که
فکر میکنن هرکسی اینکار رو کرده خواسته که پیغامی رو برسونه، مثل...
مثل یه علامت دودی یا اینجوری؟
- واقعا؟ - خب...
اما فکر میکنی پلیسا میتونن پیداش کنن،
چیزی مثل مدرک توی ماشین هست، میدونی که مثل...
مثل اثر انگشت یا دیانای؟
خب نمیدونم زوده برای گفتنش
باید امیدوار باشیم که چیزی پیدا میکنن، میدونید؟
- آره - آره، امیدواریم
حداقل توی ماشین نبوده
خونوادهام با این امید زندهان
هرکسی اینطوری میشد، آره حتما
به هر حال نمیخواستم که قالت بذارم، فقط...
- نه... - من باید...
مشکلی نیست
مطمئنم دنبال آپارتمان گشتن الان توی ذهنت نیست
آره متاسفم، خونوادهام حال خوشی ندارن
- همینطوره - آره
و یه جورایی هم پام وا شد به سازماندهی کردن یه شب زندهداری برای دعا کردن
حالا هر توفیری که داشته باشه
- خدای من! - خوبه که
- برای مردم تا بتونن خودشون رو چمع و جور کنن... - نباید اون کار رو بکنی...
- ...و امیدوار باشید که زندهست - زندهست
خوبه آره
راستشو بخواید، چیزی که میخوام اینه که یه جورایی...
در حال حاضر کمک اولیه داشته باشم
متاسفم، نمیخوام انقدر جلب توجه کنم...
نه اشکالی نداره
- بیخیال، ما... - پسرا میتونن گریه کنن
مخصوصا پیش ما
- آره احتمالا بهتره برم و... - باشه آره
...میدونید برم...
- کارهای شب زنده داری رو بکنم، حالا هرچی که هست - اوهوم
اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم
- خیلی سادهست - آره
مثلا...
یکم شمع بگیر
- آره، و گل - و پیش غذا
عه غذا!
بهش فکر نکرده بودم. درسته باید یادداشتشون کنم
No comments yet. Be the first to leave one.