Dragon Age: Absolution

Dragon Age: Absolution

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 1

Julkaisutiedot

Dragon Age Absolution S01E03 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-SMURF
Dragon Age Absolution S01E03
Dragon Age Absolution S01E03 1080p WEBRip x265-RARBG
Dragon Age Absolution S01E03 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Dragon Age Absolution S01E03 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Kommentaari Mamad_Croft
🔵 EmpireBestTv.Com | Mamad Croft 🔵

Tunnisteet

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
BRip
x265
x264
720p
720
HEVC
2CH
Julkaistu: 2022-12-10
Lataukset: 36
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

120 ensimmäistä riviä.

‫من... من...

‫بسیارخب، من فرض می​کنم برای این ‫یه توجیهی هست.

‫آره، بنظر من میرسه که

‫میریم همین الان فیربنکس رو کشته ‫و سعی کردن وسیله باستانی رو بدزده.

‫من تو این قضیه هیچ نقشی نداشتم. ‫من اینجا پیداش کردم، درست مثل شما.

‫تو سر جات نبودی؟

‫من... نه، یه دختری بود.

‫از شرش خلاص شدم، ولی من داشتم سعی می​کردم ‫دوباره پیداش کنم و... هیرا کجاست؟

‫گوربابای هیرا! ‫تو هنوز یه جسد مرده رو دستته که باید توجیهش کنی.

‫من نکشتمش.

‫اون داره حقیقتو میگه.

‫و تو چرا همیشه طرفشو می​گیری، هاه؟

‫چون من می​شناسمش.

‫ولی حتی اگه اینجور نبود،

‫میریم تنها شخصیه که وسیله کهن براش مهم نبود.

‫اونا زخمای یه تیغه نیستن روی بدنش ‫. کل این قضیه یه بهم ریختگی مطلقه.

‫و تو هم تو کار بهم ریختگی نیستی. ‫یا حداقل، قبلا نبودی.

‫پس چه اتفاقی افتاد؟

‫فیربنکس از همون مسیری که ما استفاده ‫کردیم استفاده می​کرد.

‫اگه یه نگهبان یا یه تله گیرش انداخته، ‫ما یه چیزی می​دیدیم.

‫من... من نمی​دونم. ‫ولی کار اون نبوده.

‫ببینین، می​دونم الان جواب می​خواین. منم همینطور. ‫ولی الان قرار نیست هیچ جوابی گیرمون بیاد.

‫ما باید روی نجات بقیه تمرکز کنیم.

‫جسد رو مخفی می​کنیم، برمی​گردیم به طاق، ‫افرادمون رو جمع می​کنیم، و در می​ریم.

‫اگه سریع حرکت کنیم، نگاره کویدین طاقت میاره.

‫موافقم.

‫شما دوتا دیوونه تشریف دارین؟

‫حتی اگه فکرم کنم که بی گناهین، من به ‫اون بالا بر نمی​گردم.

‫از زنده بودن خوشم میاد.

‫چرا اینقدر می​ترسی؟ ‫تو اونی هستی که یه کیسه نارنجک داره.

‫نارنجک​های اضطراری!

‫فکر کنم این صلاحیت داره.

‫خب، من اینکارو نمی​کنم.

‫کل این قضیه یه کار گوهیه.

‫و من قرار نیست زندگیمو با برگشتن بهش به خطر بندازم.

‫متاسفم.

‫حق با توعه.

‫نقشه فوق العاده سختیه. ‫فرصت​های محال درمقابل دشمنی پلید.

‫از اون چیزا که فقط ارباب اقبال می​تونه ‫توش به موفقیت برسه.

‫از اون چیزا که شاعرها درباره​ش سالیان سال می​خونن.

‫من همیشه ترانه مختص خودمو می​خواستم.

‫نه! ما حتی نمی​دونم که آیا ‫اونا زنده​ هستن.

‫لاکلون؟

‫باشه! میرم.

‫ولی تا وقتی بدونیم که مسئول همه ایناست.

‫به این چیز حلقویه پایبندم.

‫دایره.

‫هرچی حالا.

‫دسته عادیِ ناگ-مال احمق. ‫(ناگ: گونه​ای حیووان تقریبا شبیه خرگوش)

‫فرمانده تاسیا.

‫یه تعداد نیروها توی کلیسا گیر افتادن.

‫یکی نگاره روی ورودی​ها کاشته.

‫خب، اینم از آخرین امید پوچم ‫که این یه حادثه بوده.

‫هرکی در نگهبانی بود پیرامون قصر رو امن سازی کنه.

‫بقیه، شما با منین.

‫کجا داری می​ری؟

‫به کلیسا.

‫هروقت نیروی کمکی گیرمون اومد ‫می​تونیم زمین رو جارو بزنیم.

‫ولی اول، بازش کن.

‫صبر کن، من... من خوشحال بودم که نب رو بردارم،

‫ولی بهت اجازه نمی​دم منو توی ‫آپارتمان دیواین محبوس کنی.

‫این درمورد تو نیست ‫درمورد شیوه دستورعمله.

‫تو عالی​ترین مجیستری اینجا. ‫امنیتت مهم​ترین دغدغه منه.

‫به حفاظتت نیاز ندارم.

‫برام مهم نیست به چی نیاز داری!

‫این مکان طراحی شده که یه ‫شورش تمام عیار بردگان رو متوقف کنه.

‫قراره تمام کسایی که تو مکان امنی نیستن رو بکشه،

‫و بهت نیاز دارم که همکاری کنی ‫تا بتونم روی نجات اونا تمرکز کنم.

‫این کار منه، رضارن.

‫باید اجازه بدی انجامش بدم.

‫کسی بجز من داخل یا بیرون نمیره.

‫هیچکس.

‫تاسیا، میشه لطفا فقط....

‫طاق رو ایمن سازی می​کنم. اولویت نخست.

‫ممنون.

‫و تاسیا...

‫مراقب باش.

‫به فرمانده شوالیه​ام نیاز دارم.

‫می​ریم سمت کلیسا.

‫اتاق به اتاق پاکسازی انجام می​دیم، ‫درست همونطوری که تمرین دیدیم.

‫اگه نشونه​ای از کسی ببینم که باعث این شده ‫من ازنو سنجی می​کنم.

‫ولی تو گفتی...

‫می​دونم چی گفتم.

‫ولی من یه ساخته باستانی رو به ‫زندگی مردم ارجهیت نمی​دم.

‫بعلاوه، اون طاق نمی​تونه خودش از خودش دفاع کنه.

‫و فکرشو بکن، تو حاضر بودی از همه اینا بکشی کنار.

‫فقط چون قراره بمیریم به این معنا نیست که ‫نمی​تونم از یه سلاخی از مد افتاده لذت ببرم.

‫یالا.

‫بنظر این کارِ کویدینه.

‫اون حتما تو راه برگشتش بوده وقتی توسط ‫یه چیزی مورد حمله قرار گرفته.

‫از اون راه رفته.

‫لاکلون، وایسا. ‫قرار نیست کمکش کنیم؟

‫می​دونی چندتا راهرو اینجاست؟

‫اون می​تونه هرجایی باشه ‫درحالی که هیرا احتمالا هنوز توی طاقه.

‫و این اونه که ما واقعا دنبالشیم، مگه نه؟

‫اگه کویدین توی حرکته، ‫اون تو خطر کمتریه تا هیرا.

‫ما توی راه برگشت پیداش می​کنیم، قول میدم.

‫نگران نباش، رولز. کویدین می​تونه از پس خودش برآد.

‫- شرمنده! ‫- اصن چه....

‫اوه لعنتی!

‫فکر می​کنی اشکالی نداره این کثافت رو تنفس کرد؟

‫قطعا نه، ولی ما تقریبا رسیدیم.

‫هیرا!

‫تو عجب احمقی هستی.

‫اینطوریا بهم گفتن، ولی ‫نمی​شد همینجور اینجا ولت کنم.

‫فیربنکس کجاست؟

‫بزار اول بیاریمت بیرون.

‫چه نوع جادوییه این؟ تو طلسم رو می​دونی؟

‫تنها چیزی که می​دونم اینه که ‫نمی​تونم ازش عبور کنم. همه چیو امتحان کردم.

‫میریم، ما اینجا تنها نیستیم.

‫ما از عهده این بر میایم! ‫فقط هیرا رو درآر.

‫- باید یه نوع خلاصی باشه. ‫- نتونستم پیداش کنم.

‫اولین چیزی بود که بررسی کردم.

‫پس باید این بیرون باشه.

‫از جنبه مثبت، تو احتمالا امن​ترین شخص ‫تو این مکانی.

‫بسیارخب بسیارخب، کافیه.

‫تاسیا خیلی تو کارش حرفه​ایه، ‫یه اعتبار برای چنتریه.

‫ولی گاهی حتی اونم بیش از حد میره.

‫من یه مجیسترم، اونم یه قدرتمندش.

‫با عقل جور در نمیاد که منو محبوس کرد ‫وقتی که یکی می​تونه الان اون بیرون

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left