Julkaisutiedot

Angels Of Sinjar 2022 720p WEB-DL farsi
Kommentaari mavisjoon
قسمت های کردی توسط فرد دیگه ای ترجمه شده

Tunnisteet

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Julkaistu: 2023-04-10
Lataukset: 35
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

MUSUL، SİNJAR'A 125 کیلومتر

صبر کن بذار یه چیزی رو ببینم

آیا این راه خوبی است؟

قطعا؟ امیدوارم.

زنگ زدی که ببرمت

"خطرناک، بچرخ."

این فقط یک ماشین نیست.

اگه اینجا اتفاقی بیفته...

شب خوبی نیست

جنگ به اینجا ختم نشد.

شما این خطر را می پذیرید که شب به اینجا بیایید.

یادت هست چطور رانندگی کردیم؟ یک شبه از موصل به بغداد؟

در بلد، داعش جاده را مین گذاری کرد.

ماشین بعدی...

چهار واگن منفجر شد، 12 نفر جان باختند.

آنها قبل از ما بودند.

راه را بستند، ارتش آمد.

همه مجروحان را جمع کردند.

ما در ماشین بعدی بودیم.

ایست بازرسی

دوربین را خاموش کن!

عصر بخیر.

کجا میری

- از موصل. - جایی که؟

- به سینکار. - برو چک کن

من در سنجار، مهد ایزدی ها هستم.

بر اساس اعتقاد آنها ، خداوند یک مروارید سفید بزرگ ساخت،

انفار، پرنده آسمانی که او بر پشت خود حمل می کند .

وقتی مروارید خرد شد،

اقیانوس ها را به دنیا آورد،

خورشید، ماه و ستاره های بی شمار.

هفت فرشته ظاهر شدند

مراقبت از جهان سپرده شده است.

ارباب آنها ملک طاووس است

فرشته طاووس

ایزدیانی که خانه شان کوه مقدس سنجار است،

آنها به شیطان اعتقاد ندارند.

آنها فقط فرشته دارند.

این به ما بستگی دارد که کدام مسیر را انتخاب کنیم -

راه فرشتگان یا راه شر.

فرشتگان اهل سنجار

کوه سنجار، شمال عراق، 2017

بو عربا ایتتی الیاس خلف خدایا.

ما اهل همین روستا هستیم.

آن ماشین...

اسماعیلدی،

برادر عزدین خلف خدایدا.

من هم می دانم.

مال همسایه ام علی خلف نامر بود.

تقصیر دولت اسلامی است.

به هیچ کس رحم نکردند.

همه را کشتند

حتی زنان و کودکان

دختران باردار، فرزندانشان در رحم مردند.

چون ایزدی هستند.

آنها این جنایات را علیه ما مرتکب شدند.

و کسی جلوی آنها را نگرفت.

پدر عزیز

به من برکت بده و مرا ببخش

میخواستم دختراتو ببینی

قبل از رفتنم اما کنترلی روی آن نداشتم.

بابا،

من می خواستم آنها را نجات دهم.

مرا ببخش.

برام دعا کن پدر عزیز

عزیزترین پدر برام دعا کن

سنجار، بزرگترین شهر یدیدی

جمعیت قبل از قتل عام: 90000

قبل از قتل عام ما در حال زراعت زمین بودیم.

همه با هم کار می کردند.

ما در آرامش زندگی می کردیم، ما مردم شادی بودیم

با همه با احترام رفتار کنیم

این روستای پسکه است.

مردم از آنجا به ما حمله کردند.

ما همسایه آنها بودیم.

و به ما حمله کردند.

با اینکه هیچ کاری باهاشون نکردیم

صبح بخیر.

- چطور هستید؟ - قطعا.

و شما؟ باشه، ممنون.

سفیان به او بگو 40 یا 50 نفر، خانواده این مرد را به قتل رساندند.

اونجا نرو

هادی.

این مکان بررسی نشده است.

شیخ نظر.

ممکن است در اینجا مواد منفجره وجود داشته باشد.

ممکن است.

دو بار را روی هم می چینند.

بدبخت

می توانید اولی را خنثی کنید و دومی بلافاصله منفجر می شود.

خانه های زیادی مین گذاری شد.

براق.

ما باید حواسمون باشه.

یادتان هست زمانی که مبل شما را منفجر کردند؟

یک برقکار روی آن نشست و منفجر شد.

همه ما همانجا نشستیم مرد جوان.

بزرگترها آنجا جمع می شدند.

داعش همه را کشت.

من روی ریباند کوچو بودم.

دوری کنید، ترسوها

پسران عوضی ها

اینها عربهای میتوتای همسایه بودند.

آنها از کوچو به اینجا فرار کردند.

آنها شبه نظامیان داعش را تشکیل دادند.

ما آنها را اینجا کشتیم.

بدن آنها هنوز قابل مشاهده است.

اینجا استخوان هایش است.

زنان و دختران ما را بردند.

زندگی ما را تباه کردند، ما را کشتند.

میترسم گوشی یکی از خواهرها رو از دست بدم.

اگر باید به آنها کمک کنید تا فرار کنند.

در 3 آگوست 2014، پنج خواهرم ربوده شدند.

دیدم داعش آنها را گرفته است.

من نمی توانستم کاری انجام دهم.

من نتوانستم از مخفیگاهم فرار کنم.

اینجا حنا در دیرالزور است.

سه سال پیش او را ربود. سرکرده تونسی داعش

او 16 سال داشت.

سر. او 17 سال داشت.

من فقط دو عکس از خواهران ربوده شده دارم.

نتونستم عکس سوم رو بگیرم

من اخیرا با عمویم در سینون بودم، دیدم. دختری مثل خواهرم

او اکنون در رقه سوریه است.

وادا از او زیباتر است.

داعشی ها به او تجاوز کردند.

در اسارت. من چیزی در مورد او نمی دانم.

خواهر 10 ساله من

او در زمان حمله داعش تنها 8 سال داشت.

چون مادرم مریض بود بزرگش کردم.

بنا «آن» ددی.

من او را بیشتر از زندگی دوست دارم.

او مورد تجاوز گروهی داعش قرار گرفت

شش ماه بعد با ما تماس گرفت.

او گفت که از چند عرب تماس تلفنی دریافت کرده است .

او در بیمارستان بود.

پرسیدم چی شده

"شما در یک حمله هوایی مجروح شدید. آیا آنها به شما آسیب رساندند؟"

مردم تلعفر گفتند که به او تجاوز کردند .

وقتی اعلام کرد ایزدی هستم.

25 روز در موصل عراق ماند.

او را از برادرانش جدا کردند، مورد تجاوز قرار گرفت و به سوری ها فروخته شد.

پدرم کنارم نشسته بود و حرف ما را شنید.

قلبش شکسته است. کمی بعد بیمار شد.

دو روز قبل از مرگش گفت:

"یک بار دیگر دوست دارم دخترانم را ببینم

KOÇO، 23 کیلومتر تا مرکز شهر سنجار،

جمعیت قبل از قتل عام: 2000

داعش در 3 اوت ظهور کرد.

پیشمرگه های کرد ما را رها کردند.

آنها در مدرسه قرار گرفتند.

بی صدا عقب نشینی کردند.

داعش کنترل را به دست گرفت، جاده را مسدود کرد.

روستای ما 12 روز در اشغال بود.

کمک خواستیم اما کسی نیامد.

در 15 آگوست، داعش ما را در مدرسه جمع کرد.

اگر گفتند ما اسلام را قبول نداریم ما را می کشند.

عوضی نجات

آنها پول و جواهرات تلفن ما را گرفتند

زنان و کودکان را به طبقه دوم بردند .

مردان در سالن اصلی ماندند.

یکی یکی گروه های پسر را گرفتند.

می خواستم ببینم چه اتفاقی برای گروه چهارم افتاده است.

ما را در چهار واگن سوار کردند.

و اسکورت کرد.

ما را به اینجا آوردند.

من اینجا ایستاده بودم

یادم می آید.

آنها فریاد الله اکبر سر دادند و تیراندازی کردند.

احساس کردم گلوله ها به من خورد.

کسی اینجاست

دیگری اینجاست

و بعدی.

هنوز اینجاست و کمی بالاتر.

من پنج تیر خوردم.

و ششم چون آن که حرکت کرد

از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت.

مردی به سمت من آمد و به اینجا شلیک کرد.

جای زخم هنوز قابل مشاهده است.

او فکر می کرد مرا کشته است. من او را می شناختم. ما با هم کار کردیم.

در حال رفتن، دو مرد فریاد زدند:

"آیا کسی هنوز زنده است؟"

ما خزیدیم بیرون

به اطراف نگاه کردم.

حدود 50 جسد بود، این تمام چیزی است که به یاد دارم.

ما خزیدم داخل این ساختمان.

من از داخل تماشا کردم

بولدوزرهای داعش اجساد را دفن می کنند.

حنا

برادرانم کشته شدند

اینها برادران من هستند.

همه.

عمویم هنوز در اسارت داعش است.

مادرم.

آن کوه ها را می بینی؟

من اغلب با پدر، مادر و خواهران به آنجا می رفتم .

بیشتر روز را با باسه، آلیا و حنا به شکار ترافل می گذراندیم.

وادا تقریبا 9 ساله بود. زمانی که داعش او را ربود.

الان باید 12 یا 13 ساله باشد.

باسه 17 ساله بود. به یاد آوردن برایم سخت است.

همه چیز برمی گردد.

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left