200 ensimmäistä riviä.
اوضاع پدر و مادرت چطوره؟
.زیاد خوب نیست .برای طلاق وکیل استخدام کردن
میدونی، حالا که صحبت از وکیل شد
اگه یه روزی وکیل نیاز داشته باشم
شی-هالک" رو استخدام نمیکنم"
میدونی چیه؟ .حداقل زیاد از موضوع پرت نبودی
،بهت میگم "باریکلا شلدون"
مگه شی-هالک وکیلـه؟
آره، توی یه دفتر وکالت توی نیویورک کار میکنه
درسته، ولی تنها هیولایی هست که توی اون دفتر کار میکنه
،این حرف بین من وخودتون و دیوار بمونه
بنظر من در راستای "تبعیض مثبت" استخدام شده
بگذریم، پدرم قراره بیاد پیشم
واسه همین امسال نمیتونم شام کریسمس رو آماده کنم
اگه تو نمیتونی میزبان شام کریسمس باشی
من خوشحال میشم انجامش بدم
پدرت رو هم میتونی بیاری
خیلی خوب میشه
همیشه دلم میخواست یه
کریسمس ویکتوریایی سنتی برگزار کنم
،بازیهای دورهمی ...خوراک غاز و پودینگ رنگین
پودینگ انگلیسی
آدم واسهی پودینگ کلی ذوق و شوق داره
اونوقت یه کیک میذارن جلوت که پر از کشمشه
من نمیام
چرا، میای
برای چی از من بدت میاد؟
ازت بدم نمیاد
دوستت دارم
اسمش رو عشق میذاری
ولی توش کلی کشمش داره
امی، توی راضی کردن این آدما با
یه تم مناسب برای شام .موفق باشی
من دیگه بیخیال شدم وقتی کسی ارزشی برای عید تامهنکس-گذاریم قائل نشد
بنظر من کریسمس ویکتوریایی ایدهی خوبیه
موافقم چرا که نه؟
منم همینطور
خاک تو سرتون کنن
میدونی بهترین قسمت کار کردن توی "اتاق پاکیزه" چیه؟
از آلرژی خبری نیست
اینجا رو داشته باش
...دیگه زیادی اکسیژن داشت
دیگه باید راه بیوفتیم خونهی امی
باورت میشه یه دورانی بود که
برای دیدن ذرات کیهانی به یه سلسله از
تلسکوپهای عظیم چرنکوف نیاز داشتیم؟
اونوقت ما الان داریم مثل چندتا بچه خفن
آشکارساز چند سیمهی خودمون رو میسازیم
همینو بگو. اگه هنوزم مجرد بودیم
داشتیم وسط کلی دختر غوطه میخوردیم
خانمها عاشق مردایی هستن که لباسی شبیه کیسه زباله پوشیدن
وای نه
کبوتر چطوری تونست بیاد اینجا؟
درهای بارگیری رو بستی دیگه، مگه نه؟ - فکر کردم تو بستی -
میدونی این چه فاجعهایه؟
بخاطر این میگی چونکه گرد و غبار نباید بیاد توی این اتاق و
اونوقت ما اجازه دادیم یه ماشین پرندهی ریدهمال بیاد تو؟
چیکار کنیم حالا؟ زنگ بزنیم به یکی؟
چی بگیم، بگیم که همهی تجهیزات رو توی خطر انداختیم؟
بیا قبل از اینکه کسی چیزی بفهمه بندازیمش بیرون
خیلیخب، چطوری بگیریمش؟
چطوره همهی چراغها رو بغیر از یدونه
،خاموش کنیم اونوقت میره سمت همون چراغ
شبپره که نیست
سر من داد نزن
اگه همینجوری داد بزنی از من نمیتونی
ایدهی خوبی دربیاری
خیلیخب، پس اگه آرامشم رو حفظ کنم
دُرّ و گوهرهای بیشتری مثل چراغها رو خاموش کنیم" از خودت بروز میدی؟"
عالی شد، الان علیه همدیگه جبههگیری کردیم
دقیقا همون کاری که این پرنده میخواست بکنیم
،خب دکتر کوترپالی پرواز طولانیای بود؟
.20ساعت طول کشید - چقدر سخت -
نه اصلا. میدونستی وقتی پرواز بینقارهای داری و
،همسرت همراهت نیست لازم نیست دعا کنی هواپیما سقوط کنه؟
میشه لطفا دربارهی یه چیز دیگه صحبت کنین؟
معذرت میخوام
رابطهی تو و لئونارد چطوره؟
،عالیه همهچی خوبه
.میبینم که نامزد کردین - بله، نامزد کردیم -
بذار یه داستان برات بگم
!بابا
ببخشین
مطمئنم بعدا از همدیگه متنفر نمیشین
سلام لئونارد. چه خبرا؟
چی؟ چطور همچین اتفاقی افتاد؟
آره، باشه
سریع خودم رو میرسونم
ببخشین. باید سریع برم دانشگاه
چه خبر شده؟
یه مشکلاتی برای آزمایشمون بوجود اومده
.یه پرنده وارد اتاق پاکیزه شده
میخوای منم بیام؟ - نه -
.شما پرواز طولانیای داشتین همینجا بمونین و استراحت کنین
"استراحت کنم" گفتنش برای تو راحته
این حساب تو نیست که مادرت داره خالی میکنه
40سال تمام زنیکه دست به سیاه و سفید نزد
میخوای همینجا ولش کنی؟
."میگه "استراحت کن - آره. خداحافظ -
...از اینکه من رو میرسونی ممنونم
برای چی خاموشش کردی؟
،چونکه توی ده دقیقهی گذشته بابانوئل به شهر اومد
مامانی رو بوس کرد و با یه گوزن از روی مادربزرگ رد شد
یه دایی مست داشتم که همهی این کارها رو انجام داد
ولی کسی برای اون آهنگی نمیخونه
شاید اگه به بابانوئل به چشم ابرقهرمانی که قدرتش آوردن لذت برای بچههاست
نگاه میکردی بیشتر ازش خوشت میومد
داییم رو هم به همین جرم متهم کرده بودن
ولی آخرش مشخص شد توی اوکلاهاما قانونیه
خیلیخب، یه موضوع جدید
بیا دربارهی هدایا صحبت کنیم
برای امی چی گرفتی؟
ما به همدیگه کادو نمیدیم
بیخیال شلدون، باید یه چیزی براش بگیری
برای چی؟
اون میدونه من از کریسمس خوشم نمیاد
با اینحال، هر سال منو مجبور میکنه تا جشن بگیرم
نه تنها منو مجبور کرده که برخلاف میلم به این شام احمقانه بیام
بلکه توی محوطهی درختهای کریسمس یه سری تزئینات بود و
،زیر اونا جلوی ملت من رو ماچ کرد
جوریکه انگار ستارههای برنامهی سکس مکزیکی هستیم
بخاطر عید یکم خوشحاله
آره، ولی اصلا فکر احساسات من رو نمیکنه
شاید زمانش رسیده که یه درسی بهش بدم
چطوری؟
باید یه کار خیلی زشت انجام بدم
یه کاری که باعث بشه همین احساس بدبختیای که دارم رو پیدا کنه
فهمیدم
این خیلی خوبه
چی؟
براش کادو میخرم
آره، باید یکم موضوع رو برام روشن کنی
،همراه کادو دادن یه قرارداد اجتماعی نانوشته وجود داره
اگه من امشب
بهش یه کادو بدم و اون برای من کادویی نداشته باشه
احساس بدی بهش دست میده
اونوقت جفتتون ناراحت میشین؟
آره
شاید احساس گناه هم بکنه و
اینجوری دیگه مجبورم نمیکنه عیدها رو جشن بگیرم
پس نقشهی شیطانیت اینه که برای دوستدخترت کادو بگیری؟
درسته
پس روی اعصاب من نرو، وگرنه برای تو هم یه چیزی میگیرم
خیلیخب، برنامه اینه
غذا رو میذارم توی کیسه و
وقتی برای خوردنش رفت توی کیسه درش رو میبندیم
با "اسلیم جیم"؟
.فقط همینو تونستم پیدا کنم جواب میده
حتما
در صورتیکه کبوتره یا نئشه باشه یا راننده کامیون
خیلیخب، برنامهی تو چیه؟
برنامهم رو گفتم که
گفتم به خدمات ساختمون زنگ بزنیم و درخواست کمک کنیم
اونوقت اینو قبول کنیم که اتاق پاکیزه رو آلوده کردیم؟
نه، اینو قبول کنیم که تو اتاق پاکیزه رو آلوده کردی
برای چی همش میگی کار من بوده؟
چون تخصص تو انجام همچین کارهایی هستش و
بعدش سعی میکنی گندکاریت رو درست کنی
مثلا چه موقعی؟
مثلا اون دفعه که مریخپیما رو چپه کردی
یا اون دفعه که سگ کوترپالی رو گم کردی
یا ماشینی که بچه توش بود رو داشتی سوار میشدی
دوباره اون، شبیه ماشین خودم بود و گریهی بچه هم اصلا درنیومد
تا اینکه مامانش با کلید کوبوند توی صورتم
خیلیخب، اسلیمجیم رو بذار توی کیسه زباله
چی میشد اگه اینقدر
افادهای نمیگفتی؟
میتونم سعیم رو بکنم ولی توی نقشهی تو
هم "کیسه زباله" هست "هم "اسلیمجیم
هی، چه خبره؟
این نخبه میخواد با کیسه زباله و
اسلیمجیم، پرنده رو به دام بندازه
قبلش نباید میذاشتینش توی کیسه زباله
اگه از پرسیدنش ناراحت نمیشین
فکر میکنین بتونین دوباره قرار بذارین؟
هنوز برای اون کار خیلی زوده
چطور؟ کسی رو سراغ داری؟
نه، ولی اگه رابطهی من و لئونارد جواب نده
بهتون خبر میدم
وایستین ببینم. شما چقدر دربارهی استارترک صحبت میکنین؟
خیلیخب، بیاین مهمونی ویکتوریایی رو شروع کنیم
یه نگاهی به
بازیهای سنتی دورهمیای که میتونیم انجام بدیم انداختم
مثل چی؟
یه بازیه باحال هست به اسم گولهی پشمی
یه گوله پشم برمیدارین و
درست میذارینش وسط میز
بعدش در
جهات مخالف میز میشینیم و
سعی میکنیم با فوت کردن پشم رو بندازیم پایین
.متاسفم ایشون هم صاحاب دارن
میدونی به نظر من مشکل تو چیه؟
اینکه حسودی
چونکه من و تو بهترین دوستای
همدیگه بودیم تا اینکه سر و کلهی کوترپالی پیدا شد
اونوقت یه نفرو پیدا کردی تا بتونی بهش امر و نهی کنی؟
هی - تو دخالت نکن -
باشه
میدونی، شاید من و راج به این خاطر بهترین دوست هم هستیم
چون راج فکر نمیکنه از من باهوشتره
No comments yet. Be the first to leave one.