200 ensimmäistä riviä.
آنچه گذشت در او.سی
فکر کردم قراره شریک خاموش باشی
اومدم دوستدخترم رو ببینم. چیه؟
نیروی تازهنفس میخوای دیگه؟ خب ما رو بنویس
پارتنرت بهت پول نمیده. این... این غیرقانونیه
درسته
میتونم "آر.آی.اس.دی" رو یه ترم عقب بندازم
میتونیم هر دو با هم برگردیم
واقعاً به خاطر من دانشگاه رو عقب میندازی؟
بگیرش... مال خودته
پیدات کردم
همین الان عجیبترین خواب رو دیدم
فکر کنم تو هم توش بودی
فکر کنم تو هم توی خواب من بودی
واقعاً خوشحالم اینجایی
هی، ازت یه سوال پرسیدم
آره، نه، فقط بعضی از این باگها
خیلی سمج هستن
داشتم ازش استفاده میکردم. الان دیگه نمیکنی
نمیخوای بگی چه خبره؟
اگه بهت بگم شب سال نوئه
و داریم میریم وگاس چی؟
ممکنه با همین بزنمت. چرا دخترا اینقدر عجیب رفتار میکنن؟
نمیدونم... یعنی... میدونی، نمیدونم
سامر: قراره چقدر طول بکشه؟
پنج دقیقه. چقدر گذشته؟
خب... چهار دقیقه و ۴۷ ثانیه
داری دروغ میگی. از قیافت معلومه
خب، پس وقتی رسیدیم لاسوگاس نباید بلوف بزنم
ببین... چیه... پسر، اونا تو دستشوییان
چرا از خودشون نمیپرسی؟
ثانیه مونده ۱۳
نیازی هست بهت یادآوری کنم
کلاً چرا الان اینجایی؟
ثانیهی دیگه ۱۱
چون هنوز منو نکشتی؟
اگه ادرارم کافی نبوده باشه چی؟
نه، چون اصلاً هیچ
برنامهای واسه شب سال نو نداشتی، واسه همین واسه منو قاپیدی
دنبال چند تا خط بگردم؟
دو تا، دو تا خط. ۶ ثانیهی دیگه
بهت گفتم که جبران میکنم. وای خدا، نمیتونم نگاه کنم
و الان وقتشه حسابمون رو صاف کنیم. پس بگو چه خبره
وای خدا، ۳ ثانیهی دیگه
ثانیهی دیگه، ۱ ثانیهی دیگه ۲
بفرمایید
۲۰۰۶ آخرین قهوهی سال
چقدر امیدوار بودی کل روز این شوخی رو نکنم؟
اینطور نیست که دور و برت باشم و بشنومش
خب، دوباره برنامهی سفرت رو واسم بگو
با تیلور صبحانه میخوری
برمیگردی خونه چمدان میبندی، یه ناهار سرپایی، بعدشم پیش به سوی وگاس
هنوز نمیدونه داری میبریش؟
خب واسه همینه که اسمش سورپرایزه
هیچی بهم نگفته
و منم با خودم فکر کردم، میدونی
حالا که اینهمه به خودش زحمت داده
قشنگ میشه اگه منم سورپرایزش کنم و
سامر، اصلاً داری به حرفام گوش میدی؟
چی؟ نه... آره... واو به واوش رو
آخه به نظر میرسه تو باغ نیستی
ببخشید، هنوز گیجِ خوابم
ولی انگار رابطهتون خیلی جدی شده، نه؟
همون ضربالمثل قدیمیه که میگه
زوجهایی که با هم میرن تو کما، با هم میمونن
فکر نمیکنه وگاس خزه، نه؟
به نظرت خریدن لباس زیر واسش خزه؟
تابلئه که خودم قراره بپوشمش
ولی در واقع واسه اونه
ببین تیلور... حق با توئه
واسه لباس زیر خیلی زوده
فکر میکنه من یه زنِ مطلقهیِ منحرفِ تشنهیِ سکسم؟
داری حساسیت به خرج میدی
بازم مواظب باش، چون مردم میرن وگاس
و متاهل برمیگردن
تو و سامر چی؟ برنامهای دارین؟
خب، اگه یه شبِ معمولی واسه ما باشه
احتمالا مشغولِ سینمای کره و مانگا میشم
و پیدا کردن دوستای جدید تو مایاسپیس
به عبارت دیگه
خبری از "برنامه" نیست، اون یه کلمهی رکیکه
در کنار کلماتی مثل "مسئولیت" و "آینده" قرار میگیره
وقتی رفتیم دانشگاه کلی وقت واسه این چیزا هست
اونم با این قضیه موافقه؟
کاملاً
امیدوارم مجبور نشم بکشمش
کی با رایان قرار داری؟
اوه، همین الان
خیلی خب، فردا میبینمت
سال نو مبارک
سال نو مبارک، سامر
همچنین
امشب موفق باشی
مطمئن هستم همهچیز عالی پیش میره
اوه، حلالزاده
سامر
اتوود
تیلور، سلام
منتظر سورپرایز امشبت هستی؟
هستم. تو هم منتظر مال خودت هستی؟ هستم
ایش. این یعنی من باید برم
خب، بفرما اینم از این
این چیه؟
بازش کن
هی، سلام
میخواستم در مورد برنامهی امشبمون باهات حرف بزنم
چرا حرف بزنیم وقتی عمل کردن
خیلی تاثیرش بیشتر از حرف زدنه
این چیه؟
نمیدونم. فقط بازش کن
باشه
اوه، خدای من
سورپرایز
"جامائیکایی، داری دیوونم میکنی."
خندهداره چون اصلاً خندهدار نیست
فکر کردی من هرزهام؟
چی؟ نه، نه
فقط... من همین الانم اینو دارم
ای دیوونه
یه لحظه با خودم گفتم اوه، بدجوری اشتباه محاسباتی کردم
نه، نه، نه
قراره یه شبِ عالی باشه
خیلی خب، بیا اینجا
آره... تو واسه امشبمون هیچ برنامهای نریختی، نه؟
خب، فکر کردم که فقط
چی؟ هر چی شد، شد؟
تو واقعاً مثل بچههایی
دیگه خسته شدم از بس بچهداریت رو کردم
شیرفهم شدی؟ تمومش کردم
* کالیفرنیا، داریم میآییم *
* درست برمیگردیم همونجایی که شروع کردیم *
* کالیفرنیا... کالیفرنیا... *
جولی: من فانتزی رو زیر سوال نمیبرم، اسپنسر
همهمون تجربهی خیالبافی با پیکِ پیتزا رو داشتیم
سوالم اینه که اصلاً باید پولِ پیتزا رو بدیم یا نه
داره هزینههاش زیاد میشه
جولی، ما داریم یه باندِ تنفروشیِ مردانه رو اداره میکنیم
پیتزا جزئی از مخارجِ کاره
هی، کی رو با...؟
"پتری مارشاند" رو با کی جور کردیم؟
همون پسره که بهش میگی "مامبو کینگ"
اوه، آره
سوالِ اصلیم اینه که
از پولشویی چی میدونی؟
هیچی. چطور؟
چون الان تعطیلاته و سرمون شلوغه
و نمیتونم همینجوری اینهمه نقدینگی رو تحت عنوان "پولِ اضافه" ثبت کنم
من، ام... بعداً توی اون محل میبینمت
آره
جیمی پشت خط بود
قرار بود نیمهشب با کیتلین تماس بگیره؟ آره
خب، اون توی قایقش یه مهمونی راه انداخته
و ازت خواست به کیتلین بگی که متاسفه
ولی ممکنه از دسترسِ آنتن خارج بشه
کیتلینِ بیچاره
میدونم به روی خودش نمیآره
ولی فکر کنم واقعاً واقعاً دلش واسش تنگ شده
میتونم کمکت کنم؟
نه، نه
نه، خوبم
جولی، ممنونم که حسابکتابها رو انجام میدی
ولی راستش
احتمالا من تجربهی بیشتری دارم
خب... این خودش یه دلیله که من یاد بگیرم
منظورم اینه که اگه یه وقت تصادف کردی یا اتفاقی واست افتاد چی؟
خدا نکنه
حتماً یه کاری هست که بتونم انجام بدم
یه کم دیگه قهوه؟
از همونجا که نبشِ خیابونه گرفتم
کسی داره میره قهوه بگیره؟
من یه لاته میخورم
سلام عزیزم
گفتم بیام دعوتنامهی مهمونیِ شبانهام رو بدم
آره گوردون، میدونی، من حدود
تا از اینا رو توی صندوقِ پستی گرفتم ۱۱
خب، حالا شد یه جینِ کامل
خب واسم بخونش
"گوردون بولیت از شما و یه همراهِ جذاب دعوت میکنه
تا سال ۲۰۰۷ رو پر سر و صدا شروع کنید."
این شوخی هیچوقت قدیمی نمیشه، مگه نه؟
از سال ۱۹۸۹ دارم ازش استفاده میکنم
خب، اوم
چه ساعتی میخوای لیموزین رو بفرستم دنبالت؟
میدونی، راستش مطمئن نیستم
که بتونم همهی کارهای اینجا رو تموم کنم
لعنتی جذاب، وقتی من سرمایهی این کار رو دادم
فکر میکردم بیشتر ببینمت نه کمتر
از وقتی از ریاض برگشتم
کلا دو بار شام رفتیم بیرون
و هیچی هم خبری نبوده
خب، این یه بیزنسِ جدیده، گوردون
خب، هی، ببین، حداقل بذار واست
یه حسابدار بگیرم تا برسه
به یه سری از این کاغذبازیها
بولیت، اونو پس بده به من
واو، شما دخترا کوه پیتزا میخورین
ما اکثر اوقات موقع شام هم کار میکنیم
ببین، واقعاً از لطفت ممنونم بولیت
ولی ترجیح میدم خودم این کار رو انجام بدم، باشه؟
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.