200 ensimmäistä riviä.
ناخنامو ردیف کن، موهامو بزن، شدم یه آدمِ خفنِ جدید
تیپم کلاً برند «موگلر» شده، استایل جدیدم حرف نداره
اینجا مال خودمه، میتونیم با هم شریک شیم، اسمتو میذارم تو لیستِ خواص
ناخنامو ردیف کن، موهامو بزن، شدم یه آدمِ خفنِ جدید
خیلی خب
واقعاً این تیپی شدی؟
باید بگم که کلاً با این جابهجایی و تغییراتت خیلی مشکل دارم
خب، نگرانیت چیه؟
اینکه داری خودتو اخته میکنی. صرفاً واسه اینکه بقیه بپذیرنت، داری همرنگ جماعت میشی
کلمه «بیرگ» براش مناسبه؟
کلمه هست، ولی به وضعیت الان من نمیخوره، باشه؟
داری سعی میکنی اینو به خورد من بدی یا خودت؟
ناخنامو ردیف کن، موهامو بزن، شدم یه آدمِ خفنِ جدید
خب... قطعاً متفاوت شده. ولی هدف اصلی هم همین بود، مگه نه؟
من کاملاً موافق تغییرم. تابلویه که لازم بود
ولی شاید داریم زیادهروی میکنیم. آره
با پوشیدن شلوارک با پیرهن دکمهدار مشکلی داری؟
میتونم عوضش کنم و یه شلوار پارچهای سفید بپوشم
اوه! نه، اصلاً منظورم این نبود
پس یعنی منظورت اینه که پیرهن دکمهدارش مشکل داره؟
چون میتونم پیرهن دکمهدار رو با یه پولوشرت صورتی گلبهی عوض کنم
دو تا صورتی؟
و همه اینا رو واسه یه ناهار با «وندِرتالها» خریدی؟
یه جوری میگی که انگار اصلاً چیز مهمی نیست
«رندی هاچکیس» واسه اینکه ما رو دعوت کنن کلی ریش گرو گذاشته. و تازه
«زک هاچکیس» هم قراره اونجا باشه. اوه
اوه، حالا میخوای بری؟ چرا؟ که چی بشه؟
آره، اون که قشنگ معلوم کرده دیگه نمیخواد باهاش کاری داشته باشه
رابطهشون از اساماس بازیِ شبانهروزی رسید به خاموشیِ مطلق
همینطوری، یهویی. آخی
شاید داره ناز میکنه. یادت نره
اون بچه خیلی کاربلد و زبونریزه. آره
و تو واقعاً فکر میکنی باید خودتو بفروشی تا اونا ازت خوششون بیاد؟
هی، ببخشیدا، ما خودفروشی نمیکنیم
«وندرتالها» توی این مدرسه خیلی نفوذ دارن
اصلاً به صلاحمون نیست که باهاشون دشمن بشیم
باشه، ولی عمراً این نقشه بگیره
این کار درست مثل بزک کردنِ خوکه. باشه
اگه بخوایم کوچکترین شانسی واسه آشتی با اونا داشته باشیم
اون خوک به یکم بزکدوزک نیاز داره
خیلی خب. خوک به بیشتر از این حرفا نیاز داره
ریمل، رژگونه... بچهها، میشه دیگه نگیم «خوک»؟
به نظرم اون خوک باید به خوک بودنش افتخار کنه
ممنون آیلا، ولی باز هم فکر میکنم استعارهی بهتری واسه این قضیه هست
که به عقل من نمیرسه
نمیرسه
بیاید درباره نقشه حرف بزنیم. آره
من میگم به روش سنتیِ «تفرقه بنداز و حکومت کن» پیش بریم
من مخِ «لاندن» رو کار میزنم، تو هم با «شانل» مهربون باش
اوه، آره! حله. با مهربونی خرش میکنم
اون ضعیفه رو سه سوت مثل موم تو دستم میگیرم
و بعدش... خب؟
وقتی اون قضیه رو صاف و صوف کردیم
منم با تمام قوا میرم سراغ «زک»
خودِ خودشه
سلام
ببینمت، چه خوشتیپ کردی
از دیدنت خوشحالم. «مایومی» رو که یادت هست؟
بله، البته. مایومی، به به
چطوری؟ آه
تو هم باید «لیآن» باشی. بله
سلام. لیآن، اینا رندی و مایومی هاچکیس هستن
آره. اوه، از آشنایی با هر دوی شما خیلی خوشبختم
لیآن، تو واقعاً زنِ خوششانسی هستی
همین امروز صبح به یومی میگفتم: «صبر کن تا با برت بگردی.»
«اونقدر باحاله که دهنت از تعجب وا میمونه.»
اوه، واو
واو. لاندن و شانل رو ندیدین؟
نه، ما تازه رسیدیم. راستی، مطمئنی مشکلی نیست ما اینجاییم؟
اوه، شک نکن! باهاشون حرف زدم، قشنگ نرمشون کردم
فقط کافیه تو هم میخِ آخر رو بکوبی
حس میکنم تو این کارا استادی، نه؟
اشتباه میگم لیآن؟
اوم، من... بیخیال، راه بیفت. خب
باشه. میبرمتون پیششون
ممنون که تشریف آوردین
بله
خیلی خب. هی
بیاید با هم خوب باشیم. سلام بچهها. چطوره از اول شروع کنیم؟
برت و لیآن کرایشر. دکتر لاندن و شانل وندرتال
سلام
اوم، خیلی ممنون که ما رو دعوت کردین. اوه، خواهش میکنم، باعث افتخاره
ما واقعاً افتخار میکنیم که به آدمها فرصت دوباره میدیم
اوه، چقدر سخاوتمندانه. و چه خونهی زیبایی دارین
اوه، اصلاً داغ دلمو تازه نکن
دلم میخواد وجب به وجبش رو بکوبم و از نو بسازم. اوه پسر
نه! آره، حتماً. من
آره، میفهمم چی میگی. منظورت چیه؟
اوه! نه، من فقط... داشتم باهات موافقت میکردم
بذارید اول از همه اینو بگم که
من بابت رفتارم واقعاً اشتباه کردم
زیادهروی کردم و اون کارا اصلاً تو شخصیت من نبود
تو شخصیت هیچکدوممون نبود
خب، ممنون که اینو گفتی
نه، من ازت ممنونم. واقعاً
یکمی بابت بعضی حرفایی که زدم شرمندهام
خب حق داری
من کی باشم که بخوام بگم تو به خاطر اون همه ژلی که به لبت زدی
نمیتونی شوهرتو درست و حسابی تحویل بگیری؟
اشتباه از من بود
و بابتش عذرخواهی میکنم
آره، عذرخواهیت... پذیرفته شد؟
و اینکه تلمیح زدم کارهایی که روی صورتت انجام دادی
چیزی بجز کمال و زیباییه، قطعاً از روی کینه بوده
و واقعاً جدی میگم
فهمیدم. بیخیال، تمومش کنیم. عالیه
هی، نظرتون چیه بریم یه چیزی بنوشیم؟
مطمئنم وقتی شوهرت روی صورتت ارضا میشه، اجزای صورتت کلی حرکت دارن
و... اوهوم
اشتباه کردم که جور دیگهای به قضیه نگاه کردم
باشه. و خیلی هم خوب
و ما هم بابت این حرفت ازت ممنونیم، مگه نه؟
آه! اوهوم
میدونید چیه؟ من که به سهم خودم خیلی خوشحالم که همهمون تونستیم
اون قضایا رو فراموش کنیم
آره، ما هم همینطور. هر چی زودتر، بهتر
هی. آره
همه چی گذشت و رفت؟
باشه. عالیه
بسیار خب. به خونه ما خوش اومدین
خب آقایان. بفرمایید
ممنون، ممنون. بله، ممنون قربان
خیلی خب. ممم
به سلامتیِ شروعهای تازه، هوم؟ هی
باشه. به سلامتیِ شروعهای تازه
شما احمقها بدون من شروع کردین؟ هو-هو
خب، فکر کردیم هنوز داری جلوی در ماشینها رو پارک میکنی
اوه، ببخشید برت، ما دوست داریم یکم چاشنیِ نژادپرستی قاطیِ شوخیهامون کنیم
باهاش مشکلی نداری؟ راستش نه
آره، فکر کنم دیگه باید زحمت رو کم کنم
ماشین منو میاری دم در، مرتیکه؟
لعنتی. برت، این «گلن درویش» هست
هی. از آشناییتون خوشبختم. چه خبر؟
آره. گلن مدیر ارشد توی شرکت «استراتوم» هست
آره، اونجا رو اداره میکنه
بزرگترینه، مگه نه؟ آره
صندوق بدهی املاک تجاریِ خصوصی
فقط توی آمریکای شمالی. آره
اوه، باشه. شماره دو توی اروپا
واو، صندوق بدهی املاک تجاریِ خصوصی؟ عجب چیزیه
کلی از استندآپ جدیدم درباره همین موضوعه
عجب آدمیه این یارو
پسر، به مسیح قسم خیلی باحالی
خدایی عجب تیکهی خفنی بود
دیدی؟ بهت که گفته بودم
این از اون مدل چیزاییه که توی رفاقت واسه آدم رو میکنی؟
آره، سعیمو میکنم
هوم. خوشم اومد. مگه نه؟
آره. بهت گفتم. ما کلاً دربارش اشتباه فکر میکردیم
آره، خب، شاید به خاطر اینه که توی برخورد اول اصلاً خوب نیستم
اوه، آره. آره
شکی توش نیست پسر. دقیقاً همینطوره
صد در صد. صد در صد
نه، نه، نه. ولی جدا از اون، یه انرژیِ متفاوتی اینجا هست، مگه نه؟
شما هم حسش میکنید؟ آره
نه، نه، قطعاً. آره، خب هر چی که هست، داره جواب میده
هوم. همینطوری ادامه بده
آره. حتماً سعیمو میکنم
خوبه
ممم
واو. اینجا کمدته؟
فقط واسه کیفها و کفشام
تصور کن اگه کلش همین بود چقدر بد میشد؟
خیلی ضایعست
واقعاً خجالتآوره. جدی میگم
خیلی جالبه. من توی یه تریلری بزرگ شدم که هماندازه همینجاست
منظورت چیه؟ کجاش جالبه؟
اوه. نه، منظورم این نبود که خندهداره. فقط داشتم نظرمو میگفتم
نظرتو درباره چی میگفتی؟
فقط... طنزِ ماجرا
هوم. کجاش طنز داره که کمد لباس من اندازه خونه بچگیهای توئه؟
آره. آره، نه، این... ممم. «طنز» شاید کلمه درستی نبود
میدونی چیه؟ شاید مشکل از منه. آره
من زیادی روی این حساسیت دارم که زنها از هم حمایت نمیکنن
خب
درسته
اونجا بود که تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم
هوم. آره. پسر، چقدر تأثیرگذار
آره؟ واقعاً هست
گلن، واقعاً لازم میبینی اینطوری خودشیرینی کنی؟
اصلاً لازم نبود. اصلاً
آره، ولی خدایی، میدونی، تغییر از درون شروع میشه
ولی دلیلی نداره که راهشو به بیرون پیدا نکنه
اوه، لعنتی
در واقع، اگه پات به مطب من باز بشه
ببین. اینو ببین. آره
هیچ دلیلی نداره که نتونم... اینو ببین. دیدی چیکار کرد؟
اوه، پسر! آره. دیدی؟ دیدی الان چیکار کردم؟
اینطوری میکشمش بالا
باید غبغبِ منو قبل از اینکه با این یارو آشنا شم میدیدی
اوهوم. یه استاده واسه خودش
راسته؟ آره
همچنین اگه اجازه بدی، میتونم اونجا رو هم
اوه، آره. گودیِ زیر چشم؟ آره! اونا رو برات ردیف میکنم. دیدی چی شد؟
قشنگ حسش میکنم. تفاوت رو میبینی؟
یه بار دیگه. صبر کن، خوب شد؟
اون بهترینه
بگم تانیا باهات تماس بگیره واسه وقت ملاقات؟
شـ... شاید یکم صبر کنیم؟ بیشتر فکر کنیم؟
میخوای صبر کنی؟ خب صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.