200 ensimmäistä riviä.
ورای این دیوار چی میبینی؟
تصورش کن
!قدرت تصور که داری تصورش کن
چیزی ک من میبینم، شهری کوچیک در غرب میانه ست
تعدادی کلیسا
یه جاهایی برای کشاورزها تا باهم مست کنند
شاید یه سالن برای همسرانشون
تا موقع تعطیلات موهاشون رو درست کنند
من به این جا ها سر میزنم
این ها مردمی هستند که سودمون رو برای ما میفرستند
کسانی که دستمزدهامون رو میفرستند
من فیلم میسازم، جودی
ولی کار توست که به اون مردم رویا بدی
اقتصاد نابود شده و اون ها برای تو پول میدن
و یه چیز دیگه هم بهت بگم
توی هر کدوم از اون شهرها باور کن
دختری هست که از خوشگل تره
شاید بالای دماغش یه کم نازک تر باشه
دندون هاش از تو بهتره
یا قد بلند تره یا باریک تره
فقط تو چیزی داری
که هیچکدوم از اون دخترای خوشگل هرگز نمیتونن داشته باشن
میدونی اون چیه؟
نه قربان
اون صدا رو داری
شاید تو رو به آز ببره
جایی که هیچکدوم از اون دخترای خوشگل هرگز نمیتونن برن
با این حال، بهم گفتن ناراضی هستی
خب نه قربان !ناراضی نه
شاید یه مقدار، وقت بخوام
وقت؟وقت برای چی؟
نمیدونم
شاید برای سینما رفتن مثل بقیه ی دخترا که میرن
مساله اینه که اون بقیه ی دخترا
وقتی بزرگ شن صندوقدار
زن کشاورز و معلم دبستان میشن
ومیبینن که پوستشون به خاطر کارهای خونه زمخت شده
این چیزیه که تو میخوای جودی؟
که فقط زن خونه دار باشی؟ که فقط یه مادر باشی؟
اون بیرون،مجبور میشی اون صدات رو بذاری کنار
فراموش کنی وجود داره
...ولی اینجا، پیش ما
...پیش خانواده ت
اون صدا برات
یک میلیون دلار پول میاره قبل اینکه بیست سالت بشه
اون بچه های معمولی به همشون عشق ورزیده میشه
به شکل خودشون
میتونم ببینم چطور جذبش میشی
هر از گاهی، زندگی های کوچیک شون
نه خیلی خطرناک، نه خیلی هیجان انگیز
همون جایی هستن که بهش تعلق دارن
و شاید احساس کنی که شبیه اون هایی
ولی واقعا، نیستی
تو کاملا در یک دنیای دیگه زندگی میکنی
اون ها فقط ظاهرشون شبیه توست
ولی اگر تو واقعا میخوای بری و بهشون ملحق بشی
تصمیم خودته
باهم دست میدیم
و میتونی از دروازه هامون عبور کنی
تضمین میکنم همش همونجا هست
بقیه ی امریکا
فقط منتظره تا قورتت بده و همه چیزو در موردت فراموش کنه
مثل یک قطره ی بارون که به اقیانوس آرام سقوط میکنه
کی اهمیت میده؟ کی اصلا متوجه میشه؟
!البته که میخوام با استودیو بمونم اِل بی
!هر دختری حاضره ادم بکشه تا دوروتی* باشه
من خیلی متاسفم
من حتی هیچی به هیچکس نگفتم
تو موردعلاق ی منی
دیگه کی اومده بود؟
شرلی تمپل امروز صبح - همه شرلی رو دوست دارن -
ببینیم چطور جودی به همون خوبی هست
تيم ترجمهي لــود فـیـلـم تقديم ميکند .:: Telegram me : LodFilm ::.
تـقـدیـم بـه مـردم خــوب ایـــران .:: Telegram me : LodFilm ::.
Shey db تــرجـمه از : شی دی بی ویـرایـش، تــنــظـيـم : ايـمـان هـيـستـگـر
Instagram : Shey_db
جویی، دوباره رشد کردی؟
فکر کنم
اوه خب...میشه حداقل یک مرتبه کلا رشد کنی؟
تو یه آخر هفته تمومش کنی
چون یه شلوار جدید باید بگیریم
هر دفعه که یک اینچ بلند میشی
بابا میگه ویتامین ها باعث میشن رشد کنم
خب پس حذفشون میکنیم
دارم شوخی میکنم عزیزم
خیلی خوبه پسری داشته باشی که اونقدر بزرگ باشه
تا بتونه مادرش رو تا ماشین ببره
لورنا عزیزدلم، بذار ببینمت
اول چی کار میکنیم؟
همون همیشگی
خوبه؟ - آره -
خوشگل شدی عزیزدلم
خب پولت رو آوردم
جمعیت اون بیرون قراره دیوونه بشه
اوه
خب ای 150 دلاره
میدونم شاید اونی نباشه که بهش عادت داری
نه نه، ممنونم
!خیلی خب - ممنون هستم -
باشه اماده ای؟ - البته -
دنبالم بیا - عزیزم -
خیلی خب دوستان
ما فقط همون کاری رو میکنیم که تو نیویورک کردیم باشه؟
امیدوارم آماده باشید
تشویق کنید
!خیلی خب بریم بریم
حالتون چطوره مردم التادنا؟
یکی از افسانه های واقعی هالیوود
!خانوم جودی گارلند - ...ستاره های مهمان -
یه چیز مخصوص امشب براتون آماده کردم
بچه هام رو با خودم آوردم
اوه عجب سفری
ببخشید که انقدر دیروقته
چطوری جرجی؟
خوبم ممنونم خانم گارلند شما چطور؟
اوه به زور راه میرم
هیچ پیغامی نداشتیم وقتی خارج شهر بودیم؟
امم فکر نکنم - باشه -
میشه لطفا کلیدهامو بهم بدین؟
اجازه بدین یه چیزی رو با آقای هاروویتز بررسی کنم
میشه سرویس اتاق بگیریم مامان؟ شام نخوردم
حتما عزیز دلم، هرچی که بخوای
خانم گارلند - اوه خواهش میکنم من جودی ام -
میتونم باهاتون صحبت کنم؟ - اوه نمیشه برای بعد؟ -
ما خیلی دلمون میخواد به رختخواب بریم
اوه لورنا عزیزم به پیتر بگو چی میخواستی
و اون درستش میکنه
یک همبرگر با سیب زمینی سرخ کرده لطفا
اوه و میدونی دلم خیلی یک کاسه سوپ میخواد
و یه نوشیدنی وودکا با یخ
میدونی چیه؟ سوپ رو ولش کن
خسته تر از اونم که سوپ رو نگه دارم
من خیلی متاسفم
ولی سوییت شما آزاد شده
منظورت چیه آزاد شده؟
دیگه به ساختمون وصل نیست؟
کجا رفته دقیقا؟
فکر میکنم پرداخت حساب تون به تعویق افتاده
...اوه نه، نه من فکر نمیکنم همچین چیزی باشه
اتاق آزاد شده
!خب غیر آزادش کن! پسش بده
!ما باید توش بخوابیم - همه چیزمرتبه؟ -
نه، نه عزیزم این آدما بدجوری ما رو ناامید کردن
ما رو آواره رها کردن بدون اینکه جوراب مون رو عوض کنیم
همه چیز تو انباریه
من میتونم هر جای این شهر اتاق بگیرم
ولی این هتل رو انتخاب کردم
!خب، دیگه نه
!نمیذارم بدترین دشمنم اینجا بمونه
بیایین بریم
!غیرقابل قبوله
بیا عزیز دلم
لطفا الان نخواب
نه نه نه اینا یکی دیگه هستن
کجا داریم میریم؟ - روزولت -
پارسال اونجا نموندیم؟
البته ولی دوستمون دارن
مامان
میشه بریم به سمت برنتوود لطفا؟
جو میشه زنگ رو بزنی عزیزم؟
پس میخوای بمونی؟
نه و اونا هم فقط امشب می مونن
فردا مدرسه دارن - میدونم -
تو تاکسی خوابیدن چیزی شون نمیشه
احتمالا امشب بیشتر پول تاکسی رو دادم
تا پول یه هتل رو میدادم
فردا شب چطور؟ - فردا شب چی؟ -
بی خیال بازی درنیار
خب داری اذیتم میکنی سید
!فقط یه سوال رک و راست بپرس
باشه بچه های من
کجا قراره بخوان فردا شب؟
هرجا که من بهشون بگم
سلام عزیزدلم مشکلی پیش اومده؟
هی
من...من خوابم نمیبره - یه کم شیر میخوای؟ -
بیا اینجا - نه تو برو تو تخت -
ما برات میاریم باشه؟ نگران نباش
لیوان ها کجان؟
جابه جاشون کردم
جایی هستن که ظرفای شیشه ای بودن
مسخره ست
نمیتونی یه نقشی رو یه جا قبول کنی؟
من"غیرقابل اعتماد" هستم
"و "غیرقابل اطمینان
این چیزیه که کسایی که دوستم دارن تو روی من میگن
پس ممنونم ازت بابتس
منو واردش نکن
"!جودی بسپارش به من"
"!و برمیگردی به اوج"
!ببین آخرش چی شد - "اون کجاست سید؟" -
"مریضه؟"
"امروز میاد؟" - بس کن -
"ستاره ت کجاست سید؟" - بس کن -
متوجهی که مجبوریم از" "هردوتون شکایت کنیم سید؟
!شروع نکن
چرا اصلا داری ازش حمایت" "میکنی سید؟
"چه خبر شده؟" - !اوه خفه شو سید -
نمیتونی ساعت یک صبح پیدات بشه ...و انتظار داشته باشی
میدونم باید تو تخت باشن باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.