200 ensimmäistä riviä.
روشن کنين
آره آتيش ميخواد، روشنش کن
بذار جا بيفته
سلام بچه ها حالتون چطوره؟
اوضاع خوبه؟ خوبِ خوب_
چي شده رئيس؟ نه سلامي نه عليکي
مستقيم ميري سر کارت؟ آره؟ سلام عليکم_
!عليکم السلام
امروز کي بيشتر از همه جنس آورده؟ کل بازارُ براتون آورديم_
!حرف ندارين
!هي! بهش مواد بزنين
گجرات
يکي از ايالتهاي هندِ آزاد که تمام روزهاش روزِخشک محسوب ميشه
منظور از روز خشک ، يعني روزي که خريد و فروش مشروبات الکلي ممنوعه
هر کي توو کار فروش اين مشروبات باشه به محض دستگيري دَه سال حبس داره
ولي ممنوعيت ، سرچشمه ي طغيانه
هر چند که گجرات هنوزم يک ...ايالت خشک محسوب ميشه و
ولي هرساله در اين ايالت 250 ميليارد روپيه از راه فروش غيرقانوني مشروبات به دست مياد
و شايد اگر "رئيس" نبود اين اتفاق غيرممکن ميشد
...شاهرخ خان در فيلم و در نقش
" رئـــــــــــيس "
رئيس ، بيا برو دوش بگير
...از اومبُرگاون تا کاچ
بلندترين خط ساحلي کشور به طول 1600 کيلومتره
که همينجا در گجراتِ ما قرار داره
!رئيس، تو بخون
!بخون ديگه
...گوجــ... گوجرات
...در بخش شمالي گجرات بيا اينجا_
دلم نميخواد بزنمتون ، ولي شماها مجبورم ميکنين
!!!هيس
حالا بخون
D اوهوم_
P اوهوم_
R. خيلي خوبه ، خيلي خوبه_
خب حالا برو بشين اونجا
اصلا جاي نگراني نيست ، خواهر اَمينه
چشماي رئيس ضعيف شده براي همين بايد عينک بزنه ، فقط همين
فعلا لازم نيست عينک بزنه
مامان ، اگه عينک نباشه من مدرسه نميرم
آروم باش چرا؟_
راه جديد دور زدنِ مدرسه س؟
درسته چشماش ضعيفه ولي مغزش خوب کار ميکنه
چيزايي که رو تخته مينويسنُ نميبينم واسه همين خانوم راتنا کتکم ميزنه
چي داري ميگي؟ شير پسرِمنُ ميزنه؟
پولش چقدر ميشه؟
شما نگران پولش نباش خواهر امينه
بعدا ميتونين پولشُ بهم بدين
نه آقاي دکتر ، نميخوام عينک نسيه بزنه
ميخوام عينک نقد بزنه
تا دو سه روز ديگه ميخريم
اگه اوضاع خطري شد با گفتن داداش جون! داداش جون! بهت علامت ميدم
پس يادت باشه
عجله کن. سريع برو
!داداش جون
!داداش جون
!داداش جون !آهاي_
!کي اونجاست
آهاي! دزد عينک؟
!داداش جون
دارين عينک ميدزدين؟
!وايسا عينک دزد !درود به جناب گاندي_
!وايسين
ببينم شيطون ، اين فريم بدون شيشه رو از کجا آوردي؟
از جناب گاندي گرفتم از جناب گاندي؟_
پس نميشه
نميشه ديگه
يه کاري کن. فردا بيا اينجا
من برات يه عينک واقعي ميسازم باشه؟ حالا برو
ولي من هيچ پولي ندارم
پول نداري؟
دو روپيه بابتِ دستمزدُ که داري؟
قانون قانونه ، مگه نه؟
برش دار. بدش به اون. مشکلت حل ميشه
!خوبه؟ حالا بزن قدش
...برو، برو ديگه! ببين نابغه
کجا داري ميري؟ بيا ببينم
اين فريمُ بگير و به جناب گاندي پس بده
به اون خيلي بيشتر مياد
برو ديگه
چه حالي ميده صادق عين دوربينه
اونجا رو ببين ، جناب گاندي داره لبخند ميزنه
قاسم داره ماشين برق ميندازه
چکور ، لاستيک دوچرخه بادميزنه
هي اونجا رو ببين. پليسا دارن ميرن سمت مخفيگاه الياس
کسب و کارمون توو خطره صادق عجله کن
جميل زود باشين همه چيُ جمع و جور کنين همه رو قايم کنين
جعبه ها و بطريهاي مشروب همه چي رو همه رو قايم کنين
هيچي بيرون نمونه. عجله کنين بجنبين
زود باشين بيايين
هيچکي نبايد فرار کنه ها سلام عليکم_
بريد اونجاها رو بگردين بازم اومدي سرکار؟_
بگردين ببينين مشروبا رو کجا قايم کرده مگه دارين دنبال گنج ميگردين؟_
تمام اين بشکه ها رو بگردين چيزي توشون نيست_
بازشون کن دنبال چي ميگردين؟_
زودباشين خوب بگردين چيزي پيدا کردين؟
!هي تو! بيا اينجا
سوت زدنُ خيلي دوست داري؟
ميخواي صداي سوتتُ دربيارم؟ بزنمت؟
!آهاي
براي چي زدي توو گوشش؟ از خودش بپرس_
ازش بپرس براي چي زدم توو گوشش
اين توو چيه؟ توش چيه؟ !هي_
وسايل کارم توشه وسايل کارته؟_
وسايل کارته يا ابزار خلافه؟
داري با مخفيکاري کاراي خلاف ميکني؟
بس کن
همونطور که تو با شغل پليسي کاسبي ميکني منم با فروختن اين آشغالا کاسبي ميکنم
يه چيزي رو توو سرت فرو کن
براي ما هيچ کسب و کاري حقير نيست
و هيچ ايماني هم بالاتر از کسب و کار نيست
ديشب در فاتح پور 140 نفر بر اثر خوردن مشروبات محلي، جان خود را از دست دادند
مامان پليس، الياس، قاچاقچي الکل رو دستگير کرد_
...مامان ...دولت براي متوقف کردن خريد و فروش_
مشروبات غيرقانوني در سرتاسر گجرات دست به اقداماتي زد
واقعا هيچ کسب و کاري حقير نيست؟
و هيچ ايماني هم بالاتر از کسب و کار نيست؟
درسته
البته تا وقتيکه به کسي آسيبي نرسه فقط تا اون موقع
فهميدي؟
بخواب ديگه
هي رفيق ، زودباش بگو نقشه ت چيه؟
چجوري پول دربياريم؟ مشروب ميفروشيم_
احمق جون. الياسُ بردن ، نکنه ميخواي تو رَم ببرن؟
پليس ، اونايي که مشروب هندي ميفروشن ميگيره نه اونايي که مشروب خارجي ميفروشن
خب؟
ما هم ميريم براي "جي راج سِت " کار ميکنيم
اون خارجي ميفروشه
خيلي کار سختيه داداش آميت
ولي به خاطر تو براي آخرين بار سعيمُ ميکنم. خوبه؟
!درود بر کريشنا !چيندو
هي! هي! مشکل چيه؟
همه جا بازرسي گذاشت سيت. امروز اصلا نميشه جنسا رو بُرد بيرون
...داداش آميت تا حالا سه باز زنگ اگه من بردم چي؟_
اين کيه؟ قربان ، اينا قبلا براي الياس کار ميکردن_
شش تا بطريه
ميتوني ببري؟
بابت هر بطري 3 روپيه ميگيرم ...آهاي چهار چشمَکي_
ميخواي سرکيسه مون کني؟ !هي_
!به من نگو چهار چشمکي همه جا با عينک ته استکاني ميچرخي_
اگه نگم چهار چشمکي، پس چي بگم؟ گفتم بهم نگو چهار چشمکي_
!چهار چشمکيِ عوضي
باشه قبوله
بابت هر بطري سه روپيه ميدم هوم؟
!هي، بطريا رو رد کن بياد
"نبايد بهم ميگفتي "چهارچشمکي
حساب کار دستت اومد؟
کجا ميري؟ خونم همينجاست_
گواهي نامتُ ببينم جا گذاشتم خونه_
گواهي نامه ي اونُ چک کن
سرکار، ميخواي منم بگردي؟ برو پي کارت_
از فردا اون پسره رو بيار سر کار
هوش و زکاوت يه ,سوداگر و جسارتِ يه پاتانُ اين پسره هر دو رو داره
ترجمه اين فيلم به سفارش -= جناب آقاي ناصر رابط =-
= مترجم : مهشيد =-
سلام داداش صادق سلام_
سلام ، قربان
"راستي صادق ، پليس داره ميره "نارول چوکدي
برو به رئيس بگو جنسا رو رد کنه الان ميرم قربان_
حالا بشين!
!کامل پاشو
!بشين
پاشو! واسه چي ميخندي؟
...اين پول و بگير و
بذار جنسا رد شن
حالا درست شد حالا بي حساب شديم، راهُ باز کنين ، باز کنين بينم
راه و باز کنين ، بذار رد شن رفيق_
هنوز يه حساب کتابايي مونده
چيش ديگه مونده؟
بيا اينجا
جيبت خالي بود ، منم پرش کردم آره کردي_
ولي باعث شدي باد لاستيکم در بره حالا بايد اينُ پرش کني
اونوقته که بي حساب ميشيم
آخه من چطور ميتونم بادش کنم؟ بادش کن ديگه_
آخه چطوري بادش کنم؟
!توش فوت کن! بادش کن! بجنب
!زودباش فوت کن ، بادش کن
اگه توو معامله رو راست باشي زمان و آبروت، هر دو حفظ ميشه
!توش فوت کن ديگه
ما جنسا رو ترخيص ميکنيم ما ترتيب انبارگيريشونُ ميديم
ولي سودش به اون ميرسه !پياز بيار
تا کِي بايد براي "جي راج سِت" کار کنيم ؟
بايد واسه خودمون تجارت کنيم
تجارت کردن ، کارِ ما نيست
به هميني که داريم راضي باش
مثلا اهل گجراتيما. تجارت کردن توو خونمونه
براي تجارت خون به چه دردي ميخوره بايد پشتوانه داشته باشيم
!نه بابا! پشتوانه لازم نيست
فقط دل و جرأت ميخواد
نکنه حرفاي جي راجُ يادت رفته؟
هوش و زکاوت يه سوداگر و جسارتِ يه پاتانُ
ما جفتشُ داريم
داداش اوجوال ، اين دست مالِ منه
فعلا صبرداشته باش داداش رامنيک اين دستم، نديده ميرم
نه من دستمُ ميبينم سلام عليک سِت
سلام. سلام
با اومدنت شان بهم روو آورد تو آسِ حکم مني
سِت ، چرا سر به سرمون ميذاري؟
ما که آس نيستم
ما غلام پادشاهيم
No comments yet. Be the first to leave one.