200 ensimmäistä riviä.
شنبهشبها دیگه مثل قبل نیست
مثل قدیما نیست
چرت نگو، مرتیکهی فسیل
شنبهشب همون شنبهشبه دیگه
مگه دیگه چی هست؟ یه دافِ توپی
به خدا خودم دیدمش
هنوزم داری چرت و پرت تحویل میدی
"ببین، آشغال بیرون گذاشتن وظیفهی توئه."
یه سکاچ با آب لطفاً
هی، تامی
باب شرمن از عربستان سلام رسوند
این کارت رو ببین
کدوم گوری داره چه غلطی میکنه
توی عربستان؟
سرکارگرِ برقکارهای عربه
دارن یه هتلی چیزی میسازن
میگه یه جندهی یه چشم براش چشمک زده
اون پیرمردِ خرفت سالهاست که دیگه حالش نمیآد
صبحها که با شقدردِ دستشویی بیدار میشه
فکر میکنه خوشبختترین آدمِ عالمه
هی، چاب
چاب! اینجاییم
ایول! چاب
هی، چاب
چطوری؟
خوبم. یه سکاچ بده
پس کجاست؟
"کجاست؟" همینطوری خشک و خالی؟
نه ماچی، نه هیچی
چی؟
الآن میرسه
این دختره واقعاً کارش درسته؟
دارم بهت میگم
زبونش مثل مورچهخوار میمونه
ها ها ها ها
فکر کردم دیگه تمومه، دارم میمیرم
مجبور شدم التماسش کنم که تمومش کنه
به خدا راست میگم
وای، من باید این دختره رو تور کنم
تورش میکنی. هدیهی منه به تو
هی، بهش گفتم عجب کمرسفتی هستی
جدی گفتی؟
آره
امشب نمیتونم
کلاً یادم رفته بود
به فیلیس قول دادم ببرمش سینما
فردا ببرش
نه، نمیشه. بهش قول دادم، تامی
مثل بچهمدرسهایها حرف میزنی
من به همه میگم داداشم واسه خودش غولیه
نمیتونه از دست زنش جیم بزنه؟
واقعاً به همه میگی من چقدر خفنم؟
تامی
نگاه نکن. اومد
سیلویا
توی اون لژِ اونجاست
محشره
ببینیش کف میکنی
چی میخوره؟
یعنی سینما بی سینما؟
دو تا سکاچ بیار توی لژ
یادت نره چی بهت گفتم، خب؟
یادت باشه از چی خوشش میآد، استالونه
ردیفه، نه؟
شوهرخواهرمِ الدنگم
ارزانی خودش اون بیزنسِ تخفیفیش
اون خونهاش هم مالِ خودش
با اون سونا و استخر و
کلِ اون مزرعهی لعنتی و آشپزخونهاش
آره، آره، ادامه بده
خب، تنهایی زندگی میکنی؟
فقط من و شانسی. گربهی سیامیمه
آهان، که اینطور
گربهها روح دارن
آره، گربهها عالیان
نَت ازشون متنفر بود
نَت؟
شوهرمه
دو سال پیش ولم کرد رفت
آدمِ مریضی بود
باید خیلی مریض باشه که همچین تیکهای رو ول کنه
اون که صد در صد
من همیشه براش دعا میکنم
به قدرت دعا اعتقاد داری؟
ببین، داداشت میگفت خیلی اهل معنویاتی
ولی خودم همون لحظهای که دیدمت فهمیدم
از چشمات معلومه
آره. تو مردی هستی که روح عمیقی داره
مردی با احساسات، با یه نیاز
یه تشنگی برای زندگی در آغوش پر از شادیِ
فرزند خدا
بیا خودمون رو پیوند بدیم
به فیضِ ابدی
بیا دوباره بچه بشیم و دیگه گناه نکنیم
بیا تا ابد پاکدامن و طاهر بمونیم
اوه، ببوسش
ببوسش
کثافتِ احمق
ببوسش
باید اون قیافهی واموندهت رو میدیدی
دستِ لعنتیت رو میشکنم
اینجا چه خبره؟
بیا. بگیرش
وایسا. داری چه غلطی میکنی؟
بیخیال بابا، کوتاه بیا
و مسابقه شروع شد
اینطوری؟
دیگه ندارم
همینه! تموم شد
وایسا. باشه؟ کافیه؟
باشه. دیگه بسه
حالا دیگه کافیه
ها ها ها ها
سلام، استونی
یا مسیح
اگه همونطور که میپره، بتونه سواری هم بده
باتلر، میکشمش
نه. اون دو تا عوضی همراهشن
میکشمش
میکشمِت! میکشمِت، عوضی
عنقیافه! آشغال
اینم از مردِ برنزه، چیلی مَک
بزن قدش پسر
باشه، باشه
همه چی ردیفه؟
شری داره دهنش رو سرویس میکنه
دهنش سرویس شده؟ داره از دیوار راست بالا میره؟
در حالی که دستش لای پاهاشه
و داره حالش رو به هم میزنه
استون، برو سراغ اون "سه انگشتیِ" اون تو
چند هفتهس که روت زوم کرده
من هرزهی محله رو نمیخوام
چرا خودت نمیری مخش رو بزنی؟
آخه اون برای توئه که خیس کرده
آره؟
اونم از مات
چیزی نیست داداش. ردیفه
اون فقط یه جندهست
درسته، درسته، درسته
واقعاً از این وضعیت بدم میآد
گرفتنِ اون کارتِ لعنتیِ اتحادیه براش
حسابی دهنم رو سرویس کرده
تا خرخره توی کاغذبازی گیر کردم
فردا به فیگان زنگ مینم
اون ایرلندیِ عوضی فکر کرده کیه
بهش بگو اگه کار رو راه نندازه
دستش رو میشکنم. فهمیدی؟
آره، درسته، حله
من حساب کردم استونی اگه وقت بذاره
چهار سال دورهی کارآموزیش رو بگذرونه
نه، وقتی بیست و سه سالش بشه، میشه استادکار
پایهی حقوقِ استادکار ۱۳ دلاره... ۱۳ و ۲۵ سنت
سالی چقدر میشه؟
نمیدونم. مثلاً بیست هزار تا، خب؟
بعدش دو سال دیگه میشه سرکارگر
پدرسوختهی باهوشیه
این از دانشگاه رفتن بهتره
معلومه که از دانشگاه بهتره
اون به اون دانشگاهِ کوفتی نمیره
مگه نه؟
توی دانشگاه چهار سال فقط وقتت رو تلف میکنی
چهار سالِ تمام علافی
بعدش میخواد یه کاری پیدا کنه
که با مداد ور بره واسه هشت هزار تا
اون باهوشتر از این حرفاست که بره دانشگاه
به مولا که خیلی باهوشه
ولش کن! بره توی اتحادیه
جایی که نون توشه
دروغ میگم؟
نگو درسته، من هیچوقت درست نمیگم
حق با توئه، ای بابا
سینههای اون یکی رو ببین
هی! هی! میخوای برسونمت؟
هی، میخوای سوار شی؟
ما ماشین داریم
نه از اون مدل سواریهایی که من میدم
اینو نگاه کن
اونجا چی داری؟
شبیه چیه؟
شبیه دودول، ولی کوچیکتر
ووو
اوه
ووو! مالِ من چشمکزنه
هی، یکی دمِ دره
شری
استونییه
ای لعنت بهش
برو پی کارت استونی. تمومش کن
این در رو بشکنی خونوادهم منو میکشن
هی، من میتونم از پسِ این یارو بربیام
از اینجا برو بیرون
ممنون بابت شبِ فوقالعادهای که برام ساختی
داری با این یارو میخوابی؟
آره، دارم همین کار رو میکنم
عاشقشی؟
نه. دارم در راهِ علم فداکاری میکنم
توِ فلانفلانشده
هی، دِ کوکو. هی، عنقیافه
بیا اینجا مرتیکهی ایتالیاییِ عوضی
داری چی بلغور میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.