Leverage

Leverage

Lataa Farsi Persian -tekstitys

Kausi 4

Julkaisutiedot

Leverage S04E16 480p TagName - The Gold Job
Kommentaari a_atabak
زمان فیلم => 41:33 tvcenter کاري از تيم ترجمه

Tunnisteet

480p
480
Julkaistu: 2022-03-28
Lataukset: 31
Kuulovammaisille: No

Farsi Persian tekstityksen esikatselu

200 ensimmäistä riviä.

من طلا به دست ميارم تو طلا به دست مياري

"ليل پوشر" طلاي ديوونه کننده رو به دست آورده

بعضياش مثل گردو غبار فقط همونجا نشستن

حتي به ذهنت هم خطور نمي کنه

که عرض چند سال چقدر طلا مي توني به دست بياري

مي تونه واست مثل يه گنج باشه

الان نوبت شماست که طلاهاتون رو به پول نقد بشمار تبديل کنين

چون ما بيش از صد

مرکز "طلا براي فروش "در سراسر کشور داريم

يا بهمون زنگ بزنين تا به صورت مجاني حمل و نقل اونا رو براتون انجام بديم

چون ما درجه يک ترين فروشگاه آنلاين

خريد طلا در آمريکا هستيم

و اين حقيقت صادقانه طلاست

آره

ازت ليست کلي صورت اموالو "خواستم "گوردون

مي خوام اونا رو تو راه برگشتم به «پورتلند» بررسي کنم

تا ده دقيقه ديگه راه ميفتم پس بجنب

- ...برادرتون - شرکتو اداره نمي کنه

اگه اينجوريه بهتره برم به يه دفتر بهتر

- کمکي از من برمياد؟ - بله، سلام

من گردنبند مادربزرگمو واسه

ضمانت وام مسکنم گرو گذاشتم

ولي اين اصلاً درست نيست ارزش اون حداقل 15 برابر اينه

بهتون اطمينان ميدم "خانم "کمپستون

تمام ارزيابيهاي ما

بر اساس معيارهاي جي آي اي هستند

پس، مي خوام گردنبندو بهم برگردونين

سياست کاري ما بر اين اساسه که شما بايد طي دو هفته

از زمان تحويل جنس مي تونين درخواست برگشت بدين

و طبق اين سه روز از زمان دو هفته اي شما گذشته

اين زمان از دو هفته بعد از اينکه شما

چک رو فرستادين محاسبه ميشه

من هنوز ديروز اونو تو ايمليم دريافت کردم

گردنبند احتمالاً تا الان بايد ذوب شده باشه

هيچ...هيچ کاري از دست ما برنمياد که براتون انجام بديم

ميشه محض اطمينان يه بار ديگه چک کنين؟

حتماً، باهام بياين

"متاسفانه خانم "کمپستون گردنبد ذوب شده

خيلي متاسفم

کار ايشون تمومه

- بفرمايين خانم، بريم - چي؟

همين؟

روز خوبي داشته باشين

tvcenter کاري از تيم ترجمه

Shorok ترجمه شده توسط

مامان بزرگ سليقه بي نظيري داشته

الان ديگه 5 دقيقه وقت داري

من تبليغاتشونو تو تلويزيون ديدم

و بر خلاف ميل باطينم اينکارو کردم

قسطهاي عقب مونده وام داشتم و يه بچه که بايد خرجيشو ميدادم

چيز بعدي که فهميدم اين بود که اونا يه بسته با پست واسم فرستادن

آره اين موسسات پول نقد در برابر طلا

ارسال طلا توسط مشتريا رو خيلي آسون کردن

اين گردنبد ارزش معنوي واستون داشت؟

مادربزرگم قبل از مرگش تو انگليس اونو بهم داد

اون تو تموم مدت حملات هوايي نازيها تو دهه 40 گردنبندو پيش خودش نگه داشته بود

من خيلي ازش شرمنده ام که اونو از دست دادم

نه، نه تو اون کاري رو کردي که بايد مي کردي

و اين کارو به خاطر خانواده ات کردي

هيچ چيز نيست که تو به خاطرش شرمنده باشي

آره، حق با اونه

ببين، اين فقط تو نيستي که اين بلا سرش اومده

هزاران نفر از افراد درمونده هستن

که طلاهاشونو به گرو ميذارن

و چکهايي خيلي کمتر از ارزش طلاشون دريافت مي کنن

يه الگويي از پيمان شکنيه

الگويي از پيمان شکني؟

ممنونم

ولي آرزوم اينه که اون گردنبندو برگردونم

فقط اينو مي دونم که هنوز اون بيرونه

خيلي خب، اين کاريه که ما مي کنيم

ما هر کاري از دستمون بربياد ...انجام ميديم تا اونو بهتون برگردونيم

اونو بهتون برگردونيم

و احتمالاً بهتون کمک هم مي کنيم تا قسطهاي وامتون رو هم پرداخت کنين

ممنون

الگويي از پيمان شکني؟

جدي گفتي؟

"آره، خودشه "نيت اين اوليه

ببين هيچ سازمان تبهکاري بين المللي در کار نيست

نه روسهاي مسلح نه اينترپل

با ريسک کم و خطر پايين

فقط دو نفر آدم عوضي زرنگ مي خواد تا سر مردمو کلاه بذاري

اين بهترين شانس منه اين دفعه خودم عملياتو مي چرخونم

اه، نه

- اه، آره - اه، پسر

اگه فکر مي کني کار من نيست، فقط بگو

نه "هارديسون "منظورم اين نبود

پس چي بود؟ فکر مي کني به همه چي گند مي زنم؟

ادامه بده، هر چي تو ذهنته بريز بيرون

نه، بي خيال فقط کار خودتو بکن

- کار خودتو بکن - حالا درستم امروز، مرد؟

بعضي از ما يه زندگي اجتماعي هم داريم که بايد بهش برسيم

هيچکدومتون درک نمي کنين

که چقدر به من وابسته اين درسته؟

تمام اون هکهاي کامپيوتري کارتهاي شناسايي جعلي

جستجوهاي مالي بايگانيهاي مخفي

هر بار هفته ها کار ولي هيشکي قدرتو نمي دونه

"هارديسون" ما مي دونيم

ما فقط...مي دوني که بعضي از کاراتو درک نمي کنيم

خب، بيشترشو

ولي ما خيلي...خيلي ممنونتيم

"آره، ما خيلي ممنونتيم "هارديسون

حالا اگه اينجوري مي خواي پس...پس انجامش بده

"طلا براي فروش"

خودت انجامش بده

چرا خودت ادامه نميدي

و اون پري کوچولوي آنلاينو پيدا نمي کني بدون من

کارو شروع کن و ببين چقدر مي توني بري جلو... بدون من

نه، من... "هارديسون "بي خيال ...واقعاً، اين

وقتي دستاشو بغل مي گيره خيلي جديه

خيلي خب شروع مي کنيم

...چطوري ...چطوري وارد

- مرورگر وب؟ - آره

نمي دونم

خودشه

شروع مي کنيم "طلا براي فروش"

اه، طلا من عاشق طلام

"طلا براي فروش" يه شرکت در ايالت «ارِگان»ه

که توسط يه خواهر وبرادر به اسم "باربارا" و"تامي مدسن" تاسيس شده

و در پنج سال گذشته در تمام کشور شعبه زدن

ولي کار اصلي و دفتر مرکزيشون

تو «پرتلند»، «ارِگان»ه

مي بيني؟

...متاسفم، نه اين

چرا داره ليست رستورانها رو نشون ميده؟

...نه کار من نبود خودش داره کار مي کنه

خيلي خب، باشه مساله اينه

هزاران نفر خصوصاً افراد با وضعيت بد اقتصادي

طلاهاشونو در عرض يک هفته واسه اونا مي فرستن

روش کلاه برداري "مدسن"ها اينجوريه که

اونا قيمتهاي پايين تري ميدن

...محموله هاي گمشده، چکهاي با تاخير اين جور چيزا

حالا اگه فرض کنيم تمام افرادي که توسط اونا کلاه سرشون رفته

به يه اندازه پول از دست دادن

اون وقت داريم از يه اختلاس چند ميليوني صحبت مي کنيم

که يه جورايي قانوني هم هست

...پس

چطوري به قسمت تجاري برم؟

درخواست يه کارت اعتباري مجاني بده خرجش يه تلفنه

- واقعاً؟ تو اين کارو مي کني؟ - آره

اون واقعاً اين کارو مي کنه

هاردي... "پارکر"؟ چيه؟

...ميشه لطفاً بخش تجاري رو بهمون

- من؟ - آره

بخش تجاري "طلا براي فروش" رو بيار

حرف نداره وايسا تا ببينيش

صداشو کم کن

- "پارکر" - دارم کم مي کنم

من طلا به دست ميارم تو طلا به دست مياري

"ليل پوشر" طلاي ديوونه کننده رو به دست آورده

بعضياش مثل گردو غبار فقط همونجا نشستن

حتي به ذهنت هم خطور نمي کنه که در عرض چند سال

چقدر طلا مي توني به دست بياري ...اين مي تونه

خيلي خب بچه ها، مي خوايم اين کارو از روش ساده و سرراست انجام بديم

رفتيم يه کم طلا کش بريم

"خيلي خب "پارکر اونجا يه شنبه ها تعطيله

و هيچ نگهباني هم نيست ولي ازت مي خوام سريع بري داخل و بياي بيرون

اون گنبد چقدر وقتتو مي گيره؟

گلن ريدر 27-34؟ هشت دقيقه، نهايتش

ادامه بدين بچه ها يه تکوني بخورين

"فکر مي کردم تو اعتصابي "هارديسون

چرا هنوز اينجايي؟

اعتصاب ذهني انجام دادم در واقع من الان اينجا نيستم

من از لحاظ ذهني خيلي خيلي از اينجا دور هستم

در ضمن، کي قراره به "پارکر" کمک کنه که اون همه ميله طلا رو بياره بيرون؟

مي دوني هر کدومشون چقدر وزنشونه؟

اونا خييييييلي سنگنين

زنگ خطر هم نداره؟

يا شايدم خيلي سنگين نباشه

هيچ طلايي در کار نبود، هنوزم نمي خواي بهمون کمک کني؟

- من تو اعتصابم - تو اعتصابي، ها؟

"هارديسون" سرپرستي اين عمليات با تو

تو سرپرستي عملياتو گرفتي

هي، من سرپست عمليات شدم

همون وقتي که بوستون رو ترک کرديم سرپرستي عمليات با من بود

گلاديس"، آلفا، اجرا بشه"

پروتکلِ 271، زد ايکس تي رو وارد کن، همين الان

همخواني صوتي تاييد شد.

با کي داري حرف مي زني؟

خيلي خب

"تامي" و"باربارا مدسن"

"صاحبان امپراطوري "طلا براي فروش

نيت" اگه از اول اجازه داده بودي" ...من ماموريتو سرپرستي کنم، الان مي دونستي که

من اجازه بدم ماموريتو سرپرستي کني؟ ...خودت الان گفتي که مي خواي اين کارو بکني

اگه از همون اول اونو به من سپرده بودي

اينو مي فهميدي که "مدسن"ها طلاهاشونو به طور روزانه ذوب مي کنن

و اونا رو آخر هر روز کاري واسه

کارگزاراشون مي فرستن

اون ساختمون تقربياً هميشه خاليه

پس، تو مي دونستي که اونجا چيزي نيست

"مي خوام يه چيزي بهت بگم "هارديسون

مي خوام خيلي دقيق به حرفام گوش بدي، باشه؟

يه بار ديگه از اين مسخره بازيا در بيار

اون وقت خودم شخصاً اين اطمينانو بهت ميدم که از تيم خارجي

چون تک تک استخونهاي بدنتو خرد کردم

- خيلي خب، وايسين وايسين - من گفتم شما به من نياز دارين

"هارديسون" چه نقشه اي تو ذهنت داري؟

(داشهوند تنبل؟ (نوعي سگ نقطه فشار پيزارو؟ چي؟

"نه، "سوفي" "سوفي

ما قرار نيست يکي از اون حقه هاي پرزرق و برق

More Farsi Persian subtitles for Leverage

Kommentit

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left