200 ensimmäistä riviä.
الا کجاست؟
هنوز گلها رو نچیدی؟
کسی الا رو ندیده؟
بچهها، درخت صاف نیست
الا رو پیدا کنید
بیا همینجا نگه داریم
اوه
ممنون
اوه، آقای گیل
یه شالگردن برای در امان موندن از سرما
ممنونم
اوه، و آقای بوید، این دستکشها رو خودم بافتم
اوه، مرسی
و آخری، که البته اصلاً کماهمیت نیست، یه سبد شیرینیهای خونگی
برای خانوادهتون
و چندتا اسباببازی برای بچهها
واقعاً لطف کردید
خیلی ممنون، دوشیزه استوارت
باعث افتخاره
اوه، بوی اون شاهبلوطها عالیه
میتونم یه کیسه داشته باشم؟ البته
یه کیسه شاهبلوط، همین الان آماده میشه
کریسمس مبارک، مل
کریسمس مبارک
الا، آخه داری چیکار میکنی؟ بیا این رو بگیر
این درخت برای تو و بقیه کارکنان طبقه پایینه
شما خیلی لطف دارید
اما لباس نوتون کثیف میشه
مشکلی نیست
خوشحال میشم انجامش بدم
تو هم مثل مادرت قلب مهربونی داری
پدرت میخواد توی اتاق مطالعه باهات صحبت کنه
عالیه
من هم میخوام باهاش صحبت کنم
اوه، سیدی، یه تصمیمی گرفتم
بعد از کلی فکر کردن، تصمیم گرفتم
که یه خیریه توی شهر راه بندازم تا به کسایی که
توی نیوپورت دارن سختی میکشن، کمک کنم
دقیقاً جاش رو هم پیدا کردم
اوه، نه
اوه، بله
میخوام از پدر بخوام پول توجیبیم رو زیاد کنه
تا بتونم اونجا رو اجاره کنم
برام آرزوی موفقیت میکنی؟
موفق باشی
روز بخیر، پدر
خوشحالم که صدام کردید
باید باهاتون حرف بزنم چون
من هم باید باهات صحبت کنم
همونطور که میدونی، تا یه هفته دیگه
میزبان اولین جشن رقص کریسمسمون هستیم
این مهمترین اتفاقِ فصله
همه توی نیوپورت دارن دربارهاش حرف میزنن
آفرین به شما
خب، میخواستم بهت بگم که این
فقط یه جشن رقص کریسمس نیست
نیست؟
یه جشن نامزدی هم هست
اوه
قراره دوباره ازدواج کنید؟
اوه، جدی باش الا
من نه، تو قراره ازدواج کنی
توی جشن کریسمس، نامزدی تو رو اعلام میکنیم
با کی؟
با اورت تورنتون
اون مرد خوبیه از یه خانواده خیلی سرشناس، که
توی جشن کریسمس میبینیش، نه قبل از اون
مبادا با شیطنتهات بخوای خرابش کنی
خب، پدر، با وجود اینکه خیلی ممنونم
بابت تمام فکری که برای این وصلت کردید
که واقعاً هم ممنونم
باید با احترام درخواستتون رو رد کنم
چون تصمیم گرفتم از ازدواج صرفنظر کنم و در عوض
از پسانداز عروسیم برای راه انداختن یه خیریه استفاده کنم
یه خیریه؟
بله، یه بنیاد که به مردم نیوپورت خدمت میکنه
و تضمین میکنه که هیچ خانوادهای بدون غذا یا جای گرم نمونه
میخوام از امکاناتم استفاده کنم تا کمک کنم
مردم بتونن خونه و شغل پیدا کنن تا
مستقل و موفق باشن
پدر، من زندگی پر از نعمتی دارم
میخوام اونچه رو که دارم با مردم تقسیم کنم
درست همونطوری که مادرم ازم میخواست
اوه، تو اصلاً همچین کاری نمیکنی
همونطوری که گفتم عمل میکنی و ازدواج میکنی
من... اوه عزیزم، وسایل تزیینیمون تموم شد
ولی نگران نباش
بیشتر میگیرم
صبر کن، حرفمون تموم نشده
پالتوم رو لطفاً بیارید
پدرت چطور با موضوع برخورد کرد؟
اوه، میتونم بگم خیلی خوب بود
الا
هرچند شاید این ایده نیاز به یه ذره
زمان بیشتری داشته باشه تا به دلش بشینه
کجا داری میری؟
میرم با کشتی «بنفیسنس» یه دوری بزنم تا فکر کنم
اون حسابی از کوره در میره
واسه همین هم باید این خبر رو دیرتر بهش بدیم
بریم؟
عصر بخیر، ویلیام
خانمها و آقایان، بیایید به زمان سفر کنیم
به «عصر طلایی»، اسم برازنده
قایق بادبانی کلاسیکِ ۱۲۲ سالهم
برای یه قرن قدمت، خوب به نظر میرسه
ممنونم از نظرت
همینطوره، باید هم باشه
اون بخشی از تاریخه
زمانی متعلق به الا استوارت گرافتون بوده
که پدرش بهش هدیه داده بود
و در واقع، قراره بعداً توی تورمون از عمارتی که
اون توش بزرگ شد، یه خیر شد و
«خانه بخشش» رو همینجا توی نیوپورت راه انداخت، بازدید کنیم
شنیدم با یه ملوان ازدواج کرده
یه مَردِ نیروی دریایی
رکس گرافتون
همونطور که روی اون دکل میبینید
عاشق این بودن که با هم قایقسواری کنن
اوه نیک، گارد ساحلی گزارش یه شناور از کار افتاده رو
توی آب، زیر پل جزیره دریافت کرده
اما همه قایقهای ما الان در حال مأموریت هستن
فهمیدم، من میتونم کمک کنم
میتونی این مردم رو به عمارت گرافتون برگردونی؟
کریستین از اونجا به بعد راهنماییتون میکنه
حتماً. شما عملیات نجات انجام میدی؟
من سالها توی گارد ساحلی بودم
وقتی که توی عمارت گرافتون تاریخشناس نیستم
برای نیوپورت عملیات نجات داوطلبانه انجام میدم
بله
بچهها، من دیگه باید برم
کریسمس همگی مبارک
بسیار خب دوستان، لطفاً دنبال من بیاید
بیاید از این طرف بریم
چرا پدر باید همهچی رو با اورت تورنتون
پیچیده میکرد؟
آرزوی یه زندگی متفاوت رو دارم
آرزو دارم عاشق بشم و کسی هم عاشق من بشه
به خاطر خودم
اوه
نه
تو از کجا پیدات شد؟
برو عقب
مسافر قاچاق
چی گفتی؟
من چطوری مسافر قاچاقم؟
این قایق منه
قایق تو؟ هه
چه مزخرفاتی
پدرم قطعاً باهات همعقیده نیست
حالا بگو ببینم کی هستی و چی میخوای؟
چه اتفاقی داره میافته؟
من برای مأموریت نجات فرستاده شدم
مختصات اینجاست و من هیچ قایقی نمیبینم
فقط تو رو روی قایق خودم میبینم
این چیه پوشیدی؟
این قایق منه
تو خودت چی پوشیدی؟
اوه، اگه فکر کردی میتونی بلایی سر من بیاری
آقا، تیرت به سنگ خورده
صبر کن، من تو رو میشناسم؟
فکر نمیکنم
مهم نیست
چطوری اومدی توی این قایق؟
از کجا اومدی؟
این قایق منه
حالا همونجا بمون و سکان رو بگیر
من بادبانها رو کنترل میکنم
باشه
باشه
چه اتفاقی داره میافته؟
کجا بریم؟
به نیوپورت البته، جایی که مأمورهای مربوطه
حسابت رو کف دستت بذارن
الان دقیقاً چه اتفاقی داره میافته؟
قرار نیست بخورمت
میتونی اون پارو رو بذاری زمین
دیدی؟
جلو رو چک میکنم
گره خیلی خوبیه
خب، مأمورها کجا هستن؟
اوه، اینجا خونه من نیست
من کجام؟
نیوپورت، رود آیلند
مزخرفه
من یه ساعت پیش از نیوپورت اومدم بیرون
و اینجا اونجا نیست
آروم باش! مشکلی نیست
حالت خوبه. حالت خوبه
فقط نفس بکش
یه نفس عمیق بکش
تو کی هستی؟
من نیک هستم
نیک مکمانی
و شما؟
البته که الا استوارت
الا استوارت گرافتون؟
نه
الا استوارت
فکر کنم اسم خودم رو بلد باشم
فکر میکنی چه سالیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.