Ang unang 200 linya.
«ارائــه شده توسط فـیـلــم2مـدیـا»
>>>>>> مــتــرجــمــان امــیــر جـیـریـایـی و مــریـــم شـــراهـــی
ببخشید نشد بازیمون رو تمومش کنیم
یه چیزی برای نقاشی کردن] یه چیزی که بسوزه یه چیزی که ازش بخوری یه چیزی که شادت بکنه [....
عیبی نداره
عیبی نداره
عیبی نداره
دوستت دیگه هیچوقت برنمیگرده
خواهشا پاشو
جِس؟ خوبی؟
بازم عنکبوت؟
زنگ بزنیم یه سمپاش بیاد؟
چیزی که من لنگشم یه درمونگر جدیده
آره. یکی دیگه
کلا فکر میکردم دیگه تموم میشن. میدونی؟
کم کم داشت حس سبکی بهم دست میداد
که کتاب رو تموم کنم
نگاه، بخاطر این آپارتمانهست
مالی هزارپایه] [و در آبی
این نقل مکانه
.با همه خرت و پرتای زن قبلیم .کلا دیگه زیادی استرس میدن
هی، ما اونقدر چیزی برای پابند شدن اینجا نداریم
بیا راحت بریم حالا یه چند روز زودتر چی میشه؟
اون خونه هنوز آماده نیست، عزیزم
حتی هنوز کار نقاشیش رو هم تموم نکردن
مهمه مگه؟
میتونم دخترا رو از دور و بر رنگها کنار نگه دارم
وسایل بابام هم همه جا ریخته
تو اون محل رسیدگی به سالمندان هم که انبار مَنباری در کار نیست
هنوزم این مشکل گریبانگیرمونه
بیخیال دیگه. اونجا جای شاد و شنگولیته
داغونترین فکر هم نیستش
|| خیالی ||
مامانی رو نگاه
برشدار عزیزم
یه بوس بده بیاد. یه بوس بده بیاد
بترکون حبابها رو، عزیزم
تندتر، تندتر
همه چی خوبه؟
هی، دارم میبینمت ...چیکار
سلام
چقده گندهست
شاید بابا الان بذاره برای خودم یه سگ مالتیپو بگیرم
بر طبل شادانه بکوب برات
"از بیمارستان "کالیوپه هوپ] [بنجامین بارنز یه اسطوره یونانی. پَری فصاحت ، بلاغت) (و اشعار حماسی و قهرمانی هستش
جسیکا] قد 84 سانتیمتر - 2 سالگی قد 94 سانتیمتر - 3 سالگی قد 99 سانتیمتر - 4 سالگی [قد 104 سانتیمتر - 5 سالگی
تو همه اینا رو کِشیدی؟
لابد کِشیدهم
واسه نقاشی کردن رو دیوار تو دردسر نیفتادی؟
گمونم نه، اونم اگه هی داشتم میکردمش
،مامانبزرگم، که بعد فوت مامانم رفتم خونهشون
،همیشه حرف دهنش بود که
از هر چی دیواره تو خونهش یه بوم نقاشی درآورده بودهم
که باید شروعشم از اینجا بوده باشه
مامانبزرگت انگار آدم خوبی بوده
...مامان منم همینطوریاست
اونم وقتایی که مریض نیست
ببخش که هنوز کار نقاشی خونه رو تموم نکردن
،میخواستم وقتی اسبابکشی میکنیم این خونه برای تو و خواهرت
یه بوم نقاشی سفید باشه
از این نقاشیها خوشم میاد
پس واجب شد تو هم بهشون اضافه کنی
دلت میخواد اینجا اتاق تو باشه، آلی گربهِ؟
شرمنده، ولی من خودم از قبل ،به آلیس قول دادم که
سر انتخاب اتاقش، کمکش میکنم
تو فکر اون اتاق بزرگه هم هستم که ته راهروئه
اونم بدون کتاب دیواریهایی برای رنگآمیزیه مورمور کننده
و حرکت مامانناتنیطوره خفنی هم بود
،"ولی "آلی گربهِ یه جورایی مختصِ خودمونه
نه، نه، طوری نیست. میدونی؟
داستان من و اونه دیگه
،که تِیلور اوضاع رو زهرمارم میکنه
منم ادا میام که روح و روانم پوکیده نشده
ممنون
اینو از کجا پیدا کردی؟
تو یکی از کارتنهای بابام
برگشتن حسش چجوریاست؟
خوبه
یعنی، میدونم که اینجا خوشحال بودم
یه ویدیو هم که برای اثباتش دارم
ولی خاطرههای واقعیم که خیلی تیره و تار میمونن
خب آخه وقتی از اینجا رفتی پنج سالت بیشتر نبود
منم از اون سن و سال چیزی یادم نمیاد
جدی من فقط دلمه که اینجا واسه دخترا
عالی از آب دربیاد، میدونی؟
دلم نمیخواد که خرابش کنم
میخوام بدونن که من دوستشون دارم
...خب، داستانِ بچه مَچهها اینه که
،تو فقط عشقَ رو میبخشی
و دل خودت رو با اینکه اونا هم حسش میکنن گرم میکنی
،حتی اگه معمولا در جواب کوفت هم دستت نذارن
نابود میزنه که
آره خب، آش کشک خالته دیگه
اون عشقِ بهت برگشت داده میشه
فقط اونجور که توقعته نه
باورم نمیشه آدم میتونه نقاشی بکشه ،و کارهای سرگرمکننده کنه
حتی اگه گنده شده باشه
منم همینطور
سایمون یه جورایی میترسونتم
آره؟ - چندش میمونه -
باید بکشیش
شخصیتهایی که کارهای بد میکنن که تموما بد نیستن
سایمون عنکبوته کمک مالی میکنه که هزارپای بهتری باشه
چقده جایزه بهت دادن
آره
بدبختانه، اونا سر مهلت تحویل یا وقتایی که
فکرت قد نمیده چی بِکِشی کمک حالت نیستن
شاید باید یه استراحتی کنی
میتونیم بجاش بازی کنیم
بله که میتونیم
،شونزده، هیفده
هیجده، نوزده، بیست
حاضر باشی یا نه، من که اومدم
سلام کالین - جس! اوضاع و احوالت؟ -
خوبه، خوبه تازه داریم جا میافتیم
همین روزا چیزی صاحب میشم؟ - آره -
آره، هنوزم تا جمعه، نقاشی جلدها بهت میرسه
چرا این صدای عجیب رو درمیاری؟
آهای؟
کی تک و تنها اینجا گذاشتت؟
جسیکا بعضی وقتا میتونه فراموشکار باشه
تو اسمی هم داری؟
چانسی؟ خوشم میاد ازش
اینم از این، چانسی
الان جات امنه
منم اتفاقا گشنمه
ای لعنت
آلیس؟
آلیس؟ نوبت منه چشم بذارم؟
آلیس؟
سلام شیرینکم، واقعا شرمندهتم یه زنگ کاری داشتم
...هنوزم میتونیم بازی کنیم، اگه که تو
یکی دیگه رو برای بازی کردن پیدا کردم
باشه، خب شاید پس بعدا؟
ردیفی؟
آره
آره، فقط یه خانم عجیبی زل زده بود به پنجرهم
اون پَتِرسون عجوزه رو میگی؟
یه عمره که اینجا خونه و زندگیشه
فکر کنم سعی داشت خونهتونم بخره
احتمالا فقط کفریه که صاحبش نشده
آره خب، باشه هم برای خودش
میدونی، اینجا اونقدرا هم بد نیست
هی، روزگاری دلت خواست دور و اطراف شهر ،تورگردی داشته باشی
نرخ من ارزون درمیاد
خب، چیا میخوای نشونم بدی؟
والا، یه باری هست که بررسی کارت شناسایی نداره
،چه خوب شد فهمیدم
آخه من همش مال خودمو یادم میره
سلام خانم، من... من لیامم
از دیدارت خوشوقتم
،محض دونستهنت، تیلور فقط 15 سالشه
پس شاید بشه که عوضش یه تورگردی به پاساژ داشته باشیش
نه؟ مینی گلف چی؟
تفنگبازی چطور؟
خواهشا از حرف زدن بیفت
رستوران بابای خوب رفتن؟
...تیلور، من
نگاه، فقط داشتم شوخی میکردم
نمیخواستم برنجونمت
تیلور؟
ایول بهت، جِس
میدونم که میشه صبحونه رو
،به جا شام خورد، چانسی
ولی نمیشه که واقعا شام رو .به جا صبحونه خورد که
سلام. چیکار میکنی؟
بیا اینجا. داره با دوست خیالیش حرف میزنه
منم دوستت دارم، چانسی
الهی واقعا
میدونی، منم تو سن و سال اون یه دوست خیالی داشتم
اسمش "جناب چِغر" بود
،کاراته بلد بود
و میتونست از هر چی بمب دربیاره
پس این دوست خیالیت تروریستی بوده؟
بیخیال بابا
هر بچهای یه دوست خیالی داره
تو نداشتی؟
فکر نکنم
،والا، بعد همه اون قضایا سرِ مامانش
،و تموم اون جلسات با دکتر سوتو
کلا خوبه که باز خندهش به گوش میاد
آره
چی شده کله فنجونی؟ .باید تو تختت باشی که
نکه میخوای برات یه قصه قبل خواب بخونم؟
نه
دارم با چانسی ،قایم بوشک بازی میکنم
الانا دیگه میاد میگرده دنبالم
باشه. من یه جا رو بلدم، بیا
آخه، قُلنبهای که درست کردم رو میبینه
نه اگه چِلیده بشی لامون
باشه
مراقب باش، مراقب باش، مراقب باش
حالا بشینین - باشه -
میشنوین؟
یکی داره میاد
چانسیـه، الان پیدامون میکنه
خیلیخب
فقط گوشتون رو بذارین رو صدای غار و غور شکمش
آخه همیشه گشنشه
وایسین، صدای چی بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.