Ang unang 200 linya.
«ارائــه شده توسط کانال تلگرامی فاکینگ مووی»
کجا آقاي ،" چرچيل " ؟
، يه جاي بزرگ و معروف مردونه . با صدها دختر زيبا
. يه جاي بزرگ و معروف مردونه - . با صدها دختر زيبا -
. بله آقا
اتفاقاً ، اونجا نيست ؟
انجمن سينماي شــــعـر تقديم ميکند
." ممنون جيوز "، ممنون " جايوز - . آقاي " چرچيل "، صبر کن لطفاً -
. ممنون - . ممنون -
. بريم - ." شب خوش آقاي " چرچيل -
." شب خوش " مارکوس
. آقاي " چرچيل "، شما خيلي عجيب هستين
. نه اونقدر که مردم منو ميشناسن
دخترا ؟
. شب خوش ، سلام دوستان
. سلام - حالتون خوبه ؟ -
." آقاي " چرچيل - ." توماس " -
. خيلي دلمون براتون تنگ شده بود - . ممنون -
. شب بهتراز اين نميتونين پيدا کنين
جدي ؟ چرا ؟ - ." بخاطر اجراي " تامي دورسي -
." سلام " تام - ." سلام " دن -
، هميشه مانند يک کودک ظريف ، به من توجه ميشد
، مورد توجه خانم مدير و پرستار
، که بگويم من به زندگي پرورشگاهي هدايت شدم ، تا آرام گيرم
، باور کنين بدتر از اين نميشد
، مادرم هميشه مرا ، گلسرخ گلخانه-ي " خودش صدا ميکرد "
، و تمام قراريي که داشتم ، با خواستگاران گلخانه اي بود
، ولي اکنون که براي جلب توجه پير هستم
، ميروم و بذر جو مي پراکنم
، پس
، با من خشن باش ، موهايم را درهم کن
، حق نداري با احتياط با من رفتار کني
، من کودک بيگناهي نيستم ، عزيزم
، با من رفتاري وحشي داشته باش
، با من خشن باشن
، گونه هايم را نيشگون بگير
، مرا ببوس ، در آغوش بگير ، و آنقدر بفشار تا بيمار گردم
، من بقدر کافي نازپرورده هستم عزيزم
، با من خشن باشن
، با من خشن باش ، موهايم را درهم کن
، حق نداري با احتياط با من رفتار کني
، من کودک بيگناهي نيستم ، من کودک بيگناهي نيستم
، با من رفتاري وحشي داشته باش
، با من خشن باشن
، گونه هايم را نيشگون بگير
، مرا ببوس ، در آغوش بگير ، و آنقدر بفشار تا بيمار گردم
، من بقدر کافي نازپرورده هستم عزيزم ، من بقدر کافي نازپرورده هستم عزيزم
، عزيزم ، با من خشن باشن
، نميتوانم بس کنم
، با من خشن باشن ، هيچکس نميتواند
، حق نداري با احتياط با من رفتار کني
، من کودک بيگناهي نيستم ، عزيزم
، با من رفتاري وحشي داشته باش ، با من خشن باشن
، گونه هايم را نيشگون بگير
، مرا ببوس ، در آغوش بگير ، و آنقدر بفشار تا بيمار گردم
، من بقدر کافي نازپرورده هستم عزيزم
، با من خشن باشن
، وقتي زاده شدم ، قاشقي نقره اي در دهانم يافتند
، من آرايشگري داشتم ، تا تنها موهاي مرا پيچ دهد
، هنگام زمستان ، مادرم مرا به جنوب مي برد
، نکته اينجاست ، که من بهترين مراقب را داشتم
، زنان و سرپيشخدمتان ، چاپلوسي مرا ميکردند
، زندگي ملال آوري بود ، تا آنکه سپيده بر من دميد
، که اگر ميتوانستم مرد باشم ، درميان مردان
، مجبور مي بودم از اکنون تا هميشه خشونت کنم
، با من خشن باش ، موهايم را درهم کن
، حق نداري با احتياط با من رفتار کني
، من کودک بيگناهي نيستم ، عزيزم
، با من رفتاري وحشي داشته باش
، با من خشن باشن ، گونه هايم را نيشگون بگير
، مرا ببوس ، در آغوش بگير ، و آنقدر بفشار تا بيمار گردم
، من بقدر کافي نازپرورده هستم عزيزم
، با من خشن باشن
." دني چرچيل "
احمقانه-س ، نه ، پدر ؟
. پسر - بله آقا ؟ -
، تو داري در جهان پايان هفته-ي ، هوس آميز زندگي ميکني
، و براي تبديل شدن به . پسر يه آدم ثروتمند ، رشد ميکني
مطمئنن چيزايي که توي روزنامه ها نوشتن رو باور نداري ؟
، پسر روزنامه نگاه تاج بر سر ميگذارد ." دني جي آر "
. پسر روزنامه نگار نمايش را متوقف ميکند . عجيبه
، پدر ، قبول کن که روزنامه نگارها بزرگنمايي ميکنن
، هر اشاره اي به جايزه-ي افتخارات آکادميکي " دني جي آر" از دانشگاه " ييل " ؟
نه ، حتي مسابقات " املاء " ؟ - . نه -
، به چيز ديگه که ميدوني اينه که . توي ميشي اسپانسر مسابقه-ي زيبايي
. خيلي هم بد نيست - ." حالا ببين " دني -
. هيچکدوم از اينا واقعاً بد نيستن
، ولي اگه ادامه داشته باشه . تو يه شخصيت شناخته شده ميشي
، اولين چيزي که ميدوني
، که چرا شروع کردي با آب و تاب . به نوشتن شرح واقعه اي ، که اين خيلي بَده
و ما که نميخوايم اين اتفاق بيُفته ، درسته ؟
، حق با شماست ، ببخشيد پدر ." من امروز ميرم " نيو هاون
،" نه " دني . تو قرار نيست به " نيو هاون " برگردي
." نه ، تو ميري به " کودي
کودي " ؟ " چي هست ؟
،" دانشکده-ي معدن و کشاورزي " کودي . خارج از منطقه-ي غربيه
، هواي تازه اي داره . و پسرانه دخترانه(مختلط) هم نيست
، پدر ، جدي که نميگي . چرا ، آدم اينجا ديوونه ميشه
، خُب روزنه اي از احتمال وجود داره . که تو از خودت يه مرد بسازي
، و يه چيز ديگه ، که البته تورو شوکه نميکنه
، از زمان جنگ داخلي . هيچ زني اونجا نبوده
... خُب اين اصلاً
،" کودي ويل " .(دو هزارو هشتصد پنجاه فوت (تقريباً 85 کيلومتر
. سلام
. سلام
هتل اين شهر کجاست ؟ - . نداره -
خُب مردم کجا زندگي ميکنن ؟
. ندارن
خُب ميشه به من بگي دانشکده-ي " کودي " کجاست ؟
، پائين خيابون . حدود 12 کيلومتر
خُب ، اين شهر تاکسي داره ؟
، نه ، نميخواد بگي ، خودم ميدونم . نداره
. خُب شب بخير - . شب خوش -
. دانشکده-ي " کودي "، 12 کيلومتر
. دانشکده-ي " کودي "، 12 کيلومتر
. دانشکده-ي " کودي "، 12 کيلومتر
. سلام
. سلام
مشکلي داري ؟
چرا از اينجا نميري ساحل " بوزاردز " ؟
. خُب ، خُب ميرم
. سلام
. سلام کردم - . منم فکر کردم همينو گفتي -
، مردم غرب ، وقتي يکي بهشون سلام ميکنه چکار ميکنن ؟
، ببين غريبه چرا نميري دنبال کارِت ؟
. اين خيلي قشنگ نيست
، من نيسماعته زير اين دراز کشيدم
. حوصله-ي حرفاي بيخود ندارم - . ببخشيد -
، من فقط خيلي اتفاقي همسايه شدم
، فکر کردم بيام يه سري بزنم و بگم
، تو بهترين مکانيک ماشيني هستي . که من تا حالا ديدم
مسافر دريايي ؟
به چي ميخندي ؟ - . هيچي ، فقط خوشحالم -
. مطمئني اين خورشيد نيست - . نه ، نه ، اين يه چيزيه از طرف پدرم -
، اون منو از غرب بيرون فرستاد تا . بيرون فرستاد تا از دخترا دور باشم
، و تورو درست وسط اين بيابون پيدا کردم
. فکر کنم خيلي جالب باشه
جدي ؟ - . آره -
، چرا نميري . با جوک کوچيک خودت خلوت کني
. من کار دارم
تو اينجا چکار ميکني ؟
. قهوه آسياب ميکنم
اجازه هست ؟
نميخواي حرف بزني ؟
، مث اينکه " هتي " اينجا . خيلي اجتماعي نيست
. خُب نميدونم چکار کنم
، کاري نمونده انجام بدي ، غير از اينکه بشيني اينجا
. و قصه-ي زندگيت رو برام بگي
، اگه تا 10 دقيقه ديگه مدرسه نباشم . قطار پُست رو از دست ميدم
منظورت " کوديِ " ؟
نميخواي بگي که تو دانشجوي اونجايي ؟
. نه ، من نامه ميبرم
. دولت اشتباه بزرگي ميکنه
، بايد عکس تورو . روي تمبر پستي بذارن
. خُب ، ديگه نميتونم وقتم رو اينجا تلف کنم
يه دقيقه صبر کن ، ميشه ؟ ميشه خواهش کنم بذاري يه بار ديگه امتحان کنيم ؟
. خُب باشه - يه دقيقه صبر کن ، کجا ميري ؟ -
، غرب ، وقتي يه مشکلي داريم . راه ميريم
، شرق هم همينجوريه . من باهات ميام
، من " دني چرچيل " هستم ." اهل " نيويورک
. آزاد ، سفيد و تنها
دني " ... گفتي " چرچيل " ؟ " - . چرچيل جي آر "، بله " -
بچه بازي ؟ - ... خُب من -
چي انقدر جالبه ؟ - . خدارو شکر -
. نميفهمم
. آره ، راستش
تجملاتي ميبيني ؟
. نميفهمم - ... به من گفتم که تو -
. که تو با خانمها خيلي روراستي
. اميدوارم به همون خوبي با " هتي " روراست باشم
همونجوري که فکر ميکني با خانمها هستي ؟ - . باشه ، باشه -
هي ، پس من چي ؟
تو " دني چرچيل " هستي ؟ - . بله -
. من " هنري لت راپ " هستم
. از آشنايي با تو خوشحالم - حالت خوبه ؟ -
، از اين روت پريديم معذرت ميخوام . تورو نديديم
. خُب ، مشکلي نيست
، ما جايي که بايد ثبت نام کني ، و دفتر رئيس رو بهت نشون ميديم
، و سالن اجتماعات . و بعدش اتاق خودت
. عاليه - . بيا ، بريم -
. سلام
،" اين " دني چرچيلِ . تازه از " نيويورک " رسيده
،" اينم " باد ليورمور . هم اتاقيت
. از ديدنت خوشحالم - . سلام -
، فردا روز بزرگيه . ساعت 6 صبح مي بينمت
. بله
... تو اون گفت 6 صبح ؟
کي ميخوابين ؟ - . ما خيلي زود ميريم تو رختخواب -
حدوداً چه ساعتي ؟ - . هر شب ساعت 9:30 -
. يه کمي ساعتش غيرعاديه
، آره . ولي خيلي خوب باهاش کنار اومدن
تو چطوري ميخوبي ؟ - . اينجوري -
بدون تشک ؟ - . آره همينجا -
، بازش کن . بهت نشون بدم
، ميدونم که پائين خودمو گذاشته بودم کي گذاشته بالا ؟
، ميتوني به قلاب روي ديوار آويزون کني
. اين اتاق ميشه مث يه کمد کوچيک
. عادت ميکني
، سرگرمت ميکنن . بيشتر وقتها بهش توجه نميکني
، کنجکاو شدم اين بچه ها اينجا چکار ميکنن ؟
No comments yet. Be the first to leave one.