The Upshaws

The Upshaws

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 7

Impormasyon ng release

The Upshaws S07E07 Great Points 720p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
Komentaryo ni warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 7 The Upshaws 2021 زیرنویس فارسی سریال

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-02-12
Mga Download: 18
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

نمی‌گم بهم بگو چیکار کنم. فقط، خب... به جای من انتخاب کن

اوه

تونی، یه چیزی بهت می‌گم که ساقی علفم بهم گفت

خب چی بهت گفت؟

کی؟

آهان، اوکی، انگار داری می‌گی که کار رو قبول کنم

باشه، باشـ

مگه اینکه شماها فکر کنین نباید قبول کنم؟

تونی

یه چیزی بهت می‌گم که ساقی علفم بهم گفت

آخه چطوری دارم از تو می‌بازم؟

هنوز مطمئن نیستم چرا آلفونسو از اون خواست

خب، چون بنی دست رد به سینه‌ش زد و میراث هائیتیاییش رو مسخره کرد

فقط ازش خواستم یه عروسک وودو بسازه که شبیه تو باشه

بنی، چرا انقدر گیر دادی به من؟

دیویس، اون هیکلِ بدعنقت بهتره یه چیزی تو چنته داشته باشه

شاید داشته باشم

خیلی خب، دیویس

برعکس تمام زن‌هایی که تا حالا دیدی

من هستم

ای لعنت. شانس که نداریم، از باختنم شانس نمی‌اریم

اون دیگه بین خودت و خداست

یه کم از اون چیپس‌ها بده به من

پسرت داره مفت‌خوری تو آپارتمان من زندگی می‌کنه

منظورم اینه که پول داره

هی می‌گه داره واسه آینده‌ی سیدنی پس‌انداز می‌کنه

اون بچه رو تازه دیده. یالله، بده بیاد

هی، هی، هی. برو عقب غول‌تشن

حالا، تعمیرگاهم افتاده تو دردسر

اوه، اوه. دردسر؟ از چه جور دردسری حرف می‌زنی؟

اگه قراره اینجا تبدیل به شعبه‌ی پیراشکی‌فروشی بشه، من نیستم

تونی

یه چیزی بهت می‌گم که ساقی علفم بهم گفت

مثل کوه استوار

ردیف، ردیف، ردیف، ردیف

حتی اگه تونی اون کار رو نگیره، تعمیرگاه هنوز به یه مشتری کله‌گنده نیاز داره

فرانک دیگه رفیق پولدار نداره؟

فرانک که نمی‌تونه کل مدل کسب‌وکارت باشه

چرا که نه؟ واسه تو که هست

بنی، ما قبل از اسپنسر اوضاعمون خوب بود

خب، یه جورایی... می‌گذروندیم

باشه، ببینم فرانک کسی رو می‌شناسه یا نه

خیلی خب مایا، برو فعلاً به کارِ دستشوییت برس

ولی عجله کن

هنوز کلی تابلوی اسپنسر مونده که باید

جابه‌جا کنیم

مامان، خودم می‌دونم داریم چیکار می‌کنیم

نچ. تو داری چیکار می‌کنی، من فقط دارم رانندگی می‌کنم

اما اگه گیر افتادی، چی می‌گی؟

انگلیسی بلد نیستم

آفرین دخترم. یالله

هی عمه. اوه اوه. سلام آلیشا

این اسم هیچ‌کس نیست

اوکی رجینا، حالا جوش نیار ولی من باید برم

چی؟ همین دیروز اومدی. می‌خوای قبل از مناظره‌ی بزرگ من از شهر جیم شی؟

نه، هستم کنارت. فقط نمی‌تونم اینجا پیشت بمونم

سعی کردم خاکی باشم ولی بدنم اجازه نداد

من به یه ملافه‌ی باکیفیت احتیاج دارم

خیلی خب. باشه، باشه. پاشو برو

ولی این‌ها رو بگیر و بنداز تو سطل زباله‌ی هتل

اوه، چه هوشمندانه

چون هیچ‌کس شماها رو به یه هتل شیک ربط نمی‌ده

باورم نمی‌شه اون دختر بچه رو فرستادی بیرون تا برات جرم کنه

خب، اسپنسر حق داشت

من با رعایت کردن قوانین، توی این انتخابات برنده نمی‌شم

باید کثیف‌کاری رو شروع کنم

ولی شب‌ها که من می‌خوام کثیف‌کاری کنم، می‌شم پدر بچه‌هات

لعنتی، آبجوم از دهن افتاد

ببین، اگه تو توی مناظره کمکم می‌کردی مجبور نبودم تابلوهای حیاط رو کش برم

هیچ آتویی از اسپنسر نداری؟ یالله، فرانک چیزی بهت نگفته؟

اوه! پس حالا همه عاشق فرانک شدیم؟

حتی اگه چیزی هم می‌دونست، نمی‌تونستم بهت بگم

نمی‌خوام باعث ابطال پروانه وکالت شوهرم بشم

خب، اون که با تو ازدواج کرد

پس حتماً ناامید و دل‌سرد شده

و از توهم دراومده

یه ذره دیگه ناامیدی که به جایی بر نمی‌خوره

شانس آوردی ناتوانم

کی این همه صفت به این یاد داده؟

این اسپنسره؟ اوه، چه جیگریه. این‌ها رو دور نمی‌اندازم

این‌ها رو... این‌ها رو با خودم می‌برم هتل

این‌جوری تو هزینه‌ی فیلم صرفه‌جویی می‌کنم. آره

هنوز واسه فیلم‌های خاک‌برسری هتل پول می‌دی؟

خب، بخشیش به اینه که آدم‌های پذیرش

بدونن چیکار کردی

هی، شاید بتونی یه چند جا زنگ بزنی ببینی چیزی برام پیدا می‌کنی یا نه

تو و اسپنسر احتمالاً آدم‌های مشترکی رو می‌شناسین

اوه، درسته. آره

ما... جفتمون ایندیایی‌های معروفی هستیم. آره

معروفِ چی؟

ایندیایی‌ها

کسایی که اهل ایندیاناپولیس‌ان

شاید خودش همون آتویی باشه که اون ازت داره

یخچالِ لکه‌تاته من کدوم گوریه؟

سلام همسایه

اوه

پسر، این همه خوردنیِ فاسدشدنی واسه کسی که جایی واسه گذاشتنشون نداره، خیلی زیاده

عمه، تو یخچال من رو برداشتی؟

معلومه که برداشتم

داشتن یخچال فقط وقتی الزامیه که موقع امضای قرارداد اجاره، توی خونه باشه

خودت خوب می‌دونی که اصلاً قراردادی در کار نیست

آهان، فهمیدم. داری سعی می‌کنی من رو دک کنی. بامزه‌ست

اوه، من از بودنت اینجا خوشحالم برادرزاده

ولی تا وقتی که اجاره نمی‌دی

تخم‌مرغ‌هات رو باید خام بخوری

هنوز اجاق‌گاز دارم

مطمئنی؟

به درک. اصلاً می‌خواستم خام بخورمشون

واسه همینه که این شکلی‌ام

عمه لوکرشیا، من داشتم توی باشگاه زندگی می‌کردم

چطوری می‌تونی اوضاع رو از این بدتر کنی؟ بالشم دمبل بود

بیا جلو ببینم چی می‌گی داداش

بابا؟

بـ... به مامانت بگو وقتی اومدی این رو قایم کردم

چرا بیداری؟

خوابم نمی‌برد. اومدم پایین یه کم چای آرام‌بخش بخورم

آره، منم همین‌طور

هی، یه چند تا پاپ‌تارت هم بنداز اون تو

یه چهار پنج دقیقه‌ی دیگه می‌خوامشون

تو چرا بیداری؟ نگرانی تونی اون کار رو قبول کنه، نه؟

تو از کجا می‌دونی؟

شماها خیلی بلند حرف می‌زنین

منم که هنوز در ندارم

اگه نمی‌خوای بره، بهش بگو که دوست نداری بره

ما که زن نیستیم. اون لازم نیست بدونه تو دلم چی می‌گذره

آره، رفتنیه

احتمالاً. یه فکری براش می‌کنیم

من می‌رم تلویزیون تماشا کنم

تا اثر این بپره

پاپ‌تارت‌ها و کره بادام‌زمینی رو بیار چون یه ایده‌ای دارم

ورزش؟ نچ. اگه من بیدارم، ورزش تماشا نمی‌کنیم

هروقت پول قبض رو دادی، هرچی می‌خوای ببین

هی، آخری رو من حساب کردم

بازم نه

اوه. بذار رو همون یارو که داره دارت پرت می‌کنه

به نظر اون‌قدر خسته‌کننده میاد که خوابمون ببره

هر مزخرفی رو نشون می‌دن. مگه یارو نباید بزنه به هدف؟

عدد اون گوشه کم شد. شاید دارن سعی می‌کنن برسن به صفر

داریم ریاضی تماشا می‌کنیم؟

آره دیگه، الانه که بیهوش بشیم

این پسره خراب می‌کنه

پولت تو جیب منه، دختر جون

زد به هفت

مک‌آلیستر! مک‌آلیستر! پولمو بده

نباید رو اون کمپبلِ فکسنی شرط می‌بستم

اگه و اما رو بذار کنار. پول رو سرفه کن بیاد

تو بابت ۱۷ سال اول زندگیت به من بدهکاری

ادا باباهای سیاه‌پوست رو درنیار. پولمو رد کن بیاد

اه

شماها که خدمات هتل نیستین

ببینین، وقت ندارم باهاتون بگم و بخندم. یه کم درگیرم

تو این ایندیانای لکه‌تاته مگه چه غلطی داری بکنی جز اینکه با ما بپری؟

دقیقاً. بعدشم، هی داشتیم بهت زنگ می‌زدیم

خب، دیشب چطور پیش رفت؟

آتویی از اسپنسر پیدا کردی؟

من... یه کم زمان بیشتر لازم دارم. فکر نکنم ما آدم‌های مشترکی رو تو ایندیانا بشناسیم

شاید بهتر باشه بعداً بیاین. خب، از خدمات هتل چی سفارش دادیم؟

انقدر با خیال راحت جا خوش نکن

حتماً باید انقدر تو زندگی همدیگه لول بخوریم؟

چرا انقدر عجله داری ما رو دک کنی؟

اوم‌هوم

اوه، یه مرد اون پشت داری، نه؟

اوه! بله، که داره

آره داره. نگاش کن، داره می‌درخشه. چه برقی می‌زنه چشماش

آلتیا، تو قرار بود روی مخ اسپنسر کار کنی

هی عزیزم، خدمات هتل اون خامه رو

اوه

خانوم‌ها

اسپنسر؟

آلتیا، کدوم گوری سیر می‌کنی؟ چته تو؟

این آدم گند زد به بیزینس من، گند زد به کمپین رجینا

حالا تو گذاشتی با تو هم گندکاری کنه؟

این خواهرته‌ها

هی، من همون‌طور که گفتم زنگ‌هام رو زدم

اون با یه دوست مشترک تو یه بار بود. منم رفتم اونجا

همین‌طور قضیه کش پیدا کرد. و هی کش پیدا کرد

و باز هم کش پیدا کرد

و اون آخری رو یادت هست؟

چون اون دیگه ترکوند. اوه

آخری رو یادم رفته بود. فکر کردم داری درباره‌ی... همون قبلیه حرف می‌زنی

اوه، اوکی، وقتی... وقتی... وقتی حالم از این چندش‌بازی به هم خورد

باید بدونم چه مکمل‌هایی می‌خورین

من و آلتیا هر دو به قدر کافی مجرد هستیم

و کاری هم نمی‌کنیم که به شما ربطی داشته باشه یا بخواین باهاش مشکل داشته باشین

پس اگه به این برادرتون اجازه بدین

رفتم وان جکوزی رو پر کنم. اوه

من عاشق انجام دادن کارهای کثیف تو جاهایی‌ام که باید آدم تمیز بشه

اوه! نذار این داداشتون منتظر بمونه

این تقصیر توئه. تقصیر تو

تو حشری‌ترین زنی رو که می‌شناختی فرستادی

دنبال جذاب‌ترین مردی که من باهاش ازدواج نکردم

یعنی فکر کردی قراره چه اتفاقی بیفته؟

همین

دختر

چی؟

دختر

نه

تو خواهر خودمون رو واسه بردن تو انتخابات فروختی؟

به کی می‌گی هرجایی؟

چرا چسبیدی به برچسب زدن؟

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left