Ang unang 200 linya.
کاراکترها و رویدادهای داخل این سریال کاملا ساختگی هستند
هرگونه شباهت به شخص اصلی یا رویداد کاملا تصادفی می باشد.
"دفتر"
خب? چه طور پیش رفت؟
عالی.
نمیخوای دربارش صحبت کنی؟
حتما, صحبت میکنم.
وب سایت "سریال باران" تقدیم می کند.
هم اکنون کانال تلگرام ما را دنبال کنید: SerialbaranTV@
کی اتفاق افتاد؟
امروز صبح.
واکنشش چی بود؟
چه طور فکر میکنی؟
و تو؟
خوشم اومد.
تو خوبی؟
دارم میرم.
کجا؟
اردن.
برای چی؟
یه کاری رو توی مدرسه فرانسوی توی اردن قبول کردم.
برای چه مدت؟
جایگزین شدم, نمیدونم.
داری بهم میگی داری میری, یا چیز دیگه ای میگی؟
جفتش.
اخرش چه استراتژی به کاربردی؟
بدترینش, روش بدون استراتژی.
هر دو به حالت عاجزانه ایستادیم.
تو چی گفتی؟
بدترین چیز توی دنیا.
این که نمیدونم چرا بیشتر از این, توی دمشق بمونم.
با طلاقم کنار نیومدم.
اینکه نمیتونم زمانی که پا به سن میزارم خودم رو معلم فرض کنم.
و اینکه دلتنگ دخترم هستم.
اینکه باید برم و تنهات بزارم.
اون چی گفت؟
چی میتونست بگه؟
بهم توهین کرد.
باید این اتفاق می افتاد.
کمی گریه کرد.
می دونستم نمیتونی برای همیشه توی سوریه بمونی, به خصوص الان.
حس جدایی عادی داشت, اما کمی بی رحمانه.
اذیتم نمیکنه.
حتی به خاطر مروان بهتر هم هست.
سرم داد کشید.
ناراحتی؟
منم ناراحتم.
خوب بود.
خیلی خوب.
خوبه که الان بهم میگی.
نیاز نیست اخرش این رو بشنوم.
میخواست کیفش رو به سمتم پرتاب کنه اما خودداری کرد.
بعد رفت.
در رو کوبید؟
در رو کوبید.
وقتشه کشور رو ترک کنم.
چاره دیگه ای نداری.
نه.
دیگه برم. خیلی خب, به زودی می بینمت.
می بینمت.
4 ماه بعد.
با اونا برو, دنبالت میام.
سلام, به من میگن "پدربزرگ". سلام.
منم "مادربزرگ". از دیدنتون خوشبختم.
خر افتاده دنبالمون
نقشه چیه؟
از طریق منطقه حائل میریم به مکان تو.
همون که توی ایتیل هست؟ نه, اپرا.
از الان به بعد همیشه از طریق منطقه حائل میری, باشه؟
مقصدت هرجا باشه باز هم از طریق منطقه حائل میری.
اگر از طریق بلوار مورتیر بری,
روش حمل و نقلت رو عوض میکنی.
باشه؟
اگر پیاده بودی, ماشین میگیری و برعکسش.
باشه.
خوش آمدی, مالوترا.
نیم ساعت دیگه.
به قدری که چشمک بزنه.
اینو نگاه!
متوقف شو!
متوقف شو!
گواهی نامه و مدارک.
اون چیه؟
با من بیا.
تکون بخور!
ببرش اونجا.
کافیه.
ظاهرا, داشته گیج رانندگی میکرده.
کاملا مست بوده.
به پلیس ها گفته , آرام رانندگی میکرده که تصادف نشه.
اونا هم بردنش پاسگاه.
اینجا متوقف شده.
در بلویزاد.
مرکز شهر الجزایر, نزدیک سافیتل.
این مسیری است بر اساس برج های سلولی استفاده شده است.
این مسیر رو طی کرده.
اینجا ایستگاه پلیس بلویزاد هست.
از اون موقع؟
از اون موقع, جابه جا نشده.
هر 15 دقیقه چک می کنیم.
"سیکلون" هنوز داخله.
تیم ما در ورودی هستند. واقعا سیکلون مست بوده؟
اره.
شاهد هم هست.
مسلمان مذهبی نبوده؟
اره.
بیایین چندنفر رو بفرستیم ببینیم کدوم پاسگاه هست.
خوبه, به محض بیرون اومدن من رو خبر کنید.
بگو ببینم...
بهش جوری آموزش دادی تحت تاثیر بازجویی قرار نگیره؟
معلومه.
نوارهای ضبط شدش هست ببینم چه طور وارد شده؟
کارش خوب بود؟
اره.
برات پیداشون میکنم.
چیزی نیاز دارید؟
نه, نه, من خوبم.
تازه رسید.
درجه یکه.
کیفیتش بالاست, کلی هم هزینه داشته.
همینطوره , دیگه با این درد کمر پیدا نمیکنم
میخوای کمکت کنم بازش کنی؟
نه, ممنون, بعدا.
اگر چیزی رو یک بار از دست بدم, دفعه دومی در کار نخواهد بود.
اقای ژاک کجاست؟
انتقال داده شده.
پیشنهادی که نتونسته رد کنه.
ترفیع.
میدونستم.
بهم گفته بود.
من رابط جدید شما هستم.
اسمم "ریموند سیسترون" هست
سیسترون؟
باشه...
شما...
اره, تمام فایل ها رو با جزئیات مطالعه کردم.
اگر همه چیز اوکیه, با سرهنگ بازیر شروع کنیم.
باشه.
این چیه؟
"شراب اعلا"
یک پائوپلاک, شراب خیلی خوبیه.
میخوای بنوشمش؟
چیز دیگه ای میخوای؟
آبجو یا ودکا؟
میدونی نمیتونم مشروب بخورم خلاف مذهبم هست.
میتونی استثنا قائل بشی.
ما باید بدونیم وقتی تحت تاثیر هستی هویتت پنهان میمونه.
ببخشید, امکانش نیست.
رشید, باید بنوشی.
بحث فایده نداره, پروتکل هست.
اما, تو منو به الجزایر می فرستی چون که من مسلمانم.
اما ما نمی تونیم بزاریم بری مگراینکه بدونیم وقتی کنترلت رو از دست دادی
هویتت رو افشا نمیکنی.
من هیچوقت الکل مصرف نکردم و نمیکنم.
اگر مجبور به نوشیدن الکل بشم پس حتما از قبل توی دردسر افتادم.
یعنی هویتم تحت تاثیر قرار گرفته.
اگر توی الجزایر مجبور به نوشیدن بشم
به این معنیه که دیگه دیر شده.
خیلی سمجی.
مدرسه فرانسوی در داماس
کارت گروه خونی
جمهوری فرانسه
میخوام دخترم رو ببینم.
پال
آسون نبود.
عاقلانه نبود.
اخلاقی نبود.
آینده ای نداشت.
اما برای بقیه عمرم این لحظات رو گرامی میدارم.
سلام, سرهنگ.
سلام, هنری.
چه طوری؟ خوبم, میخواستین من رو ببینید؟
شنیدن توی الجزایر اتفاقی افتاده.
واقعا؟
اتفاقی افتاده؟
چیز خاصی نیست, حداقل...
چیز خاصی نیست؟ نه.
خوبه.
تنها جایی که هیچ اتفاقی نباید بیوفته, الجزایر هست.
اگر اتفاقی رخ بده, بلافاصله بهتون خبر میدم.
عالیه.
هنری دوفلوت هستم. فایل های بازجویی رو گیر اوردی؟
اره, اما نمی تونیم فایل ها رو بخونیم.
چی؟
جریان چیه؟
فایل خرابه.
بکاپ چی؟
اره, مثل هم هستن.
مشکل ضبط داره.
مسخرست...
قبلا خراب نبود؟
هیچ وقت نیاز به دیدنشون نبود, تا امروز.
جایگزین قبلی من هیچ وقت اینا رو نخواست؟
نه, اون به من اعتماد داشت.
درسته.
باشه, ممنون.
جای خوبیه.
جای کی بوده؟ یه نقاش.
که بازنشسته شد و اینجا رو بهم اجاره داد.
عالیه, اینجا زندگی می کنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.