Ang unang 200 linya.
لباست رو در بيار
اون الهه مصريه خلقت و تجديده حيات ـه
خلقت؟ اون داره اجراي بدن آدم هارو ميشکافه - شايد هم داره اونا رو واسه -
يه نفر يا يه چيز ديگهاي ميدزده
چي؟ يعني داره اونا رو ميذاره تو يه بدن يه نفر ديگه تا دوباره زندهاش کنه؟
دروگر بايد تاحالا برميگشت، بدون محصولاتِ اون کاپيتان دانس فاسد ميشه. اونوقت مجبور ميشيم دوباره از اول شروع کنيم
احمقانهست - ما داريم تو رو نگاه ميکنيم، جکيل -
ما هزارتا چشم داريم
قسم ميخورم، هرچي تو بخواي انجام ميدم
و تو ديگه هرگز من رو نميبيني
!کمکم کن
نميتونه يکي ديگه از قرباني هاي دروگر باشه
خير قربان. يه چيز خيلي بدتر ـه
يه خون آشام؟
فقط همين رو کم داشتيم
قرار ملاقات دارم
واتز
جورج واتز
لُرد جورج واتز
سلام؟
سلام؟
بدون من شروع کردي
از منتظر بودن خوشم نمياد
تو هيچوقت چيز ارزشمندي نداشتي که بخواي واسش صبر کني
مطمئن نبودم بياي
تو دعوتم کردي
بله
اما يه خون آشام داره ول ميچرخه
مثه اينکه از طعم پسر هايي مثه تو خوشش مياد
کلمه "پسر" هيچ ربطي به من نداره
نه
بيا بيخيال شام بشيم
اما من گشنمه
با من مهربون باش، عزيزم
تو که ميدوني من کي هستم
من خيلي نفوذ دارم
ميدونم
ببخشيد. من بيخيال شام نميشم
دستم رو خراشوندي
پسره بد
پسره خيلي بد
...بازم
مرسي که بهم سر زدي
تـرجمه از: حسين Hossein Hidden
بگو ببينم
يادم بيار دقيقاً کار اين دپارتمان چيه، بلستورد؟
ما هيولاها رو ميگيريم، قربان
پس چرا يکيشون داره اون بيرون واسه خودش ول ميچرخه و خيلي راحت و آسوده خون بدن ما رو ميکشه؟
با منابعي که داريم خيلي کار هاي محدودي ميتونيم بکنيم
خب، من ديگه بهتون نميدم
همين چند هفته پيش يه مصيبت داشتيم
فرانکلي، توي اين فکرم بودجه شما رو کلاً قطع کنم و اينجا رو ببندم
بيا عجول نباشيم - !نه، بيا باشيم -
تا يکشنبه وقت داري اين خون آشام رو بگيري
بعد از اون، من اين ساختمون رو ميدم به بخش کشاورزي و شيلات
...يکشنبه؟ من تجهيزات بيشتري - !با چيزايي که داري کار ميکني -
از جکيل استفاده کن، مرد مگه فکرت اون نبود؟
من باهاش يه مبادله کردم - چي فرموديد؟ -
من يه پرونده درمورد اون و تاريخچه خانوادهاش داريم
بهش قول دادم اون پرونده رو بهش بدم و تنهاش بذارم
در عوضِ چي؟
در عوض اينکه من رو نکُشه
...دفعه بعد
بذار بکُشتت
يکي از اين سه تا احمق ميتونه کارت رو به عهده بگيره
!از سر رام برو کنار، مرد
پرونده رو واسم بياريد جکيل رو واسم بياريد
و اگه ميخوايد بيکار نشيد !اين خون آشام رو بياريد
!حالا بريد بيرون
صبح بخير
خوشتيپ شدي
حالش چطوره؟
خب... به عنوان يه بچه که يه انگل توي بدنش بوده
،که سعي داشته اجراي بدنش رو بجوئه خيلي بد نيست
اما شب ناراحت و پر کابوسي داشت
مگه ما نداشتيم؟
اول صبحي کجا ميري؟
ميرم پروندهام رو بگيرم
واقعاً فکر ميکني بلستورد همينطوري پرونده رو ميده بهت؟
ما معامله کرديم - راوي زندهست، دانس مُرده -
تو بُردي، شکستشون دادي
ديگه چي ميخواي؟
من توسط دشمنايي محاطره شدم که
به نظر ميرسه همهچيز درمورد رابرت جکيل رو توي دايره المعارف خوندن
با اين حال من از خودم چي ميدونم؟ هيچي
پدرم اون پرونده رو واسه من گذاشته
اين پرونده بهم ميگه که چه اتفاقي واسه اون افتاده
ميگه چرا من انقد واسه تنبرا و اماياو مهم هستم
تو توقع هاي زيادي از يه پرونده کوچيک داري
اگه فقط يه مشت دستورات خانوادگي باشه چي؟
!گذشته رو درو نکن
جريان چيه؟ - نقشه يه مقدار تغيير کرده -
پرونده من کجاست؟
خون آشام ديشب دوباره حمله کرده و جنازه رو انداخته اينجا
نام قرباني لرد جورج واتز هست
از فروشگاه هاي بزرگ واتز
توي سيلان فروشگاه واتز نداريد؟
خون آشام ها مشکل من نيستن، بلستورد
فقط پروندهام رو بهم بديد، بعدش ميرم - خون آشام رو زنده واسهمون بيار اونوقت گيرش مياري -
قرار اين نبود - قرار زير فشار گذاشته شده بود -
حالا يه قرار جديد ميذارم
نه، نميذاري - ملت دارن ميميرن، رابرت -
ما به کمکت نياز داريم. اگه راه ديگهاي وجود داشت الان هيچکدوم از ما اينجا نبوديم
توي چند ثانيه، يکي از ماها ميميره
ولش کن، هايد - من رو بکشي بايد خواب پرونده رو ببيني -
خوشحالم که عاقلانه عمل کردي
واسه اين ولت نکردم
!رابرت - !يالا! بريد دنبالش -
يالا. تکون بخوريد! يالا - !بريد دنبالش -
!رابرت
راحت باش
تو خون آشامي؟
اينطوري صدام ميزنن؟
خيلي از اين رمان هاي ارزون قيمت ميخونن
خب... اگه تو خون آشام نيستي
پس چي هستي؟
نميدوني؟ - نه. نميدونم و اهميتي هم نميدم -
تو با من مياي
تو نيومدي اينجا تا يه خون آشام رو بگيري
تو اومدي اينجا چون يه رده پا رو دنبال کردي
من چيزي رو پيدا کردم که يکي ميخوادش
نه عزيزم. تو چيزي رو پيدا کردي که خودت ميخواي
چيزي که خيلي بدجور ميخوايش
چرا؟ تو چي هستي؟
معلوم نيست؟
من توام، رابرت - چي؟ -
من يه هايدم
من خواهرت هستم
من خواهر ندارم
موافق نيستم
تو ردپا رو ديدي و من رو پيدا کردي
خونِ هايد
فقط يه هايد ميتونه از خودش بجا بذاره و فقط يه هايد ميتونه اون رو ببينه
من از دست تنبرا فرار کردم تا تو رو پيدا کنم اما اول بايد مطمئن ميشدم که خودتي
تو با تنبرا هستي؟ - يادت نمياد؟ -
چي رو؟ - هرچي -
تو هيچي درمورد گذشتهات نميدوني - اين ثابت ميکنه قضيه خيلي سخته -
من گذشتهي توام، رابرت
!پليس !باز کنيد
!پليس! باز کنيد - فک کنم همسايه هارو ناراحت کرديم -
چيزاي مهمي درمورد تنبرا وجود داره که بايد بهت بگم
ما رو ببر به يه جاي امن - چطور ميتونم بهت اعتماد کنم؟ -
جواب ميخواي؟ حقيقت رو ميخوايي؟
همين حالا ما رو ببر به يه جاي امن
بازم داري وقتت رو اينجا تلف ميکني، فدورا؟
نبايد اون بيرون باشي و سعي کني که اون فراري رو پيدا کني؟
خطر اين وجود داره که اون همهچيز رو نابود کنه
اولالا ماهيي نيست که بشه به راحتي شکارش کرد
سيلاس و افرادش دارن همهجا رو ميگردن
اون يه چشم هاي ابله
تو بايد حواست به خودت باشه
اين خيلي مهم تر از پرستاري کردن از اين هيولاي فرانکنشتاين
کاپيتان دانس يه هيولا نيست
اون خيلي آدمتر از توئه
از شرش خلاص شو
از شر همه اينا خلاص شو
هرچقد طولاني تر بشه، خطرناک تر هم ميشه
...اگه اماياو بفهمه يا ...خداي ناکرده... هايد
من ديگه ميکشم کنار
تو به اون نياز نداري
...خودتت رو
...بخاطر يه مرد مُرده
تلف نکن
کاپيتان دانس همهچيز ـه
تو هيچي نيستي
اين چيزي که بهم وعدهاش رو دادي نيست
به تو وعده قدرت داده شده
چه قدرتي بهتر از قدرت زنده کردن مُرده ها؟
اوه، عزيزم
چه مرگش شده؟
...بدون اجزاي بدن دروگر که براي دانس نياز داريم
اون دارن سخت کار ميکنن
اونا خسته ميشن، گرسنگي ميکشن
و اگه تلف بشن، دانس هم ميميره
اگه بذارم برن بيرون تا تغذيه کنن
تا قوي بشن، ممکنه چيزي که ميخوام رو واسم بيارن
اما اگه اونا رو جدا کني، قطعاً دانس سريعتر فاسد ميشه؟
...اما اگه کاري نکنم
انجامش بده
اونا رو بفرست بيرون تا تغذيه کنن
برو
رابرت. پسر
اين که پرونده نيست - خيلي با ادب نيستي -
گفتي که حرف ميزني، خب حرف بزن
...هايد اين کيه؟
من خواهرشم، اولالا
خواهر؟ - تو کدوم خري هستي؟ -
تو رفتي بيرون که گاو رو بفروشي حالا با لوبيا هاي سحرآميز برگشتي
چي ميخواي درمورد تنبرا بهم بگي؟
تنبرا؟ - کاري نداري بکني؟ -
اوه چرا، طبقه پايين تو آزمايشگاه کار دارم - درسته -
با ليلي
چرا؟
چون ساعت 10 باهاش قرار گذاشتي - نه. من نداشتم، اون گذاشته -
خب، اومده تا اوني که باهاش ساعت ده قرار گذاشته رو ببينه
فقط از شرش خلاص شو - اون دوست دخترت ـه -
اوه، پس دوست دختر هم داري - نه. اون دوست دختر داره -
...و
چرا؟
رابرت
No comments yet. Be the first to leave one.