Ang unang 155 linya.
تمام بشریت نامیرا شده.
ولی در عوض، «وای-من» ما رو توی سنگ حبس کرد.
و اگه از این معامله راضی نیستیم...
باید خودمون به ماه بریم تا باهاش مذاکره کنیم.
جدی میگی؟!
مطمئنی میتونیم با زنو همکاری کنیم؟!
خب، زنو-چان...
این دستگاه فوق العاده مشکوک دقیقاً چیه؟
فقط دارم هوا رو خنک میکنم.
پس یه خنک کنندهست!
دارم آرگون رو از هوا میگیرم.
آر...گون؟!
حالا که وارد دنیای علم شدم، میخوام بدونم چطوری کار میکنه.
جریان برق رو به گاز آرگون داخل یه محفظه شیشه ای وصل میکنی.
ولی جرقه های الکتریسیته که از توی هوا رد نمیشن.
این رو دیگه حتی منم یاد گرفتم.
اوه؟
دکتر سویکا، واقعاً یادگیری تحسین برانگیزی بود.
شاید نشون دادنش سریع تر از توضیح دادنش باشه.
تو و سنکو-چان واقعاً شبیه هم رفتار میکنید.
رگه معدنی، مگه نه؟
همین طرف ها!
این نشونه عبور یه پالس الکتریکی از داخل گازه.
هر چی نباشه، ذخایر فلزات کمیاب حاوی عناصر رادیواکتیو هستن.
رادیواکتیو؟
منظورت اینه که این...
یه شمارشگر گایگره؟!
خیلی وحشتناکه!
نه، اتفاقاً اگه پرتو رو شناسایی کنه، باعث امنیتمون میشه.
علم زنو همیشه یه جنبه تاریک داره.
ما توی قرن بیست و یکم از این روش برای پیدا کردن ذخایر معدنی استفاده میکردیم.
حتی یه دانش آموز راهنمایی هم اگه سوخت فندک داشته باشه، میتونه یکی بسازه.
وایسا... اینا چیه؟
اینا مثل همون سنگ های مرموزی هستن که توی مانستر هانتر و اینا میبینی؟
اینا در واقع همون فلزات کمیابی هستن که برای سفینه فضایی نیاز داریم!
همشون گنجن!
دمتون گرم، تیم استخراج!
واقعاً باشکوهه!
رسماً یه پناهگاه سنگیه!
حالا تنها چیزی که لازم داریم...
آره، همین الان داریم به بالا میکشیمش.
پرسیوس عزیز و نازنینم!
ببخشید که مجبور شدی هفت سال تمام منتظر بمونی!
ببین چه بلایی سرت اومده!
لعنتی، همش قرمز شده!
قطعاً حسابی زنگ زده.
احتمالاً توانایی تخلیه آب رو از دست داده بوده، و یکم بعد از رها شدن غرق شده.
دوباره زندهت میکنم! قول میدم!
دارید چیکار میکنید؟!
آهن بازیافت میکنیم!
آهن تنها چیزیه که توی این بخش از آمریکای جنوبی پیدا نمیشه.
خیلی بده.
اینطوری میتونیم به یه پرسیوس جدید حسابی تقویت شده ارتقاش بدیم.
ها؟ میتونیم؟
ماده ای جدید که از ترکیب فلزات با همدیگه به وسیله علم ساخته میشه.
همون سوپر آلیاژه، و تنها چیزیه که نیاز داریم!
بزن بریم! قراره یه عالمه سوپر آلیاژ بسازیم!
داری یاد میگیری چطوری با کاسکی-چان کار کنی.
سنگ معدن کروم رو توی آهن بریز.
داریم کروم رو میندازیم تو؟!
آه!
آره.
با ترکیب شدن با قدرت کروم...
و توانایی های متنوع خیلی ها، حتی قوی تر هم میشه.
این هم یکی از اصول علمه.
بدون زنگ زدگی، بدون خوردگی. یه سوپر آلیاژ شکست ناپذیر. بزن بریم!
خب، با این سوپر آلیاژ ضد زنگ...
چی میتونیم بسازیم؟
با فولاد ضد زنگ بالاخره میتونیم...
بالاخره؟
غذای کنسروی درست کنیم!
چه ضایع!
ما توی جهانی هستیم که پر از فلزات نادر و با کیفیت برای استخراج کردنه.
یکم زیرکونیوم و تانتالوم هم بهش اضافه کنیم...
میتونیم قوطی های فوق العاده شیک و باکلاسی بسازیم...
که حتی بعد از ۳۷۰۰ سال هم خراب نمیشن.
توی دنیای قدیم، هر کدومشون حدوداً یک میلیون ین قیمت داشتن.
یک میلیون؟!
تازه...
که اینطور.
با استیل ضد زنگ میتونیم سفره هامون رو رنگین تر کنیم...
و همه رو توی سراسر جهان از حالت سنگ شدگی خارج کنیم.
وایسا، شاید اینطور باشه، ولی...
مگه قرار نیست برای ساخت راکت و کشتی ازش استفاده کنیم؟
هنوز کلی مواد اولیه برای اون راکت ماه لازم داریم که...
توی کل سیاره پخش و پلا شدن.
درسته!
باید یه کشتی جدید بسازیم و اونا رو هر چه سریع تر از سراسر دنیا جمع آوری کنیم.
چطوره به چند تا تیم تقسیم بشیم؟
من روی موتور موشک کار میکنم.
سنکو، تو روی نسخه ارتقا یافته پرسیوس جدید کار کن.
آره.
کارهای مهم تری داریم از اینکه دو تا دانشمند خوش خیال باشیم که دست همدیگه رو گرفتن.
اول از همه، این استیل ضد زنگی که الان میسازیم سطح یکه.
اگه قراره روی ماه با وای-من روبرو بشیم، به یه سوپر آلیاژ برتر نیاز داریم.
این دیگه چه کوفتیه؟
بویی که ازش بلند میشه وحشتناکه.
نیکل رو به گاز تبدیل و تصفیه میکنه.
در واقع یه تاسیسات برای ارتقای سطح سوپر آلیاژه.
ولی گازی که ازش خارج میشه کاملاً سمیه.
ماسک هم هیچ اثری نداره.
از راه پوست جذب میشه، و باعث مرگ سریع میشه.
و برای اینکه مطمئن بشیم که به بیرون نشت نمیکنه...
اول استیل ضد زنگ سطح یک رو ساختیم.
خیلی وحشتناکه! پناه بر خدا.
برای ترسیم نقشه راه علممون جهت رفتن به فضا...
چاره ای نداریم جز اینکه مواد سمی رو به خدمت بگیریم.
همه با این کار موافق نیستن.
پس خودم مسئولیت کارهای کثیف رو به عهده میگیرم...
به عنوان دانشمند تاریکی.
اینطوری میتونم تمام همهمه های کوته فکرانه رو نادیده بگیرم...
و علم رو بدون هیچ محدودیتی ارتقا بدم.
سنکو میتونه به عنوان دانشمند روشنایی، بقیه رو به سمت آینده هدایت کنه.
واقعاً برازندهست.
آدم درست برای کار درست.
دو آدم متفاوت که کنار هم میان تا به قدرتمندترین تبدیل بشن.
درست مثل یه سوپر آلیاژ!
بالاخره تمام بشریت با هم متحد شدن.
بیا با علم به جنگ خیالات بریم، موافقی؟
دانشمند تاریکی و دانشمند روشنایی، در کنار هم.
°°مترجم : احسان°° ○○@Ehsan_Cn○○
آه! طاقت بیار، لعنتی!
سوخت کشتی رو قراره از کجا بیاریم؟
جدی جدی توی این آمازون هیچ اثری از نفت نیست.
یعنی دوباره باید سراغ کشتی های بادبانی بریم؟
داریم درباره «پرسیوس جدید» آینده گرایانه حرف میزنیم.
میخوایم با انرژی آینده راهش بندازیم.
انرژی آینده؟
آره، منظورم اینه که...
پسماندهای غذایی!
چیزیه که بهش سوخت زیستی میگیم.
هر نوع زباله ارگانیکی به درد میخوره!
برگ ها، ته مونده غذا، مدفوع، همش!
و تمام گازی که موقع پوسیدنشون تولید میشه رو جمع میکنیم!
مدفوع!
بازم که شد مدفوع!
سنکو-چان، مگه نباید گازی رو که از این همه پسماند آلی خارج میشه جمع کنی؟
آره. برای همین...
داریم یه مخزن برای ذخیره گاز میسازیم!
آه، فکر کنم شبیهشون رو توی تأسیسات صنعتی دیده باشم.
ساختن اون کره های بی نقص باید خیلی سخت باشه.
تموم شد!
همین؟!
اینکه حتی اونقدرا هم گرد نیست!
لازم نیست بی نقص باشه.
توش رو پر از آب کن، و از وسط منفجرش کن و...
دیدی؟ حالا یه کره شد.
همین؟!
No comments yet. Be the first to leave one.