Ang unang 200 linya.
انسان همواره دربارهی سرآغاز خودش عمیقاً تفکر کرده
خلقتش
آیا خدا اون رو بوجود آورده؟
یا ثمرهی یک تکامل بوده؟
،اگر میتونستیم همزمان دیروز و فردا
،سرآغاز و سرانجام
و تمام هستی را در یک لحظه
ببـینیم
شاید نهایتاً به پاسخِ
بزرگترین سؤالهایمان میرسیدیم
انسان چیست؟
خاستگاهش کجاست؟
چه چیزی به وی انگیزه میدهد؟
هدفِ غاییش چیست؟
همه چیز در همین لحظه خلاصه میشود
یک سرمایهگذاری مهم؛ انرژی هستهای برای تمام خانهها
...پسرهایی رو که در محل ساخت و ساز پیدا کردن
بهنظرت کسی همون کارو با اونم کرده؟
...یا
،شاید بخاطر اون شلوار زیادی بهش پرخاش کردم
شاید به همین خاطر فرار کرده
کجا میری؟
ادارهی پلیس
» زیرنویس از علی اکبر دوستدار « ✅ Ali99 ✅
صبح بخیر
داپلر اینجاست
توی دفترت
میگه پسرش ناپدید شده
شاید درست میگفتی که پسرهای دیگهای هم ناپدید میشن
دیروز یه مردی اینجا بود
گفت پسرش ناپدید شده
میخواست بدونه پسرش بین بچههای مُرده بوده یا نه
کدوم مَرد؟
...نمیدونم، ولی
دربارهی پسر داپلر سؤال کرد
به افسرها اعلام کن و دستور بده دنبالش بگردن
!و به داپلر هم چیزی نگو
آقای داپلر
آقای کانوالد بهم گفت پسرت گم شده
بله، از دیروز
و دقیقاً کِی؟
همسرم گفت حول و حوش ساعت ۳ بوده
آقای تایدمن
ازت میخوام پسرمو پیدا کنی
به هر قیمتی که شده هیچ چیزِ دیگهای برام مهم نیست
نیروگاه هستهای هم مهم نیست، هیچ چیز
فقط پسرمو بهم برگردون
!گرچن
!گرچن
!بیا، گرچن
!بیا اینجا
!گرچن
با این مدل مو یه جورایی شبیه جیمز دین شدی هنرپیشه آمریکایی هالیوود و نامزد دو اسکار بهترین] [بازیگر مرد که در ۲۴ سالگی به علت تصادف درگذشت
دخترهای ویندن دسته دسته میافتن دنبالت
حالا خودت میبینی
دوست دختر داری؟
چرا شهرتون رو ترک کردی؟
سارق بانک هستید و دارید فرار میکنید؟
مادرم دنبال یه تغییر بود
مادرت زن خیلی زیباییه تا حالا کسی به خوشگلی اون ندیدم
حس میکنم ملکهی انگلستان منو به صرف چای دعوت کرده
بچرخ
خوشگلی
و ملکه از دیدنت خوشحال میشه
دیگه مال توئه
نه. ایگون چی میگه؟
چی میتونه بگه؟
چند ساله ازدواج کردی؟
۱۵سال
۱۰سالی میشه من و ایگون ازدواج کردیم
ولی انگار همه چی عوض شده
یعنی، اون عوض شده
به اندازهی قبلاً خونه نیست
کارشه
شغل شوهرت چی بود؟
کشیش بود
ولی نمیتونم بگم مرد باایمانی بود
خیلی دلت براش تنگ میشه؟
آدم خوبی نبود
گاهی وقتها با خودم میگم خوب شد که مُرد
و منم آزاد شدم
نمیتونم این لباسو قبول کنم بهتره درش بیارم
به درگاه خداوند دعا کردم
تا قبل از تولد بچه، منو از شرش خلاص کنه
و بعد از اینکه بدنیا اومد، هر روز دعا کردم
که یه اتفاقی براش بیفته
به این خاطر که شاید بچهی برند نیست
...چون شاید این بچه ثمرهی عشق نبوده، ولی
این افکار مدام توی سرمه
هر روز
نمیتونم ازش فرار کنم
همهش تقصیر منه
همهمون سراپا گناهیم
هیچ انسان منزهی وجود نداره
،ولی صرفنظر از اعمالمون
ما همواره در دستان خدا هستیم
و اگه اونها دستان خداوند نباشن چی؟
اگه دستان شیطان باشن چی؟
خدا من رو پیش تو فرستاد، مگه نه؟
ما انسانها رو بر حسب اتفاق نمیبینیم
ما روی زندگی دیگران تأثیر میگذاریم و زندگیمون هم از دیگران تأثیر میپذیره
و این گونه دستان خداوند ما رو به سوی سرنوشتِ واقعیمون رهنمون میکنه
بیا دعا کنیم
در وادی سایهی موت نیز راه روم
...از هیچ اهریمنی نخواهم هراسید
...چرا که تو با من هستی
عصا و چوبدستی تو مرا تسلی خواهد داد
سفرهای برای من در حضور دشمنانم میگسترانی
سرم را به روغن تدهین کردهای؛ فنجانم لبریز شده
هرآینه نیکویی و رحمتت در تمام ایام عمر ،همراه من خواهد بود
و تا ابد در خانهی خداوند ساکن خواهم بود
!همونجا وایسا
!ایست
!پلیس
!ایست
!ایست
!ایست! پلیس
!ایست
!دستها بالا
سر اون دو تا پسر توی محل ساخت و ساز چه بلایی آوردی؟
هلگه کجاست؟
اونم کار تو بود
دو تا پسر؟ غیرممکنه
نمیتونن اونجا باشن من عوضش کردم
چی رو عوض کردی؟
مسیر زمان
هلگه مرده
هلگه دیگه هیچوقت نمیتونه کسی رو بکُشه
!تو دیوانه ای
یالا، بچرخ
!بچرخ
!بشین! روی زانوهات
ولی من عوضش کردم
!پاشو
ولی من عوضش کردم
گمشو
،فقط میخواستم بدونم اولریک هنوز هم تو زندانه؟
باید امروز آزادش کنن
تایدمن گفت کی بهش گفته؟
و تو و اولریک؟
ما چی؟ - نمیدونم؟ -
،اگه بازم باهاش باشی مامانت از کوره در نمیره؟
به درک
.هیچکس نمیتونه ما رو از هم جدا کنه اسـمـش عـشـقـه، میدونی
.عـشـق از تـنـفـر قـویتـره ولی تو هنوز اینو متوجه نمیشی
...اگه بفهمم کی به پلیس لوش داده
لت و پارش میکنم
شاید کار رجینا بوده
آخه، تایدمن پدربزرگشه
فعلاً
بیشتر از ۴۰ ساله افسر پلیسم
قیافت
اینکه خیره شدی. این زل زدن رو میشناسم
میدونم داری یه چیزی رو پنهان میکنی
و یه جورایی توی تمام این ماجرا دست داری
از اعماق وجودم اینو حس میکنم - شاید اونی که حس میکنی سرطانه -
شاید بخوای بری آزمایش بدی ببینی سرطان داری یا نه
نمیخوام دیگه طرف خونوادهی ما بیای
مطمئن میشم تو رو از رسیدگی به پروندهی مدز کنار بذارن
گرچن؟
باورم نمیشه زندانی شده بودی
واقعاً ظالمانهست
چرا تایدمن باهات مشکل داره؟
فکر میکنه من دجالم
!آهای، تایدمن
!چهار چشمی عوضی
میدونم چیکار کردی میخوای بخاطر تابستون ازم انتقام بگیری؟
یه بازی بود. ما که نمیخواستیم کل شب رو اونجا آویزون ولت کنیم
تو خواب هم نمیدیدیم !اینقدر نازکنارنجی باشه
باید برم
اینو میبینی؟ مادرم اینکارو کرد. میدونی چرا؟
!چون حرفهای صد من یه غاز تحویل بابابزرگت دادی - من چیزی نگفتم. راست میگم -
!تجاوز بهترین چیزی که به نظرت رسید همین بود؟
!بیخیال، کاترینا
!حالمو بهم میزنی
کجا داری میری؟ - !آهای، بس کن -
گمشو! به تو ربطی نداره - بهت گفتم بس کن -
منم بهت گفتم گمشو
ازش معذرتخواهی کن
گفتم باید ازش معذرتخواهی کنی
از کجا بدونم تفنگت واقعیـه؟
،شما دو تا گورتون رو از اینجا گُم میکنید سریع
،و اگه دوباره بهش آسیب بزنی
دخلتو میارم
چیزی نیست
ممنون
داری خونریزی میکنی
اونقدرا بد نیست - باید بری پیش دکتر -
تو خونه نوار زخم داریم
مادرم هم خونه نیست
میتونم زخمتو پانسمان کنم
اسمت چیه؟
الکساندر
دقیقاً بهم بگو تابستون چه اتفاقی افتاد
قبلاً بهت گفتم
یه حادثه
در سیستم تنظیم حجم پیش اومد - کافی نیست -
لولههای متصل به سیستم انتقالِ مواد شیمیایی دچار خوردگی شده بودن
حتماً گاز هیدروژن توی یکی از لولهها جمع شده
!بوم
No comments yet. Be the first to leave one.