Ang unang 163 linya.
ایول! آره
اوه! اوه! نیکه
اوه، نیکه! آره
این مرحله نیمهنهایی «خواننده نقابداره»
ووو! بزن بریم
یه کف مرتب به افتخار پنج نفر برترمون
اینم از گربه جادوگر
هی
درنا
آره
پاگکاسو
ایول! آره
دختر کهکشانی
سلام
و پانگولین. ووو
همهشون خیلی خوبن. همهشون عالیان
امشب این پنج نفر نهایی تبدیل به چهار نفر میشن
چون دارن تلاش میکنن با آواز خوندن به فینال برسن
برای به دست آوردن جام ارزشمند ماسک طلایی
ممنون از همگی. بفرمایید پشت صحنه
گروه فوقالعادهای بود! سختترین مرحله تا الان. فعلاً
آره. آره. عاشقتونم
اول این فصل
خوانندههامون پروندههای پر از سرنخشون رو توی گاوصندوق قفل کردن
و امشب، از اونجایی که خیلی به فینال نزدیکیم
قراره برن سراغ اون پروندهها و مدارکی رو رو کنن
که اونقدر بزرگ و شخصیان که شوکهتون میکنن
چی؟
اول از همه، بریم ببینیم دختر کهکشانی پروندهشو باز میکنه
و جاهای خالی بیشتری از هویتش رو پر میکنه
تمام این فصل، حقیقت هویت من توی این پرونده مخفی شده بود
اما حالا که فینال خیلی نزدیکه، یه جزئیات کوچیکی هست
که شاید بهتره باهاتون در میون بذارم
این گردنبند. بهترین دوستا؟
من تمام عمرم یه ستاره رو الگوی خودم قرار دادم
روزا توی ماشین کروکش کارائوکه میخوندیم
اما شبا، اون بزرگترین صحنههای دنیا رو به آتیش میکشید
و من با حیرت نگاهش میکردم
جایزهها، زرق و برق و شکوه رو میدیدم
اما قضاوتهای مردم و تیتر خبرا رو هم میدیدم
یادمه چقدر دلم براش کباب میشد
وقتی نوبت خودم شد که زیر نورافکن باشم
میترسیدم پا جای پای اون بذارم
اما اون منو واسه چیزی که در انتظارم بود آماده کرد
و همیشه چراغ راه من بوده
اما این به این معنی نیست که یه رقابت سالم بینمون نباشه
و واسه همینه که میخوام به فینال برسم
منظورم اینه که شاید اون یه ستاره بزرگ باشه
اما بالاخره من کل کهکشانم
من برندهام
هی! ووو
بزن بریم
یک، دو، سه، بریم
اوه! آره، واقعاً همینطوره
بیا
اوه
اوه! هی، هی، هی، هی
فقط حس خیلی خوبی داره
آره! اون اومده که ببره کن! اومده که ببره
فضایی بود
دختر کهکشانی، همگی! آره
دختر کهکشانی! ترکوند
ریتا با دختر کهکشانی حرف بزن. آره، آره
آره، نمیدونم شماها چطوریین، ولی من الان کلی انرژی دارم
آره! واقعاً دارم کیف میکنم
منظورم اینه که تو هویت خودتو پیدا کردی
الان دقیقاً تو اوجی
و واقعاً افتخار میکنم که تو این مسیر باهاتم. عجب سفریه
خوب گفتی. واقعاً، واقعاً
و حالا برای اینکه به هویتشون نزدیکتر بشیم
هر خواننده لو میده که با کدوم کارآگاه
ارتباط شخصی دارن. اوه
بعدش اون داور ۲۵ ثانیه وقت داره
که هر سوالی دلش میخواد بپرسه
عالیه! پس بیا شروع کنیم
دختر کهکشانی، تو با کی ارتباط داری؟
خب، در واقع نیک، اون تویی
چی؟ چی؟
من؟ نیک؟
این اصلاً دایره احتمالات رو کوچیک نمیکنه. به هیچ وجه. خب، ولی ببین
فکر کنم باید خودم بهشون نشون بدم چطوریه
من اولین نفر میشم. دختر کهکشانی، آمادهای؟
بله. خیلی خب، ۲۵ ثانیه وقت داریم
زمان رو شروع کن
ما تو دنیای واقعی با هم دوستیم؟
یه جورایی. منظورم اینه که تو قطعاً با شوهرم صمیمیتری
اوه! پس سابقهمون برمیگرده به خیلی وقت پیش؟
خب، از همون اوایل دهه ۲۰۰۰ با هم آشناییم
اوایل دهه ۲۰۰۰. من با شوهرش صمیمیام
پس معلومه که با هم مهمونی رفتیم
اوم، فکر کنم تو با شوهرم رفتی مهمونی. نه واقعاً با من
تا حالا تو برنامه «وایلد ان آوت» بودی؟
نه. ولی تو هم هیچوقت دعوتم نکردی
اوه، وقت تمومه! اوه، عالی بود
وقت تمومه، نیک. وقت تمومه
فهمیدم
خیلی خب، فکر کنم بدونم این کیه
واقعاً؟ اصلاً کمکی بهت کرد؟
یه جورایی. فقط صدای امشبش باعث شد مطمئن شم
مگه نه؟ یادتونه بهتون گفتم
فکر کنم گربه جادوگر یه خبرایی توی این برنامه داره
آره. درسته. ...با سفرهماهی؟
من در واقع فکر میکنم اون رابطه
هوم. هوم. بین سفرهماهی که همون ایوان راس بود
با دختر کهکشانی برمیگرده! اوه
و همچنین مطمئنم که اون با نیک دوسته
واو. میفهمی چی میگم؟
درسته. واقعاً با هم جور درمیاد
و واسه من یعنی... تَق! خودشه
اشلی سیمپسون
واو! واقعاً؟
حدس فوقالعادهای بود. رابین، تو چی داری؟
آره رابین، تو چی داری؟ خب، شرمندهام دختر کهکشانی
فکر کنم بقیه داورا کلّی تو باغ نیستن
اوه! این خیلی خوب بود، رابین
آه، باشه. اوم، امشب
باعث شد به یه نفر دیگه فکر کنم
حالا که این قضیه ارتباط
با یه دوست صمیمی یا خواهر و برادر مطرح شد
چند فصل پیش ما کیک توتفرنگی رو داشتیم
که ای.جی. میکالکا بود. اوه، آره، آره، آره
یادتونه؟ از گروه «آلی و ای.جی»؟
آره، آره. پس فکر کنم این ممکنه آلی میکالکا باشه
آلی! درسته. حدس خوبیه. حدس خوبیه
خب، دختر کهکشانی قطعاً یه اجرای فوقالعاده داشت
کارت عالی بود. آه
مردان سیاهپوش، کمکش کنید
جنی، اگه حدسمون درست باشه، فکر نکنم تا حالا تو تاریخ
مثلاً، یه زن و شوهر با هم رقابت کرده باشن
آره، اینجوری شام خانوادگی خیلی سخت میشه
ببینیم چی میشه
خوش اومدید به مرحله نیمهنهایی «خواننده نقابدار»
جایی که کارآگاهای ما عاشق سرنخن
بیشتر از علاقهای که دخترای مجرد به طالعبینی دارن
اما میدونید همه دیگه عاشق چی هستن؟
پانگولین! وقتشه پروندهشو باز کنیم
اول این فصل
من پروندهمو که پر از سرنخ بود قفل کردم
اما اگه میخواید به هویت من نزدیکتر بشید
یه نگاهی به این تیتر خبرا بندازید
بهترین دوست من تو تمام دنیا مادربزرگم بود
اون همیشه تیکههای روزنامه درباره منو همراه خودش داشت
و مردمو مجبور میکرد که اونا رو بخونن
مثلاً میگفت: «درباره نوه من شنیدی؟
اون توی جایزه امیه.» امی؟
اون پرانرژی، شوخطبع و خیلی مهربون بود
چند سال پیش از دستش دادم و هر روز دلم براش تنگ میشه
مثلاً، وقتی خودم مادر شدم
دوران خیلی سختی رو گذروندم
یه گوشه مینشستم و فکر میکردم چطوری میتونم از پسش بربیام
اما بعدش به مادربزرگ فکر میکردم
تقریباً صداشو میشنیدم که میگفت: «تو از پسش برمیای، عسلم.»
و این واقعاً کمکم کرد که دووم بیارم
و میدونید چیه؟
اون سرسختی؟ توی خانواده ما ارثیه
و همینه که الان بهم انگیزه میده تا تیترهای خبری جدیدی بسازم
تا بجنگم و به اون فینال برسم
چون مادربزرگ یه برنده بزرگ کرده
امیدوارم منم بچههای برندهای بزرگ کنم
آی پابلو! چطور تونستی؟
برو بیرون
تو عشق منی! آخه چرا؟
شور و اشتیاق پانگولین
No comments yet. Be the first to leave one.