Ang unang 200 linya.
مترجم Mosy-Beygi
ازش یه ذره هم خوشم نمیاد- باید کار کنی تا خرجتو دربیاری-
این کار نیست.فقط داری وقت تلف میکنی اگه میخوای بری برو
ولی بدون دیگه نمیتونی برگردی
دلیل دعوا با مادرم همیشه یه چیز بود
گرچه شاید ایندفعه در خونه برای همیشه به روم بسته شد
روز بخیر خانم
تاکسی
اون روز صبح در استودیو فیلم محلی تستی برای انتخاب یه بازیگر بود
تصمیم گرفتم شرکت کنم
توجه کنید لطفا کسانی که در تست شرکت کردن
"Four stars,one Starlet"در تست لطفا اطرف ورودی ها تجمع نکنید
و از خودتون پذیرایی کنید
توجه کنید لطفا کسانی که در تست شرکت کردن
"Four stars,one Starlet"در تست لطفا اطرف ورودی ها تجمع نکنید
خانم ماریا گراتزیا لوکاملی
النا دیرجا لوچانو گالو
خانم جووانا روکی
ماریسا بیانکی
لوچیلا سولیوانی
لطفا اطراف ورودی ها تجمع نکنید
لطفا صبور باشید خانم ها
آنا آمندولا
دوناتلا ماروسو روزانا گالی
اما دنیلی لیلیانا مایس
آنجلا اسکوپتیلی
آناماریا موریلو
روزا جووانینی
ماریسا فونارو
لطفا توجه
لطفا توجه
از خودتون رو میزهای تراس پذیرایی بفرمایید
و آهسته حرکت کنید
خدمه راهنماییتون میکنن
از نتیجه رای گیری هیئت منصفه
پرنزینی
نه
نه- این همه راه رو از ناپل اومدم و حتی تست هم نمیگیرین ازم؟-
خانم- نمیتونم برم خونه.چیکار میتونم بکنم؟-
هیئت منصفه تصمیمشون رو گرفتن لطفا بفرمایید
بله
بله.تبریک- متشکرم-
نه
چرا نه؟- چون سنتون بیشتر از 25 هستش-
ولی یه بازیگر خوب میتونه نقش جوونتر از خودش رو بازی کنه
هنر مهمه نه سن و سال- متوجهم.ولی این قوانینه-
بله- ممنونم-
بله
بیاین جلو خانم بله
خوشحالید؟- نمیدونم-
بله
نه
بله
بله
نه
بله- مادر بردم-
صبر کن خانم مرحله انتخابی دوم مونده
و تو؟- نه.من رد شدم-
متاسفم که نتونستی- چیکار کنم.فقط بدشانسم-
به خواهرت میگم که موفق شدی- نه بهش چیزی نگو.هنوز زوده-
کسانی که انتخاب شدن دعوت میشن به قسمت اول
برای صرف ناهار تا هیئت منصفه کارهای مرحله دوم و آخر انتخابی رو انجام بدن
هیئت منصفه از تمامی شرکت کنندگان تشکر میکنن و قول میدن که عکس ها و آدرس ها رو حفظ کنن
همه به فکر مرحله بعد بودیم هرکس فکر خودش بود
حتی توجهی به کسانی که رد شدن نمیکردیم که راهی خونه میشدن
باید اعتراف کنمکه اون لحظه اصلا به مادرم فکر هم نمیکردم
لطفا توجه
لطفا هرجا که مایل هستید بنشینید
دوستان و خانواده هایی که دغعوت شدن
هنگام صرف ناهار اعضای هیئت منصفه کارهای مرحله دوم و نهایی تست رو انجام میدن
طبیعی رفتار کنید و نگران نباشید
از کارشناسان نترسید
طوری رفتار کنید که انگار کسی در حال تماشای شما نیست تبریک به همه شما
از موزیک و ناهار لذت ببرید
خدایا.خیلی زیادیم- آروم.کارشناسا دارن میان-
مادر.بی فایده است دخترای زیادی تو رقابت هستن
ولی تو قشنگترین چشم ها رو داری
امیدوارم کارشناس ها منصف باشن- بله-
منم امیدوارم
حتی اگه خوب پیش نره حداقل یه ناهار مجانی خوردیم
لطفا توجه
اکنون اسم کسانی که اعضا برای مرحله نهایی انتخاب کردن رو میخونیم
اعضای کاندید باید به دپارتمان 4 استودیو تشریف ببرن
برای گریم و آمادگی
دنیلی
دوریا
گالو
فیشر
فانتون
سولیمانی.تودیسکو.ریستوری
دیرگا.لاکوملی
ماتزارینی.مائس ماریانی.آمندولا
باقی شرکت کنندگان تشریف ببرن
از همه اعضایی که شرکت کردن سپاسگزاریم
چکارلی.این لیسته تو اتاق ها راحت باشید
میتونم یه تلفن بزنم؟- خواهش میکنم.بفرمایید-
اونا بهم یه اتاق دادن با دوتا دختر دیگه
یکی از خودش مطمئن بود اون یکی نه خیلی
یه ذره احساس تنهایی کردم
به فکر مادرم افتادم
هی.این چیه؟- بیا یه نگاه بکن-
اونا شما رو انتخاب کردن سینما هم مافیایی شده
آماده ای که خودتو کوچیک کنی خدا رو شکر که شغل های شرافتمندانه تری هم هست
ولشون کن.وقتتو با این جور دخترا تلف نکن
متاسفم.اونا پدرم رو میخوان اون تو خیابون تو یه بار کار میکنه
تو گارباتلا خیلی تلفن نیست
پدر.پدر.آره منم اونا میخوان ازم تست بگیرن
البته پدر.گوش کن نمیتونم زیاد صحبت کنم.منتظرن.بعدا بهت زنگ میزنم
خداحافظ پدر خداحافظ
متشکرم
الو.ماریا.مامان هست؟ آره.آنا ام
خونه نیست
نوبت ماست
لطفا بنشینید خانم
پدرم یه افسره تو آفریقا.میخواست ما رو ببره ولی من نمیخوام ایتالیا رو ترک کنم
باید رقابت رو ببرم تنها راه موندنم همینه
آره.این عالیه.تو یه فیلم باشی که بازیگرانی مثل برگمن,مانیانی و میراندا هستن
ولی و دنیلی
فوق العاده میشه.مگه نه؟- آره-
خانم دوریا
تست طوری که تصور میکردم نبود
کارگردان ازمون نخاست چیز رو از رو بخونیم ولی بجاش درباره زندگیمون سوال میکرد
نگران نباش.چندتا سوال میپرسم و طوری جواب میدی که انگار دوتا دوستیم
آماده.برداشت اول.تست دوریا
درباره مردها چی فکر میکنی؟
نمیدونم- منظورت چیه؟نمیدونی؟-
منظورتون اینه ازشون خوشم میاد؟- بله-
البته که ازشون خوشم میاد ولی گاهی میتونن اذیت کننده باشن
نمیتونی بیرون بری و در آرامش باشی اونا مثل کارآگاه ها تعقیبت میکنن
خیلی ناسزا میگن
خب این تقصیر اونا نیست
ولی خب برای ما که
میتونم راحت صحبت کنم؟
برای ما که کوچولوییم و سینه های بزرگی داریم اجازه نمیدن خونه رو ترک کنیم
پس چیکار میتونیم بکنیم؟
تست فانتون
خانم اگه بازیگر بشین چیکار میکنین؟- چنتا فیلم بازی میکنم-
پول زیادی درمیارم ازدواج میکنم.یه عمارت بزرگ میخرم
و تعداد زیادی بچه میارم
زیر آفتاب بودم و واقعا داشتم عرق میکردم هرچی بیشتر خودمو خشک میکردم بیشتر عرق میکردم
بعد درها رو وا کردن و بهمون گفتن بریم سمت میدون
کارشناس ها اونجا بودن.شما هم بودین
بعد ازمون خواستن غذا بخوریم همه فکر کردم که,خب اونجا ناهار هست
واقعا فکر میکنم امروز بی فایده است .چون
چرا؟تو خیلی زیبایی- نه.دخترای دیگه خوشگل ترن-
بخند؟چرا برای ما نمیخندی؟- نمیتونم.جالب نمیشم-
ولی دندون هات زیبا هستن چرا ازشون استفاده نمیکنی؟
اونا خیلی صاف و یه دستن
تست ماروسو
متولد کجایین خانم؟- رم-
چیزی برای تست آماده کردین؟
آره یه چیزایی آماده کرده بودم ولی فراموش کردم
خب.من میخوام بازیگر شم و آهنگ بخونم- درباره اش مطالع داشتین اصلا؟-
بله حدود هفت ماه.ولی بعد دیگه نتونستم ادامه بدم
من میخوام تو یه عمارت زندگی کنم- الان کجا زندگی میکنی؟-
گارباتلا زندگی میکنم- از گارباتلا خوشت نمیاد؟-
نه.خوبه ولی عمارت بزرگ رویای منه
میدونم که انجامش میدم.نمیدونم کی شاید یه ماه دیگه.شاید یه هفته دیگه
یا سال ها طول بکشه.مهم نیست میدونم یه روز بهش میرسم
شما جوونی- بله.من زمان دارم-
و رو کتاب های کمیک کار میکنید؟- بله.داستان های مصور همیشه پایان خوشی دارن-
و حالا میخواین فیلم بازی کنید؟- بله.چون-
میدونید.داستان های مصور وقتی رو صفحه روزنامه میرن
هیچوقت به زیبایی طرح اول نیستن
تست دنیلی- بیاین جلو خانم-
اهل کجایید؟- مانتووا-
مانتووا.مانتووا؟- نه.منظورم بوشکالدو بود-
پس چرا گفتید مانتووا؟ چون مهمتره-
تو بوشکالدو چیکارمیکنید؟- تحصیل میکنم-
لطفا بنشینید- ممنونم-
تا حالا تو رم بودین؟- نه.اولین باره که اینجام-
و بیشتر از چی خوشتون اومد؟- همه چیش-
برای پدرم نامه نوشتم و گفتم که کولسوم بیشتر از همه تحت تاثیر قرارم داد
پدرت تو بوشکالدو چیکار میکنه؟- پدرم اسب داشت-
ولی بعد یه ون خرید که میتونه باهاش کالاهای محلی رو جابجا کنه
کاه.ینجه.شراب هرچیزی که بتونه دستش بگیره
میتونید به پدرتون زنگ بزنید برای ما؟
آره.وانمود کن تو اتاقک تلفنی
این تلفن
ولی نمیدونم چی بگم- یه امتحان بکن-
پدر پدر.منم اما
این خیلی سخته نمیتونم انجامش بدم
ادامه بده.یه امتحان بکن
پدر اینجا فوق العادست
آره.مادر خیلی دوست داره
تمام صبح رو قدم زدیم و اصلا خسته نشدیم
همیشه چیزای بهتری تو راهه
میدونی.مامان ویلای بورگسه رو بیشتر از همه دوست داره
چون نیمکت داره اونجا و همه چی مثل حیاط پشتی خونه سبزه
مثل حیاط پشتی خونه, پدر
آره
پدر
میخام بیام خونه پدر
میخام برگردم پدر
نگران نباش پدر فقط یه لحظه نوستالژی بود
نه.طوری نیست که دوست نداشته باشم فیلم بازی کنم
خیلی خوب.متشکرم.بعدی
آنا آمندولا
آخر سر نوبت من شد حالا من تنها جلوی همه بودم
کم کم همه چی ناپدید شد فقط من بودم و لنز دوربین
No comments yet. Be the first to leave one.