Histoire(s) du cinéma 4b : les signes parmi nous
Ang unang 200 linya.
"تقدیم به : "آن ماری ملویل
...او گفت که مهم نیست
# ...و برای من # ...وفاداری چقدر بزرگ باشد
# ...و برای من # به هر حال در برابر .رژۀ زمان ناتوان است
چیزی را نه از مُرده میتوان .بازگرداند...و نه از هیچکس دیگر
...و تا به امروز .انتخاب دیگری نداریم
# عشق #
# تاریخها #
...انسان
...انسان
...انسان
# تمام تاریخها #
...انسان در
...قلب حقیر خود
...مکانهایی دارد که ...هنوز موجودیت نیافته
...که درد، در آن وارد میشود
.تا موجودیت پیدا کنند
# فقط یک تاریخ #
# تاریخهای سینما #
...من بهتر درک میکنم
که چرا، زودتر، چنین .شروع سختی را داشتهام
...اکنون میدانم
آرزو داشتم صدای چه کسی ...پیش از من آمده بود
...مرا حمل کرده بود ...مرا دعوت به سخنرانی کرده بود
و خود را در بطن .گفتمانم جا کرده بود
میدانم چه چیزی در مورد شروع به ...سخنرانی تا این حد مرعوب کننده بود
# فقط سینما # ...زیرا اینجاست...جایی که صدایش را شنیدم
# فقط سینما # ...و او دیگر اینجا نیست .که صدای مرا بشنود
# ...فقط #
# ...فقط #
زمانی که تنها ترین لحظه ...طبیعت را پیشگویی میکنیم
...بگذار ملودیهِ ...تمام و کمال من
...شب هنگام
...برخیزد، و رشد کند
...و انجام دهد آنچه را که میتواند
...و آنچه را که میتواند بگوید، بگوید
...و فرو افتد
...و دوباره برخیزد
.و درد را سبب شود
# دشمن # ...آه
...تکنوازی هق هق
# دشمن بدنام #
# دشمن بدنام # ...و برخیزد
.و برابر وظیفهات سقوط کن
# تاریخهای سینما # # فقط سینما #
# فقط سینما #
# ...دو ، رهِ ، می #
# مرگبار #
# زیبایی مرگبار #
# سینما #
# تقدیم به آنکه به او تعلق داشت #
# به تو #
# به من #
# تو #
# ...تاریخ تو #
# ...تاریخ تو #
# تاریخ شما # ...گاهی وقتها میشنوم که مردها
در مورد لذت بردن از ...این زن و آن زن
.صحبت میکنن
...نه لزوماً رکیک .با این وجود خیلی دقیق
اما حس میکنم :دلم میخواد بهشون بگم
".بیا...بیا. چیز دیگری بود"
# ...از سینمای دیگر #
.چیز دیگریست .واژهای برای آن نیست
هیچ جملهای .آن را در بر نمیگیرد
...یا بلکه، اگر جملهای را آغاز کنم
...که فکر میکنم سر زبانم است
،تصویر، لحظه، رنگ ...لباس فرو افتاده
...که بر روی بدن زن منور میشود
...بند شانهاش فرو میلغزد
،که حس ترس توام با دستپاچگی میدهد ...بازوانش، ذهن سرگردانش
# استبداد #
# استبداد # .حافظهام مختل میشود
# سینما # .فراموش نمیکنم، اما چیزها کنار میروند
# سینما #
...اگر حافظهام را وادار کنم
به ناگهان...در میابم که .چه بر من گذشته است
.تصور میکنم
.بله. دیگر به یاد نمیآورم .تصور میکنم
...فکر میکنم که .الآن صبح است
# زیبایی مرگبار #
# زیبایی مرگبار # .تو کری
# زیبایی مرگبار #
.راشل
.بیرحم
ولی من چیزی رو که .میخواستم دارم
# تاریخ سینما # .تو اصلاً چیزی نداری
# تاریخ سینما #
# تاریخ سینما # .برای عشق ورزیدن، به جسم نیاز داری
# تاریخ سینما # .بدون سیمون وجود خارجی نداری
اینطوری نمیتونی قدم .توی خونههای مردم بذاری
.اینی که میگی دقیق نیست
:این که من میگم دقیقهِ
...در سال 1932، مرد هلندی
ژان اورت" بر روی ستارگانی که از کهکشان" .راه شیری دور میشدند مطالعه میکرد
...بزودی، اونطور که پیشبینی میشد
.نیروی جاذبه اونها را بر میگردوند
با اندازهگیری وضعیت سرعت ...این ستارگانِ به موطن بازگشته
اورت"...قادر بود جرم" .کهکشان ما رو محاسبه کنه
...تصور کنید، وقتی کشف کرد که
،جرمی که قابل مشاهده است ...تنها پنجاه درصد از
جرم لازم برای اعمال چنین نیروی .جاذبهایست، چقدر شگفتزده شد
،با این حساب پس نیم دیگر کائنات کجا رفته؟
...در این هنگام مادۀ سیاه .متولد شد
...حاضر در همه جا
# رواج استبداد #
# رواج استبداد # .اما نامرئی
...زمانی که در حومه شهر
به ما هشدار داده شد که سگها .به هنگام شب پارس میکنند
زمانی که چترهای نجات رنگارنگ ...حامل اسلحه و سیگار
در میان تابش آذرخش از آسمان .بر دشتها فرود میآمدند
دوران سردابها و ...گریههای نومیدانه
دوران شکنجه قربانیان .آمیخته با صدای کودکان
.کشمکش سایهها آغاز شده بود
# پاسخ تاریکی #
...."بیا تو..."ژآن مولین
با شرکت کنندگان ترسناک ...در مراسم تدفین
...آنها که در سردابها مردند ...بی آنکه سخن بگویند، مثل تو
و شاید بشه گفت ...که حتی بدتر
# رواج استبداد # .بعد از حرف زدن
# رواج استبداد #
# روز خشم #
# روز خشم #
...به طریقی ...ترس دختر خداوند است
که در جمعه شبی خوب ...رهایی یافته
...چشم انداز زیبایی ندارد
،گاهی اوقات تمسخر شده ،گاهی اوقات لعنت و نفرین شده .از سوی همه طرد شده
.اما اشتباه نکن ...او در هر بستر مرگی حضور دارد
.او از سوی انسان مداخله میکند
# تاریخ سینما # # رواج استبداد #
# تو چیزی ندیدی # .اکنون
# ...تو چیزی ندیدی #
# ...در هیروشیما # ...آن شب
# ...در هیروشیما #
...شب هنگام بیدار شدی...
# ...در لنینگراد # ...شب هنگام بیدار شدی...
# ...در لنینگراد # ...هر شب
# ...در لنینگراد #
...کورسویی در اتاق...
# در ماداگاسکار # ...کورسویی در اتاق...
# در ماداگاسکار #
# در ماداگاسکار # ...از جایی که
...معمّا
# ...در درسدن # ....عدم وجود از پنجره
# ...در درسدن #
# ...در هانوی #
# ...در هانوی # ...تقریباً هیچ
# ...در هانوی #
...که وجود ندارد...
# در سارایهوو # .عدم...
# در سارایهوو #
# تاریخهای سینما #
# یک موج نو #
،سفید مثل فیلم نگاتیو که ایلفور .کداک یا فوجی نامیده میشود
...همه شبیه هم است ...لازم است در آن دمیده شود
# کودک سرّی # همه شبیه هم است و لازم است ...در آن دمیده شود و بنابراین کش میآید
بسته به این که :چه کسی در آن میدمد
.هیچکاک، لانگلوی، ویگو .حل میشود
...تدوین ایدهها در کنار هم .هیچ امتیازی از تعلیق را ندارد
.این رُمانِ جنایی یا کتاب "سلین" نیست
# فینیس ترّا # .او را برای ادبیات واگذار کنید ...او سزاوار عذاب و لیست نویسی
کتاب پشت کتاب .در گروه انبوه زبانهاست
.در مورد سینما، چیز دیگریست .این زندگیست
# چشمان سبز # چیز جدیدی نیست، اما سخن .گفتن در بارۀ آن دشوار است
به قدر کافی برای ...زندگی و مرگ قویست
...اما برای حرف زدن .در بارۀ آن، کتابها هستند
.اما سینما، کتاب نیست
# سوژۀ محبوب من # ...فقط موسیقی و نقاشیست
که میتوانند زندگی شوند اما واقعاً .نمیتوان در مورد آنها حرف زد
# یک موج نو # ...بنابراین سینما، که اکنون میبینید
چیزیست که میشود در بارۀ آن .سخن گفت. زندگی سوژه است
# سکوت # سینما اسکوپ و رنگ از ویژگیهای .آن است، اگر ما روشنفکر هستیم
...زندگی...و آغاز آن ...مانند خطوط موازی اقلیدس
.آغازی از هندسه است
،زندگیهای دیگری هستند ...دیگرانی هستند
...شکوفه پرپر
# صفحه پنهان # ...شیرهای شکار شده
# صفحه پنهان # .سکوت حکمفرما بر هتلی در سوئد
.زندگی دیگران ناراحت کننده است
دوست دارم به طور اغراق آمیز با خود زندگی ...برخورد کنم تا مورد تحسین قرار بگیره
یا به حد اِلمانهای ...بنیادینش کاهش پیدا کنه
# ...و زندگی پیوسته # به طور عام برای دانشجویان ...و ساکنین زمین
.و به طور خاص برای تماشاگران
...من...دوست دارم ...خودهِ زندگی را زندانی کنم
...با گودالهای طبیعت ...نماهای ثابت مرگ
# افسانههای موج ماه # ،برداشتهای کوتاه و بلند ...صداهای ملایم و بلند
...بازیگران بنده و آزاد
امّا زندگی بدتر از ماهیهِ ...نانوک" شکست میدهد"
"همچون خاطرات "مونیکا ویتی
# نگرانی زیبای مرا مونتاژ کن # در بیابان اطراف میلان .به فراموشی سپرده میشود
همه دچار افول میشوند، و همواره در سینما اتفاق میافتد که بزرگترین مسئله
این است که یک نما کجا ...و به چه دلیل آغاز شود
# تاریخهای سینما # .و کجا و به چه دلیل خاتمه یابد
# کنترل جهان هستی #
# راه حل نهایی #
وقتی در مورد مرگ و میر ...اطلاع داشته باشیم
نه به طور سَمبلیک و ...شبیهسازی شده
...بلکه به صورت واقعی ...زندگی یک انسان ارزش دارد
# برای وطن #
دیگر، برای معنا... .اهمیتی قائل نیستیم
No comments yet. Be the first to leave one.