Ang unang 200 linya.
.متشکرم - چيز ديگهاي ميل دارين؟ -
.نه. نه، نه. فعلاً نه ...منتظر
.منتظر کسي هستم
اينجا يکي از پاتوقهاي هميشگيته؟
.من اصلاً پاتوق هميشگي ندارم
.بذار ببينمش
بعضي وقتها خيال ميکنم .زنجيرش هنوز دورِ گردنمه
.از بس سالهاي زيادي گردنم بوده
روي گردنِ تو چه حسي داره؟
.ميتونيم خودمون رو از دستش خلاص کنيم
عاشق وراجيان، مگه نه؟ .دوستهاي ماگلمون رو ميگم
ولي بايد اعتراف کرد که .خوب بلدن چايي دم کنن
.کاري که داري ميکني ديوونگيه
.کاريه که باهمديگه عهد کرديم بکنيم
...خب، من جوون بودم. من - .پايبند بودي -
.به من
.به اتحادمون
.نه
...فقط به اين خاطر باهات همراهي کردم که
بهخاطر چي؟
.چون عاشقت بودم
.آره
ولي به اين خاطر نبود .که باهام همراهي کردي
تو بودي که گفتي .ميتونيم دنيا رو دوباره شکل بديم
.گفتي که حق طبيعي ماست
بوي گندشون رو حس ميکني؟
واقعاً قصد داري به همنوعانت پشت کني؟
بهخاطر اين حيوونها؟
،چه با تو، چه بدون تو .دنياشون رو به آتيش ميکشم، آلبوس
.هر کاري کني، نميتوني جلوم رو بگيري
.چايي نوش جونت
چي بود؟
.زايمانش نزديکه
.زيباست
.خب، شما دو تا
.حالا ميرسيم به جاي سختش
!اکيو
.خيلي متأسفم
.دوقلو
.دوقلو زاييده بودي
جانوران شگفتانگيز: اسرار دامبلدور
.تنهامون بذارين
.نشونم بده
.بقيه ميگفتن يه موجود خاصه
.اوه، از خاص هم فراتره
ميبيني؟
چشمهاش رو ميبيني؟
.اين چشمها همهچي رو ميبينن
،وقتي يه چيلين به دنيا مياد ...رهبري بحق به قدرت ميرسه
.تا دنيامون رو براي هميشه تغيير بده
.تولدش همهچي رو عوض ميکنه، کريدِنس
.کارت عالي بود
.برو استراحت کن
.طوري نيست
.طوري نيست
گريندلوالد: تحت تعقيب به علت جنايات سنگين ] [ و توطئههاي خطرناک عليه دنياي جادوگري
لابد نميخواي بهم بگي قضيه چيه، نه؟
فقط ازم خواست همديگه رو ببينيم .و حتماً تو رو بيارم
.هوم
.صحيح
.حتماً براي ديدنِ برادرم اومدين
.نه، آقا .براي ديدن آلبوس دامبلدور اومديم
.آلبوس برادرمه - .اوه -
.ببخشيد. ام... عاليه
من نيوت اسکمندر هستم ...و ايشون تيسيوس
.طبقهي بالا، اولين در سمت چپ
نيوت بهت گفت که چرا خواستم بياي؟
قرار بود بگه؟
.نه. اتفاقاً قرار نبود بگه
...يه موضوعي هست که ما
يعني دامبلدور ميخواد .راجعبهش باهات صحبت کنه
.يه پيشنهاده
.خيلي خب
.ميدوني که اين چيه
.توي پاريس دست نيوت بود
راستش زياد با اين چيزها ...سر و کار نداشتهم
.ولي فکر کنم پيمان خوني باشه
.درسته
و خونِ کي توشه؟
.خونِ من
.و خونِ گريندلوالد
پس براي همينه که نميتوني اقدامي عليهش کني؟
.بله
.يا اون عليه من
ميشه بپرسم چي بايد به سر آدم بزنه تا همچين چيزي بسازه؟
.عشق
،غرور، سادگي .رو هر کدوم که انگشت بذاري
جوون بوديم .و ميخواستيم دنيا رو دگرگون کنيم
.هوم
با اين پيمان مطمئن شديم که حتي اگه .يکيمون نظرش عوض بشه، بازم اين کارو ميکنيم
،و اگه بخواي باهاش مبارزه کني چه اتفاقي ميافته؟
.بايد اعتراف کنم که خيلي زيباست
کافيه فقط به فکرم بزنه ...که زير پا بذارمش
.ميبيني؟ ميفهمه
.آلبوس
.خيانتي رو توي قلبم حس ميکنه
.آلبوس
!آلبوس
.اين کوچيکترين واکنشش بود
،جادوي دو تا مرد جوونه ...ولي همونطور که ميبينين
.جادوي قدرتمنديه
.نميشه باطلش کرد
خب، لابد اين پيشنهاد به چيلين مربوط ميشه؟
.قول ميده به کسي نگه
،اگه بخوايم گريندلوالد رو شکست بديم .چيلين فقط بخشي از ماجراست
.دنياي قديم داره متلاشي ميشه
گِلِرت داره با نفرتپراکني و تعصب .دو تيکهش ميکنه
،چيزهايي که امروز غيرقابلتصورن ...فردا اجتنابناپذير به نظر ميان
.اگه جلوش رو نگيريم
اگه قبول کني که ...به خواستهي من عمل کني
.بايد بهم اعتماد کني
.حتي وقتيکه غريزهت خلافش رو بگه
.من سراپا گوشم
اون تو رو ميفرسته؟ تا جاسوسيِ منو بکني؟
.نه
ولي ازم ميپرسه که .چي توي فکرته، چه حسي داري
بقيه چي؟
ازت ميپرسه اونها چه فکر و حسي دارن؟
.آره، ولي بيشتر راجعبه تو ميپرسه
و تو بهش ميگي؟
.آره، بهش ميگي
حالا کيه که داره ذهن ميخونه؟
.بهم بگو چي ميبيني
.تو از خاندان دامبلدوري
.خاندان مهميه
اين رو ميدوني .چون گريندلوالد بهت گفته
اينو هم بهت گفته .که اونا ولت کردهن
.گفته که تو يه راز کثيف بودي
،ميگه دامبلدور اونو هم ول کرده
.و درک ميکنه که چه حسي داري
...و براي همين
.ازت خواسته که بکُشيش
.حالا ازت ميخوام که بري، کوييني
.بهش نميگم
.هميشه بهش نميگم
.همهچي رو بهش نميگم
...هي، مغازه تعـ
.کوييني
.سلام، عزيزجان
...عزيزم
.قناديت رو نگاه
.مثل شهر ارواح شده
.آره، خب، دلم برات تنگ شده بود
.اوه، عزيزم
.عزيزم، بيا تو بغلم
.بيا تو بغلم
.هي
.همهچي مرتب ميشه
.همهچي روبهراه ميشه
،سلام، عزيزم چي شده اومدي مرکز شهر؟
جداً اميدوارم واسه اين جمله .تمام روز به خودت فشار نياورده باشي
اوه، ترسناک دوست داري؟ اونطوري دلت ميخواد؟
ميدوني مشکل چيه؟ .اونقدري که لازمه ترسناک نيستي
.به نظرم خيلي هم ترسناکم
من ترسناک نيستم؟
شايد اگه مثل ديوونهها ،دستهات رو توي هوا تکون بدي
.اونوقت ترسناکتر بشي
.خوبه .يه کم بيشتر
.يه کم بيشتر
.ادامه بده. عاليه
.سه، دو، يک
!هي
.کافيه. برين پي کارتون
مثلاً چيکار ميخواي بکني، قنادباشي؟
.اي خدا
.بايد از خودتون خجالت بکشين
.اِه؟ خب، نميکشيم
.يه خانم محترمه
اصلاً ميدوني چيه؟
.ميذارم مشت اول رو بزني. بجنب
مطمئني؟
.اي بابا
پشت دستمو داغ ميکنم .که ديگه به اين زن کمک نکنم
!لَلي
.آخ آخ، فرنک .بعضي وقتها يادم ميره که قويام
!ديگه ميتونين برين. ممنونم
.خواهش ميکنم
.فعلاً خداحافظ، لَلي - .خداحافظ، استنلي -
همين روزها ميام تا .يه دست «بيفادلر دادلي» بازي کنيم
.خيلي خب
.استنلي فاميل نزديکمه. جادوگره
.نه
!خواهش ميکنم .اول صبحه. نذار به التماس بيفتم
.گفتم ديگه نيستم، هنوز روي حرفم هستم
.دست بردار، آقاي کوالسکي
باورم نميشه روانپزشکم گفت .شما جادوگرها وجود ندارين
!حيف پولي که بهش دادم
ميدوني که من ساحرهام، نه؟
.آره
...ببين
.بهت مياد ساحرهي خيلي مهربوني باشي
ولي نميدوني من .از دست شماها چي کشيدهم
پس ميشه لطفاً از زندگيم بري بيرون؟
...بيش از يک سال پيش - .اي واي -
به اميد دريافت يه وام ...کسبوکار کوچيک
...وارد بانک مرکزي اِستين شدي
.که نزديک شيش بلوک با اينجا فاصله داره
...بعدش با نيوت اسکمندر آشنا شدي
برجستهترين و البته تنها .جانورشناس جادويي دنيا
...بعدش با دنيايي آشنا شدي
No comments yet. Be the first to leave one.