Grand Blue Dreaming

Grand Blue Dreaming (ぐらんぶる)

I-download ang Farsi/persian Subtitle

Season 3

Impormasyon ng release

Grand Blue Dreaming S03E01 1080p WEB-DL x264
Komentaryo ni Ehsan_Cn
✦ ⫷ احـــســـان ⫸ | 𝐄𝐡𝐬𝐚𝐧_𝐂𝐧 ✦

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-07-06
Mga Download: 45
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi/persian

Ang unang 200 linya.

‫خب، بیاید شروع کنیم.

‫آغاز مناظره درباره «موضوع حیاتی ‫بکارت شینیچیرو یاماموتو».

‫ ‫

‫ ⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡ ‫⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡

‫موضوع کلاس امروز اینه.

‫گروه تشکیل بدید، موضوع انتخاب کنید، ‫و بیست دقیقه درباره‌ش بحث کنید.

‫این مسئله خیلی پیچیده‌ ایه.

‫واقعاً راهی برای حلش داریم؟

‫دارید من رو دست میندازید؟!

‫ولی چی میشه اگه این مناظره ‫واقعاً به یه راه حل ختم بشه؟

‫الان باکره‌ ای...

‫ولی قرار نیست دیگه زیاد اینطور بمونی؟!

‫*قورت دادن آب دهن*

‫حالا موضوعمون مشخص شد.

‫پس بیاید در مورد راه حلش بحث کنیم.

‫آره، آره.

‫راه‌ هایی برای اینکه یاماموتو ‫باکرگیش رو از دست بده؟

‫هوم...

‫این دو تا محتمل‌ ترین‌ ها به نظر میرسن.

‫آره.

‫پس «دوست‌ دختر پیدا کردن» چی شد؟!

‫خب، این سه تا روش رو داریم.

‫چرا سومی یه پیش‌ شرط بی‌ مورد داره؟

‫کیتاهارا، مطمئن نیستم ارائه دادن جرم ‫به عنوان راه حل کار درستی باشه.

‫درسته.

‫این خلاف اخلاقیات منه.

‫تو اخلاقیات داری؟ ‫از کِی تا حالا؟

‫این یعنی به این نتیجه رسیدیم ‫که حل این مشکل غیرممکنه.

‫کاریش نمیشه کرد.

‫راه چاره‌ ای نمی‌بینیم.

‫شما عوضی‌ های...

‫وایسید. نباید به این راحتی تسلیم بشیم.

‫ولی...

‫بذارید یه روش موثر برای ‫حل مسئله بهتون یاد بدم.

‫وقتی نمیتونی یه مشکل غیرمنتظره رو ‫به‌ طور مستقیم حل کنی...

‫میتونی خیلی راحت روشت رو تغییر بدی ‫تا به هدف اصلیت برسی.

‫مثلاً اگه داری به جایی میری، ‫و دوچرخه‌ت خراب میشه...

‫و هیچ راهی نداری که همونجا تعمیرش کنی، ‫میتونی بقیه راه رو بدوی.

‫جالبه. پس حرفت اینه که : "آیا واقعاً لازمه ‫اولین شریک جنسیش یه انسان باشه؟"

‫ذهنم رو خوندی، واتسون عزیزم.

‫و توش پر از مزخرفه، هولمز!

‫این مزخرفات رو بس کن!

‫ولی گوش کن، یاماموتو.

‫من واقعاً باور دارم که ‫این منطقی‌ ترین و علمی‌ ترین ایده‌ست.

‫ها؟ این کجاش منطقیه؟

‫تو داری علوم میخونی. ‫حتماً درباره خطای خوندن میدونی.

‫حد خطایی که رخ میده، وقتی کوچیک‌ ترین درجۀ ‫مقیاس یه دستگاه اندازه‌ گیری آنالوگ رو میخونی؟

‫این حد خطا معمولاً مثبت یا منفی ‫۱۰ درصد تخمین زده میشه.

‫خب؟ که چی؟

‫و میگن که دی‌ ان‌ ای انسان و گوریل ‫فقط حدود ۱ درصد با هم فرق داره.

‫میخوای با یه گوریل رابطه داشته باشم؟!

‫اصلاً واقعاً نیازی هست که ‫اون باکرگیش رو از دست بده؟

‫سؤال خوبیه.

‫هدف واقعی رابطه جنسی تولید مثله.

‫باید دوباره بررسی کنیم که بشریت ‫واقعاً به نطفه اون نیاز داره یا نه.

‫یه جوری حرف میزنید انگار از من سرترید...

‫حتماً این یعنی شماها ‫تجربه‌ش رو دارید، مگه نه؟!

‫خب، موضوع بعدی.

‫یه موضوع بگو، ایمامورا.

‫الان میگم.

‫برعکس شماها، من واقعاً دوست‌ دختر دارم.

‫میخوای از وسط نصف بشه یا پودر بشه؟

‫تو چی گفتی؟!

‫تو که هنوز واقعاً کار رو باهاش تموم نکردی!

‫همین که دوست‌ دختر دارم، ‫من رو از بقیه جلوتر میندازه!

‫[ موضوع : معضل اجتماعی دوست‌ دختر ‫داشتن کیتاهارا از بین این‌ همه آدم ] ‫

‫[ معضل اجتماعی دوست‌ دختر داشتن ‫کیتاهارا و میتارای از بین این‌ همه آدم ]

‫خیلی خب، بیاید شروع کنیم.

‫آره.

‫چطور باید این مشکل رو حل کنیم؟

‫راحت‌ ترین راهش اینه که ‫کاری کنیم به هم بزنن...

‫ولی زنده گذاشتنشون به دلم نمیشینه.

‫پای من رو وسط موضوع خودت نکش!

‫تو خودت بودی که اونا رو ‫توی این هچل انداختی!

‫به عنوان کسی که این موضوع رو ‫مطرح کرده یه پیشنهادی دارم.

‫دوست دارم این بحث ‫یه هدف مشخص داشته باشه.

‫هدف؟

‫پس قانون هم داریم؟

‫درسته. هر نتیجه‌ ای که ‫توی این بحث بهش برسیم...

‫باید توی این قالب باشه : ‫«بعد از فلان کار، می‌کُشیمشون.»

‫خیلی خب.

‫عالیه.

‫اگه تو پیشنهادش نداده بودی، خودم میگفتم.

‫پس اخلاقیاتت چی شد؟!

‫حالا، نظر من اینه...

‫دست نگه دار.

‫هوم؟

‫یه پیشنهاد دیگه.

‫باید دستت رو بالا ببری، ‫و برای صحبت کردن اجازه بگیری.

‫اجازه؟

‫چرا انقدر سختش کنیم؟

‫چون این هم یه بحثه و هم یه دادگاه.

‫نه بابا!

‫مسئله‌ مرگ و زندگیه.

‫حرف حساب میزنی.

‫دست‌ بردار کشتن ما نیستن؟

‫عجب محاکمه‌ جادوگری‌ ای.

‫جناب قاضی.

‫نوجیما.

‫میتونم بعد از اینکه حرفم ‫تموم شد، بکشمشون؟

‫خیلی خب.

‫بیخیال!

‫یعنی جون ما هیچ ارزشی نداره؟!

‫برام مهم نیست چه بلایی سر اون میاد! ‫فقط لطفاً از جون من بگذر!

‫نه، از جون من بگذر!

‫رقت‌ انگیزه.

‫هیچکدومشون لیاقت زنده موندن ندارن.

‫بهتون گفتم برای حرف زدن اجازه بگیرید.

‫جناب قاضی.

‫به‌ جز التماس برای بخشش، ‫اجازه هر کار دیگه‌ ای رو میدم.

‫ممنونم، قربان!

‫تمام این مدت فقط به ما گیر داده بودی...

‫ولی واقعاً فکر میکنی که ‫ما تنها خائن‌ های اینجا هستیم؟

‫لعنت بهت، کیتاهارا! ‫عجب حرف وحشتناکی زدی!

‫آره، اصلاً جور در نمیاد که ‫پسری مثل من مجرد باشه!

‫در واقع، من باید یه دوست‌ دختر داشته باشم!

‫خیلی راحت ممکنه شک‌ ها روی من بیفته...

‫اونا پاک هستن. ‫هیچ شکی درش نیست.

‫یه ذره شک داشته باش!

‫پس ایمامورا چی!

‫منظورم اینه که خوش‌ قیافه‌ست!

‫دوباره فکر کن، موش فاضلاب.

‫دوست‌ دختر من توی یه بعد دیگه‌ست!

‫بی‌ گناهه.

‫لعنتی.

‫چرا انقدر احساس شکست میکنم؟

‫خیلی خب، وقتمون داره تموم میشه.

‫بیاید با میتارای شروع کنیم، ‫که میدونیم یه تلاشی کرد.

‫نکنید!

‫نفر بعدی، کیتاهارا.

‫یه لحظه وایسید!

‫من هیچ کاری نکردم!

‫اگه قرار به این باشه، منم همون ‫مشکلی رو دارم که تو داری، یاماموتو!

‫اوه؟

‫پس حله؟

‫قطعاً!

‫پس اعدامم نکن!

‫خب، وقت تمومه. ‫لطفاً نتیجه‌ آخرین بحثتون رو ارائه بدید.

‫چی؟

‫ببخشید، بذارید سریع موضوع رو اصلاح کنم.

‫لطفاً نتیجه‌ آخرین بحثتون رو ارائه بدید.

‫در همین رابطه، ما درباره‌ باکره بودن ایوری ‫کیتاهارا بحث کردیم و به این نتیجه رسیدیم...

‫اون دو تا هنوز کاری نکردن؟

‫کوتگاوا-سان بهش راه نداده، مگه نه؟

‫خوشحالم که پاک مونده.

‫اون احمق!

‫باید تاوانش رو پس بده!

‫حتی یک کلمه از حرف هاش رو هم یادم نمیاد.

‫- چی؟ واقعاً هیچی؟ ‫- آره، هیچی.

‫ما سال‌ سومی‌ ها به‌ زودی ‫باید از باشگاه کناره‌ گیری کنیم.

‫این آخرین تابستونیه که با هم میگذرونیم...

‫هی، بچه‌ ها؟

‫هوم؟

‫کاری هست که میخواستید ‫این تابستون انجام بدید ولی نتونستید؟

‫چیزی که هنوز از توی لیستم خطش نزدم؟

‫خب معلومه، چند تایی هست...

‫ولی این حرف ها یهو از کجا اومد؟

‫پس بیاید همشون رو انجام بدیم!

‫این تنها فرصتمونه که از تابستون ‫امسال نهایت لذت رو ببریم!

‫ایوری...

‫جالبه.

‫پس قراره یوکاتا بپوشیم، تاکویاکی درست کنیم، ‫و دورهمی نوشیدنی داشته باشیم.

‫فکر کنم اینا کارهای همیشگی تابستونی باشن.

‫خیلی خب، بیاید بریم یوکاتا بپوشیم، ‫و دوباره جمع بشیم.

‫تو باهاش موافقی، ناناکا؟

‫آره، روی منم حساب کنید.

‫چی لازم داریم؟ ‫اختاپوس و آرد تاکویاکی؟

‫لیست خرید خلوتیه، مگه نه؟

‫دیگه چی؟ ‫پنیر، سوسیس، میگو؟

‫عالیه.

‫میتونیم کیمچی و منتایکو هم بگیریم.

‫از الان دهنم آب افتاده.

‫و آخر سر هم میتونیم ‫پودر پنکیک و شکلات بگیریم.

‫خریدن چیزهای شیرین برای ‫این جمع رو مطمئن نیستم.

‫ولی من دوست دارم.

‫آووکادو چطور؟

‫چربیش جدا نمیشه؟

‫آره، راست میگی.

‫هی، گفتم که من دوست دارم.

‫چی شده، کوهی؟

‫نه، چیزی نیست.

‫خب، بیاید این تعطیلات تابستونی رو ‫با یه پایان معرکه تموم کنیم!

به ‫سلامتی!

‫آبجو واقعاً با تاکویاکی می‌چسبه!

‫چه ترکیب معرکه‌ ای از گرم و سرد!

‫بفرمایید. اینا داشی به سبک کیوتو دارن.

‫و اینا هم تاکویاکی سرخ‌ شده ‫به سبک کینداکو هستن.

‫دستتون درد نکنه. ‫لطفاً بیشتر بیارید.

‫این دیگه چیه؟

‫بچه‌ ها، یه لحظه.

‫قضیه دوربین چیه؟

‫از چیسا قرضش گرفتم، تا این دورهمی رو ‫به یه خاطره موندگار تبدیل کنم.

‫موضوع امروز رو فراموش کردید؟

‫از خودتون پرسیدیم که میخواید ‫چه چیزهایی رو از توی لیست خط بزنید.

‫آه، اون؟

‫پس این که ربطی نداره.

More Farsi/persian subtitles for Grand Blue Dreaming

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left