Ang unang 200 linya.
خب، بیاید شروع کنیم.
آغاز مناظره درباره «موضوع حیاتی بکارت شینیچیرو یاماموتو».
⟡ مـتـرجم : احـــســـان ⟡ ⟡ چـنل تلگـرام : Sub_Ehsan@ ⟡
موضوع کلاس امروز اینه.
گروه تشکیل بدید، موضوع انتخاب کنید، و بیست دقیقه دربارهش بحث کنید.
این مسئله خیلی پیچیده ایه.
واقعاً راهی برای حلش داریم؟
دارید من رو دست میندازید؟!
ولی چی میشه اگه این مناظره واقعاً به یه راه حل ختم بشه؟
الان باکره ای...
ولی قرار نیست دیگه زیاد اینطور بمونی؟!
*قورت دادن آب دهن*
حالا موضوعمون مشخص شد.
پس بیاید در مورد راه حلش بحث کنیم.
آره، آره.
راه هایی برای اینکه یاماموتو باکرگیش رو از دست بده؟
هوم...
این دو تا محتمل ترین ها به نظر میرسن.
آره.
پس «دوست دختر پیدا کردن» چی شد؟!
خب، این سه تا روش رو داریم.
چرا سومی یه پیش شرط بی مورد داره؟
کیتاهارا، مطمئن نیستم ارائه دادن جرم به عنوان راه حل کار درستی باشه.
درسته.
این خلاف اخلاقیات منه.
تو اخلاقیات داری؟ از کِی تا حالا؟
این یعنی به این نتیجه رسیدیم که حل این مشکل غیرممکنه.
کاریش نمیشه کرد.
راه چاره ای نمیبینیم.
شما عوضی های...
وایسید. نباید به این راحتی تسلیم بشیم.
ولی...
بذارید یه روش موثر برای حل مسئله بهتون یاد بدم.
وقتی نمیتونی یه مشکل غیرمنتظره رو به طور مستقیم حل کنی...
میتونی خیلی راحت روشت رو تغییر بدی تا به هدف اصلیت برسی.
مثلاً اگه داری به جایی میری، و دوچرخهت خراب میشه...
و هیچ راهی نداری که همونجا تعمیرش کنی، میتونی بقیه راه رو بدوی.
جالبه. پس حرفت اینه که : "آیا واقعاً لازمه اولین شریک جنسیش یه انسان باشه؟"
ذهنم رو خوندی، واتسون عزیزم.
و توش پر از مزخرفه، هولمز!
این مزخرفات رو بس کن!
ولی گوش کن، یاماموتو.
من واقعاً باور دارم که این منطقی ترین و علمی ترین ایدهست.
ها؟ این کجاش منطقیه؟
تو داری علوم میخونی. حتماً درباره خطای خوندن میدونی.
حد خطایی که رخ میده، وقتی کوچیک ترین درجۀ مقیاس یه دستگاه اندازه گیری آنالوگ رو میخونی؟
این حد خطا معمولاً مثبت یا منفی ۱۰ درصد تخمین زده میشه.
خب؟ که چی؟
و میگن که دی ان ای انسان و گوریل فقط حدود ۱ درصد با هم فرق داره.
میخوای با یه گوریل رابطه داشته باشم؟!
اصلاً واقعاً نیازی هست که اون باکرگیش رو از دست بده؟
سؤال خوبیه.
هدف واقعی رابطه جنسی تولید مثله.
باید دوباره بررسی کنیم که بشریت واقعاً به نطفه اون نیاز داره یا نه.
یه جوری حرف میزنید انگار از من سرترید...
حتماً این یعنی شماها تجربهش رو دارید، مگه نه؟!
خب، موضوع بعدی.
یه موضوع بگو، ایمامورا.
الان میگم.
برعکس شماها، من واقعاً دوست دختر دارم.
میخوای از وسط نصف بشه یا پودر بشه؟
تو چی گفتی؟!
تو که هنوز واقعاً کار رو باهاش تموم نکردی!
همین که دوست دختر دارم، من رو از بقیه جلوتر میندازه!
[ موضوع : معضل اجتماعی دوست دختر داشتن کیتاهارا از بین این همه آدم ]
[ معضل اجتماعی دوست دختر داشتن کیتاهارا و میتارای از بین این همه آدم ]
خیلی خب، بیاید شروع کنیم.
آره.
چطور باید این مشکل رو حل کنیم؟
راحت ترین راهش اینه که کاری کنیم به هم بزنن...
ولی زنده گذاشتنشون به دلم نمیشینه.
پای من رو وسط موضوع خودت نکش!
تو خودت بودی که اونا رو توی این هچل انداختی!
به عنوان کسی که این موضوع رو مطرح کرده یه پیشنهادی دارم.
دوست دارم این بحث یه هدف مشخص داشته باشه.
هدف؟
پس قانون هم داریم؟
درسته. هر نتیجه ای که توی این بحث بهش برسیم...
باید توی این قالب باشه : «بعد از فلان کار، میکُشیمشون.»
خیلی خب.
عالیه.
اگه تو پیشنهادش نداده بودی، خودم میگفتم.
پس اخلاقیاتت چی شد؟!
حالا، نظر من اینه...
دست نگه دار.
هوم؟
یه پیشنهاد دیگه.
باید دستت رو بالا ببری، و برای صحبت کردن اجازه بگیری.
اجازه؟
چرا انقدر سختش کنیم؟
چون این هم یه بحثه و هم یه دادگاه.
نه بابا!
مسئله مرگ و زندگیه.
حرف حساب میزنی.
دست بردار کشتن ما نیستن؟
عجب محاکمه جادوگری ای.
جناب قاضی.
نوجیما.
میتونم بعد از اینکه حرفم تموم شد، بکشمشون؟
خیلی خب.
بیخیال!
یعنی جون ما هیچ ارزشی نداره؟!
برام مهم نیست چه بلایی سر اون میاد! فقط لطفاً از جون من بگذر!
نه، از جون من بگذر!
رقت انگیزه.
هیچکدومشون لیاقت زنده موندن ندارن.
بهتون گفتم برای حرف زدن اجازه بگیرید.
جناب قاضی.
به جز التماس برای بخشش، اجازه هر کار دیگه ای رو میدم.
ممنونم، قربان!
تمام این مدت فقط به ما گیر داده بودی...
ولی واقعاً فکر میکنی که ما تنها خائن های اینجا هستیم؟
لعنت بهت، کیتاهارا! عجب حرف وحشتناکی زدی!
آره، اصلاً جور در نمیاد که پسری مثل من مجرد باشه!
در واقع، من باید یه دوست دختر داشته باشم!
خیلی راحت ممکنه شک ها روی من بیفته...
اونا پاک هستن. هیچ شکی درش نیست.
یه ذره شک داشته باش!
پس ایمامورا چی!
منظورم اینه که خوش قیافهست!
دوباره فکر کن، موش فاضلاب.
دوست دختر من توی یه بعد دیگهست!
بی گناهه.
لعنتی.
چرا انقدر احساس شکست میکنم؟
خیلی خب، وقتمون داره تموم میشه.
بیاید با میتارای شروع کنیم، که میدونیم یه تلاشی کرد.
نکنید!
نفر بعدی، کیتاهارا.
یه لحظه وایسید!
من هیچ کاری نکردم!
اگه قرار به این باشه، منم همون مشکلی رو دارم که تو داری، یاماموتو!
اوه؟
پس حله؟
قطعاً!
پس اعدامم نکن!
خب، وقت تمومه. لطفاً نتیجه آخرین بحثتون رو ارائه بدید.
چی؟
ببخشید، بذارید سریع موضوع رو اصلاح کنم.
لطفاً نتیجه آخرین بحثتون رو ارائه بدید.
در همین رابطه، ما درباره باکره بودن ایوری کیتاهارا بحث کردیم و به این نتیجه رسیدیم...
اون دو تا هنوز کاری نکردن؟
کوتگاوا-سان بهش راه نداده، مگه نه؟
خوشحالم که پاک مونده.
اون احمق!
باید تاوانش رو پس بده!
حتی یک کلمه از حرف هاش رو هم یادم نمیاد.
- چی؟ واقعاً هیچی؟ - آره، هیچی.
ما سال سومی ها به زودی باید از باشگاه کناره گیری کنیم.
این آخرین تابستونیه که با هم میگذرونیم...
هی، بچه ها؟
هوم؟
کاری هست که میخواستید این تابستون انجام بدید ولی نتونستید؟
چیزی که هنوز از توی لیستم خطش نزدم؟
خب معلومه، چند تایی هست...
ولی این حرف ها یهو از کجا اومد؟
پس بیاید همشون رو انجام بدیم!
این تنها فرصتمونه که از تابستون امسال نهایت لذت رو ببریم!
ایوری...
جالبه.
پس قراره یوکاتا بپوشیم، تاکویاکی درست کنیم، و دورهمی نوشیدنی داشته باشیم.
فکر کنم اینا کارهای همیشگی تابستونی باشن.
خیلی خب، بیاید بریم یوکاتا بپوشیم، و دوباره جمع بشیم.
تو باهاش موافقی، ناناکا؟
آره، روی منم حساب کنید.
چی لازم داریم؟ اختاپوس و آرد تاکویاکی؟
لیست خرید خلوتیه، مگه نه؟
دیگه چی؟ پنیر، سوسیس، میگو؟
عالیه.
میتونیم کیمچی و منتایکو هم بگیریم.
از الان دهنم آب افتاده.
و آخر سر هم میتونیم پودر پنکیک و شکلات بگیریم.
خریدن چیزهای شیرین برای این جمع رو مطمئن نیستم.
ولی من دوست دارم.
آووکادو چطور؟
چربیش جدا نمیشه؟
آره، راست میگی.
هی، گفتم که من دوست دارم.
چی شده، کوهی؟
نه، چیزی نیست.
خب، بیاید این تعطیلات تابستونی رو با یه پایان معرکه تموم کنیم!
به سلامتی!
آبجو واقعاً با تاکویاکی میچسبه!
چه ترکیب معرکه ای از گرم و سرد!
بفرمایید. اینا داشی به سبک کیوتو دارن.
و اینا هم تاکویاکی سرخ شده به سبک کینداکو هستن.
دستتون درد نکنه. لطفاً بیشتر بیارید.
این دیگه چیه؟
بچه ها، یه لحظه.
قضیه دوربین چیه؟
از چیسا قرضش گرفتم، تا این دورهمی رو به یه خاطره موندگار تبدیل کنم.
موضوع امروز رو فراموش کردید؟
از خودتون پرسیدیم که میخواید چه چیزهایی رو از توی لیست خط بزنید.
آه، اون؟
پس این که ربطی نداره.
No comments yet. Be the first to leave one.