Ang unang 200 linya.
مترجم Mosy-Beygi
خانم سوزان
خانم سوزان
خانم سوزان؟
فقط 5 دثيثه ديگه بسي- نه مادام.الان-
ولي بسي خيلي لهم
خودتون رو براي صبحانه له ميکنيد
الان قاضي رو بيدار ميکنم
بيدارم
له.وقتي ميرفتم مدرسه بهم ياد ميدادن انگليسي صحبت کنم
قاضي ترنر؟
قاضي ترنر؟
قاضي ترنر؟
5دقيقه ديگه- صبحانه حاضره خانم-
ساعت چنده؟- چند دقيقه ديگه ميشه 8-
خواهرم بيدار شده؟- بله خانم مارگارت-
احساس له بودن ميکرد امروز ولي بيدارش کردم
دفعه بعدي که گفت احساس له بودن داره بهش بگو انقدر کودن نباش
متشکرم خانم.حتما
صبح بخير- صبح بخير-
صبح بخير عزيزم
الو؟
سلام جري
بايد به يه سخنراني گوش بديم امروز بعداز ظهر خوبه نيل
سوزان صبحانت رو ميزه
يه لحظه صبر کن
متاسفم دير کردم خواهر
خوب خوابيدي؟- له-
انقدر کودن نباش خانم سوزان
تو يادش دادي- يه نفر بايد ازش دفاع کنه-
اون پرونده بود که
اون مردي که با دختر 16 ساله فرار کرد؟
چيکارش کردي؟- سه سال-
3دلار بهم ضرر زدي من هميشه رو اين که آدما رو محکوم نميکني شرط ميبندم
مسخره است چطور اينکارو کردي؟
تو برام شانس آوردي
اگه به دانش بيشتري علاقه مندي وقتت رو روي علم هندسه بذار
من هندسه رو جزئي از زندگي نميدونم
آقاي رابرتز ميدونه
تو اولين محصلش هستي که يه مثلث رو با دو زن که عاشق يه مردن شرح دادي
آقاي رابرتز داره ميپوسه- واقعا؟-
مارگارت- چقدر؟-
فقط 3 دلار بيشتر از پول تو جيبيم
داري تو 1949 کار ميکني
ولي ديگه شرط بندي در کار نيست
خيلي ممنونم تعجب ميکنم چقدر با من خوبي
ميدوني که من عاشتم فقط گاهي زندگي باهات سخته
صداي ماشين بايد برم
صبحانت رو نخوردي- متشکرم خداحافظ-
الان نميتونم حرف بزنم
بسي؟- بله مادام؟-
در جريان پرونده اون مرد که با دختر 16 ساله فرار کرده بود هستي؟
بله مادام هستم
به عنئان حس کنجکاوي تو فکر ميکني حکمم خيلي سختگيرانه بود؟
نه.من بودم 10 سال بهش ميدادم
جدا؟- البته-
متشکرم بسي
فقط کنجکاو بودم
بايد قاضي ها باشن
آره نبايد منتظرشون بذارم
متشکرم
خانم
خدانگهدار بسي- خدانگهدار خانم مارگارت-
زن خارج ميشه قاضي وارد ميشه
افسوس
عمو مت من نميتونم کنايه هاي شما رو درک کنم
من مشکلي براتون ايجاد نميکنم بايد مراقب سوزان باشين
هيچ مشکلي نداره که يه مرد توي خونه باشه
اگه به من گوش ميکردي اين مشکل رو نداشتي
بهتون گفتم که
اصرار شما باعث نميشه من ازدواج کنم
بيا تو
صبح بخير صبح بخير
صبح بخير مارگارت و آقاي دکتر- صبح بخير چمبرلين-
مارگارت يه کپي کمياب نوشته انگليسي قديمي از بند مطالبه پيدا کردم
متشکرم تامي
اگه از اون شب شکوفه هاست ميتوني بذاريش تو گلدون و بهش آب بدي
يه مقدار خشن به نظر ميرسي امروز دکتر خودت رو خوب کن
بعدا ميبينمت مارگارت
راستي خيلي به ازدواج براي زن اعتقاد ندارم
تا زماني که مطمئن شم با مرد درستي ازدواج ميکنه
فکر نميکنم از من خوشش بياد.اين حس ششمه که تو دفتر وکالت بدست مياد
عمو مت در کنار روانپزشک دادگاه بودن زندگي شخصي خودش رو داره
و گاها اونا گيج ميشن
آره همينطور فکر ميکنم صحبت از ترکيب کار و خوشگذروني
متوجه شدم که داري پرونده ريچارد نوجنت رو تجديد نظر ميکني.من دوست دارم که
من خوشم نمياد اگه هديه ات رشوه است
اينو از سرت بيرون کن ولي اين مرد خيلي اذيتمون کرده
بهتره بري جايي که ميرفتي و منم ميرم جايي که ميرفتم
خيلي خب ولي يادت باشه ابسيت اينويديا
ما آماده اين خانم- خيلي خب مک-
دست راستتون رو بالا ببريد قسم ميخوريد که شهادتي که ميدين
در مورد وضعيت و ريچارد نوجنت حقيقته؟
بله- بنشينيد-
بگو- ريچارد نوجنت رو -
تو ومپاير کلاب وسط دعوا گرفتيمش
وقتي رفتيم اونجا داد و بيداد بود و نوجنت وسط اين آشوب بود
نوجنت کدومتونيد؟
آقاي نوجنت اينجا نيست من نمايندشون هستم
بيمارستانه؟- نه.با ضمانت آزاده-
ميدونه محاکمه 9 صبحه؟
بله.مطمئن بودم که مياد ولي احتمالا جايي گير کرده
اگه تا چند دقيقه ديگه نياد اينجا
حکم رو عوض ميکنم و آزادي با ضمانتش رو لغو ميکنم
ولي- شواهد شاکي رو ميشنوم-
ممکنه اسمتون رو بگيد؟- اسم من آنتوني هرمنه-
من تو ومپاير کلاب کار ميکنم
تو چه مقامي؟- گروه انتظامات-
آدمايي که دردسر درست ميکنن رو ميندازم بيرون
ديشب چه اتفاقي افتاد؟- از جلوي در خونه برگشتم-
جايي که بايد يه نفر که ميگفت موزيکمون آشغاله ميبردم
وقتي برگشتم به پست اصليم متوجه سرو و صدا و جيغ و داد بلندي شدم
وقتي رفتم اوضاع رو درست کنم همونطور که ميبينيد همچين مشتي خوردم
چند لحظه بعد متوجه شدم که همه چي تموم شده
يه چيز رو يادم مياد آقاي نوجنت تو وسط دعوا بود
ولي شما که اونو در حال دعوا نديدين؟- اون داشت دعوا ميکرد.اگه دستم سالم بود-
همه چي تقصير تو بود- خفه شو-
ساکت باشيد.ساکت
اسمتون؟- خانم اگنس پرسکات-
ادامه بده
منم تو ومپاير کلاب استخدام شدم به عنوان هنرمند
خواننده مدرن آهنگ هاي مدرن
مدتي ميشه که آقاي نوجنت رو ميشناسم مدل ايشون ميشم.مدل لباس
منم مدل ايشون ميشم مدل لباس
ممکنه ادامه بدم خانم؟- بله-
ديشب اقاي نوجنت اومدن تا بيشتر با هم اشنا بشيم
وقتي رو ميز ايشون داشتيم صحبت ميکرديم
با اين خانم روبرو شديم که برام منزجرکننده است
حرف هاي تندي رد و بدل شد و آقاي نوجنت از من دفاع کردن
اين دروغه.من اونو اول ميشناختم- به من نگو دروغگو-
خواهش ميکنم.همه گوش کنن- يه لحظه-
موکل شما آقاي نوجنت دقيقا 60 ثانيه وقت دارن
آنتايم نبودن آقاي نوجنت براي دادگاه چيز جديدي نيست
البته؟- آقاي چمبرلين اين مورد براشون جالبه-
اين سومين باريه که آقاي نوجنت باعث آشوب عمومي شدن
من به اين بيان اعتراض دارم ايشون قصد دارن ديد دادگاه رو خراب کنن
فکر کنم بهتره فقط حقايق اين پرونده بررسي بشه
حس ميکنم اين مهمه
اين مهمه که من فقط مدارک و شواهد درباره اين موضوع رو بررسي کنم
خيلي خب خانم- ناراحت نشيد-
من رد ميشم خانم
صبح بخير
صبح بخير والترز- صبح بخير-
صبح بخير- صبح بخير-
صبح بخير
ايشون آقاي نوجنت هستن؟
خوشوقتم سرکار خانم
ممکنه ادامه بديم؟- خب من متاسفم ولي-
اميدوارم مزاحمتون نشده باشيم- نه. فقط-
ميدونم.ساعتتون آروم حرکت ميکنه
خوابيده.فراموش کردم درستش کنم
نميدونم با برنامه کار ميکنيد يا نه ولي اين دادگاه ميکنه.9:00 يعني 9:00
بله آقا.يعني بله خانم
ادامه بديم
ديشب به ومپاير کلاب رفتين؟- بله-
يه سري نقاشي دارم انجام ميدم درباره امريکا
و سن يه نايت کلاب رو هم دارم انجام ميدم
ساختن سن يه نايت کلاب مناسب تر بنظر ميرسه
گرچه شک و شبهاتي هست که دعوا چطور آغاز شد
خب
اگنس پارتش رو تموم کرد اين يه اصطلاح تئاتريه
يعني کارش رو.اجراش رو- متشکرم-
خب ميخواستيم يه نوشيدني بخوريم وقتي فلورنس
آشنا شديم- ظاهر شد-
اون تو دو مرحله فلورنس مدل من شده
من فقط سر ميزشون ايستادم تا سلام کنم
و اين قناري بي ارزش از وجود من ناراحت شد
ترجيح ميدم داستان آقاي نوجنت رو بشنوم- متشکرم-
اسکورت فلورنس ظاهر شد
کر کنم با اون هم آشنا شدين
در حاليکه ميومد سمت ميز به فلورنس اعتراض ميکرد فلورنس اصرار ميکرد که چيزي نيست
و بعد زنجيروار همه چي شروع شد توني فلورنس رو زد.من توني رو زدم
اون فقط حس دفاع از زنيت آمريکايي بود
تمومش کن
فلورنس سعي کرد دعوا رو تموم کنه اگنس فلورنس رو چنگ گرفت.فلورنس
تا جايي که دعوا بوده همين بوده مشت جواب مشت
آقاي نوجنت قبلا در اسکپيدس بودن
ولي هيچوقت خطايي مرتکب نشدن
اين حقيقت که ايشون يه نقاش معاصر زندگي آمريکاييه
گاهي ايشونو تو شرايطي قرار ميده که شايد عادي نباشه
اين دادگاه امتيازي به آقاي نوجنت نميده بخاطر هنرمند بودنشون
من همچين پيشنهادي ندادم خانم
دادگاه بايد ايشون رو محاکمه کنن
بر اساس شواهد دليلي نميبينم
هرکسي در اين دعوا حضور داشته
به يه اندازه مقصره و به همون اندازه بي گناه
پيشنهاد ميکنم همگي بريد خونه.زخم هاتون رو مداوا کنيد و از اين به بعد کمتر احساساتي شيد
متشکرم خانم.ممکنه برم؟
تازه اومدين از دادگاه ما خوشتون نمياد؟
چرا.ازش خوشم مياد فقط امروز يه سخنراني دارم
واقعا؟در مورد چي سخنراني ميکنيد؟
آمريکا طوري که ميبينمش
بايد جالب باشه
آقاي نوجنت قبلا با امثال شما سر و کار داشتم
در واقع هر روز هفته باهاشون سر و کار دارم
اگه باز کارتون به اينجا کشيده بشه به اين نرمي ها رفتار نميشه باهاتون
از اين به بعد بهتون پيشنهاد ميکنم نقاشيتون رو به اشيا محدود کنيد
پرونده بسته شد
پرونده بعدي- شانس آوردي-
اي کاش مجبور نبوديم بريم اينجا امروز از سخنراني متنفرم
No comments yet. Be the first to leave one.