Ang unang 200 linya.
میخوام یه جواب بنویسی
نگرانید شایعهی اینکه شما سعی کردید با ترور رئیسجمهور دیویس
جنگ رو تموم کنید، به بوث انگیزهی کُشتن رئیسجمهور لینکلن رو داده؟
،این پیامی که میگن من امضاش کردم تونستی بخونیش؟
معلومـه. همه الان خوندنش
تابحال از خودت پرسیدی چرا؟
چون رمزنگاریشده نیست
یه دستور نظامی به این مهمی؟ مستقیم از دفتر من؟
امضای شما واقعاً روی دستور تروری بوده که روی جسد دالگرن پیدا شده
پس میخواید بگم جعلی بوده؟
سرتیترت همینـه
...جناب وزیر
شما دستور ترور رئیسجمهور دیویس رو داده بودید؟
دستور دالگرن پروپاگاندای مؤتلفههاست
در ازای دستمزدم مقالهی دستور جعلی رو بهشون میدم
کاری کن چاپش کنن. توی نسخهی امشب
باید جوری تمام درها رو روی سندرز ببندم که راهدررو نداشته باشه
باید غیرقابلانکار باشه
سندرز تنها فرصتمون برای اثبات ارتباط بوث با مؤتلفهست. باید گیر بیفته
.سیلبندهای خیابون مالبری نشتی پیدا کردن .برام یه قهوه درست کن؛ برمیگردم
متوجه شدم هر روز آینهها رو تمیز نمیکنی
عید پاک هم لازمت داشتم، پس تا وقتی جایگزینی برات نداشته باشم، خبری از تعطیلات نیست
دکتر ماد، دیگه بسمـه. استعفا میدم
.بامزه بود، مری اصلاً کجا رو داری که بری؟
دولت فدرال بهم زمین داده
ارتش ایالات متحده از یه بردهدار گرفتدش و میگن این جبران اینـه که من رو
از خانوادم گرفتی و کتکمون زدی و
این همه سال ما رو اینجا نگه داشتی و !یه قرون بهمون ندادی
بالاخره زمین...زمین خودم رو گرفتم
،نمیشه که فقط چون صاحب دارایی شدی همینطوری ول کنی و بری
،من دارایی تو بودم و نمیخوای ازم دل بکَنی پس منو به فکر انداخت که
شاید چیزی هست که بهم نمیگی
زمین باعث نمیشه همه چی گل و بلبل شه، دختر
.شاید حق با تو باشه، دکتر ماد .ولی تو هم اشتباه کنی
و...من میشم عضوی از یه اجتماع
...من...برای خودم کسی میشم پس تو
.خودت آینههات رو تمیز کن !من...دیگه نیستم
!مری
!همین الان برگرد! مری
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
ولی این رو بدونید
لینکلن با اختلاف یک درصد سر آرای نیویورک برنده شد
اون یه درصد یه سری کشاورز توی سیراکیوس هستن و
چندتا طرفدار حرومزادهی منع بردگی توی آلبانی
همه میگن دورهی دوم لینکلن به معنای ،پایداری و دوام رهاییبخشیـه
ولی خیلی زود فشار مالیاتی که آمریکاییهای معمولی مجبورن
،بابت بازسازی بدن ،علاوه بر بدهیهای جنگی
زیانِ اقتصادیِ هدف اخلاقیش رو برای همه آشکار میکنه
،چرا باید ماهایی که منهتن رو به اینجا رسوندیم جایگاهمون رو از دست بدیم؟
ما روی پنبه و طلا و مهمات کلی سرمایهگذاری حسابشده کردیم
چرا باید جورِ ایالات ناموفقتر و بیسوادها رو بکشیم؟
امشب نیویورکیها رو قانع میکنیم از اتحادیه جدا بشن
همرزمهاتون هم امشب حمله میکنن
به شمالیها حالی میکنیم تماشای سوختن شهر خودشون چه حسی داره
«ترجمه از آرین و iredprincess» .:: Cardinal & iredsub ::.
!به هتل حمله کرد !یکی از یاغیهاست
!آتشنشانی رو خبر کنید - سندرز بهت گفته این کار رو بکنی؟ -
یه سری شاهد دارم که با چند نفر توی هتل دیدنش و همه راهی مونترآل بودن
کدوم سندرز؟
کیفش رو بگردید
به خدا قسم، اگه با نیویورک در بیفتی، با من طرفی
!اوه. عین بقیه داشته میرفته مونترآل
ببریدش - ولم کنید -
عالیجناب، من میخوام رد پولها رو دنبال کنم
بوث 500 دلار داخل یه بانکِ مونترآل گذاشته که تحت کنترل سرویس مخفی مؤتلفهست و
میخوام بدونم جورج سندرز اون پول رو ریخته به حساب بوث یا نه
همونطور که میدونید، جورج سندرز
مظنون اصلی توطئهی آتشسوزیِ منهتنـه
اون در حال حاضر هزینهی فرار اعضای مؤتلفه به خارج رو تأمین میکنه و
فکر میکنیم از اعضای ارشد سرویس مخفی ائتلافـه
جناب قاضی، من...ازتون یه حکم جستجو میخوام
...تا تراکنشهای سندرز رو بررسی کنم و
به املاکش یورش ببرم
به نظرم اون احتمالاً بهترین راهم برای رسیدن به بوثـه
بیکر توی نوامبر از شیشتا مالک هتل و یه توطئهگر لامصب
علیه سندرز شهادت گرفت و
نتونست حکم بگیره
میدونم قاضیهای محلی نونخور سندرز هستن
واسه همین امیدوارم پرونده بیاد زیردستِ شما توی دادگاه فدرال
خیلیخب. لینکلن رئیسجمهور من هم بود
خب، پس حکمی که برای پیدا کردن قاتلش لازم دارم رو بهم بدید
.برای میلیونرها عدالت حکم کالا رو داره .دست قانون به سندرز نمیرسه
اینجا آمریکاست. هیچکس فراتر از قانون نیست
میخوای سندرز رو بگیری؟ پس راههای کسب درآمدش رو ببند
،اگر هم نمیتونی این کار رو بکنی
راههای کسب درآمد کسایی رو ببند که میتونن جلوشو بگیرن
خیلیخب. تا جای ممکن این سرمایهدارهای کلّاش ضدآمریکا رو بگیرید
« اتاق بورس طلا » « والاستریت »
ممنون، قربان
دستهات رو بذار پشتت
دستت رو بکش ببینم
،هیچوقت نمیتونید جلوی تبادل طلا رو بگیرید
همونطور که هیچوقت نمیتونید درستحسابی الکل رو ممنوع کنید
میتونید کاهشش بدید، ولی دوباره اوج میگیره
،برای اینکه واسه پول این کار رو میکنی احترام قائلم. عیبی نداره
ولی سندرز انجمن کسب درآمدت رو تبدیل کرده به گروهک تروریستی و
وقتی معلوم شد ارتباطت با سندرز
،به خون سیاستمدارها آلودهست
یه سنت از اون پولهای کثیف رو هم نمیتونی خرج کنی
.تو حتماً برای ادوین استنتون کار میکنی .من پدرزنشم
من توی مهمونیهای کریسمسش شرکت کردم. دروغ نگو
پدرزن اولش
آها، پدربزرگِ اِدی
حالا انقدر خودتونو شرمنده نکنید و من رو از این اتهامات مزخرف تبرئه کنید
استنتون میدونه طلای ائتلاف رو با هدف پایین آوردن ارزش دلار معامله میکنید؟
ما فقط در صورت نیاز حرف میزنیم
،ولی اگه میپرسی به پول درآوردن با حدس و گمان اون هم وقتی که
دلار اتحادیه نسبت به طلا موضع ضعیفی داره، اعتقاد دارم، جوابم مثبتـه
.کاملاً دارم .من به سود با هر نوع ارزی باور دارم
برو
قصد بیاحترامی ندارم، خانم
،ولی اگه مدرسه نرفتید چطوری میخواید به ما درس بدید؟
خب، من یه تابستون رو توی خونهی عموم داخل پنسیوانیا آزاد بودم
گفتم هر چی اون تابستون یاد گرفتم رو بهتون یاد میدم
هر چی هم که بلد نیستم، با جدیت به خودم یاد میدم. نقشهی خوبیـه؟
برای فردا لحظهشماری میکنم - من هم همینطور. زودباش -
خیلیخب. جمع شید
ببینید، من دیروز برای خاکسپاری یه تیم امنیتی رو مسئول خانوادهی رئیسجمهور کردم
.هیچکدوم پیداشون نشد. گم و گور شدن .بوث هم هنوز فراریـه
غیابشون یه مسئلهی امنیتیـه و راستش غیرقابلقبولـه
لطفاً همهی مأمورهای وزارت جنگ که میشه رو بفرست. بهم گزارش بده
مری لینکلن هنوز داخل توی مراسم ختمـه
امنیت کالسکهاش و محدوده رو تأمین کنید و
بعد خانوادهی رئیسجمهور رو با تابوت تا فیلادلفیا اسکورت میکنید
لطفاً حواستون جمع باشه - چشم، قربان -
« قاتل هنوز در حال فرار است » « صد هزار دلار جایزه »
یه دیالوگی بود که ازم خواستن براشون بگم
میشه باهاتون در میون بذارمش؟ - همم -
!چه شاهکاری است آدمی» تا چه حد در خردمندی بزرگوار و
«!در استعداد چه نامحدود است
.ایب عاشق اجرای هملت شما بود فرستادن پسرها به جنگ
خیلی براش آزاردهنده بود
تئاتر تسلیبخشش بود
شوهرتون خودشون هم سخنور قهّاری بودن
واقعاً بابت بلایی که برادرم سرشون آورده عذرخواهی میکنم
.برادرهای من هم مؤتلفه هستن .ما با برادرهامون فرق میکنیم
،من لایق لطف و محبت شما نیستم ولی ممنونم
خودشـه
چطوری؟
تیم امنیتی رو پیدا نکردیم؟
دارم روش کار میکنم
ادوین بوث اینجا چیکار میکنه؟
.خانم لینکلن اون رو دوست داره .یه بار رابرت رو از تصادف با قطار نجات داده
از ادوین بازجویی کردی؟
بیکر بازجوییش کرد
.گوش کن، رابرت میخواد باهات صحبت کنه .دنبال یه تشکیلات میگرده
منظورت چیـه؟
یه بیمارستان اعصاب و روان برای مادرش
،ببخشید مزاحم جلسهتون شدم
ولی لازمـه اختلافمون سر رابرت رو حل کنیم
من...تنهاتون میذارم - ادوین، لطفاً به عنوان متخصص بمون -
رابرت درخواست داده در راه اتحادیه خدمت کنه
ایب با این کارش موافقـه، ولی من نه
نمیشه بعد شام در این باره صحبت کنیم؟
،تا تصمیممون رو نگیریم رابرت امشب برنمیگرده هاروارد
.شجاعتش باعث شده تصمیمم رو بگیرم .من کاملاً پشتشم، قبلاً هم گفتم
ولی من پشتش نیستم
باید بذاری پسرمون مرد بشه
میخوام پسر اولمون انقدر زنده بمونه که مرد بشه
به عنوان خانوادهی رئیسجمهور ما باید الگوی بقیه باشیم
،همونقدر که پسرمون برامون عزیزه
پسرهای بقیه هم برای والدینشون عزیزن
قبول دارم. دارم بهت میگم که من تحمل یه فداکاری دیگه رو ندارم
به خاطر من درخواستش رو رد کن
.مارس میذاره پسرش خدمت کنه .اون هم دوتا از بچههاش رو از دست داده
.اون اِدی رو گذاشته پشت میز تا مواظبش باشه .واقعاً که سرباز نیست
،جفتتون میذارید پولدارا خدمت پسرهاشون رو بخرن
در حالی که پسرهای ایرلندی و سیاهپوست خدمت میکنن. هیچکدوم از اینا عادلانه نیست
پس این همه زحمت برای رسیدن به این مقام چه فایدهای داره؟
،اگه نتونیم از بچههامون حمایت کنیم برتری و امتیاز داشتن به چه دردی میخوره؟
فردریک داگلاس میذاره پسرهای خودش خدمت کنن
مادرهای بردهای هستن که بچههاشون رو ازشون گرفتن و
به مزارع فروختن و دیگه ندیدنشون
ولی همون مادرها
پسرهایی که تونستن نگه دارن رو فرستادن که بجنگن
چطوری میتونیم رابرت رو از فرصتِ پیوستن به اونها دریغ کنیم؟
.همهی مادرها خواهرای منن .نیومدم بگم کی بیشتر داغ دیده
.میخوام بهت بگم که من دیگه نمیتونم تحملش کنم .لطفاً طرف من رو بگیر
ازت خواستم این مسئله رو با رابرت حلش کنی. سعیتو کردی؟
قبل اینکه بیام - جوابش چی بود؟ -
میگه دلشوره و نگرانیهام الکیـه
من که آمار و ارقام لازم برای اثبات حرفم رو ندارم
،مارس، اگه رابرت خدمت کنه چقدر در خطره؟ آمارش رو داری؟
بستگی داره کجا خدمت کنه
میتونم بفرستمش زیردستِ ژنرال گرنت
اونجا شانس بهتری داره
،جنگ یعنی انتخاب بین تصمیمات دشوار ولی باید یه تصمیمی بگیریم
رابرت خودش این تصمیم رو گرفته
بذار زیردست گرنت خدمت کنه
ولی از جفتتون یه خواهشی دارم
.از طرف تمام مادرها میگم .یه راهی برای تموم کردن این جنگ پیدا کنید
پسرهامون نباید یه ذره هم بیشتر از مقداری که برای پیروزی لازمـه، توی خطر باشن
بهت قول میدیم
رابرت. تو...میخواستی باهام صحبت کنی؟
مادرم دچار بحرانات روحی میشه
...من هنوز دانشگاه رو هم تموم نکردم ولی
رابرت، به من نگاه کن
من هم تجربهی تو رو دارم. درک میکنم
ولی بهونه نیار. الان به حمایتت نیاز داره
میشه صحبت کنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.