Succession

Succession

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 4

Impormasyon ng release

Succession S04E02 XviD-AFG
Succession S04E02 WEBRip x264-ION10
Succession S04E02 WEB 720p x265-MiNX
Succession S04E02 WEB 720p H264-CAKES
Succession S04E02 WEBRip AMZN Rehearsal 1080p DDP5 1 x264-NTb
Succession S04E02 WEBRip AMZN Rehearsal 720p DDP5 1 x264-NTb
Succession S04E02 WEBRIP HEVC X264-RMTEAM
Succession S04E02 WEBRip 720p/1080p HMAX DDP5 1 x264-NTb
Succession S04E02 WEBRip 720p/1080p HMAX DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Succession S04E02 WEBRip 720p/1080p 10bit 2CH x265 HEVC-PSA
Komentaryo ni Night_walker77
█⫸ وحید فرحناکی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Mga Tag

XviD
webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
1080
HEVC
2CH
Na-publish noong: 2023-04-03
Mga Download: 74
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

‫خیلی‌خب،‌آره دیگه. همه‌چی...

‫همه‌چی به‌نظر واسه جلسهٔ فردا آماده‌ست.

‫حالت چطوره؟

‫چرا همه می‌پرسن حالم چطوره؟

‫می‌فروشم دیگه. تصمیم خودمه. ‫حالم هم عالیه.

‫و آره،‌ آره. ‫هلیکوپتر رو ازشون بگیر.

‫- می‌تونن پیاده بیان خبر مرگ‌شون. ‫- آره، حتماً.

‫- دفتر بریم؟ ‫- ای‌تی‌ان

‫عه

‫ملاقات سرزده؟

‫کریسمس مبارک آشغالای حیفِ نون.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫ DigiMoviez@

‫خب شاید درست باشه

‫ولی ناتو یه بار فرهنگی داره...

‫چقدر پیر پاتال اینجاست.

‫پلنگا کجان؟

‫آره، یه‌کم باید به برنامه‌شون جون بدن خدایی.

‫یه برنامه در مورد سیاست ‫به اسم «دنیای بیس‌بال»

‫- چی؟ ‫- آره. چقدر گیج کننده‌ست؟

‫واقعا؟

‫کانر پیام داده.

‫«راه نیفتادیم»؟ ‫با ایموجی چشم.

‫ایموجی آرزوی موفقیت و هیلکوپتر.

‫- می‌ریم. ‫- باور نکردنیه.

‫شبکهٔ خودمون اینا رو می‌ذاره تو جیبش.

‫- اوهوم. ‫- هنوز که مال شما نیست.

‫گپ و گفت کاری داریم، تلی. ‫باید واسه شبکهٔ‌ خبری پیرس هم‌فکری کنیم.

‫برنامه واسه یک‌شنبه و دوشنبه، چرت و پرته.

‫برنامهٔ سه‌شنبه و چهارشنبه آشغاله.

‫برنامه جمعه و شنبه هم که ریدمانه.

‫باید بگم که پیشرفت شبکه ‫عالی می‌شه اگه تنوع بهش بدیم

‫و این‌قدر روی استاد دانشگاه‌ها تمرکز نکنیم.

‫- اوهوم ‫- درسته؟

‫شرمنده، نمی‌تونم چشمم رو از این

‫کچل خان که در مورد ‫ناتو صحبت می‌کنه بردارم.

‫- راست کردم... ‫- خب، ایدهٔ اولیه‌‌

‫و دم دستی‌ای که الان دارم

‫اینه که اخبار بین‌المللی رو پوشش بدیم

‫از اخبار کاملاً جهانی گرفته تا کاملاً داخلی.

‫جس، تو باشی نگاه می‌کنی؟

‫آره... اگه باشه حتما

‫آره، مثلاً روی آفریقا تمرکز کنیم؟

‫هر روز که ببینیم چه خبره تو آفریقا؟

‫مغرب. کشورهای صحرای ‫غربی و صحرای شرقی آفریقا

‫من باشم نگاه می‌کنم.

‫عمراً‌ نگاه کنی.

‫- می‌کردم. ‫- نه خب، این انگاری...

‫مشق شبت تماشای شبکه باشه.

‫نه، منظورم اینه که جهانیه

‫شبکه‌ایه که نشونت می‌ده چطور تماشاش کنی.

‫- یا؟ ‫- یا، همهٔ اخبارِ خارجی

‫خسته کننده و خواب‌آور رو

‫- بندازشون توی روز... ‫- بله

‫و وقتی تو ساعات اوج و شب‌ها هستیم ‫خبرای جدی و جنجالی رو پخش کنیم.

‫سلام.

‫خب، متأسفانه گرچن یانگ

‫به‌خاطر تضاد منافع نمی‌تونه ‫ وکالت رو قبول کنه.

‫عه!

‫واقعا؟ به‌خاطر تام؟

‫رفته سراغ گرچن؟

‫خیلی‌خب، نفر دوم کیه؟

‫کراولی.

‫خیلی‌خب، باشه

‫با دفترش تماس گرفتم. ‫اونم مشکل تضاد منافع داره.

‫و کولمایر....

‫و بالاک و کامدن؟

‫آره، آره. ‫تضاد منافع. عجیبه.

‫باشه، عالیه.

‫بهت زنگ می‌زنم.

‫مــترجم: وحــید فرحناکی ‫≡ @Night_Walker77 ≡

‫دانلود آهنگ‌های پخش شده ‫ 💢 @Night_sub 💢

‫خیلی‌خب، الان هر پنج‌تاشون واسه ما هستن؟

‫- آره. ‫- و همه‌شون اونایی هستن

‫- که دفتر آقای روی بهمون پیشنهاد دادن؟ ‫- آره

‫وای خدا.

‫سلام، رفیق

‫سلام، سلام، سلام. ‫خب... لوگان اومده

‫لوگان اومده؟

‫بالا یعنی؟ توی جلسهٔ فروش؟

‫نه، پایینه، تام.

‫پایینه؟

‫وایسا، دقیقاً بهم توضیح بده که

‫بدن و صورتش چه وضعیتی دارن.

‫چه می‌دونم.

‫همین‌جوری می‌چرخه.

‫به‌طرز ترسناکی می‌چرخه.

‫داخل ساختمون عینک آفتابی زده.

‫انگاری بابانوئل رو اجیر کردن آدم بکشه!!

‫خیلی‌‌خب. خیلی‌خب، صبر کن. ‫همونجا صبر کن الان میام.

‫خب، سرجیو، ماشین رو نگه‌دار.

‫ماشین رو نگه‌دار.

‫خیلی‌خب، باقی ملاقات‌های روزم رو لغو کن.

‫- سلام. ‫- سلام، تام

‫خب، هیچ‌کدوم از وکلای ‫درجه یک در دسترس نیستن.

‫بابا اینو یادت داده؟ ‫حرکت خیلی خوبی بود.

‫نکنه الان می‌خواد شوهر تو بشه؟

‫بعید می‌دونم بدونم چی می‌گی.

‫آها، خیلی‌خب. ‫تو رفتی همهٔ وکلای به درد بخور

‫طلاق نیویورک رو دیدی یا استخدام‌شون کردی

‫که زهر چشم از من بگیری؟ ها؟

‫نمی‌دونم، شیو. ‫شاید سارا اشتباه کرده باشه.

‫فکر کردی حرکات بابای خودم رو نمی‌شناسم؟

‫- کون لقت، تام. ‫- شیو

‫نمی‌خواستم قضیه پر تنش باشه

‫ولی قبلاً دیدم که خونواده‌ت توی این شرایط

‫چه کارایی ازشون بر میاد، ‫و می‌خوام توافقی جدا بشیم.

‫مطمئنم می‌تونیم حلش کنیم.

‫آره، باشه.

‫می‌خوای آلت دست بابام باشی؟

‫چطوره یه پیام بهش برسونی، پادوی بدبخت؟

‫بهش بگو درش رو بذاره

‫و از زندگی‌ام بکشه بیرون.

‫خیلی‌خب، قضیه چیه؟ ‫قضیه چیه؟

‫خیلی‌خب، همین‌جوری می‌چرخه

‫ولی یه‌جوریه که انگاری الانه یکی رو بکشه.

‫شبیه فیلمِ «آرواره‌ها» شده.

‫اگه همه توی فیلم‌ آرواره‌‌ها ‫واسه خودِ کوسه‌ها کار می‌کردن.

‫آره.

‫- خب، یه فریاد بلند کشید. ‫- خب.

‫از زیرنویسِ

‫شمارش معکوس تا انتخابات بدش میاد،

‫از فونت جدید متنفره، خیلی کوچیکه.

‫زیادی تملق‌آمیزه. ‫کلا جوّ خیلی بدیه.

‫به‌نظرت... قضیه چیه؟

‫نمی‌‌دونم. شاید خب فقط ‫بخواد فیلم سکس تو رو

‫توی برنامهٔ «آخر شب» پخش کنه، گرِگ

‫آینده از الان شروع می‌شه، گرِگ.

‫می‌دونی، به محض این‌که هیئت مدیره تصدیق کنه

‫و وقتی رگلاتوری قرارداد رو تأیید کنه

‫سه-چهار ماه دیگه فاتحهٔ ویستار خونده می‌شه

‫و دیگه اینجا پاتوق می‌شه.

‫- پس قراره همیشه اینجا باشه؟ خودش؟ ‫- آره، آره.

‫همین‌جوری مثل خطر جنگ هسته‌ای بیخ گوشمونه.

‫- بریم. ‫- برو پیشش

‫سلام، سلام. ‫سلام قربان، آقای رئیس.

‫چیزه...

‫یه ایمیل داشته.

‫خودشون رو کشتن از بس ‫کار کردن این زبون بسته‌ها!

‫تو رو خدا این‌قدر به خودت فشار نیار.

‫تغییراتی که به مناسبت ‫انتخابات دادیم چطور بوده؟

‫آره. کلی خرج گذاشته رو دستمون.

‫قرارگاه عملیاتیه انگار.

‫پول تهویهٔ هوا چقدر شد؟

‫خب، آره سید خیلی از ‫حال و هواش خوشش میاد.

‫جالبه واقعاً.

‫کجاست؟

‫سید؟ اون وقتایی که فصل اجرای اپرا باشه

‫زود می‌ره خونه.

‫عه! سلام سید!

‫عه، رئیس. ‫ندیدمت. سرم شلوغ بود.

‫ولی می‌بینم که رئیس دفترم

‫- به خدمتت رسیده. ‫- فیلم رو دیدی؟

‫تام؟

‫هوم؟

‫فیلمِ کری. ‫دیدیش؟

‫نظرت چیه؟

‫در مورد کری؟

‫در مورد مصاحبه‌ش واسه ‫گویندهٔ‌ خبر شدن چی فکر می‌کنم؟

‫آره.

‫خب، خودت... ‫نظر خودت چیه، لوگان؟

‫نه، نه، نه. ‫تو اول بگو.

‫خب، به‌نظرم... ‫به‌نظرم خوشم اومد.

‫- یعنی، یه نیمچه استعدادی داره. ‫- آره واقعاً

‫آره، لازمه...

‫تو فکرته یه بخش رو بهش بدی؟

‫چون... شخصاً من فکر می‌کنم

‫که... می‌تونه ایدهٔ جالبی باشه.

‫- صحیح؟ ‫- من دخالت نمی‌کنم.

‫دستار منه.

‫چندان حرفه‌ای نیست که ‫من بخوام دخالت کنم.

‫هر چی شما دو تا نابغه فکر می‌کنید، همونه

‫خب... می‌خوام باهاشون صحبت کنم ‫یه سخنرانی مختصر.

‫یه جایی همین وسطا بین خودشون.

‫که مردمی به‌نظر بیام.

‫ شب به‌خیر، ‫من کری کسلباتی هستم

‫ - و با سر خط خبرها در خدمت شما هستیم. ‫- تا اینجا که ترکوندی

‫شبیه کسخلا شدی.

‫ ایالت میزوری... پلی‍... ‫پلیس ایالت میزوری

‫- در پی ربوده شدن دو کودک... ‫- خدایا

‫ اعلان هشدار امبر کرده

‫ این دو آخرین بار جلوی درب مدرسه در حالی که

‫ منتظر مادرشون بودن دیده شدن

‫و یه لبخند یهویی.

‫ پلیس تقاضای همکاری از مردم داره

‫با خودش می‌گه باید ‫طبیعی رفتار کنم که آدم‌ها رو گول بزنم.

‫ و مطالعات پزشکی جدید ثابت کردن که

‫داره می‌رینه به اخبار.

‫پسر... بابا خدا بود.

‫ولی فردا قراره امپراتوری رو

‫به ۴چن سوئدی می‌فروشه

‫و کار رو می‌سپره دست یه مشت کونی.

‫- شیو؟ ‫- سلام

‫سندی... سلام

‫امیدوارم مزاحم نشده باشم

‫می‌خواستم یه قرار بذاریم

‫ولی گفتم شاید بهتره زنگ بزنم ‫چون یه جورایی ضروریه.

‫- امیدوارم مشکلی نباشه ‫- چیزه...

‫نه، مشکلی نیست. ‫چی شده؟

‫در مورد عروسی کانره؟

‫چون خیلی شرمنده که نمی‌شه بیام.

More Farsi Persian subtitles for Succession

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left