Ang unang 200 linya.
خیلیخب،آره دیگه. همهچی...
همهچی بهنظر واسه جلسهٔ فردا آمادهست.
حالت چطوره؟
چرا همه میپرسن حالم چطوره؟
میفروشم دیگه. تصمیم خودمه. حالم هم عالیه.
و آره، آره. هلیکوپتر رو ازشون بگیر.
- میتونن پیاده بیان خبر مرگشون. - آره، حتماً.
- دفتر بریم؟ - ایتیان
عه
ملاقات سرزده؟
کریسمس مبارک آشغالای حیفِ نون.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
خب شاید درست باشه
ولی ناتو یه بار فرهنگی داره...
چقدر پیر پاتال اینجاست.
پلنگا کجان؟
آره، یهکم باید به برنامهشون جون بدن خدایی.
یه برنامه در مورد سیاست به اسم «دنیای بیسبال»
- چی؟ - آره. چقدر گیج کنندهست؟
واقعا؟
کانر پیام داده.
«راه نیفتادیم»؟ با ایموجی چشم.
ایموجی آرزوی موفقیت و هیلکوپتر.
- میریم. - باور نکردنیه.
شبکهٔ خودمون اینا رو میذاره تو جیبش.
- اوهوم. - هنوز که مال شما نیست.
گپ و گفت کاری داریم، تلی. باید واسه شبکهٔ خبری پیرس همفکری کنیم.
برنامه واسه یکشنبه و دوشنبه، چرت و پرته.
برنامهٔ سهشنبه و چهارشنبه آشغاله.
برنامه جمعه و شنبه هم که ریدمانه.
باید بگم که پیشرفت شبکه عالی میشه اگه تنوع بهش بدیم
و اینقدر روی استاد دانشگاهها تمرکز نکنیم.
- اوهوم - درسته؟
شرمنده، نمیتونم چشمم رو از این
کچل خان که در مورد ناتو صحبت میکنه بردارم.
- راست کردم... - خب، ایدهٔ اولیه
و دم دستیای که الان دارم
اینه که اخبار بینالمللی رو پوشش بدیم
از اخبار کاملاً جهانی گرفته تا کاملاً داخلی.
جس، تو باشی نگاه میکنی؟
آره... اگه باشه حتما
آره، مثلاً روی آفریقا تمرکز کنیم؟
هر روز که ببینیم چه خبره تو آفریقا؟
مغرب. کشورهای صحرای غربی و صحرای شرقی آفریقا
من باشم نگاه میکنم.
عمراً نگاه کنی.
- میکردم. - نه خب، این انگاری...
مشق شبت تماشای شبکه باشه.
نه، منظورم اینه که جهانیه
شبکهایه که نشونت میده چطور تماشاش کنی.
- یا؟ - یا، همهٔ اخبارِ خارجی
خسته کننده و خوابآور رو
- بندازشون توی روز... - بله
و وقتی تو ساعات اوج و شبها هستیم خبرای جدی و جنجالی رو پخش کنیم.
سلام.
خب، متأسفانه گرچن یانگ
بهخاطر تضاد منافع نمیتونه وکالت رو قبول کنه.
عه!
واقعا؟ بهخاطر تام؟
رفته سراغ گرچن؟
خیلیخب، نفر دوم کیه؟
کراولی.
خیلیخب، باشه
با دفترش تماس گرفتم. اونم مشکل تضاد منافع داره.
و کولمایر....
و بالاک و کامدن؟
آره، آره. تضاد منافع. عجیبه.
باشه، عالیه.
بهت زنگ میزنم.
مــترجم: وحــید فرحناکی ≡ @Night_Walker77 ≡
دانلود آهنگهای پخش شده 💢 @Night_sub 💢
خیلیخب، الان هر پنجتاشون واسه ما هستن؟
- آره. - و همهشون اونایی هستن
- که دفتر آقای روی بهمون پیشنهاد دادن؟ - آره
وای خدا.
سلام، رفیق
سلام، سلام، سلام. خب... لوگان اومده
لوگان اومده؟
بالا یعنی؟ توی جلسهٔ فروش؟
نه، پایینه، تام.
پایینه؟
وایسا، دقیقاً بهم توضیح بده که
بدن و صورتش چه وضعیتی دارن.
چه میدونم.
همینجوری میچرخه.
بهطرز ترسناکی میچرخه.
داخل ساختمون عینک آفتابی زده.
انگاری بابانوئل رو اجیر کردن آدم بکشه!!
خیلیخب. خیلیخب، صبر کن. همونجا صبر کن الان میام.
خب، سرجیو، ماشین رو نگهدار.
ماشین رو نگهدار.
خیلیخب، باقی ملاقاتهای روزم رو لغو کن.
- سلام. - سلام، تام
خب، هیچکدوم از وکلای درجه یک در دسترس نیستن.
بابا اینو یادت داده؟ حرکت خیلی خوبی بود.
نکنه الان میخواد شوهر تو بشه؟
بعید میدونم بدونم چی میگی.
آها، خیلیخب. تو رفتی همهٔ وکلای به درد بخور
طلاق نیویورک رو دیدی یا استخدامشون کردی
که زهر چشم از من بگیری؟ ها؟
نمیدونم، شیو. شاید سارا اشتباه کرده باشه.
فکر کردی حرکات بابای خودم رو نمیشناسم؟
- کون لقت، تام. - شیو
نمیخواستم قضیه پر تنش باشه
ولی قبلاً دیدم که خونوادهت توی این شرایط
چه کارایی ازشون بر میاد، و میخوام توافقی جدا بشیم.
مطمئنم میتونیم حلش کنیم.
آره، باشه.
میخوای آلت دست بابام باشی؟
چطوره یه پیام بهش برسونی، پادوی بدبخت؟
بهش بگو درش رو بذاره
و از زندگیام بکشه بیرون.
خیلیخب، قضیه چیه؟ قضیه چیه؟
خیلیخب، همینجوری میچرخه
ولی یهجوریه که انگاری الانه یکی رو بکشه.
شبیه فیلمِ «آروارهها» شده.
اگه همه توی فیلم آروارهها واسه خودِ کوسهها کار میکردن.
آره.
- خب، یه فریاد بلند کشید. - خب.
از زیرنویسِ
شمارش معکوس تا انتخابات بدش میاد،
از فونت جدید متنفره، خیلی کوچیکه.
زیادی تملقآمیزه. کلا جوّ خیلی بدیه.
بهنظرت... قضیه چیه؟
نمیدونم. شاید خب فقط بخواد فیلم سکس تو رو
توی برنامهٔ «آخر شب» پخش کنه، گرِگ
آینده از الان شروع میشه، گرِگ.
میدونی، به محض اینکه هیئت مدیره تصدیق کنه
و وقتی رگلاتوری قرارداد رو تأیید کنه
سه-چهار ماه دیگه فاتحهٔ ویستار خونده میشه
و دیگه اینجا پاتوق میشه.
- پس قراره همیشه اینجا باشه؟ خودش؟ - آره، آره.
همینجوری مثل خطر جنگ هستهای بیخ گوشمونه.
- بریم. - برو پیشش
سلام، سلام. سلام قربان، آقای رئیس.
چیزه...
یه ایمیل داشته.
خودشون رو کشتن از بس کار کردن این زبون بستهها!
تو رو خدا اینقدر به خودت فشار نیار.
تغییراتی که به مناسبت انتخابات دادیم چطور بوده؟
آره. کلی خرج گذاشته رو دستمون.
قرارگاه عملیاتیه انگار.
پول تهویهٔ هوا چقدر شد؟
خب، آره سید خیلی از حال و هواش خوشش میاد.
جالبه واقعاً.
کجاست؟
سید؟ اون وقتایی که فصل اجرای اپرا باشه
زود میره خونه.
عه! سلام سید!
عه، رئیس. ندیدمت. سرم شلوغ بود.
ولی میبینم که رئیس دفترم
- به خدمتت رسیده. - فیلم رو دیدی؟
تام؟
هوم؟
فیلمِ کری. دیدیش؟
نظرت چیه؟
در مورد کری؟
در مورد مصاحبهش واسه گویندهٔ خبر شدن چی فکر میکنم؟
آره.
خب، خودت... نظر خودت چیه، لوگان؟
نه، نه، نه. تو اول بگو.
خب، بهنظرم... بهنظرم خوشم اومد.
- یعنی، یه نیمچه استعدادی داره. - آره واقعاً
آره، لازمه...
تو فکرته یه بخش رو بهش بدی؟
چون... شخصاً من فکر میکنم
که... میتونه ایدهٔ جالبی باشه.
- صحیح؟ - من دخالت نمیکنم.
دستار منه.
چندان حرفهای نیست که من بخوام دخالت کنم.
هر چی شما دو تا نابغه فکر میکنید، همونه
خب... میخوام باهاشون صحبت کنم یه سخنرانی مختصر.
یه جایی همین وسطا بین خودشون.
که مردمی بهنظر بیام.
شب بهخیر، من کری کسلباتی هستم
- و با سر خط خبرها در خدمت شما هستیم. - تا اینجا که ترکوندی
شبیه کسخلا شدی.
ایالت میزوری... پلی... پلیس ایالت میزوری
- در پی ربوده شدن دو کودک... - خدایا
اعلان هشدار امبر کرده
این دو آخرین بار جلوی درب مدرسه در حالی که
منتظر مادرشون بودن دیده شدن
و یه لبخند یهویی.
پلیس تقاضای همکاری از مردم داره
با خودش میگه باید طبیعی رفتار کنم که آدمها رو گول بزنم.
و مطالعات پزشکی جدید ثابت کردن که
داره میرینه به اخبار.
پسر... بابا خدا بود.
ولی فردا قراره امپراتوری رو
به ۴چن سوئدی میفروشه
و کار رو میسپره دست یه مشت کونی.
- شیو؟ - سلام
سندی... سلام
امیدوارم مزاحم نشده باشم
میخواستم یه قرار بذاریم
ولی گفتم شاید بهتره زنگ بزنم چون یه جورایی ضروریه.
- امیدوارم مشکلی نباشه - چیزه...
نه، مشکلی نیست. چی شده؟
در مورد عروسی کانره؟
چون خیلی شرمنده که نمیشه بیام.
No comments yet. Be the first to leave one.