Love Life

Love Life

I-download ang Farsi Persian Subtitle

Season 1

Impormasyon ng release

Love Life US S01E04 1080p WEB H264-BTX
Love Life US S01E04 720p WEB H264-BTX
Love Life US S01E04 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Love Life US S01E04 480p WEB x264-RMTeam
Love Life US S01E04 WEBRip x264-ION10
Love Life US S01E04 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentaryo ni _SinCities_
🌀 سینا صداقت | FilmoGen.Org 🌀

Mga Tag

web
720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
1080
webrip
BRip
Na-publish noong: 2020-06-04
Mga Download: 47
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi Persian

Ang unang 200 linya.

‫بعد از شبی که با دنی دو گوشی بود،

‫داربی به طور غیرعادی به روابط ‫سطحی اکتفا می‌کرد

‫احمقانه نیست که صدای ‫ارضا شدنش رو شنیدیم؟

‫آره، انگار داشت مثل یه کبوتر بق‌بقو می‌کرد

‫با این امید که یه سری روابط زودگذر می‌تونن

‫اون رو از بارِ خواستن یه چیز بیشتر خلاص کنن

‫هی، اون پسره زیاد اومده اینجا

‫باید بهش یه کارتِ عضویت بده

‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر

‫- میشه ما هم شریک شیم؟ ‫- آره

‫ولی بعدش مگنوس لاند از راه رسید،

‫یه آشپزِ جوان که همیشه ‫پر از شور و شوق بود

‫- صبح بخیر ‫- صبح بخیر

‫بالأخره شخصی اینجا بود

‫که داربی لازم نبود جلوش نقش بازی کنه،

‫چون اون دقیقاً

‫به اندازه‌ی داربی خُل و چل بود

« چهار: مگنوس لاند »

« ‏2015 - چند ماه بعد از دنی دو گوشی »

‫مثل داربی، مگنوس به نیویورک اومده بود ‫تا زندگی جدیدی شروع کنه

‫اون به دانشکده‌ی هنر، بازیگری ‫و آشپزی رفته بود،

‫و به حداکثر رسوندن استعداد خودش متعهد بود

‫فکر کردن به خودش و مگنوس به عنوان

‫زوج قدرتمند بعدی نیویورک ‫داربی رو هیجان زده می‌کرد

‫سفارش حاضره

‫- مثل یه بشقابِ خالیه ‫- اممم

‫- خدای من ‫- این چقدر قشنگه؟

‫داربی، رابطه‌ات داره شلوارم رو تنگ می‌کنه

‫خب، فقط چون مگنوس برامون آشپزی می‌کنه

‫به این معنی نیست که مجبوری ‫هرچی تو منوئه سفارش بدی

‫یعنی، اون ریشِ قشنگی داره

‫انقدر می‌تونم بهت بگم

‫اون یه مرد تمام عیاره

‫اوه، عزیزم،

‫تو هم می‌خوای کُرک هلو در بیاری؟

‫به جهنم، برای این قانونِ نخوردن ‫گوشتِ خوکم رو زیر پا می‌ذارم

‫از کی گوشتِ خوک نمی‌خوری؟

‫از وقتی فیلم یه خوک به اسم مادسلینگر رو دیدم

‫که می‌تونست یه توپ فوتبال ‫رو از سه تا مانع دریبل کنه،

‫یه گُل بزنه و بعدش تعظیم می‌کنه

‫- شونه‌ی عسل رو امتحان کردی؟ ‫- اوهوم

‫مگنوس اونا رو تو کندوی شهری خودش پرورش میده

‫از نظر فنی، اون کمک آشپزه، ولی ‫نصفِ منو رو خودش درست کرده

‫- اون خاطرخواهش شده! ‫- خفه شو

‫خفه شو

‫بدجوری خاطرخواه شده

« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.

‫‏20 دقیقه دیگه بگذره، کارم تمومه

‫کمک نمی‌خوای؟

‫نه، مرسی

‫اوه خوبه، نائومی ساعت 1 نصف شب ‫بهم ایمیل زده

‫کنجکاوم بدونم چقدر مسته

‫این خیلی عجیبه... هر دفعه باهاش حرف می‌زنم،

‫نمی‌تونم تشخیص بدم شوخی می‌کنه یا جدیه،

‫و به نظر میاد ازم متنفره، ولی ازم می‌خواد ‫برای همیشه دستیارش باشم

‫یه جای خالی تو بخش عتیقه‌جات هست،

‫و ازش خواستم سفارشم رو بکنه، ‫و فکر نکنم این کارو کرده باشه

‫نه، معلومه که نکرده

‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

‫چون اگه تو بری،

‫کل بخش نقاشی دریایی از هم می‌پاشه،

‫و بعدش همه تو کل مرکزِ حراج،

‫می‌دونن که اون چقدر دیوانه‌ست

‫هر صبح مجبورت می‌کنه براش یه بشقاب ‫سیب زمینی سرخ کرده ببری

‫- عادی نیست ‫- این عادی نیست

‫- آره، کونِ لق نائومی ‫- باشه

‫من فردا میرم اونجا،

‫و اول از همه این رو بهش می‌گم

‫ولی این حرف رو نمی‌زنی، ‫چون تو زیادی خوبی

‫و زیادی مهربونی

‫نمی‌تونی بذاری بقیه ازت سواستفاده کنن، دارب

‫باشه. فهمیدم

‫- کونِ لق نائومی ‫- کونِ لق نائومی

‫خونه‌ی من یا تو؟

‫من صبح کار دارم،

‫و تو خونه‌ی تو شورتِ تمیز ندارم

‫باشه، دلیلم برای رفتن خونه‌ی من:

‫من هم اتاقی ندارم،

‫و می‌تونیم تو هر اتاقی سکس کنیم

‫اوه، خدای من

‫باشه، حله. بریم

‫ممنون. دارم از گرسنگی می‌میرم

‫چیزِ دیگه‌ای لازم نداری برات بیارم؟

‫نه، ولی یه سری آت و آشغال رو میزت هست

‫خدای من

داربی، روش زیادی سُس تند ریختی « کونِ لق نائومی. دوستت دارم، مگنوس »

« کونِ لق نائومی. دوستت دارم، مگنوس »

‫صبر کن. گفتی چقدر بود؟

‫1.2

‫- برای یه نقاشی از یه کشتی؟ ‫- می‌دونم

‫حتی یه کشتیِ فوق‌العاده هم نبود

‫فقط یه کشتیِ جنگی معمولی

‫شماها کجا دستکشِ فِر دارید؟

‫دستکش فِر

‫آره، می‌دونم یه جایی یکی داریم

‫می‌دونم که داریم

‫- اوه، لعنتی! ‫- عزیزم

‫- اوه، لعنتی ‫- لعنتی

‫- گندش بزنن ‫- هی، هی

‫- هی، بذار ببینم ‫- چیزی نیست. چیزی نیست

‫- نه، نه، نه. بذار ببینم ‫- چیزِ مهمی نیست

‫- بذار ببینم. هی ‫- چیزی نیست. باشه

‫فقط بذار بگیرمش زیرِ آب

‫فقط اینجا خیلی گرمه

‫می‌دونم

‫رادیاتور دیگه برای چی روشنه؟

‫- پاییزه دیگه، آره؟ ‫- آره

‫ببخشید. این حرکتِ خوبی نبود... آره

‫- فقط روزِ بدی سر کار داشتم ‫- آره

‫چیپ از منوی تسترم خوشش نیومد

‫و می‌دونم که اون هیچی بارش نیست،

‫- پس اهمیتی نداره، ولی... ‫- آره، ولی کونِ لق چیپ

‫می‌دونم. من فقط یه جورایی بهش افتخار می‌کردم

‫آره

‫باید آخرِ هفته رو از شهر بریم بیرون

‫مگه نباید کار کنی؟

‫آخه، حالم خیلی خوب نیست

‫حس می‌کنم می‌تونم زنگ بزنم بگم مریضم

‫اوه، واقعاً؟

‫شاید از نظر روانی سالم نیستم

‫- اوه، واقعاً؟ ‫- و مثلاً نیاز دارم تو...

‫درمانم کنی

‫خب، هرچی تو بخوای

‫خب اگه سمتِ راستت رو نگاه کنی...

‫آهان

‫اونا در واقع درخت هستن

‫خدای من

‫- تو خیلی باهوشی ‫- می‌دونم

‫یه جورایی حالم بهم می‌خوره

‫چون همه چی خیلی قشنگه

‫در سطح یه زنِ مطیع و حرف شنو

‫یعنی همه چی زیادی عالیه

‫خیلی معذرت می‌خوام

‫فکر کنم... فقط پول رو بهش بده

‫این خوبه... خیلی خوشگله

‫ما داریم بازی می‌کنیم. ‫اگه چونه نزنی بی‌ادبیه.

‫این حقیقت نداره. این حقیقت نداره

‫باشه، 13

‫عزیزم، فقط 20 دلار رو بهش بده

‫می‌ذاریش یه جایی. خیلی قشنگ میشه

‫خیلی بهش افتخار می‌کنی

‫شانس آوردی که اون رو آوردم

‫خب معمولاً تو این منطقه ‫قارچ دنبلان رشد نمی‌کنه

‫گرچه، تو ردیتِ خوراک جویی خوندم

‫که اونا چندتایی پیدا کردن، ‫پس بذار نشونت بدم چیکار می‌کنن

‫وقتی یه ریشه پیدا کردی...

‫خیلی خب

‫فقط یواش اطرافِ ریشه رو تمیز کن

‫باشه، پس مثل زرگیری کردنه،

‫ولی خیلی چندش آورتر؟

‫دقیقاً

‫خدای من

‫خدای من. یکی پیدا کردم؟

‫وای، آره

‫یعنی، تو یه تیکه گوه پیدا کردی

‫خدای من! اون واقعاً یه تیکه گوهه؟

‫ناگهان، زندگیِ داربی مثل یه نقاشی شده بود،

‫مجموعه‌ای از لحظات تثبیت شده در زمان،

‫انگار داشت خودش رو از بیرون تماشا می‌کرد

‫خدای من، انگار

‫یادم رفته هوای تمیز چه بویی داره

‫این رویای منه...

‫که اینجا زندگی کنم، یه تیکه زمین بخرم

‫یه جور رستورانِ از تولید به مصرف باز کنم

‫یه خونه بگیرم و باغ ارگانیک راه بندازم

‫مرتعِ ارگانیک با گاو، خوک و مرغ

‫یه طویله می‌خوام،

‫در صورتی که بچه‌ها بخوان ‫اسب سواری یاد بگیرن

‫"بچه‌ها"؟

‫آره

‫داشتم فکر می‌کردم، مثلاً پنج یا شیش تا

‫تو به این چیزها فکر می‌کنی؟

‫تو فکر نمی‌کنی؟

‫آره

‫ولی شیش تا نه. مثلاً دو تا

‫پنج تا

‫حداکثر سه تا

‫باید بتونیم تو یه ماشین جا شیم

‫چهار تا

‫یه مینی‌وَن می‌خریم

‫من و تو باهم می‌مونیم، آره؟

‫- آره ‫- رویاهای من رویاهای تو هم هستن؟

‫- آره ‫- رویاهای تو رویاهای منم هستن؟

‫آره

‫چطوری در عرض 48 ساعت اونم ‫آخر هفته 31 تا ایمیل دارم؟

‫خیلی خب، کله گنده

‫چطوره ایمیل‌ها رو نگه داری تا برسیم شهر؟

‫آره، فقط می‌خوام مطمئن شم که می‌دونن

‫که من کاملاً قابل اطمینانم

‫بعداً برام دردسر درست نکنه

‫هی

‫تو سرِ کار نیستی

‫الان هنوزِ وقتِ خودمونه

‫نمی‌خوام این آخر هفته تموم شه

‫نمی‌خوام برگردم

‫نمی‌خوام برگردم پیشِ نائومی

‫و رادیاتورهای احمقانه‌مون

‫و جابجا شدن بینِ آپارتمان‌ها

More Farsi Persian subtitles for Love Life

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left