Ang unang 200 linya.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
داری کجا میری؟
اسم فرد مُرده کیلب ایستون هست.
پسر جی ایستون.
آره، پدرش میلیاردره.
چرا به من میگن یه کارآگاه قتل از بروکلین
نظر تو رو راجع به یه مرگ ناشی از مصرف بیش از حد میخواد؟
برام مهم نیست تو پلیس نیویورک چی کار کردی.
تو اون پلیس سابقی.
شنیدم درخواست گروه من رو کردی.
فقط اطلاعاتی درباره آدریان مورادو میخوام.
به قاچاق دخترها شک داشتی.
جزئیات مرگش شبیه قتل اخیر کیلب ایستونه.
هر دو قربانی یه دوست دختر داشتن که هیچ کس ندیده بودش
و هر دو بار دوست دختر ناپدید شده.
نمیتونه همون زن باشه.
چرا یه تبهکار سابق رو بکشه و بعد یه سال بعد،
همین کار رو با پسر جی ایستون بکنه؟
این دو تا آدم چه ربطی به هم دارن؟
من جینیم. راهی هست که بتونی کمکم کنی کارت شناسایی بگیرم؟
الیور چارلز کیه؟
وکیل متمول و خوشگلی که میخوای گیر بیاری.
یه زن رو دیدی
که نیمهشب وارد خونه همسایهتون میشه؟
خب، من صورتش رو ندیدم.
ولی یه خالکوبی داشت. یه گل قرمز کوچیک.
دربارهات تحقیق کردم.
یه سال پیش تو این بیمارستان بودی.
دوست پسر پلیست یه کم تو رو زد؟
قربانیان خشونت، خشنترین هستن.
تو اینطور فکر نمیکنی؟
دیشب واقعاً بهم ریختگی درست کردی.
لعنتی. خیلی باحال بود.
کاش میتونستیم همه روز رو همینجا بمونیم و این کارو بکنیم.
- نمیتونیم؟ - این هفته خیلی شلوغم.
ولی، میدونی، شاید بتونیم زودتر دوباره همدیگه رو ببینیم.
بذار بدرقه ات کنم. برات اوبر میگیرم.
اینو با خودم ببرم؟
آره، اون مال توئه، و یه نسخه هم پیش منه.
ولی، گوش کن.
م-من واقعاً از این کار لذت بردم.
خیلی زیاد.
اینجا نوشته که نمیتونم هیچی دربارهات بگم.
نمیتونم کاری کنم که بهت آسیب بزنه وگرنه نابودم میکنی.
مثل اینه که مالک منی.
نه، فقط، میدونی، اینجا نوشته که نمیتونی هیچ اطلاعاتی رو به اشتراک بذاری،
و یه بند مسئولیت هم هست، ولی...
میخوام مالک من باشی.
میخوام مال تو باشم.
ببین.
من فقط یه وکیلم، باشه؟
و میدونم که دیشب خیلی مواد زدیم.
ولی من زیاد اهل کارای عجیب و غریب نیستم.
چی میشه اگه من فقط، مثلاً...
همه روز رو اینجا بمونم...
و منتظر بمونم تا تو به خونه بیای؟
م-من نمیتونم.
تو دوربین داری. میتونی نگاه کنی.
مطمئن بشی که کار اشتباهی نمیکنم.
من نمیخوام کلید خونهام رو بهت بدم.
کلید نمیخوام.
میخوام زندانی بشم.
خدایا.
ببین، م-من باید برم، باشه؟
ولی...
هی، میدونی، میخوام برهنه باشی.
و تمیز کنی.
کل خونه لعنتی من رو تمیز کن.
وقتی کیلب ایستون به قتل رسید،
با یه زنی رفت و آمد داشت که خالکوبی خشخاش روی شکمش بود.
حالا، به دختر تو فیلم خواربارفروشی با آدریان مورادو نگاه کن.
همون خالکوبی رو داره. همون دختره.
- یه چیزی هست. - میدونم.
- ولی کافی نیست. - آره.
یه خالکوبیه. آدما خالکوبیهای مشابه دارن.
این برای اثبات اینکه همون زنه کافی نیست، و خودت میدونی.
پچ پچ میگی؟ چی شده؟
آره.
همون دلیلی که تو از توی ماشینت با من حرف میزنی.
سروانم نمیخواد این کار رو بکنم.
جی ایستون بیمارستانهایی به اسم خودش داره.
همه جور پولی به صندوقهای بازنشستگی پلیس میده.
نمیتونیم پسرش رو به آدریان مورادوی لعنتی ربط بدیم،
یه مظنون به قاچاق جنسی، فقط بر اساس یه خالکوبی؟
هیچ کس ما رو جدی نمیگیره مگه اینکه بتونیم
ارتباط بیشتری بین این دو تا پیدا کنیم.
من ایستون رو کامل بررسی کردم، چیزی پیدا نکردم.
کیلب ایستون پاکه.
صبر کن.
یه بار ماشینش رو دزدیده بودن گزارش کرده.
این رو برام فرستادی؟ بفرستم برام.
راستی، اِمی من رو به یه مهمونی این آخر هفته دعوت کرده. تو میری؟
چی؟
میری به مهمونی نامزدی خواهرت؟
خب، یه ارتباطی بین کیلب ایستون و آدریان مورادو پیدا میکنیم.
میتونم با خانواده کیلب حرف بزنم؟
میری به مهمونی نامزدی خواهرت؟
میتونم با خانواده کیلب حرف بزنم؟
الان وقتش نیست.
بعداً باهات حرف میزنم لعنتی.
آره، خوب بازی کردی.
چی؟
نورا واشینگتن، رئیس C20، درخواست کرده که یه ارزیابی
از قتل کیلب ایستون رو بخونه.
پس، نظر من رد شد.
پشت سرم حرکت کردی، و جواب داد.
- من پشت... - بنویسش.
تمومش کن.
الیور یکی از شرکای ماست.
هی، سلام.
سلام. از ملاقاتتون خوشوقتم.
کارهای بیبیش زیادی انجام میده
حمایت از آموزش دختران در سراسر جهان.
میدونی، این برای من خیلی مهمه،
مخصوصاً به عنوان پدر یه دختر،
- که نسل بعد رو بالا ببرم. - بله.
آموزش دختران فقط...
یکی از بهترین راههایی که داریم
برای محافظت از آیندهمون.
اقتصاد رو تقویت میکنه.
جوامع قوی میسازه.
یه لحظه بهم بدین.
الان به اینا نیاز دارم تا ایمیلهام رو بخونم. دارم پیر میشم.
باشه.
جینی؟
کجایی؟
هی، جینی.
لعنتی.
منتظرت بودم.
دراز بکش.
و تکون نخور. میخوام بهت نگاه کنم.
اینطور به من نگاه نکن.
م-کجا میری؟
هی، جینی.
میام اونجا تا بیارمت بیرون.
نه!
یالا.
جینی.
وقتی پلیس بودم فرق میکرد.
این همه کاغذبازی نداشتیم.
وقت نداشتیم. فقط سعی میکردیم پروندهها رو ببندیم.
م-من مربیای زیادی نداشتم.
ولی اینجا، حتی نمیتونم بهش بگم پرونده مگه اینکه ثابت کنم پروندهست.
این هنوز پرونده نشده.
میدونم. یه ارزیابی از یه پروندهست.
به اطلاعات پسزمینه بیشتری نیاز داری. جزئیات.
تنها ارتباط بین این دو قتل
یه دختر تو یه فیلم از سال ۲۰۱۲ هست.
و تو حتی با افسری که
گزارش خواربارفروشی رو نوشته مصاحبه نکردی؟
- گزارش رو خوندم. - چرا باهاش حرف نزدی؟
اسمش تیم بیکره.
آره، و کارآگاهی که باهاش کار میکنم میشناسش.
تو مأمور افبیآی هستی، بیخیال.
تیم.
فقط چند دقیقه وقت دارم. باید برم دادگاه.
سلام. آلیس بلک. مأمور ویژه هستم،
ولی در واقع قبلاً با دنی کلی در قتل کار میکردم.
دنی لاغروندی؟
- آره. - هنوز باورم نمیشه کارآگاه شده.
- منم همینطور. - گوش کن، خوشحال میشم کمک کنم،
ولی این گزارش، چی بود، ۱۴ سال پیش؟
م-من رو صاحب خواربارفروشی خبر کرده بود.
یه مزاحمت بود. یه مرد و یه زن.
یه نوجوان.
و مرد گفت پدرشه.
به من گفت دنبالش میگشته.
اون های بود و به جایی نیاز داشت تا بخوابه.
و دختر به من گفت میخواد پیش پدرش بمونه.
ما اون موقع راجع به این حرف زدیم، نورا.
منظورم اینه که نمیدونستم تو داری این پسر رو بررسی میکنی.
دلیلی نداشتم فکر کنم که داره به من دروغ میگه.
روبهروی خواربارفروشی چی بود، تیم؟
- نورا. - خواربارفروشی روبهروی یه جای سکس بود
به اسم کاندلایت لانژ،
جایی که پلیسا دوست دارن برن تا فشارشون رو کم کنن.
- درسته؟ - فکر میکنی هیچکدوم از رفقای فدرالت
نرفتن اونجا تا سکس دستی بگیرن؟
کاندلایت لانژ، اسم مسخرهای نیست؟
فکر نمیکنی میتونستن یه کم خلاقتر باشن؟
- میدونی، من به عنوان لطف اومدم اینجا. - کاندلایت کلاب.
- جناس داری. - داری با من
مثل یه خلافکار لعنتی رفتار میکنی. تموم شد.
- هپی هاوس. - تیم، تا حالا تأیید کردی
که اون پدرش بوده؟
همه چیزی که میدونم تو گزارشه. و ۱۴ سال پیش بود.
به من گفتی که تحقیق در مورد آدریان مورادو رو یادت نیست.
داشتم راجع بهش تحقیق نمیکردم.
داشتم سعی میکردم این سالنهای ماساژ لعنتی رو ببندم.
ولی قوانین مثل تار عنکبوتن که مگسهای بزرگ ازش رد میشن
و کوچیکا گیر میکنن.
ای-این یعنی چی؟
فکر کنم بالزاک میخواست بگه پلیسا هم به سکس دستی نیاز دارن.
- کار اجرای قانون شغل پراسترسیه. - چرا به من اعتماد نداری؟
چون نمیدونم هنوز پلیسی یا نه.
- معلومه که نیستم. - شما همه تو محلههای پلیسی بزرگ شدین
و به مدرسههای پلیسی همون رفتین، و مراقب همدیگه هستین.
ولی تو رفتی. این چیزیه که نمیتونم بفهمم.
No comments yet. Be the first to leave one.