Furious

Furious

I-download ang Farsi/persian Subtitle

Season 1

Impormasyon ng release

Furious S01E02 1080p WEB H264-NESTED
Komentaryo ni NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-07-27
Mga Download: 23
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi/persian

Ang unang 200 linya.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫داری کجا میری؟

‫اسم فرد مُرده کیلب ایستون هست.

‫پسر جی ایستون.

‫آره، پدرش میلیاردره.

‫چرا به من میگن یه کارآگاه قتل از بروکلین

‫نظر تو رو راجع به یه مرگ ناشی ‫از مصرف بیش از حد می‌خواد؟

‫برام مهم نیست تو پلیس نیویورک چی کار کردی.

‫تو اون پلیس سابقی.

‫شنیدم درخواست گروه من رو کردی.

‫فقط اطلاعاتی درباره آدریان مورادو می‌خوام.

‫به قاچاق دخترها شک داشتی.

‫جزئیات مرگش شبیه قتل اخیر کیلب ایستونه.

‫هر دو قربانی یه دوست دختر داشتن ‫که هیچ کس ندیده بودش

‫و هر دو بار دوست دختر ناپدید شده.

‫نمیتونه همون زن باشه.

‫چرا یه تبهکار سابق رو بکشه ‫ و بعد یه سال بعد،

‫همین کار رو با پسر جی ایستون بکنه؟

‫این دو تا آدم چه ربطی به هم دارن؟

‫من جینیم. راهی هست که بتونی ‫کمکم کنی کارت شناسایی بگیرم؟

‫الیور چارلز کیه؟

‫وکیل متمول و خوشگلی که می‌خوای گیر بیاری.

‫یه زن رو دیدی

‫که نیمه‌شب وارد خونه همسایه‌تون میشه؟

‫خب، من صورتش رو ندیدم.

‫ولی یه خالکوبی داشت. ‫یه گل قرمز کوچیک.

‫درباره‌ات تحقیق کردم.

‫یه سال پیش تو این بیمارستان بودی.

‫دوست پسر پلیست یه کم تو رو زد؟

‫قربانیان خشونت، خشن‌ترین هستن.

‫تو اینطور فکر نمیکنی؟

‫دیشب واقعاً بهم ریختگی درست کردی.

‫لعنتی. خیلی باحال بود.

‫کاش میتونستیم همه روز رو ‫همینجا بمونیم و این کارو بکنیم.

‫- نمیتونیم؟ ‫- این هفته خیلی شلوغم.

‫ولی، میدونی، شاید بتونیم ‫زودتر دوباره همدیگه رو ببینیم.

‫بذار بدرقه ا‌ت کنم. برات اوبر میگیرم.

‫اینو با خودم ببرم؟

‫آره، اون مال توئه، و یه نسخه هم پیش منه.

‫ولی، گوش کن.

‫م-من واقعاً از این کار لذت بردم.

‫خیلی زیاد.

‫اینجا نوشته که نمیتونم هیچی درباره‌ات بگم.

‫نمیتونم کاری کنم که بهت آسیب بزنه ‫وگرنه نابودم میکنی.

‫مثل اینه که مالک منی.

‫نه، فقط، میدونی، اینجا نوشته که ‫نمیتونی هیچ اطلاعاتی رو به اشتراک بذاری،

‫و یه بند مسئولیت هم هست، ولی...

‫می‌خوام مالک من باشی.

‫می‌خوام مال تو باشم.

‫ببین.

‫من فقط یه وکیلم، باشه؟

‫و میدونم که دیشب خیلی مواد زدیم.

‫ولی من زیاد اهل کارای عجیب و غریب نیستم.

‫چی میشه اگه من فقط، مثلاً...

‫همه روز رو اینجا بمونم...

‫و منتظر بمونم تا تو به خونه بیای؟

‫م-من نمیتونم.

‫تو دوربین داری. میتونی نگاه کنی.

‫مطمئن بشی که کار اشتباهی نمیکنم.

‫من نمی‌خوام کلید خونه‌ام رو بهت بدم.

‫کلید نمی‌خوام.

‫می‌خوام زندانی بشم.

‫خدایا.

‫ببین، م-من باید برم، باشه؟

‫ولی...

‫هی، میدونی، می‌خوام برهنه باشی.

‫و تمیز کنی.

‫کل خونه لعنتی من رو تمیز کن.

‫وقتی کیلب ایستون به قتل رسید،

‫با یه زنی رفت و آمد داشت ‫ که خالکوبی خشخاش روی شکمش بود.

‫حالا، به دختر تو فیلم خواربارفروشی ‫ با آدریان مورادو نگاه کن.

‫همون خالکوبی رو داره. همون دختره.

‫- یه چیزی هست. ‫- میدونم.

‫- ولی کافی نیست. ‫- آره.

‫یه خالکوبیه. آدما خالکوبی‌های مشابه دارن.

‫این برای اثبات اینکه همون زنه کافی نیست، ‫و خودت میدونی.

‫پچ پچ میگی؟ چی شده؟

‫آره.

‫همون دلیلی که تو از ‫توی ماشینت با من حرف میزنی.

‫سروانم نمی‌خواد این کار رو بکنم.

‫جی ایستون بیمارستان‌هایی به اسم خودش داره.

‫همه جور پولی به ‫صندوق‌های بازنشستگی پلیس میده.

‫نمیتونیم پسرش رو به ‫ آدریان مورادوی لعنتی ربط بدیم،

‫یه مظنون به قاچاق جنسی، ‫فقط بر اساس یه خالکوبی؟

‫هیچ کس ما رو جدی نمیگیره مگه اینکه بتونیم

‫ارتباط بیشتری بین این دو تا پیدا کنیم.

‫من ایستون رو کامل بررسی کردم، ‫چیزی پیدا نکردم.

‫کیلب ایستون پاکه.

‫صبر کن.

‫یه بار ماشینش رو دزدیده بودن گزارش کرده.

‫این رو برام فرستادی؟ بفرستم برام.

‫راستی، اِمی من رو به یه مهمونی ‫ این آخر هفته دعوت کرده. تو میری؟

‫چی؟

‫میری به مهمونی نامزدی خواهرت؟

‫خب، یه ارتباطی بین کیلب ایستون ‫و آدریان مورادو پیدا میکنیم.

‫میتونم با خانواده کیلب حرف بزنم؟

‫میری به مهمونی نامزدی خواهرت؟

‫میتونم با خانواده کیلب حرف بزنم؟

‫الان وقتش نیست.

‫بعداً باهات حرف میزنم لعنتی.

‫آره، خوب بازی کردی.

‫چی؟

‫نورا واشینگتن، رئیس C20، ‫درخواست کرده که یه ارزیابی

‫از قتل کیلب ایستون رو بخونه.

‫پس، نظر من رد شد.

‫پشت سرم حرکت کردی، و جواب داد.

‫- من پشت... ‫- بنویسش.

‫تمومش کن.

‫الیور یکی از شرکای ماست.

‫هی، سلام.

‫سلام. از ملاقاتتون خوشوقتم.

‫کارهای بی‌بیش زیادی انجام میده

‫حمایت از آموزش دختران در سراسر جهان.

‫میدونی، این برای من خیلی مهمه،

‫مخصوصاً به عنوان پدر یه دختر،

‫- که نسل بعد رو بالا ببرم. ‫- بله.

‫آموزش دختران فقط...

‫یکی از بهترین راه‌هایی که داریم

‫برای محافظت از آینده‌مون.

‫اقتصاد رو تقویت میکنه.

‫جوامع قوی می‌سازه.

‫یه لحظه بهم بدین.

‫الان به اینا نیاز دارم ‫تا ایمیل‌هام رو بخونم. دارم پیر میشم.

‫باشه.

‫جینی؟

‫کجایی؟

‫هی، جینی.

‫لعنتی.

‫منتظرت بودم.

‫دراز بکش.

‫و تکون نخور. می‌خوام بهت نگاه کنم.

‫اینطور به من نگاه نکن.

‫م-کجا میری؟

‫هی، جینی.

‫میام اونجا تا بیارمت بیرون.

‫نه!

‫یالا.

‫جینی.

‫وقتی پلیس بودم فرق میکرد.

‫این همه کاغذبازی نداشتیم.

‫وقت نداشتیم. فقط سعی میکردیم ‫ پرونده‌ها رو ببندیم.

‫م-من مربیای زیادی نداشتم.

‫ولی اینجا، حتی نمیتونم بهش بگم ‫پرونده مگه اینکه ثابت کنم پرونده‌ست.

‫این هنوز پرونده نشده.

‫میدونم. یه ارزیابی از یه پرونده‌ست.

‫به اطلاعات پس‌زمینه بیشتری ‫نیاز داری. جزئیات.

‫تنها ارتباط بین این دو قتل

‫یه دختر تو یه فیلم از سال ۲۰۱۲ هست.

‫و تو حتی با افسری که

‫گزارش خواربارفروشی رو ‫نوشته مصاحبه نکردی؟

‫- گزارش رو خوندم. ‫- چرا باهاش حرف نزدی؟

‫اسمش تیم بیکره.

‫آره، و کارآگاهی که باهاش کار میکنم میشناسش.

‫تو مأمور اف‌بی‌آی هستی، بیخیال.

‫تیم.

‫فقط چند دقیقه وقت دارم. باید برم دادگاه.

‫سلام. آلیس بلک. مأمور ویژه هستم،

‫ولی در واقع قبلاً با دنی کلی ‫در قتل کار میکردم.

‫دنی لاغروندی؟

‫- آره. ‫- هنوز باورم نمیشه کارآگاه شده.

‫- منم همینطور. ‫- گوش کن، خوشحال میشم کمک کنم،

‫ولی این گزارش، چی بود، ۱۴ سال پیش؟

‫م-من رو صاحب خواربارفروشی خبر کرده بود.

‫یه مزاحمت بود. یه مرد و یه زن.

‫یه نوجوان.

‫و مرد گفت پدرشه.

‫به من گفت دنبالش میگشته.

‫اون های بود و به جایی نیاز داشت تا بخوابه.

‫و دختر به من گفت می‌خواد پیش پدرش بمونه.

‫ما اون موقع راجع به این حرف زدیم، نورا.

‫منظورم اینه که نمیدونستم ‫تو داری این پسر رو بررسی میکنی.

‫دلیلی نداشتم فکر کنم ‫که داره به من دروغ میگه.

‫روبه‌روی خواربارفروشی چی بود، تیم؟

‫- نورا. ‫- خواربارفروشی روبه‌روی یه جای سکس بود

‫به اسم کاندلایت لانژ،

‫جایی که پلیسا دوست دارن برن ‫تا فشارشون رو کم کنن.

‫- درسته؟ ‫- فکر میکنی هیچکدوم از رفقای فدرالت

‫نرفتن اونجا تا سکس دستی بگیرن؟

‫کاندلایت لانژ، اسم مسخره‌ای نیست؟

‫فکر نمیکنی میتونستن یه کم خلاق‌تر باشن؟

‫- میدونی، من به عنوان لطف اومدم اینجا. ‫- کاندلایت کلاب.

‫- جناس داری. ‫- داری با من

‫مثل یه خلافکار لعنتی رفتار میکنی. تموم شد.

‫- هپی هاوس. ‫- تیم، تا حالا تأیید کردی

‫که اون پدرش بوده؟

‫همه چیزی که میدونم تو گزارشه. ‫و ۱۴ سال پیش بود.

‫به من گفتی که تحقیق در مورد ‫آدریان مورادو رو یادت نیست.

‫داشتم راجع بهش تحقیق نمیکردم.

‫داشتم سعی میکردم ‫این سالن‌های ماساژ لعنتی رو ببندم.

‫ولی قوانین مثل تار عنکبوتن ‫که مگس‌های بزرگ ازش رد میشن

‫و کوچیکا گیر میکنن.

‫ای-این یعنی چی؟

‫فکر کنم بالزاک می‌خواست بگه ‫ پلیسا هم به سکس دستی نیاز دارن.

‫- کار اجرای قانون شغل پراسترسیه. ‫- چرا به من اعتماد نداری؟

‫چون نمیدونم هنوز پلیسی یا نه.

‫- معلومه که نیستم. ‫- شما همه تو محله‌های پلیسی بزرگ شدین

‫و به مدرسه‌های پلیسی همون رفتین، ‫و مراقب همدیگه هستین.

‫ولی تو رفتی. این چیزیه که نمیتونم بفهمم.

More Farsi/persian subtitles for Furious

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left