Ang unang 200 linya.
سی نما تقدیم میکند
«تـرجمـه از سینا اِن وی» sina_n_v
سلام.
همه جا رو دنبالت میگشتم.
چه مدت پیش شب زنده داری رو ترک کردی؟
همین تازگی.
باشه.
ژاکت خوبیه.
اوه،لعنتی،این ...
مال بِن ـه.اون بهم داد و من یادم رفت بهش پس بدم.
اوه،دیگه چی بهت داده؟
در مورد چی حرف میزنی؟
تو در مورد چی حرف میزنی؟
باشه،میدونی چیه؟
من واقعا خستهم،و فکر میکنم تو در نیمه ی تاریکِ مست بودن هستی.
من فکر میکنم در نیمه ی تاریکِ حقیقت هستم.
باشه،نمیدونم این یعنی چی؟
- ببین،بیا فقط ... - در موردش فکر کن.
نمیتونم،اصلا با عقل جور درنمیاد.
پس بیا ... چرا این قضیه رو بیخیال نمیشیم؟
من فقط دو دقیقه زمان نیاز دارم تا حس نکنم دیوار ها دارن رو سرم فرو میریزن.
- خیلی خُب،پس بیاین ... - چرا ماشین استیو وود دست تو بود؟
چون ...
پس همینطوری بهت داد؟
آره.
کی آخه به یه نفر مرسدس 80 هزار دلاری میده؟
سوال تکمیل کننده ی خوبی ـه، و من بهش جواب میدم.
جواب اینه که ...
من داشتم یه معامله ی بزرگ رو با استیو جوش میدادم.
و اون لحظه ی آخر کنار کشید.
پس احساس بدی پیدا کرد ...
آره،خیلی بد.
آره،پس اون ماشین رو یه جورایی به عنوان یه عذر خواهی واسه کنار کشیدنش داد.
اون واقعا سخاوتمند ـه.
بعدش ناپدید میشه ...
... و ما هنوز انتقال مالکیت نداده بودیم.
پس گذاشتمش تو گاراژ.
تا وقتی اون چیزا اتفاق افتاد. که ممکن بود ...
خیلی خیلی سال ...
- و حتی شاید اصلا اتفاق نیفته. - نه.
خُب،چطور آتیش گرفت؟
خُب،روشن نمیشد.
و بعدش مامانت اونو جاده ول کرد.
آره،چون فکر کردم مشکلی پیش نمیاد.
میدونی که مردم چقدر دوست دارن ماشین های کنار خیابون رو آتیش بزنن.
نه واقعا.
آره،واقعا. مردم عوضی هستن.
آره.ناراحت کنندهس.
خُب،پس نباید بریم پیش پلیس؟
درسته؟حداقل بهشون بگید استیو ماشین رو نمیروند.
کار درست همینه،درسته؟
- راستش من ... - یا نه؟
- هی،من دوست دارم کار درست رو انجام بدم. - منم همینطور.
ولی،بچه جون ...
ما میریم پیش پلیس،
قراره مجبور بشیم بگیم که
تو داشتی رانندگی میکردی
و تو ممکنه تو دردسر بیفتی.
و ممکنه هیچوقت
- نتونی گواهینامه بگیری. - نه.
حق با توئه.
- اوه،لعنتی. - آره.
- آره. - آره.
من متاسفم.
اوه،عزیزم،عزیزم،درک میکنم،درک میکنم. من متاسفم.
- من متاسفم. - منم همینطور.
- ولی اشکالی نداره. - همینطوره.
ما هممون گند میزنیم،میدونی
- هممون گند میزنیم. - همه و خیلی هم زیاد.
باشه،خُب ...
آره.
فقط همه ی تقصیرهارو گردن خودت ننداز. میدونی که منظورم چیه؟
منظورم مسئولیت کارهات ـه. شب بخیر عزیزم.
- خوب بخوابی. - شب بخیر.
اوه خدای من،دارم بچه ی خودمو دیوونه میکنم.
دارم بهش دروغ میگم. دارم همیشه به همه دروغ میگم.
باشه،ولی میدونی چیه؟ نیمجبور نیستی به من دروغ بگی.
باشه؟
دیدم که داشتی بِن رو میبوسیدی،باشه؟
اون ... اون منو بوسید.
هیچ معنی ای نداشت.
باشه،ولی به نظر یکم غیر منصافه میاد.
چون تو بهم گفتی نمیتونم با میشل قرار بذارم.
به خاطر نزدیکی به پرز.
ولی بعدش خودت میتونی با بِن عشق بازی کنی.
باشه،خُب،من قرار نیست دیگه باهاش عشق بازی کنم.
خُب،این خیلی بده.
چون تو دنیای عادی شما دوتا زوج خیلی خوبی میشین.
خُب،ما تو دنیای عادی زندگی نمیکنیم.
دیگه نه.
و اون بِن ـه.
برادر لعنتی استیو ـه.
برادر دوست داشتنی استیو ـه.باشه؟
هی،میدونی چیه؟ چیزای دیوونه کننده تری هم اتفاق افتاده.
نه،راستش اینطور نیست.
ببین،اون صبح میاد تا به چندتا خونه واسه اجاره کردن نگاه کنه.
و من قراره بهش بگم اون یه اشتباه بود.
و من نمیتونم دیگه باهاش کار کنم.
اگه اون منظوری نداشته
- چرا دیگه نمیتونی باهاش کار کنی؟ - ببین،من بِن رو نمیخوام.
من هیشکی رو نمیخوام.
من دیگه کاری با اینجور چیزا ندارم.
خُب،من نه.
و چی؟ما دیگه قرار نیست دوباره شاد باشیم؟
فقط واسه اینکه ...
چندتا کارِ بد کردیم،
دیگه سزاوار عشق نیستیم؟
تو هستی.
تو سزاوار عشق ای.
- تو هم همینطور ... - نه.
اوه خدای من،نمیدونم.
من میدونم.
ببین،اگه میخوای با میشل باشی
نمیتونم جلوتو بگیرم.
من میخوام هر چیزی رو که بخوای داشته باشی.
باشه؟فقط ...
از پرز دور باش.
باشه؟
- باشه. - فقط اینقدر همه چی رو به همه نگو.
من قراره خیلی مراقب باشم.
- باشه. - باشه.
- من دوسِت دارم. - من دوسِت دارم.
جدی میگم،چیزی نگو.
- باشه. - باشه؟
چون تو خیلی میتونی دهن لق باشی.
من قرار نیست دهن لقی بکنم.
- ممنون. - باشه.
تو مَستی.
فقط یکم. این کار باعث شد یکم هوشیار تر بشم.
- همینطوره،یه جورایی خودتو جمع جور کردی. - ممنون.
خط ویژه ی رسیدگی به پرونده ی استیو وود.
خانم.
آره.
خانوم،من نمیتونم بفهمم چی میگی.
میخوام که از آشغال خرد کن فاصله بگیری.
آره،همون آشغال ...
- مردِ من. - اوه،رئیس هَستینگ.سلام.
چطور پیش میره؟
مدرک محکمی به دست اومده؟
محکم رو شرح بده.
منظورم اینه،گم شدن یه نفر در حالیکه برادر دوقلوش داره همینطوری بیرون میچرخه.
چالش های مخصوص به خودش رو داره.
خُب،اگه واسه چالش آماده نیستی، میتونم یکی دیگه رو بذارم سر این کار،بریگر.
اینو نگفتم.
من فقط میگم این قضیه ی جایزه فریبندهس.
100 هزار دلار باعث میشه مردم اون چیزی رو که دوست دارن ببینن.
خُب،چیزی که من میخوام ببینم،یکم عدالت در حق استیو وود ـه.
اون یه مرد خوب از یه خانواده ی خوب ـه.
پس چرا افبیآی در رابطه با پولشویی دربارش تحقیق میکنه؟
سوال بهتر اینه که
چرا نامزد سابقش اونو لو داد و بعد حسابشو خالی کرد؟
اوه،این یه سوال دیگهس، مطمئن نیستم این سوال بهتری باشه.
بهتر ـه.
جودی هِیل یه آدم بد اخلاقِ آب زیرکاه ـه که فقط دنبال پول ـه.
حدسم اینه که بخاطر انتقام باشه.
واقعا؟
فکر میکنی یه معلم هنر های دستی وبرای سالمندان مظنون بهتری از
مافیای یونانی باشه که واسش کار میکرده؟
مافیای یونانی.
پرِگر.
دوباره که کنترلت رو از دست نمیدی،مگه نه؟
تلفن رو جواب بده داداش.
دارم در موردت نگران میشم.
من داداشت نیستم رفیق.
خط ویژه ی رسیدگی به پرونده ی استیو وود.
رو اسب دیدیش؟
چه نوع اسبی؟
- سلام. - سلام.
سلام.
من سعی کردم زنگ بزنم ولی فکر کردم باید شخصا بیام.
مشروب خوردی؟
البته.
بیدارت کردم؟
آره.
اوه.
میخواستم بهت بگم نمیتونم در موردت فکر نکنم.
و من متاسفم که دیروز اونطوری احمقانه رفتار کردم.
و نباید تورو پس میزدم.
جودی،این ...
ببین،فکر میکنم شاید بهتره یکم استراحت کنی.
هوشیار بشی.
و در مورد چیزی که واقعا میخوای،فکر کنی.
نه،من میدونم واقعا چی میخوام.
واقعا؟
من دوسِت دارم میشل.
من واقعا دوسِت دارم.
میخواستم با یه بوم باکس رو سرم بیام، درست مثل فیلمِ"هرچی خواستی بگو".
ولی میدونم اینکار دیگه از مد افتاده.
کاملا از مد افتاده ولی من ممکن بود دوسِش داشته باشم.
لعنتی،میتونم برم دوباره برگردم.
نه،حس و حالش رو درک میکنم.
من فکر میکنم تو خیلی باهوش
با نمک،زیبا و جذاب و ... هستی
غذات فوق العادهس.
و چشمات خوشمزهس.
و من واقعا میخوام بوسِت کنم الان اگه بهم اجازه بدی.
هم اتاقیت خونهس؟
- اون تو شیفت شب ـه. - اوه،عالیه.
- سلام. - سلام.
اینا واسه توئه.
No comments yet. Be the first to leave one.